تاریخ انتشار : ۲۸ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۱:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۱۸۸۳۳۶

به رغم خروج اسراییل از غزه اما فلسطینی‌ها سال 2005 را با ترس و نگرانی وداع کردند چرا که بیانیه اخیر کمیته بین‌المللی چهار جانبه صلح خاورمیانه در حمایت از مواضع اسراییل مبنی ‌بر درخواست ابومازن رییس تشکیلات خودگردان برای سرکوب گروه‌های مقاومت فلسطینی همچون کابوسی همراه فلسطینیان وارد سال 2006 شد. کمیته چهار جانبه صلح همچنین سیاق سیاسی ابومازن در استفاده از راهکار آرام‌سازی در قالب توافق با گروه‌های فلسطینی را مردود می‌داند و از تشکیلات خودگردان می‌خواهد تا از کاندیداتوری افرادی که سابقه حمله نظامی علیه اسراییل دارند و موجودیت این رژیم را به رسمیت نشناخته‌اند در انتخابات آتی مجلس قانونگذاری ممانعت کند. موضعی که بیش از همه تلنگری است به حضور جنبش حماس بزرگترین جنبش اسلامی فلسطین در انتخابات آتی و دستوری تلویحی به ممانعت از حضور این جنبش در انتخابات پارلمانی فلسطین است. ایالات متحده پیشتر موافقت خود را با چهار موضع "اسراییل" علیه چهار موضع فلسطین اعلام کرده بود که عبارتند از:
_تایید عدم بازگشت اسراییل به مرزهای 1967
_تایید ابقای شهرک‌های یهودی بزرگ پیرامون بیت‌المقدس و الحاق آن به سرزمین‌های اشغالی 1948
_ تایید ایده اسراییلی عدم بازگشت آوارگان فلسطینی به موطن خود
_تایید ماهیت یهودی "دولت اسراییل"
اینک و از طریق کمیته چهار جانبه وقوع جنگ داخلی در فلسطین درصدد برنامه‌ریزی است و خطرناک‌تر از آن دخالت در مسایلی که درصدد است تا اسلوب و افرادی که حق مشارکت در تشکیل حکومت جدید فلسطینی دارند را برنامه‌ریزی کنند.
ردپای این موضع ایالت متحده و کمیته چهار جانبه صلح به وضوح در بحران‌های اخیر در درون جنبش فتح و همچنین تشکیلات خودگردان قابل رویت است. به گونه‌ای که در کنار یکی، علیه‌ دیگری به موضع‌گیری پرداخته است.
بر اساس بیانیه کمیته چهارجانبه صلح (29/12/2005) ایالات متحده آمریکا می‌تواند مدعی شود که فرد یا جریان خاصی حق مشارکت در انتخابات آتی فلسطین را دارد و دیگری مجاز به شرکت در این انتخابات نیست به این دلیل که مثلا جریان یاد شده دارای سابقه حمله نظامی علیه اسراییل بوده است.
اما روی دیگر سکه تحولات درونی جنبش فتح بسیار حساس‌تر و هدفمند‌تر صورت می‌گیرد. جوانان فتح به رهبری مروان برغوثی با شعار خروج رهبران تاریخی فتح (کمیته مرکزی) از فعالیت‌های سیاسی خواستار انتخاب رهبران جدید از داخل شده‌اند. این مطالبه به شکلی غیر محسوس با بیانیه کمیته چهار جانبه همسو است آنجا که خواستار رهایی از اعضای سنتی جنبش فتح و تولد یک جنبش جدید با توجه ویژه به "امور داخلی" است.
چنین رویکردی در صورت تحقق می‌تواند بین‌ فلسطینی‌‌های داخل و فلسطینی‌های آواره در خارج نوعی شکاف ایجاد نماید چرا که اعضای سنتی فتح به واسطه حضورشان در خارج پل ارتباطی آوارگان فلسطین با داخل بوده‌اند.
آنچه واشنگتن از جریان جدید فتح انتظار دارد مقابله با حماس در مرحله بعدی و سرکوب تمامی تشکل‌های مردمی وابسته به جنبش تاریخی فتح که در انتفاضه اخیر از شهرهای نابلس، جنین، طولکرم، الخلیل، غزه، رفح و خان یونس مشارکت داشته‌‌اند. بر اساس این سناریو پس از تحقق ماموریت نخست نوبت به تحقق ماموریت مهم دوم یعنی امضای قرارداد و سازش سیاسی مورد نظر اسراییل و آمریکاست. قرارداد سازشی که آریل شارون نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی بانی آن می‌باشد و با ساخت دیوار حایل در واقع مرزهای آن را مشخص کرده است. اما محمود عباس ابومازن رییس تشکیلات خودگردان در کجای این نزاع قرار دارد؟؟
دو قرائت مختلف در این زمینه وجود دارد:
نخست: دسته اول معتقدند او نیز هدف این طرح در قالب رهبران تاریخی فتح است. طرفداران این نظریه به انتشار اخباری از سوی اسراییل مبنی‌ بر عزم وی برای استعفا اشاره دارند. دوم: برخی دیگر معتقدند او بازی دوگانه‌ای را ایفای نقش می‌کند، از یک سو با رهبران تاریخی تعامل می‌کند و از سوی دیگر با طرفداران خروج رهبران تاریخی از صحنه سیاسی به گفتگو می‌نشیند. به عقیده طرفداران این نظریه ابومازن در هر دو حالت سود خواهد برد و در صورت پیروزی هر یک از دو طرف نزاع در فتح به دیگری گرایش پیدا خواهد کرد. با این وجود اما برخی معتقدند که وقت بازی دوگانه ابومازن گذشته است و داعیه‌داران سرنگونی فتح تاریخی و تشکیل فتح جدید با اشغالگر همکاری و شروط آن را پذیرفته‌اند به گونه‌ای که تاکنون با دو حرکت انقلابی برای تحقق اهدافشان اقدام کرده‌اند. انقلاب اول در زمان یاسر عرفات رییس فقید تشکیلات خودگردان رخ داد که به "شورش غزه" معروف شد و عرفات توانست از طریق آن جایگاه معنوی خود را تقویت کند و با تایید حماس از مواضع او این نافرمانی را مهار نماید. انقلاب دوم که طی هفته‌های اخیر با نام "نزاع در فتح" بر سر لیست‌های انتخاباتی روی داد و برای ابومازن با توجه به قدرت حماس از یک سو و پایگاه مردمی جوانان فتح در قالب‌ گردان‌های الاقصی از سوی دیگر چاره‌ای جز پذیرش این گروه در معادلات سیاسی باقی نمانده است. از این رو با توجه به اهداف پنهان و آشکار اسراییل و آمریکا در خصوص تحولات فلسطین و در صورت حضور و احتمال پیروزی حماس در انتخابات 5 بهمن سال جاری نه تنها شاهد تغییر رویکرد این دو در قبال مسایل مختلف قضیه فلسطین خواهیم بود که بدون شک برای مهار قدرت سیاسی و پایگاه اجتماعی این جنبش اسلامی به اجرای پروژه‌ای روی‌خواهندآورد که رویارویی گروه‌های مقاومت فلسطینی در عرصه سیاسی خمیرمایه اصلی آن خواهد بود.