تاریخ انتشار : ۰۳ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۲:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۱۸۸۱۳۵

یکی از دلایلی که مقامات آمریکایی قادر به فهماندن دیدگاه‌ها و نگرانی‌های خود به ایرانیان نیستند این است که شیوه صحیح مذاکره با آنها را نمی‌دانند.
یکی از نمونه‌های این شیوه نادرست انتشار اتهاماتی توسط کمیته روابط خارجی سنای آمریکا در 19 می‌بود.
این کمیته بیانیه اعتراض‌‌آمیز خود را با این عنوان آغاز کرد "ایران: توسعه سلاح‌های کشتار جمعی تروریسم و دموکراسی".
پیداست که چنین اصطلاحاتی از جانب گروه‌های به شدت مخالف با ایران علیه این کشور به کار برده شده است.
این اتهاماتی نوعی بزرگ‌نمایی از بی‌قانونی‌ها در ایران است و تنها نتیجه‌ای که در بردارد این است که راه‌های هم‌اندیشی و رسیدن به تفاهم میان آمریکا و جمهوری اسلامی ایران را دشوارتر می‌سازد.
با در نظر گرفتن اقدامات بی‌حاصلی چون انتشار این‌گونه بیانیه‌ها و اتهامات به این نتیجه می‌رسیم که اگر آمریکا به راستی درصدد تحت تاثیر قرار دادن مقامات ایران و تغییر سیاست‌های ایران در همه زمینه‌هاست تمامی نهادهای دولتی این کشور باید استراتژی دیگری در برابر ایران برگزینند.
لازمه این کار آشنایی با راه‌های مذاکره و چگونگی برقراری ارتباط با ایرانیان است.
هر چند که این راهکارهای اساسی فراتر از توانایی‌های هر دو طرف در برقراری ارتباط است.
یکی از اصول کلی در سیستم مذاکرات ایران این است که تنها اعضایی حق اظهارنظر و بیان خواسته و تقاضا از طرف مقابل را دارند که روابطی قدیمی و طولانی مدت با یکدیگر داشته باشند.
برای آغاز یک ارتباط باید نقش هر یک از طریق مذاکره روشن باشد، به این معنی که چگونه هر یک، از طرف دیگر حمایت می‌کند.
در روابط دوجانبه چنانچه یکی از دو طرف مذاکره که از نظر سیاسی در موقعیتی پایین‌تر قرار دارد از طرف دیگر که دارای موقعیتی برتر است تقاضای امری را بکند این طور تلقی می‌شود که وی قصد قدرت‌طلبی داشته است.
تمامی گروه‌های مذاکره‌کننده در ایران به شدت به این اصل پایبند هستند و به شدت با قدرت‌طلبی طرف مقابل مخالفت می‌کنند حتی اگر یکی از دو طرف مذاکره‌کننده سرانجام ناچار به موافقت شود.
باز هم نتایج مطلوبی به دست نمی‌آید زیرا این اجبار و اکراه تا مدتی موجب رنجش خاطر شده و طرف موافقت‌کننده همیشه به دنبال فرصتی برای تلافی خواهد بود.
آمریکا و ایران هم‌اکنون هیچ‌گونه روابط رسمی با یکدیگر ندارند.
بنابراین هرگونه خواسته آمریکا از ایران چه به طور مستقیم و با توسل به زور و تهدید عنوان شود و چه برای بیان آنها از اتحادیه اروپایی کمک گرفته شود باز هم با مخالفت شدید ایران روبه‌رو می‌شود و با اصرار هر چه بیشتر بر این خواسته‌ها مقاومت نیز بیشتر می‌شود.
اروپا نیز که روابط رسمی با ایران دارد در صورتی شانس موفقیت در مذاکرات با ایران را دارد که مقامات ایرانی آنها را دست نشانده آمریکا ندانند.
تنها راه آمریکا برای پیشبرد منافع خود در مذاکرات با ایران این است که علیرغم میل خود با شرایط کنار بیاید و به طور مستقیم با جمهوری اسلامی ایران وارد مذاکره شود.
با این که بسیاری از احزاب دولت کنونی آمریکا ـ و مطمئنا بسیاری از مقامات ایرانی ـ به شدت با این امر مخالف‌اند اما اهداف سیاسی موجب از سرگیری چنین مذاکراتی خواهد شد.
با توجه به ناآگاهی آمریکا از چگونگی انجام این نوع مذاکرات پیچیده با ایرانیان پیشبرد موفقیت‌آمیز این مذاکرات بستگی به جسارت ایرانیان در آغاز گفت‌و‌گوها و سرانجام موفقیت در آن دارد.
آقای هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور پیشین ایران از تجربه کافی در برخورد با آمریکایی‌ها را دارد.
وی در ماجرای ایران ـ کنترا (اشاره به ماجرای مک فارلین) نقش فعالی داشت و باهوش و ذکاوت سیاسی خود به خوبی از عهده این مشکل برآمد.
وی با اطمینان اعلام کرده است که با آمریکا ارتباط برقرار خواهد کرد و این امر هیچ مشکل سیاسی در کشور برای وی ایجاد نخواهد کرد. ادعایی که کمتر از جانب سیاستمداران ایرانی شنیده می‌شود و بدیهی است که در داخل کشور افراد بسیاری با طرز تفکر او مخالف‌اند ـ اما سیاستمداران واقع‌گرای کشور معتقدند که او می‌تواند روابط ایران و آمریکا را از سر بگیرد اتفاقی که به عقیده آنها سرانجام در آینده رخ خواهد داد.
واشنگتن ناچار خواهد بود که از نو چنین فردی را با چنین دیدگاهی از میان سیاستمداران بنام ایران پیدا کند.
با این حال آقای رفسنجانی یک سیاستمدار با تجربه است.
کارل روو (kARL Rove) با این که از نظر سیاسی با آقای رفسنجانی هم عقیده است اما باز هم از نظر هوش و ذکاوت سیاسی به او نمی‌رسد.
وی اعلام کرده است در صورت پیروزی در انتخابات رابطه ایران ـ آمریکا را بهتر خواهد کرد اما برقراری رابطه با وی کار آسانی نخواهد بود.
آقای رفسنجانی هیچ‌گاه کاری نمی‌کند که از نظر دیگران دست نشانده آمریکا تلقی شود.
بنابراین واشنگتن سعی می‌کند به سرعت و با احتیاط به اظهارات وی پاسخ دهد.
این موقعیت تلاش‌های ناموفق مادلین آلبرایت و دیگر سیاستمداران آمریکایی را در برقراری روابط دیپلماتیک با ایران به ثمر خواهد رسانید.
آمریکا و ایران هم‌اکنون به فردی همچون آقای رفسنجانی نیاز دارند. بدون انجام یک سری مذاکرات رو در رو روابط این دو کشور همچنان تیره خواهد ماند و ملت آمریکا "دوباره و چندباره با این پاسخ ناامیدکننده و مزورانه از جانب محافل جهانی روبه‌رو می‌شود که" تمامی تلاش خود را کردیم.