گروه سیاسی، محمدجواد روح: هنوز جلسه شروع نشده بود که صدای اعتراض بلند شد: «قرار نبود مجمع نمایندگان ادوار پاتوق هیچ حزب و دسته و گروهی باشد. اما احزابی که اصلاحات را به شکست کشاندند، اینجا را هم زیر بلیت بردهاند.» صدای «لطیف صفری» نماینده دور سوم مجلس از کرمانشاه بود. او که زمانی مدیر مسئول روزنامه «نشاط» بود که در دوران اصلاحات توقیف شد و خود او هم ماهها به زندان افتاد، مخاطبش احزاب کارگزاران و مشارکت بود که به عقیده وی عملکرد مدیریتی آنها زمینهساز پیروزی احمدینژاد شد. اما هدف نشست روز پنجشنبه مجمع نمایندگان ادوار مجلس طرح انتقادات اصلاحطلبان از یکدیگر نبود، بلکه آن طور که «یدالله اسلامی» دبیرکل این تشکل گفته بود، «حرکت در جهت رفع پراکندگی اصلاحطلبان» بود. به همین دلیل هم بود که فهرست سخنرانان اولیه مراسم که اسلامی آن را در وبلاگ شخص خود منتشر کرد، دو نام «مهدی کروبی» و «بهزاد نبوی» را شامل میشد. کسانی که لیدر و یا دستکم اصلیترین چهره هر یک از دو طیف جبهه دوم خرداد در سالهای گذشته شناخته شدهاند. اما این خواست برآورده نشد و نه کروبی و نه بهزاد نبوی در این نشست حضور نداشتند. آن طور که از ظواهر امر برمیآمد، بهزاد نبوی از قبل هماهنگی لازم برای شرکت نکردن در این نشست را انجام داده بود و از همین رو، برخلاف اخبار از قبل اعلام شده توسط اسلامی، نام وی در فهرست سخنرانان نشست از سوی هیات رئیسه اعلام نشد. اما کروبی که قرار بود با موضوع «جمهوری اسلامی در نگاه امام» در نشست پنجشنبه مجمع نمایندگان ادوار سخنرانی کند، تا پایان مراسم در آن حاضر نشد و هر چه هیات رئیسه برنامه سخرانیها را تغییر داد تا رئیس دو دوره مجلس برسد، نتیجهای نگرفت. بدین ترتیب، میتوان گفت نیت خیری که شورای مرکزی مجمع نمایندگان ادوار مجلس بانی آن بود، به «عمل خیر» تبدیل نشد و دو چهره شاخص طیفهای دوگانه جبهه اصلاحات با غیبت خویش، این تلاش را ناکام گذاردند. این در حالی بود که چهرههای برجسته دیگری از سه حزب مهم دیگر اصلاحطلب یعنی «سیدمحمدرضا خاتمی» دبیر کل جبهه مشارکت، «حسین مرعشی» عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران و «سیدحسین موسوی تبریزی» دبیرکل مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم با بحضور و سخنرانی در این نشست، مانع از بینتیجه ماندن کامل آن شدند. البته این نکته هم افزودنی است که چند تن از اعضای شاخص حزب اعتماد ملی نظیر «رسول منتجبنیا» و «ابراهیم امینی» در نشست مجمع نمایندگان ادوار مجلس حضور یافتند، اما هیچ کدام نه سخن گفتند و نه توضیحی درباره غیبت دبیرکل خود دادند.
کارگزاران: توسعه محور باشد
با وجود غیبت کروبی و نبوی، چهرههای برجسته سه حزب مهم دیگر اصلاحطلب یعنی «سیدمحمدرضا خاتمی» دبیر کل جبهه مشارکت، «حسین مرعشی» عضو شورای مرکزی کارگزاران و «سیدحسین موسوی تبریزی» دبیرکل مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم ماندند تا با بحضور و سخنرانی در این نشست، مانع از بینتیجه ماندن کامل آن شوند. مرعشی در این میان، سخنران اول بود که به سبک و سیره کارگزاران «توسعه» را موضوعی تعریف کرد که گروهها و جریانات سیاسی و اجتماعی میتوانند حول آن متحد شوند و با قرار دادن آن در راس سیاستهای نظام مناسبات داخلی و خارجی را بر مبنای آن طراحی کنند. وی در سخنانش با بیان اینکه «جمهوری اسلامی باید به عنوان نظام مستقل ملی عقبماندگی تاریخی ایران را جبران کند»، اظهار داشت: «یکی از تبعات انقلاب و جنگ آن بود که به مدت یک دهه برنامههای توسعه ایران را تحت تاثیر خود قرار داد.» عضو مرکزیت حزب کارگزاران اضافه کرد: «هر چند بعد از جنگ سیاستهای توسعه مورد بحث و بررسی قرار گرفت و تا امروز اجرا شده است اما توسعه را به عنوان یک هدف و برنامه اصلی در دستور کار قرار ندادیم و از زوایای مختلف به آن نگاه نکردیم. برخورد ما با توسعه نسبتاً انفعالی بود در حالی که توسعه میتواند به عنوان هدف انقلاب مطرح شود.» مرعشی برای آنکه اهمیت «توسعه» به عنوان «هدف انقلاب» را بهتر نشان دهد، گفت: «توسعه به عنوان یک هدف مشترک که تامینکننده نیازهای فکری و سیاسی جامعه است، میتواند ایران را به مرحلهای از رشد و شکوفایی رسانده و ایران را به عنوان حامل فرهنگ دینی و انقلاب در سطح جهان تاثیرگذارتر کند.» ضمن آنکه، «ایران به عنوان مظهر وحدت شیعه و سنی میتواند در حالت توسعه یافتگی تاثیرگذاری بیشتری در این زمینه داشته باشد.» به ویژه آنکه: «در شرایطی که دنیا اجازه حرکتهای انقلابی از نوع رادیکالیسم را نمیدهد، با معرفی جمهوری اسلامی به عنوان نظامی توسعه یافته میتواند الگوی کشورهای اسلامی باشد.» وی سپس از «لوازم توسعه» سخن گفت و اینکه «نمیتوان در داخل توسعه را جدی گرفت و همزمان در دنیا سیاستهای ورویارویی و دادیکالی اتخاذ کرد. همچنین، نمیتوان از توسعه گفت و در داخل، حقوق شهروندی و حق مردم در عرصههای مختلف و استقرار امنیت بدون قید و شرط را به رسمیت نشناخت.» وی در ادامه گفت: «برای مقیاس امنیت دو شاخص مهم ورود سرمایه و ورود نخبگان اهمیت دارد، اگر به کشوری سرمایه وارد شود و نخبگان به جای خارج شدن از کشور در داخل مانده و آنهایی هم که رفتهاند، برگردند بیانگر وضعیت مطلوب از نظر امنیتی است.» در این جهت، «ما باید امنیت و ساز و کارهای قانونی آن را در کشور، مستقر و عدالت را به معنای واقعی کلمه مورد توجه قرار دهیم و با احزاب و افراد برخورد یکسان داشته باشیم. دسترسی یکسان، یکنواخت و هماهنگ افراد به اطلاعات کمک میکند که توسعه جریان واقعی خود را پیدا کند.» مرعشی سخنانش را با این امید به پایان برد که ایران در آینده نه به عنوان قدرت برتر منطقه - که در سند چشمانداز آمده است - بلکه باید به عنوان «یکی از ده کشور مهم توسعه یافته و یکی از ده اقتصاد مهم جهانی» مطرح باشد زیرا «قدرت برتر منطقه حداقلی است که ایران همیشه آن را داشته است.»
مشارکت: نظام مشارکتی میخواهیم
پس از پایان سخنرانی عضو ارشد کارگزاران، نوبت به دبیرکل جبهه مشارکت رسید. «سیدمحمدرضا حاتمی» در ابتدای صحبتهایش حرف مرعشی مبنی بر ضرورت توسعه کشور را تایید کرد، اما اضافه کرد که این «حرفهای کلی و تکراری» نه راهحلی برای کشور است و نه مشکلی از اصلاحطلبان میگشاید. او افزود: «یکی از دلایلی که باعث میشود همیشه عقب گرد داشته باشیم، آن است که به جای مسئله اصلی سراغ حرفهای کلی، بیخطر و حاشیهای میرویم و در نتیجه، مشکلات هم تکرار میشود.» از این رو، خاتمی برخلاف عنوان تعیین شده از سوی هیات رئیسه نشست مبنی بر «جایگاه مشارکت مردم در نظام جمهوری اسلامی» را بهانهای قرار داد تا انتقاد خود را از موانع حقیقی و حقوقی مشارکت شهروندان در عرصههای سیاسی و اجتماعی بیان کند. او انتقادهای خود را با نقدی مبنایی - ساختاری آغاز کرد و گفت که «جمهوری اسلامی» به طور کلی در بهترین حال، یک «نظام شورایی» است و نه یک نظام «مشورتی». ضمن آنکه به گفته خاتمی، در همین نظام مشورتی هم نهادهای شورایی چون شوراهای شهر و روستا، مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان از تاثیرگذاری لازم بیبهرهاند. خاتمی سپس تعریفی از مبانی و زمینههای یک نظام مشارکتی بدین شرح ارائه کرد:
1- مبنا: اصل نظام مشارکت منفعت اشخاص است. اگر منفعتی برای شخص متصور نباشد چه منفعت دون مادی و چه منفعت متعالی، مشارکت معنا ندارد. در این اصل منفعت آنی اقتصادی و معیشتی افراد مهم است و عموم مردم بر اساس منفعت شخصی خود تصمیم میگیرند چه کاری انجام دهند. طبقه محدودی هستند که بر اثر احساس ایثار و فداکاری مشارکت میکنند که در زمانهای مختلف این نسبت متفاوت است اما وجود دارد. در نظام ارزشی ایران ما اصالت فرد را نمیپذیریم و برای مالکیت احترام قائل نیستیم در حالی که اینها پایههای اصول زندگی شخصی افراد است و فقه سنتی ما بیشتر از تفسیرهای بعدی که از فقه صورت گرفته است به این امور توجه دارد.
2- زمینههای مشارکت: اصل مشارکت آگاهی و آزادی است. برای مشارکت فعال مردم باید آگاه باشند و منافع خودشان، جامعه و شرایط مختلف را بدانند و در راهی که میخواهند بروند آزاد باشند که این زمینهها در حکومت بسته فراهم نمیشود و مشارکت دارای هزینههای زیادی است. لذا مردم اگر ببینند مشارکت برای آنها هزینه دارد، عطای آن را به لقایش میبخشند تا بعد شرایط عوض شود و کاری کنند. اینجا است که میتوان فهمید فارغ از شعارها یک نظام و حکومت چقدر به مشارکت مردم اهمیت میدهد. امروز مهمترین نهاد آزادی و آگاهی بخشی، رسانههای عمومی است. در بحث فرهنگ و اقتصاد، عوامل مختلفی وجود دارند که اگر این زمینهها نباشند، مشارکت اثربخش نخواهد بود.
3-تنوع منافع: حتی اگر آگاهی کامل و آزادی کامل وجود داشته باشد و موانع ارزشی و قانونی برای مشارکت وجود نداشته باشد، آیا بالقوه این دو عامل سبب مشارکت هدفدار مردم میشود؟ قطعاً این گونه نیست، چرا که اینها شروط لازم برای مشارکت است و نه کافی. امروز اگر ما اساس مشارکت را بر منافع فردی بگذاریم، آنقدر منافع فردی متنوع است که اگر جایی بخواهد همگرایی پیدا کند، تضاد پیدا میکند. بنابراین شرط کافی برای مشارکت معنادار و هدفمند این است که این مشارکت نهادمند شود، یعنی طبقات مختلف به جای تعقیب منافع فردی، منافع قشری، اجتماعی و گروهی خود را دنبال کنند. اگر این سه شرط تحقق پیدا کنند و به منافع گروهی و قشری به چشم بد نگاه نکنیم و بدانیم که اینها ارزشمند و برای پیشرفت جامعه لازم است و بعد زمینههای آن را در آنچه که مربوط به آگاهی و آزادی و مشارکت نهادمند مردم است فراهم کنیم با اینها میتوان گفت که نظام مشارکتی داریم و گرنه مشارکت تنها در حد راهپیمایی و شرکت در انتخابات خواهد بود که در هر مورد به شکلی تفسیر میشود. بر مبنای این مباحث خاتمی تصریح کرد: «اگر نظام مشارکتی به صلاح و مصلحت کشور است، این سه عامل باید در آن لحاظ شود. تجربیات مختلفی که در طول هشت سال به صورت خاص و 27 سال به صورت عام داشتهایم. فعالان، نیروها و متفکرین را به این فکر انداخته است که این دور معیوب را با اصلاح امور بشکنیم تا در آینده به جای درددل با یکدیگر درباره عقب ماندن از کشورهای دیگر از میزان پیشرفت بگوییم.»
دیدگاه اصلاحطلبان درباره انتخابات خبرگان به روایت موسویتبریزی
سومین سخنران نشست مجمع نمایندگان ادوار مجلس، دبیرکل مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم بود که با توجه به نزدیکی انتخابات خبرگان سخنانش را به دیدگاه اصلاحطلبان در این باره اختصاص داد. وی حضور غیرمجتهدان و متخصصین حوزههای مختلف را در مجلس خبرگان رهبری ضروری دانست و با اشاره به پیشنهادهایی مبنی بر حضور غیر مجتهدین در انتخابات مجلس خبرگان گفت: «عدهای از دلسوزان نظام که سالها برای پیروزی انقلاب زحمت کشیده، زندان رفته و شکنجه و تبعید شده و دائم خدمت کردهاند، امروز پیشنهاد میکنند که برای تعیین مهمترین رکن نظام، اعضای خبرگان علاوه بر فقیه بودن باید در امور مختلف متخصص باشند زیرا بر اساس اصل 110 قانون اساسی تمام مسئولیتهای مهم و کلان کشور اعم از مدیریت نظامی، دفاعی، قضایی، فرهنگی و تعیین سیاستهای کلان کشور به عهده رهبری است و مدیریت این کارها مدیریت خانواده، مسجد، مدرسه یا حوزه علمیه قم نیست.» وی ادامه داد: «برای تایید اجتهاد نظر 10 نفر بس است، نظر 80 نفر ضرورت ندارد حتی در حوزه میگویند نظر دو نفر بس است. شما اگر میخواهید از کسی تقلید کنید، دو نفر بگویند فلانی مجتهد است، کفایت میکند.» دبیرکل مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم در ادامه سخنان خود با اشاره به ماجرای حسینیه شریعت قم گفت: «در این ماجرا هیچ حقی برای آنها به عنوان یک انسان قائل نشدند و قوانین موجود را در این جریان زیر پا گذاشتند و برخی مراجع نیز نسبت به پایمال شدن حقوق مردمی آنها اعتراض کردند.» موسویتبریزی سپس خطاب به اصلاحطلبان تاکید کرد: «ما وظیفه داریم حقوق مردم را دنبال و به وظایف خود با وحدت بیشتر در این خصوص عمل کنیم. دوستان باید برخی گلایهها را کنار بگذارند زیرا امروز یک حکومت ظاهری از اصلاحطلبان گرفته شده اما در قبال آن وظیفه ما در استیفای حقوق مردم بیشتر شده است. ما باید در کنار هم بنشینیم و جلسات بزرگتری را تشکیل دهیم تا حقوق مردم را که یک حرکت فطری و بشری است دنبال کنیم که امیدواریم در این راه به نتیجه برسیم.»
نشست روز پنجشنبه مجمع نمایندگان ادوار مجلس هر چند به دلیل غیبت کروبی و بهزاد نبوی نتوانست به نمایشی از کنار گذاشته شدن کدورتها میان چهرههای شاخص اصلاحطلب تبدیل شود، اما حرفهایی که بیان شد و مورد استقبال حاضران قرار گرفت، نشان داد که دیدگاهها و خواستهای طیفهای مختلف اصلاحطلب با هم نزدیک است. چنان که وقتی سخنرانی رضا خاتمی تمام شد، لطیف صفری با خشنودی برای او دست میزد؛ همان کسی که قبل از مراسم علیه احزاب کارگزاران و مشارکت سخن گفته بود.