تاریخ انتشار : ۰۷ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۱۸۸۲۹۸
علی‌اکبر قزوینیان مقدمه: در اندیشه سیاسی امام شهید «سیدمحمدباقر صدر» مبنا و اساس توحید است. از «توحید» سه اصل اساسی استنتاج می‌شود که عبارتند از: 1- اصل حاکمیت مطلقه الهی بر جهان و انسان 2- اصل سنن الهی حاکم بر جهان هستی 3- اصل آزادی و اختیار انسان خداوند بر اساس حاکمیت مطلقه خویش و سنن طبیعی و فطری حاکم بر جهان هستی، انسان را به دلیل دارا بودن عقل و اختیار، خلیفه خود در زمین قرار داد و انسان مسؤولیت تحقق خلافت عمومی خود را در زمین بر عهده گرفت. این عرضه و پذیرش هر دو جنبه تکوینی و فطری دارند. بنابراین انسان مسؤول پیاده کردن همه ابعاد و خلافت عمومی خود در زمین است. همچنین می‌دانیم که انسان در تحقیق خلافت خود در زمین با مشکلات عدیده‌ای رو به ‌رو است که برخی از آنها به ویژگی‌های ذاتی و درونی او مربوط می‌شود. بدینسان، خداوند در کنار خط خلافت فطری و عقلی (تکوینی)، خط شهادت و گواهی (تشریعی) را ترسیم فرمود که بازوی قدرتمندی برای انسان در جهت برقراری خلافت عمومی او در زمین باشد. رابطه بین خط خلافت تکوینی آدمیان با خط نظارت تشریعی گواهان ـ خط گواهی یا شهادت ـ رابطه بین عقل و شرع است؛ همان‌گونه که در مکتب اسلام، در اساس تعارض بین عقل و شرع وجود ندارد، تعارضی نیز در میان خط خلافت انسان و خط شهادت گواهان نیست. شهید صدر استنباط می‌کند هر دو خط «خلافت انسان» و «گواهی گواهان» از وسعت و گستردگی بارزی به میزان گسترش و وسعت تمامی ابعاد زندگی انسان برخوردارند. اما در این میان بارزترین جنبه دو خط، به ویژه خط خلافت عمومی، جنبه سیاسی و اقتداری آن است. این امر بدان معناست که برجسته‌ترین وظیفه (تکوینی) انسان و (تشریعی) انبیا، برقراری دولت، حکومت و نظام سیاسی صحیح و شایسته در جامعه بشری است. در بعد خلافت عمومی، انسان به حکم تکوین و فطرت، هم توانایی دارد و هم مسؤول است که نظام سیاسی مطلوب و شایسته‌ای را در جامعه خود به وجود آورد؛ زیرا تا این بعد خلافت انسان ـ یعنی سیاست، اقتدار و قدرت در جامعه ـ صورت عینی و تحققی به خود نگیرد، ابعاد دیگر خلافت انسان نیز تحقق نخواهد یافت. در بعد گواهی نیز، پیامبران مسؤولیت برقراری خلافت عمومی انسان در زمینه سیاست و ایجاد نظام سیاسی را بر عهده دارند. بنابراین، اساسی‌ترین جنبه هر دو خط خلافت عمومی انسان و گواهی گواهان، برقراری نظام سیاسی و دولت و حکومت در جامعه است. در این تحقیق سعی بر این شده که کلیه اندیشه‌های سیاسی و... شهید سیدمحمدباقر صدر به صورت جامع و کامل بازگویی و عنوان گردد البته لازم به ذکر است که در ابعادی چون بررسی بعد سیاسی خلافت عمومی انسان ـ یعنی برقراری دولت و نظام سیاسی با جزئیات کامل آن مورد بررسی و عنوان گردد.

1- مفاهیم اساسی:
الف – سیاست:

«سیاست» در اندیشه سیاسی صدر، در مرکز نظریه «خلافت انسان» و «گواهی پیامبران» قرار دارد و عمده‌ترین بخش این دو خط تکوینی و تشریعی را تشکیل می‌دهد.
آیت‌الله صدر، محور اساسی نظریه تکوینی خلافت انسان و درخشانترین رنگ حرکت تشریعی انبیا و امامان را سیاست می‌داند.
بر اساس اندیشه صدر، مهمترین وظیفه انسان در مسیر و جریان تحقق خلافت الهی‌اش، ایجاد و برقراری نظام سیاسی و اجتماعی سالم و صالح است. انقلاب‌های پیامبران نیز با هدف اساسی ایجاد نظام سیاسی صالح صورت گرفته و این، موضوع بحث سیاسی برین است.
«شهید صدر» سیاست را به مفهوم رایج در اذهان مردم – که مبتنی بر انحراف و عدم صداقت در رفتار و گفتار است به کار نمی‌برد.
از نظر وی سیاست به دو صورت تجلی می‌کند:

1- سیاست به مفهوم رایج که دایره‌ای محدود و مفهومی عاری از دقت دارد و رفتار و گفتاری مبتنی بر عدم راستی و صداقت است.
2- سیاست به مفهوم راستین که دایره‌ای بسیار گسترده و مفهومی دقیق و پر معنا دارد و بر صداقت و راستی متکی است. چنین سیاستی، راه و وسیله هدایت انسان و جامعه انسانی است و هدف دنیایی و اخروی دارد.
امام شهید صدر: سیاست را به مفهوم حقیقی و راستینش مورد توجه قرار می‌دهد.
بر این مبنا، سیاست مدینه، تدبیر زندگی سیاسی و اجتماعی امت و جامعه بر مبنای عدل و استقامت و حرکت امت به سوی خیر و کمال راستین است.
سیاست مدینه در لغت عربی نیز چنین معنایی را داراست:
شهید صدر سیاست مدینه را در سه بخش مطرح می‌کند:
1- سیاست برین یا السیاست العلیا
2- السیاسه الاقتصادیه یا سیاست اقتصادی و «السلطات القضائیه» یا اقتدار قضایی
بخش اول، مبین رهبری و اداره امور سیاسی جامعه است، بخش دوم به اداره امور اقتصادی و مالی جامعه مربوط می‌شود و بخش سوم، بیان کننده اداره امور قضایی جامعه است. بر این اساس نظریه خلافت انسان، سیاست، امانت عمومی الهی است و جنبه همگانی دارد و لذا مسوولیتی طبیعی و فطری است و از اینجاست که مشارکت سیاسی مردم حق آنهاست و مسوولیتی است که باید در ایفای آن بکوشند.
همچنین با توجه به فطری بودن دین، نه تنها تعارض یا جدایی بین دین و سیاست وجود ندارد، بلکه سیاست در ذات دینی و بخشی از آن است و بدین لحاظ بخشی جدایی‌ناپذیر از وجود انسانی است.
بنابراین از نظر صدر، اسلام فی‌نفسه مکتبی انقلابی و سیاسی است و سیاست و انقلاب ریشه در ذات آن دارند: «اسلام مکتبی انقلابی است که در آن زندگی از عقیده جدا نیست و مرزی میان بعد اجتماعی و محتوای فکری و روحی آن وجود ندارد و از اینجاست که در رهگذر تاریخ، اسلام انقلابی منحصر به فرد است.»
ب – دولت و نظام سیاسی:
شهید صدر دولت را به مفهوم تجلی و جلوه قدرت و اقتدار سیاسی ناشی از تشکیل سیاسی جامعه مورد توجه قرار می‌دهد، دولت را از طریق وجود عناصر و ویژگی‌هایش می‌شناسد مثال: وجود حاکمیت یا تمرکز اقتدار سیاسی به اضافه سرزمین مشخص و امت یا مردم و... بیانگر وجود دولت است.
در واقع دولت، نظام و سیستم کلی سیاسی – اجتماعی یک جامعه است.
دولت و نظام سیاسی، موضوع و محور اساسی سیاست برین است. بنابراین در اندیشه شهید صدر، تحقق خلافت عمومی انسان در زمین (در بعد سیاسی) در قالب دولت صورت می‌گیرد، یعنی زمانی انسان می‌تواند خلافت عمومی خود را عملی سازد که به تشکیل دولت و جامعه سیاسی، مبادرت ورزد.
آیت‌الله سیدمحمدباقر صدر می‌نویسد: «هی المظهر – الاعلی للوحده السیاسیه التی توجه بین جماعه من الناس»
یعنی: (دولت، بهترین تجلی وحدت سیاسی جماعتی از مردم است)
صدر در تبعیین این تعریف، بر عنصر «وحدت اسلامی» که ناشی از وجود جمعی مردم است تأکید می‌کند. این وحدت سیاسی، انعکاسی از وحدت عمومی انسان‌ها، به عنوان جانشینان خدا در زمین است. وحدت عمومی انسانها دارای دو بعد است:
1- وحدت عاطفی
2- وحدت فکر
- وحدت عاطفی: مبتنی بر عواطف و احساسات مشترک افراد و مردم یک سرزمین در دارا بودن این عواطف به دلایلی نظیر اشتراکات قومی، نژادی، سرزمینی و...
- وحدت فکری و عقیدتی: از ایمان به فکر و مکتب واحد و مشخص، این نوع وحدت نیز در ذات خود، جنبه طبیعی دارد زیرا طبعا انسان‌هایی که دارای اصول فکری مشترکی هستند، با هم وحدت نظر و وحدت عمل دارند.
صدر دولتی را که بر مبنای چنین وحدتی شکل می گیرد، دولتی اصیل و برخوردار از مبنای «علمی» می‌داند، زیرا اینگونه وحدت بر پایه بینشی صحیح نسبت به انسان و جامعه بوجود آمده است.
شهید صدر، در مورد وحدت فکری می‌نویسد: «وحدت فکری عبارت است از ایمان گروهی از مردم به اندیشه واحدی نسبت به زندگانی که وحدت سیاسی خویش را بر مبنای آن استوار می‌کنند، و این وحدت طبیعی است و لذا آن شایستگی را دارد که کیان سیاسی جامعه در قالب دولت بر آن استوار گردد...»
بنابراین صدر مبنای اساسی و پایه زیرین دولت را «وحدت و همبستگی فکری» می‌داند؛ زیرا فکر، اندیشه و عقیده، قاعده‌ای است طبیعی برای تجمع انسان‌ها در زیر لوای واحدی بنام نظام سیاسی و دولت
2 - منشا تاریخی دولت:
آیت‌الله شهید صدر در مورد منشا تاریخی دولت، بعد از این که آن را یک ضرورت اصیل اجتماعی، مطرح می‌سازد که دولت پدیده‌ای است که در مقطعی خاص از تاریخ بشر به وجود آمد. وی با رد نظریه‌های قرارداد اجتماعی، طبقاتی بودن دولت، تطور دولت از خانواده، تقلب و زور، و تفویض حاکمیت الهی به پادشاهان و حکام می‌نویسد: «همه مردم در مرحله اولیه تاریخ که فطرت به آنها حاکم بوده است، امتی یکپارچه و واحد بودند و تصوراتی ابتدایی از زندگی، احتیاجاتی ساده و نیازهای محدودی داشتند تا این که در اثر برخوردهای اجتماعی بیشتر در زندگی، موهبت‌ها و استعدادها رشد یافت و امکانات تازه‌ای به وجود آمد و افق دید انسان وسیع‌تر شد و آرزوها و خواسته‌های بشر تنوع یافت. بدین‌گونه اختلافات ایجاد گردیده و تضاد میان نیرومند و ناتوان شروع شد.
صدر اینجا، هم به دلایل عقلی و فلسفی (موضوع اجتماعی بودن انسان و وجود تعارضات و ویژگی‌های انسانی) اشاره می‌کند و هم به آیات قرآنی. به علاوه وی تجربه تاریخی بعضی از پیامبران را مورد توجه قرار می‌دهد.
«بدین سان پیامبران به شکل‌های گوناگون، همواره نقش خود را در ایجاد دولت‌های صالح ایفا کرده‌اند و تعداد زیادی از آنها خود نظارت مستقیم بر دولت را عهده‌دار شدند.»
حضرت محمد(ص): نیز توانست کوشش‌های اسلاف پاک خویش را به ثمر برساند و بهترین و پاک‌ترین نمونه دولت را در طول تاریخ ایجاد کند...
3 – ضرورت دولت و نظام سیاسی:
الف – پدیده‌ای اصیل و ضرورتی اجتماعی

آیت‌الله صدر وجود دولت را ضرورتی اجتماعی و مبتنی بر طرف و تکوین موجودات انسانی می‌داند بدین معنی که انسان‌ها بر اساس فطرت خویش، موجود آلی مدنی و سیاسی هستند و این ویژگی، ضرورت وجودی دولت را آشکار می‌سازد. به همین جهت شهید صدر دولت را با دو ویژگی مطرح می‌سازد:
1- اصالت داشتن: دولت پدیده‌ای است اصیل و مطابق با خواسته‌ها و علایق انسان، بنابراین تا زمانی که انسان با ویژگی‌های فطری خویش در زمین زندگی می‌کند به دولت نیاز دارد.
2- ضرورت اجتماعی: این پدیده اصیل، ضرورتی است که حیات اجتماعی و مدنی بشر آن را به وجود آورده و تا زمانی که بشر دارای حیات اجتماعی است، ادامه خواهد یافت.
ب – ضرورت دولت اسلامی
شهید صدر در بحث ضرورت ایجاد دولت اسلامی به دو اصل تکیه می‌کند:
1- اصل ضرورت دینی: از این دیدگاه، ایجاد دولت اسلامی برای اقامه حدود الهی، ادامه خط نبوت و امامت و حفظ دین الهی و گسترش آن ضروری است، زیرا بدون وجود دولت اسلامی، نه حدود و فرامین الهی (به ویژه فرامین و حدود اجتماعی و سیاسی نظیر جهاد، قصاص و...) اجرا می‌شود.
2 - اصل ضرورت تکوینی:
از دیدگاه شهید صدر، ایجاد دولت اسلامی، نه تنها یک ضرورت شرعی بلکه یک ضرورت تکوینی برای تمدن و اجتماع بشر نیز است. چرا که دولت اسلامی، بهترین وسیله برای تحقق خلافت عمومی بشر در زمین و تنها راه بشریت برای رسیدن به یک فاجعه کامل، متحد، صالح و با سعادت است.
4 – مبنا و عناصر دولت اسلامی:
دولت اسلامی، دولتی مبتنی بر فکر و عقیده است؛ یعنی وحدت سیاسی آن مبتنی بر وحدت فکری و اندیشه‌ای استوار است؛ لذا مبنایی علمی و عقلی دارد. این دولت حاصل رسالت و پیام فکری خاصی به نام اسلام است که قطع نظر از ویژگی‌های نژادی، قومی و ملیتی، خاص تمام انسان‌ها در همه دوران‌های تاریخ است. بنابراین دولت اسلامی مبتنی بر وحدت زبانی، نژادی، اقلیتی و جغرافیایی نیست، بلکه مبتنی بر وحدت فکری و عقیدتی است.