تاریخ انتشار : ۳۱ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۱:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۱۸۸۳۰۴

عذرا خطیبی
آیا او همان غول ستمگری است که در اذهان من و شما و همه وجود دارد؟ یا دست فتنه‌گری از احساسات ضدیهودی، او سوء‌‌استفاده کرده و به قول معروف، چاقو را به دست او داده است؟ اشتباه نشود! من نمی‌خواهم کسی را که از جمله جانیان عالم است، تطهیر کنم. ولی به راستی آیا هیتلر مجرم واقعی بود؟ یا توطئه‌گران آتش‌افروزی، شرکای جرم او بودند؟ طراح کشتار یهودیان به دست هیتلر که بود؟ خود او یا روسای فراماسون یهود و اعضای سازمان صهیونیسم بین‌الملل؟ مگر نه این که هرتزل موسس این مذهب ضد بشری، گفته بود که: «کار تاسیس دولت یهود به سامان نمی‌رسد، مگر این که هدف به صورت یک مساله سیاسی، افکار جهانیان را به خود جلب کند؟» و مگر همین مساله کوره‌های آدم‌سوزی نازی‌ها نبود که احساسات عالی انسان‌ها را تحریک و به نفع یهودیان تجهیز کرد، و آنان را به پایکوبی واداشت؟
به اعتقاد پیترگروس نویسنده کتاب اسرائیل در ذهن آمریکاییان: «سال 1945 برای یهودیان، خوشحالی امیدبخشی به همراه داشت. چه با اعمال نازی‌های ستمگر، آرزوی یهودیان باقیمانده اروپایی که انتقال از محله یهودیان اروپا بود، مورد توجه فوری قرار گرفت و نقشه تشکیل کامنولث یهودیان در یک فضای همدردی جهانیان مورد تایید واقع شد.»
برای روسای صهیونیسم و اعضای سازمان‌های تروریستی یهود، همچون بن‌گورین، مناخیم‌بگین، اسحق‌شامیر، شارون و امثالهم که کشتی مهاجرین یهودی را در سال 1947 در بندر حیفا غرق کردند و گناه آن را به گردن دولت انگلیس انداختند تا راه برای ورود تعداد بیشتری از مهاجرین یهودی باز شود، تهیه طرح سوزاندن آنان در کوره‌ها به دست هیتلر مشکل بود؟ آن را جز یک حقه کثیف گانگستری می‌توان دانست که تنها از عهده «دست‌های پاک» آنان ساخته بود. آیا در موقع به آتش کشیدن کشتی‌ای که تعدادی یهودی بی‌گناه را حمل می‌کرد هیتلر در میان آنان بود؟ این جماعت که از چنین جنایاتی برای تحریک احساسات انسان‌ها در رسیدن به اهداف خود روگردان نبودند، نمی‌توانستند طرح کشتار هزاران نفر یهودی را به دست هیتلر، دشمن یهود، پیاده کنند تا به خواست خود که تاسیس دولت یهود بود، برسند؟
یوری ایوانف که در کتاب صهیونیسم در زمینه از بین بردن مسافرین کشتی‌ها چنین نوشته است: «در میان بسیاری از علل ناشناخته اقدام به این کار، علت و موجبی آشکار بود. پیش از منفجر کردن کشتی پاتریا و سرنشینانش، صهیونیست‌ها افسانه‌ای را که در خصوص مورد بی‌سابقه‌ای از خودکشی دست جمعی مردمی که [مرگ را بر جدایی از وطن ترجیح دادند] جعل کردند. پیش‌بینی می‌کردند که مرگ این عده و شیوع خبر آن روح صهیونیسم را در همه جا تحکیم خواهد کرد...»
در همان کتاب، ایوانف از قراردادی بین آیشمن همدست خود آنان در ارتش هیتلری و نمایندگان سازمان هاگانا سخن به میان آورده و نوشته است:‌ «در سال 1944 طی قراردادی که بین آیشمن در ازای دریافت ده هزار کامیون مورد تقاضای آنان که برای حمل و نقل واحدهای خویش و تمرکز آنان در بخش‌های کم‌آسیب‌تر نیز داشتند، عده زیادی از یهودیان را از اردوگاه‌های آلمانی برای انتقال به فلسطین، آزاد کند.» این موافقت‌نامه به دستور وایزمن که در آن وقت از تمام حرکات ضد یهود دستگاه هیتلری آگاه بود و بسیار خونسرد و بی‌اعتنا از کنار آن می‌گذشت، انجام شد.
با توجه به شرح فوق و آماده نمودن وسایل حرکت یهودیان به سوی فلسطین، در تاریخ شنبه... 26 نوامبر سال 1940 عده‌ای مهاجر یهودی اروپایی بدون کسب مجوز از دولت انگلیس که در آن وقت قیومیت فلسطین را بر عهده داشت، با کشتی پاتریا به بندر حیفا وارد شدند. این مسافرت و مهاجرت با چراغ سبز آژانس بین‌الملل یهود آغاز شد؛ لذا اداره مهاجرت دولت بریتانیا به تازه واردین اجازه ورود نداد و مامورین انگلیس اعلان کردند که «کشتی و سرنشینان را به جزیره موریس خواهند برد.»
البته اتخاذ این سیاست خود مقوله دیگری است که به طور خلاصه می‌توان گفت که بریتانیا که خود مبتکر طرح‌های مختلف برای اسکان یهودیان در فلسطین بود، در سال 1939 کتابی به عنوان کتاب سفید منتشر نمود که در آن، فلسطین بین اعراب و یهودیان به طور مساوی قسمت و منطقه اورشلیم، منطقه آزاد بین‌المللی خوانده شده بود. انتشار این کتاب، متمکنین عرب فلسطینی را به «معاوضه با یهودیان برانگیخت». بدین‌ترتیب، چنان که سیاست او است «یکی به نعل و یکی به میخ زد» تا هر دو طرف را در کنار خود نگاه دارد.
در این وقت، دولت نازی بنا به قرارداد منعقد شده بین آیشمن که با اعضای سازمان تروریستی هاگانا نزدیکی داشت و سران صهیونیست، بر شدت تعقیب یهودیان افزود و در راندن آنان به سوی فلسطین، مهم‌ترین خدمت را انجام داد و بدین ترتیب، خشنودی صهیونیست‌ها را فراهم آورد. و به قول یکی از صهیونیست‌ها: «محافل ملی یهود از سیاست آلمان نسبت به یهودیان خرسندند؛ زیرا به افزایش جمعیت یهودیان فلسطین مساعدت می‌کند؛ چنان که می‌توان امیدوار بود که در آینده نزدیک، جمعیت یهودیان بر اعراب فزونی یابد.»
همزمان، مسایل مختلفی در اروپای درگیر جنگ رخ می‌داد. دستگاه رهبری صهیونیست‌ها با سیاست دولت بریتانیا در مساله مهاجرت یهودیان به فلسطین مخالفت می‌ورزید. شبکه‌ای به وجود آمد که از راه قاچاق با «مساعدت سربازان نازی، اس.اس‌ها» مهاجرین یهودی را به فلسطین می‌بردند.
در واقع، «روابط پنهانی» بین صهیونیست‌ها و دولت آلمان نازی با اسم رمز «شب بلورین» آغاز شد. در آن وقت، دو تن از مامورین موساد وارد کاخ هیتلر شدند و پیشنهاد کردند که «در امر آموزش برنامه صهیونیست‌ها» که آماده رفتن به فلسطین هستند، تسریع شود. در مقابل، از طرف نازی‌ها پیشنهاد شد که روی وسایط نقلیه‌ای که یهودیان را به مقصد فلسطین می‌برند، نباید مقصد مشخص باشد. این وسایط نقلیه توسط موساد هدایت می‌شدند. با توجه به توضیحات فوق، اینک برگردیم به کشتی پاتریا و سرنوشت سرنشینانش.
وقتی مامورین انگلیس به کشتی و مسافرینش اجازه لنگر انداختن در بندر حیفا و پیاده شدن آنان را ندادند، تروریست‌های هاگانا برای جلب نظر مردم دنیا و به ویژه آمریکاییان، کشتی را با همه سرنشینانش منفجر کردند. در آن کشتی 1900 نفر یهودی مهاجر وجود داشت. به قول یکی از اعضای آژانس بین‌المللی یهود، این جنایات از آن جهت انجام شد تا دولت انگلیس بداند که یهودیان را نمی‌شود از وطنشان [؟!] دور کرد.
تروریست‌های هاگانا کشتی پاتریا را در دل شب منفجر و در بندر، جهنمی از آتش بر پا کردند. همه سرنشینان آن که زن و کودک، جوان و پیر، از یهودیان بی‌گناه بودند، در میان آتش سوختند و در آب دریا مدفون شدند.
آیا کشتی پاتریا کوره آدم‌سوزی دیگری نبود که به دست صهیونیست‌ها مشتعل شد؟ در آن وقت، گناه این عمل ننگین را به گردن دولت انگلیس انداختند؛ لکن در سال 1950 از این جنایات پرده برداشته و اعلام شد که آن عمل جنایتکارانه، توسط خود صهیونیست‌ها انجام گرفته است و نه دولت انگلیس.
آیا این عمل شیطانی به تنهایی سرنخی نیست تا لکه ننگ آدم‌سوزی از دامان نازی‌ها کمرنگ شود؟ گناهکاران واقعی اعضای گروه تروریستی‌ هاگانا بودند که محرک آنان در کوچ دادن آن بی‌گناهان حفظ جان و مال یهودیان نبود، بلکه به دنبال افزایش تعداد یهودی ساکن فلسطین بودند.
و... انفجار کشتی دیگری به نام استروما در دریای سیاه که در تاریخ 24 فوریه 1942 با 769 مهاجر یهودی که به راهنمایی گروه تروریستی هاگانا برای رفتن به فلسطین به بندر استامبول وارد شده بودند، دلیل محکم دیگری در همدستی صهیونیست‌ها با هیتلر می‌باشد. اعضای هاگانا به رهبری اسحق شامیر و بن گورین یار دیرین آیشمن، پس از آن که نتوانستند موافقت دولت انگلیس را برای ورود مهاجرین به فلسطین کسب کنند، آن را منفجر کردند. دریایی از آتش در میان آب‌های مدیترانه، 769 نفر یهودی بی‌گناه را به کام مرگ فرستاد. همه مسافرین طعمه حریق شدند و آژانس یهود اعلام کرد که: «انفجار کشتی یک اعتراض و خودکشی دسته‌جمعی بود.»
سرنشینان هر دو کشتی به یک نحو میان شعله‌های آتش جان سپردند و در هیچ یک از آن دو واقعه، هیتلر حضور نداشت؛ در واقع، موضوع اشغال فلسطین بود و نه نجات جان یهودیان بخت برگشته. چنان که روزنامه یهودی به پیش چاپ آمریکا در یازدهم دسامبر سال 1939 نوشت: «کنفرانس یهودیان زمانی بیدار است که مساله فلسطین مطرح باشد؛ اما وقتی نجات جان یهودیان ممالک مختلف در میان باشد، خواب است.»