محمد جعفر بهداد
افراد و جریانهایی که از نظریه «جدایی دین از سیاست» جانبداری میکنند، اتفاقا وقتی پای تحکیم قدرتشان در عرصه سیاسی به میان میآید، آنچنان از عامل مذهب بهرهبرداری میکنند که از مذهبیهای دو آتشه هم جلو میزنند.
انجمن حجتیه و سکولارهای چپنما ـ هر دو ـ طرفدار «جدایی دین از سیاست» هستند، اما این دو جریان برای حفظ موقعیت و نفوذ خود در ساختار قدرت، بنا به شرایط مختلف، هم از دین و هم از سیاست استفاده میکنند.
مروری بر عملکرد حجتیهایها و چپنماهای سکولار نشان میدهد این عناصر برخلاف چهرههای سیاسی یا مذهبی که از خود ترسیم سیاست یا مذهب عادت کردهاند که ربطی به گرایشهای عقلی یا نقلی ندارد.
انجمن حجتیه در آموزههای خود بیآن که رسما اعلام کند، در عمل از سه عنصر «عقل»، «اجماع» و «قرآن» به نحوی دوری میکند و صرفا به «حدیث» اعتنا دارد که این امر سبب میشود تا ایشان در سلک «اخباریون» تعریف شوند. حجتیهایها علیرغم این ادعا که سیاست، آن را جدا از مذهب میدانند، در عملکرد خود، هم تا عمق سازمانهای سیاسی نفوذ میکردند و هم فارغ از تمایلات اخباریگری، به جرگه عرفان نمایی وارد میشدند.
واقعیت آن است که میتوان گفت حجتیهایها و چپنماهای سکولار، آرمان ثابت و مشخصی ندارند، بلکه قصد اصلیشان به دست گرفتن تمام یا بخشهایی از حکومت و قدرت سیاسی است. بنابراین، با هدف یارگیری از میان مردم، مطابق میل گروههای مختلف از سیاست یا مذهب دم میزنند تا نهایتا راهی به اصطلاح دموکراتیک برای نفوذ به ساختار قدرت پیدا کنند.
خداوند بر درجات امام راحل بیفزاید که درباره جریانهای طرفدار جدایی دین از سیاست میفرمود اینها دین ندارند، ولایت ندارند. حتی یک بار تاکید فرمودند این جریانها اگر وارد جرگه مردم شوند، دست و پایشان شکسته میشود.
آنهایی که سیر ظهور و فراز و نشیب گروههای موسوم به حجتیه و چپنماهای سکولار ـ با جریان موسوم به چپ اشتباه نشود ـ را زیر نظر داشته یا درباره مجموعه تحرکات آنها مطالعه کردهاند به خوبی میدانند که این هر دو یک جریان با دو ماموریت هستند. یک شاخه مامور جذب آرای مذهبیهاست و شاخه دیگر مامور جلبنظر سیاسیون میباشد، و گرنه در هنگامه رویدادی مثل انتخابات سوم تیرماه، حجتیهایها و سکولارها حتی با بهرهگیری از رسانههای استکباری در اروپا و آمریکا، با تمام توان در برابر گرایش سونامی گونه ملت ایران ایستادند تا مبادا اصولگرایان با شعار اسلام ناب محمدی (ص) و دولت اسلامی بر اریکه سیاستگذاری و اجرایی کشور تکیه میزنند.
امروز روند عصبانیت و دشنامگویی جریان مذکور علیه دولت اصولگرا خیلی زود عملیاتی شده و عناصر این جریان التقاطی تنها دو ماه و نیم پس ار روی کار آمدن کابینه احمدینژاد، آشکارا به میدان ناسزا گفتن و تحقیر دولت مردمی و تحولگرا وارد شدهاند.
دولت نهم، اگرچه کار خود را تا حدودی با بیتجربگی آغاز کرده و انتقاداتی هم بر عملکرد آن وارد است، اما هر چه باشد، عزم جدی بسیاری از دولتمردان برای تغییر سیاستهای غیرمنطبق با آرمانهای انقلاب اسلامی در عرصههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جای خرسندی و امیدواری است.
آنهایی که با بزرگنمایی برخی اشکالات، مجموعه بزرگ دولت و جبهه اصولگرا را به بیعرضگی متهم میکنند، همان بهتر که دکان عرفانبازی را گرم نگه دارند و روندی را که با حضور در محفل شبه عارفانه «...»، تنها مخالف استیضاح بنی صدر در مجلس اول آغاز کردند، امروز با مشارکت در منزل «...» ادامه دهند.
اگر فیلم محفل جدید جریان فوق را بتوان از تلویزیون پخش کرد، همگان بیش از گذشته خواهند فهمید که عناصر سرشناس مدعی عقلگرایی،ر سکولاریزم و تکنوکراسی چگونه در کنار لاییکها، پولدارهای کلهگنده و طبقه رفاهزدگان، فارغ از مشکلات جامعه و گرفتاریهای مردم به نوعی عرفان نمایی غیر اسلامی، مضحک و خلسهآور مشغولند و البته در همان زمان سربازان پیاده نظامشان در محیط مقدس دانشگاه تهران دانشمند فرهیخته و متعهدی همچون آیتالله عمید زنجانی را مورد هجوم ددمنشانه و قرون وسطایی خود قرار میدهند.
خدا کند دولت و مجلس اصولگرا با همگرایی عالمانه و منطقی، راه بهانهجویی و توهمپراکنی عافیتجویان و فرصتطلبان را سد کنند، و گرنه آن همه زحمت و مرارت مردم برای تغییر مناسبات ناسالم سیاسی و اقتصادی دو دهه گذشته بینتیجه میماند.
اگر اصولگرایان حاضر در قوای سهگانه به مشورت با یکدیگر برای ساماندهی امور جامعه و سازماندهی جدید ساختار قدرت روی آورند، بهترین پاسخ را به اعتماد و امید ملت خواهند داد.