تاریخ انتشار : ۱۶ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۲:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۱۸۸۱۶۲

تنظیم و تلخیص: محسن آلوستانی مفرد
این سوال که انتظار بشر از دین چیست از جنبه‌های گوناگون قابل بررسی است اینکه آیا بشر باید انتظار خود را از دین روشن سازد و یا دین خود باید بگوید که پاسخگویی کدامیک از انتظارات بشر است سوالی جدی و قابل تامل است برای بررسی این موضوع باید واژه‌های دین، بشر، انتظار به دقت تحلیل شوند و گرنه بر ابهامات موضوع افزوده خواهد شد. درست است که در باب دین، تعریف واحدی وجود ندارد و نظام‌های اعتقادی بسیار، عنوان دین را برخود نهاده‌اند اما اگر معیار خود را وحی قرار دهیم یعنی هر آنچه را که مبتنی بر وحی این دین تلقی کنیم پاسخ به سوال فوق متفاوت از آن خواهد بود که هر نظام اعتقادی را دین بنامیم. و اگر در ابتدا آموزه‌های وحی را به عنوان دین بپذیریم و سپس براساس عقل و اندیشه، دین تحریف نشده را جستجو کنیم، در آنصورت باید به خود دین رجوع کنیم تا ببینیم که آن دین عهده‌دار پاسخگوئی به کدامیک از نیازها و خواسته‌های بشر است. به بیان دیگر دلایل عقلی سوال اولی‌ها را به سوال دیگری تبدیل خواهد کرد. یعنی این سوال که دین برای پاسخگوئی به چه نیازهایی بر پیامبران وحی شده است وقتی که واژه بشر را به کار می‌بریم باید مراد خود را از آن مشخص کنیم آیا هر فردی خود انتظاراتی را برای خویشتن در نظر گیرد و برای پاسخگوئی به آنها به سراغ دین بروند یا مراد نوع بشر است که در این صورت دلایل عقلی باید پاسخگوی این سوال باشد که نوع بشر چه نیازی به دین دارد و چرا بشر باید دین خاصی را برای خود انتخاب بکند. و در مورد انتظار از آن نیازهای بشر است؟ در آن صورت آیا نباید نیازهای بشر را دسته‌بندی کرد؟ آیا نباید ملاکی برای نیازهای حقیقی از کاذب ارائه داد. پس بحث بر سر این است که ما چه انتظاری از دین داریم چرا به دین خاصی رجوع می‌کنیم؟" آیا پاسخ پرسشهایی را که از جای دیگر نمی‌توان به دست آورد باید با رجوع به دین به دست آورد؟ چه لزومی دارد دین به پرسشهای ما پاسخ بگیرد؟ آیا بشر برای همه خواسته‌هایش باید از دین کمک بگیرد؟ متفکران از زوایای گوناگون به بررسی پرسشهای فوق پرداخته‌اند روان‌شناسان انتظار بشر از دین را برای برقراری آرامش روحی می‌دانند. مشکلات و مصایب زندگی از جمله اموری است که بشر همواره با آن روبه‌روست پذیرش دین موجب رفع اضطرابها و نگرانیها و مهار آنها می‌شود. (1)
ماکس وبر که یکی از سردمداران جامعه‌شناسان است معتقد است که دین جهان را برای بشر درک‌پذیر می‌سازد. وی طرفدار عقلانیت در قلمرو دین است و آن را به معنای حذف جنبه‌های جادوئی دین و رفع تناقضها و ابهامهایی می‌داند که دین به عنوان راه رستگاری ارائه می‌دهد. و بشر با رخدادهای چون مرگ، خواب و بلایای طبیعی روبرو می‌شود که او را به سردرگمی می‌کشاند و دین این امور شگفت‌انگیز را برای بشر توجیه‌پذیر می‌سازد. (2) دیدگاه کسانی چون آقای مصطفی ملکیان در گروه جامعه‌شناسان قرار می‌گیرد. ایشان دین را مجموعه تعالیم و احکامی می‌داند که منشاالهی دارد خواه و حیانی باشد و خواه عرفانی. با این تعریف علاوه بر اسلام و مسیحیت و یهود باید آیینهایی چون بودا و تائو و.. را نیز دین تلقی کرد. (3) آقای ملکیان انتظار بشر از دین را معنادهی به دردها و رنجهای بشری می‌داند. توضیح آنکه ما همواره با رنجهایی روبرو هستیم که آدمی نمی‌تواند علل آن رنجها را از میان ببرد اما می‌تواند آنها را تحمل‌پذیر سازد انتظارها از دین در واقع این است که به درد و رنجهای ما معنا بدهد و با معنا دادن به آنها وضح حال ما را مطلوب سازد. (4)
در بحث از دیدگاه جناب ملکیان باید به دو نکته توجه داشت: 1 ـ ایشان دین را به معنای وسیع می‌گیرند به طوری که شامل ادیان و حیانی و غیر وحیانی می‌شود در حالیکه در بحث از انتظار بشر از دین باید میان آنها تمایز قایل شویم.
2 ـ اگر بنا باشد که از دین فقط این انتظار را داشته باشیم که رنجهای بشری را تسکین دهد دین به حد عرفان فرد کاسته خواهد شد و اکثر کسانی که امروز بحث انتظار بشر از دین را مطرح می‌کنند تلاش دارند که تا دین را به قلمرو حیات شخصی افراد محدود سازند این افراد قائل به این منظور هستند که نباید انتظار پاسخگوئی به بسیاری از معضلات بشری را از دین خواست. از نظر آنها حتی ارزشهای اخلاقی جنبه فرادینی دارد و لازم نیست که باید و نبایدهای اخلاقی از دین گرفته شود، طرفداران این دیدگاه در مواجهه با اسلام دین حداقلی را مطرح می‌کنند. که اصولی مانند 1ـ دین صامت است و معرفت دینی تابع معرفت بشری است. 2ـ آنچه در این اصل است گوهر آن است نه صدف آن. گوهر همان تجربه‌های عرفانی است و احکام صرف آن. 3ـ اسلام مجموعه کلام خدا و معصوم نیست بلکه دین محصول تجربه‌های قدسی شخصی نبی و عارفان است 4ـ بعثت پیامبران برای برخورداری انسانها از حیات اخروی است نه دنیوی
5ـ احکام اسلام ابدی نیست. 6ـ خاتمیت به معنای بی‌نیاز شدن انسان از مکتب انبیاء است و.. (5)
1 ـ روشها و رویکردها: از مساله انتظار بشر از دین در ارتباط با مساله قلمرو دین است. در بحث انتظار بشر از دین، سوال به این صورت مطرح است که آدمی از دین چه انتظاری باید داشته باشد. اما در بحث از قلمرو دین با رجوع به دین به بررسی این موضوع پرداخته می‌شود که دین در چه زمینه‌هایی دخالت کرده است در پاسخ به سوال فوق در ابتدا باید با بیان روشها و رویکردها پرداخت.
الف) رویکرد برون دینی: بنابر آن است که از بیرون به دین نگریسته شود و با توجه به انتظاری که از دین داریم می‌توانیم حدود و قلمرو آن را مشخص کنیم در این روش افراد قبل از رجوع به دین باید انتظارات خود را مشخص کنند و پس از تعیین نیازهای اصلی و فرعی به سراغ دین بروند. دکتر سروش از طرفداران این نظریه برون دینی است (6) طبق این نظریه انسان‌شناسی مقدم بر دین‌شناسی و اساس آنست یعنی ما براساس شناختی که از نیازهای انسان داریم به سراغ دین می‌رویم تا ببینیم دین چگونه پاسخگوی نیازها و انتظارات ماست.
نقد و بررسی: در این روش شناخت قلمرو دین مبتنی بر شناختی است که انسان از نیازهای خود دارد. از آنجا که هر انسانی ممکن است و نیازها و انتظارات خاصی را برای خود در نظر بگیرید لذا شناخت دین و تعیین قلمرو آن جنبه شخصی پیدا می‌کند. اشکال دومی که مطرح می‌شود اگر بنا شود که انسان خود نیازهایش را تشخیص دهد از کجا معلوم که خطا نکند؟ اشکال سومی که مطرح است طبق این نظریه انسان باید نیازهای خود را به دو دسته اصلی و فرعی تقسیم کند و نیازهای فرعی خود را کنار بگذارد و با نیازهای اصلی سراغ دین برود در اینجا این سوال مطرح می‌گردد که ملاک برای شناسایی نیازهای اصلی و فرعی چیست، و اساساً چرا از دین فقط انتظار پاسخگویی به نیازهای اصلی را داریم؟
ب: رویکرد درون دینی: در این روش به سراغ متن دینی می‌رویم تا قلمرو آن را شناسایی کنیم در این نوع رویکرد خود دین به ما می‌گوید که در چه زمینه‌هایی از هدایت انسان سخن گفته است. در این طریق از چند راه می‌توان به قلمرو دین پی برد: 1ـ بررسی اهداف بعثت انبیاء 2ـ بررسی آیات مربوط به جامعیت قرآن 3ـ بررسی مساله کمال دین و خاتمیت آن 4ـ رجوع به منابع دینی از این چهار طریق می‌توان انتظار بشر را از دین فهمید و خود دین این انتظار را بیان می‌دارد.
نقد دکتر سروش بر رویکرد درون دینی: 1ـ فهم متون دینی مبتنی بر تعیین انتظارات ما از دین است برای مثال اگر کسی انتظار داشته باشد که دین پاسخگوی همه مسایل فردی و اجتماعی آنهاست آیات و روایات را با گونه‌ای فهم خواهد کرد که اگر چنین انتظاری نداشته باشد هرگز آنها را این چنین نخواهد فهمید. (7) 2ـ صرفاً با مطالعه خود دین نمی‌توان به صدق و کذب شناسایی خود پی برد (8)
نقد و بررسی اشکال دکتر سروش: 1ـ اگر فهم دینی مبتنی بر انتظار بشر از آن باشد هرگز نباید کسی که به دین خاص التزام ندارد آن را فهم کند 2ـ دکتر سروش خود اذعان دارند که با رجوع به دین می‌توان گفت که ایا دین تامین‌کننده سعادت دنیوی انسانهاست یا فقط راهی را برای سعادت اخروی انسانها ارائه داده است و با رجوع به خود دین نمی‌توان دریافت که کدامیک از این دو نظریه صادق یا کاذب است. (10) لذا اشکالی که به دکتر سروش می‌توان گرفت از این قرار است که مطالب اول ایشان که از درون دین می‌توان تئوریهایی را به دست آورد در تعارض با مطلب دیگر ایشان است که فهم دین تابع انتظارات ما از دین است 3ـ مطلب دوم ایشان که صدق و کذب تئوریهایی که دین ارائه می‌دهد را باید با نگاه برون دینی بررسی کرد قابل تامل است چرا که اصل پذیرش یک دین جنبه برون دینی دارد یعنی با یک سلسله دلایل عقلی و باید دینی را پذیرفت ولی در مورد صدق و کذب و نظریه‌های مربوط به خود دین نمی‌توان به طور کلی نگاه برون دینی داشت لذا لازم است در مورد صدق و کذب گزاره‌های دینی هر دو نگاه را داشت.
تکامل انسان هدف بعثت انبیاء: یکی از دلایل جامعیت دین هدف بعثت انبیاء است اگر بر مبنای هدف بعثت انبیاء اثبات کنیم که آنها در اندیشه اصلاح و آبادانی حیان دنیوی انسانها نیز بوده‌اند جامعیت دین را اثبات کرده‌ایم کسانی که جامعیت دین را نفی کرده‌اند و برای آن قلمرو محدودی را در نظر گرفته‌اند عموماً هدف بعثت انبیاء را حیات اخروی انسانها دانسته‌اند.
یکی از سوالات اساسی در بحث از رسالت پیامبران پرسش از هدف اصلی آنان است. آیا پیامبران برای آبادی دنیای مردم آمدند یا سعادت اخروی آنها را در نظر داشتند؟
مهندس بازرگان در آخرین سالهای حیات خود نظریه‌ای را مطرح کرد که هدف بعثت انبیاء چیزی جزء دعوت به خدا و آخریت نبوده است و پیامبران آمدند تا بشر را تنها با توحید در حیات اخروی آشنا سازند و برای اداره جامعه بشری نیامده‌اند لازم از تعالیم آنها انتظار اصلاح دنیا را نباید داشت. (11)
دکتر سروش نیز همان نظریه مهندس بازرگان را دارد از نظر ایشان جهت‌گیری اصلی دین برای آخرت است نه دنیا و از نظر ایشان جهان را باید با تدبیرهای عقلانی اداره کرد، دین از عهده اداره زندگی دنیوی مردم برنمی‌آید و اگر از دین بخواهیم که دنیای مردم را آباد کند دینی خواهیم داشت دنیوی (12)
بررسی و نقد دیدگاه دکتر سروش و مهندس بازرگان:
1ـ هانا هدف دین، کمال انسان است و پیامبران آمده‌اند تا انسانها را به کمال وجودی خود برسانند، این اصل خود مبتنی بر مقدماتی است: الف: جهان آفرینش دارای هدف است و بیهوده خلق نشده است. ب: هدف از آفرینش موجودات نیل به کمالات است یعنی کمال وجودی خود. ج: انسان به عنوان موجودی مختار باید با اراده خود مسیر کمال را طی کند. دـ انسان به خاطر محدودیت و خطای عقل نمی‌تواند کمال نهایی خود و راه روشهای آن را دریابد و اگر خداوند به وسیله پیامبران آگاهی از هدف خلقت و راه نیل به کمال را در اختیار انسان نمی‌گذاشت آفرینش لغو و بیهوده می‌شد.
اصل دوم: کمال انسان مربوط به روح وی است. اصل سوم: روح انسان یک وجود متصل است که دو نشئه اخروی و دنیوی را پشت سر می‌گذارد. اصل چهارم: کمال روح به معنای فعلیت استعدادها و قوای مثبت درونی است. اصل پنجم، تکامل انسان در ظرف جامعه میسر است یعنی بسیاری از صفات انسانی با زندگی اجتماعی فعلیت می‌یابد. تکامل انسان فردی و اجتماعی است.
اصل ششم: جامعه سالم جامعه‌ای است که همه افراد آن سالم باشند که این همان تحقق فلسفه خلقت است.
اصل هفتم: رابطه دنیا و آخرت، رابطه عمل و عکس‌العمل است.
اصل هشتم: حیات اخروی بر حیات دنیوی برتری دارد.
نتیجه‌گیری از اصول هشتگانه: الف: پیامبران برای تکامل روح انسان آمده‌اند نه برای دنیا و آخرت انسانها ب: دنیا و آخرت ظروف تکامل روح انسان است. ج: حیات اخروی نتیجه حیاتی دنیوی است لذا برای آماده‌سازی آخرت باید دنیای آنها را نیز براساس ارزشهای الهی آباد ساخت.
2ـ مرحوم بازرگان، هدف رسالت پیامبران را در دو چیز خلاصه کرده است: الف: انقلاب عظیم و فراگیر علیه خودمحوری انسانها. ب: اعلام دنیای آینده جاودان بی‌نهایت بزرگتر از دنیای فعلی. (13)
از میان این دو هدف، هدف نهایی را ایشان، نیل به حیات اخروی دانسته‌اند.
نقدی که بر این اهداف بازرگان وارد است اینکه ایشان مساله عدالت اجتماعی را دور از شان خدا و پامبران دانسته است. (14) به علاوه ایشان فقط به اصلاحات شخصی توجه کرده است (15) و نگرانی عمده مهندس بازرگان از تشکیل حکومت دینی است. به نظر ایشان نباید براساس ارزشهای دینی تشکیل حکومت دارد.
از این رو اصرار می‌ورزد که پیامبران به دنبال تشکیل حکومت نبوده‌اند و اگر پیامبرانی هم حکومت تشکیل داده‌اند استثناء شده‌اند. (16) اشکالی که در مساله تشکیل حکومت بر مهندس بازرگان وارد است از این جهت است که اگر مخالف تشکیل حکومت از جانب پیامبران باشد با پیامبرانی که تشکیل حکومت داده‌اند، چه می‌کنند؟
اگر تشکیل حکومت امر غیردینی بود چرا آن پیامبران بر مردم حکومت می‌کردند؟ و اشکال دومی که وارد است از این قرار است که مهندس بازرگان نبوت و حکومت را در منصب غیرقابل جمع قرار داده است در حالیکه در برخی از پیامبران جمع شده است 3ـ با توجه به مطلب فوق در می‌یابیم که آقای بازرگان سه مساله زیر را با یکدیگر خلط کرده است:
الف: ضرورت تشکیل حکومت دینی
ب: چه کسی باید حکومت کند؟
ج: چگونه باید حکومت کرد؟
ایشان در مورد اینکه چه کسی باید حکومت کند حکومت متولیان دین را نفی می‌کند و حکومت مومنان مخلص ناب را می‌پذیرد گویا متولیات دین نمی‌توانند از مومنان مخلص ناب باشند. و در مورد وظیفه حکومت جلوگیری از تجاوز بیگانگان به کشور و جلوگیری از تجاوز مردم به یکدیگر می‌داند و در مورد رابطه انسان با خود و خدا نباید دخالتی داشته باشد. (16)
مقاله حاضر تنظیم و تلخیص بخشی از کتاب انتظار بشر است که در این کتاب به بررسی دیدگاهها در دین‌شناسی معاصر پرداخته شده است.
نصری، عبدا...، انتظار بشر از دین، موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر.