مهمترین ویژگی سیاستهای اقتصادی این است که این سیاستها نیاز پرورده هستند و هویت زمانی و مکانی مشخصی دارند. به عبارت دیکر مجموعههای سیاستی مشمول گذار دورههای عملیاتی خاص در سیستمهای اقتصادی و اجتماعی خاصی میشوند و از اینرو اعمال آنها در سیستمهای دیگر مستلزم وجود شرایط لازم از منظر موضوعیت طرح سیاست و انجام پیش شرطهای مربوط به سایت است. در غیر این صورت نتایج مورد انتظار از اعمال سیاست به دست نخواهد آمد.
بنابراین در نظر گرفتن زمان مناسب برای اعمال تغییر و تحول و نیز نحوه تحول از مهمترین پیششرطهای سیاستگذاری اقتصادی به شمار میروند. به ویژه زمانی که تغییری در سطح مدیریت ارشد سازمانهای سیاستگذار یا مجری سیاست صورت میگیرد، اعمال تغییرات بنیادی، به خصوص در نحوه اعمال سیاستها، باعث افزایش آنتروپی و افعال بیشتر در سیستم سیاستگذار خواهد شد.
به تازگی، مدیر کل دفتر اقتصاد کلان سازمان مدیریت و برنامهریزی اعلام کرد که مقدمات تدوین بودجه عملیاتی برای سال 1385 آماده شده است و لایحه بودجه سال 1385 بر مبنای بودجه عملیاتی تهیه خواهد شد.
بودجه عملیاتی در چارچوب سیستم GFS است و سیستم GFS را صندوق بینالمللی پول در فرآیند جهانی شدن کرده تا عملکرد مالی دولتها شفاف و قابل ارزیابی و مقایسه باشد. این سیستم در بسیاری از کشورها با موفقیت به اجرا درآمده است.
سوال اصلی این است که آیا اصولاً، طبق موازین اقتصادی میتوان پدیدهای را که در سیستمهای دیگری موفق عمل کرده وارد سیستم خود کنیم؟
در حالیکه ریاست سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور در اواسط سال 1384 تغییر کرده است، اجرای چنین تحولی در فاصله زمانی حداکثر شش ماه منطقی به نظر نمیرسد، از یک طرف مدیریت جدید نیازمند شناخت سازوکارها و ویژگیهای ساختاری سازمان مدیریت و برنامهریزی است و از طرف دیگر چنین سیستمی حتی به صورت نمونه (Pilot) هم اجرا نشده تا پیش نیازهای لازم برای اجرای آن شناسایی شده و ضعفهای سیستم مالی شرکتها و وزارتخانههای دولتی در ارتباط با اعمال آن شناسایی و برطرف شوند.
بنابراین به نظر میرسد سال 1385 زمان مناسبی برای اعمال شیوه بودجهریزی عملیاتی نباشد. علاوه بر اینکه پیادهسازی سیستم بودجهریزی عملیاتی مستلزم وجود یک نظام اطلاعاتی بسیار کارآمد و وجود شفافیت در تمام سطوح وزارتخانهها و دستگاههای دولتی (و شبه دولتی متقاضی بودجه) است.
از طرف دیگر عزم به تغییر و تحول نیازمند بررسی دقیق مسیر منحنی عملکرد سازمان مدیریت و برنامهریزی است، در صورتی که سیر شاخصهای عملکرد این سازمان به شدت افت داشته باشند، چنین تغییرات بنیادینی پتانسیل افت پدیدتر در این شاخصها را بوجود آورده و عملکرد سازمان را نیز با مشکل مواجه خواهد کرد.
مهمترین گام پیش از اجرای این طرح شفافسازی و تعیین دقیق موارد نیازمند اصلاح به ویژه در سطح نظام تصمیمگیری است.