داوود عطایی
انتظار هشتاد روزه اهالی ورزش برای معرفی نام معاون رییسجمهور و رییس سازمان تربیت بدنی سرانجام به پایان رسید و دکتر احمدینژاد از میان لیست بلند بالای نامزدهای بیشمار ورزشی و افراد کم شمار غیر ورزشی به مهندس محمد علیآبادی حکم داد تا سکان هدایت ورزش کشور را در اختیار گیرد. پیش از این در چند یادداشت محسنات سپردن ریاست سازمان تربیت بدنی به مدیران استخوان خرد کرده ورزشی و خاکخوردههای ورزش را گوشزد کردیم و متذکر شدیم که پس از 27 سال بیاعتمادی به اهل ورزش وقت آن رسیده که هدایت ورزش از نامادری سیاسیون و غیرمتخصصها به افراد صاحب تجربه و متخصص در ورزش که لیاقت و شایستگی خود را در مدیریت کلان ورزش هم به اثبات رساندهاند سپرده شود اما به دلایل مختلف که در این مقال نمیگنجد رییسجمهور با توجه به معیارهای خویش مهندس علیآبادی را برای ریاست ورزش اصلح تشخیص داد و ما هم به انتخاب دکتر احمدینژاد احترام میگذاریم. شاید چهار سال دیگر قرعه فال به نام مدیری ورزشی و البته متعهد بیفتد و دوستداران ورزش بتوانند مطالبات خود را در چارچوب و بستری مناسب پیگیری کنند. از بحث انتخاب مهندس علیآبادی که بگذریم، چالش اساسی رییس جدید ورزش اولویتهای کاری وی در شرایط خاص کنونی ورزش است. اگر عینک خوشبینی به چشم بزنیم انتخاب فردی که متخصص فعالیتهای عمرانی است میتواند در اتمام طرحهای نیمه تمام فراوان باقی مانده از دوران مهندس هاشمی طبا و مهندس مهر علیزاده تاثیر بسزایی بگذارد. طرح نیم بند 1377 پروژه ورزشی هاشمی طبا در زمان مهرعلیزاده نیز به سرانجام نرسید و هم اکنون بیش از 600 طرح عمرانی کوچک و بزرگ نیمه کاره رها شده و یا به رغم افتتاح رسمی نیازمند بودجه و امکانات برای تکمیل است از طرف دیگر یکی از اهداف اصلی افزایش بودجه ورزش به 800 میلیارد تومان رساندن سرانه فضای ورزشی از 50 سانتیمتر به 60 سانتیمتر است و نمایندگان مجلس مبلغ چهارصد میلیارد تومان بودجه عمرانی در اختیار ورزش قرار دادند تا کمبود شدید فضاهای ورزشی تا حدودی جبران شود. این هم دلیل دیگری است که شاید از چشمتیزبین منتقدان دور مانده باشد. به هر حال در این زمینه صلاح مملکت خویش خسروان دانند اولویت دیگری که باید مد نظر قرار گیرد اصلاح و تکمیل طرح جامع ورزش است. این درست که تهیه طرح جامع، ورزش را از حالت بیبرنامگی و دیمی بودن نجات داد اما اکثریت قریب به اتفاق کارشناسان ورزشی معتقدند این طرح اشکالات اساسی دارد و نیازمند یک بازنگری اساسی و کلی است. به خصوص در بخش فرهنگی که همواره در ورزش مورد بیمهری قرار گرفته و این بار هم در طرح جامع کمترین توجه به آن شده است.
توصیه دیگری که به مهندس علیآبادی داریم بررسی انتصابهای 9 ماه اخیر سازمان ورزش است. متاسفانه از زمانی که رییس پیشین تصمیم گرفت در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند، نگاه ورزشی و کارآمدی و ناکارآمدی در عزل و نصبها جایش را به نگاه سیاسی داد. هر کس در ایام تبلیغات انتخاباتی مجیزگوی رییس بود در پلکان ترقی قرار گرفت و دو پله، یکی کرد و به پستهای مهم رسید. رییس جدید با بررسی دقیق سیر اتفاقات گذشته به راحتی متوجه میشود کدام انتصاب سیاسی بوده و کدام عزل ورزشی. شاید یکی از خواستههای مهم فدراسیونهای ورزشی به خصوص آنهایی که سالن اختصاص تمرین ندارند رسیدگی به وضع شرکت تجهیز و نوسازی اماکن ورزشی است. طی دو سال گذشته که رییس شرکت تجهیز در راستای خصوصیسازی اماکن ورزشی گوی سبقت را از تمام وزارتخانهها ربوده اکثر قریب به اتفاق فدراسیونها با معضل جدی روبهرو شده و خون دل میخورند. سالن اختصاصی فلان فدراسیون را از آنها گرفتهاند و به بخش خصوصی اجاره دادند و فدراسیون بینوا با انبوه مشکلات مالی باید چند برابر سالیان گذشته بپردازد و دست آخر هم با هزار مشکل قهرمانانش در خانه خود مانند بیگانگان تمرین کنند. اینگونه درآمدزایی در ورزش اماکن ورزشی را با استهلاک وحشتناکی روبهرو ساخته و اگر این روند ادامه یابد چند سال دیگر تعداد اماکن فعال ورزشی به شدت تقلیل مییابد. دلیلش هم واضح و روشن است؛ فدراسیونها و قهرمانان چون میدانستند سالنها و ورزشگاهها تنها مکان تمرین آنها است در حفظ و حراست این اماکن کوشش میکردند اما بخش خصوصی فقط به فکر درآمدزایی است و به نگهداری اماکن توجهی ندارد و این رویکرد میتواند آفتی اساسی برای سالنهای ورزشی کشور به ویژه در شهرستانها که از امکانات کمتری برخوردارند باشد. درباره اولویتهای کاری سازمان تربیت بدنی و نکاتی که مهندس علیآبادی میبایست به آنها توجه کند باز هم خواهیم نوشت.