حسن فتحی
گروه بینالملل؛ در حالی که ایران دور جدید فعالیتهای هستهای خود را آغاز کرده، فشارهای آمریکا و متحدانش شدت گرفته و آنها در تلاش هستند تا با ایجاد اجماع جهانی، شرایط ناگواری را برای تهران به وجود بیاورند، در این شرایط چالش ایران و آمریکا تاثیرات منفی بر بازار انرژی بر جای گذارده و سبب گردیده بهای نفت در بازارهای جهانی افزایش یابد. ولی آنچه در این شرایط حایز اهمیت است تلاش دو جناح برای تقویت موضع خود است زیرا هر یک از آنها درصدد هستند در این چالش موقعیت بهتری به دست آورده و در شرایط مطلوبتری قرار بگیرند.
وضعیت دو طرف در این ارتباط نسبت به هم متفاوت است به این دلیل که در یک سوی این معادله ایران قرار دارد که تولید و صادرکننده نفت و انرژی است و در طرف مقابل کشورهای مصرفکننده ایستادهاند. تجربه نشان داده که هر گونه اخبار و حوادث ناگوار و منفی در این ارتباط تاثیرات منفی بر بازار و قیمتها بر جای گذارده و قادر است اوضاع را متلاطم سازد. تلاطم اوضاع هم به افزایش قیمتها انجامیده و مصرفکننده را در فشار قرار خواهد داد. لذا برقراری تعادل و ثبات در بازار نفت و انرژی از مواردی است که میتواند مورد توجه کشورهای مصرفکننده قرار بگیرد.
یکی از مسایلی که در شرایط سیاسی و استراتژیکی کشورها نقش دارد روابط بینالمللی و تعهدات آنهاست. کشورها به دلیل این ارتباط و تعهداتی که بر عهده دارند میتوانند بازیگران عرصه دیپلماسی جهانی بوده و به ایفای نقش بپردازند.
ایران به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی خود، در شرایط مطلوبی از نظر استراتژیک قرار گرفته است اما در سالهای گذشته دو مساله سبب گردیده این موقعیت تا حدودی خدشهدار شود.
مساله اول که پس از حوادث 11 سپتامبر در آمریکا شاهد بودیم و به اشغال افغانستان و عراق توسط نیروهای غربی انجامید افزایش حضور نظامی و سیاسی آمریکا و متحدانش در این منطقه بوده است. به طوری که علاوه بر دو کشور عراق و افغانستان که در اشغال آمریکا قرار دارند باید به کشورهای همجوار ایران و خلیج فارس اشاره کرد که پایگاههایی در اختیار واشنگتن قرار داده و یا اجازه دادهاند نیروهای غربی از امکانات و تاسیسات نظامی آنها بهره بگیرند. در این ارتباط میتوان به ترکیه و برخی جمهوریهای آسیانه میانه اشاره کرد.
در آبهای خلیج فارس نیز در پی افزایش حضور ناوگان جنگی آمریکا و متحدانش شرایط به صورت نابرابری به نفع بیگانگان تغییر یافته و حتی ناتو درصدد برآمده پای خود را به این منطقه و کشورهای عرب حاشیه جنوبی بگشاید. نگاهی به روابط این کشورها با غربیها بیانگر این واقعیت است که حضور فعال آنها به صورت کمربندی اطراف ایران را در بر گرفته است.
مساله دوم مخالفت آمریکا و متحدانش با احداث هر گونه خط لوله انتقال انرژی از ایران به کشورهای همسایه یا بازارهای جهانی است بطوری که تمامی کارشناسان معتقدند راه ایران از نظر اقتصادی بسیار مقرون به صرفه است. اما از آنجا که غربیها تمایلی به بهرهگیری از موقعیت استراتژیک ایران ندارند تمامی تلاشهای تهران را در این ارتباط خنثی کرده و یا کشورهای دیگر را وادار کردند موقعیت ایران را نادیده بگیرند.
در این رابطه میتوان به احداث خط لوله نفت باکو جیحان اشاره کرد که نفت خزر را در ترکیه در اختیار خریداران قرار میدهد.
ایران در راستای تلاشهای خود گامهایی برای انعقاد قراردادهای اصولی با چین و هند برداشت تا نیارهای نفت و گاز این دو کشور را تامین کند.
ولی جالب توجه است که در این رابطه نیز کارشکنیها شدت گرفته و به مرحله خطرناکی رسیده است.
آنچه در این مقطع زمانی حایز اهمیت است و نشانگر اوج تلاشها میباشد سفر ملک عبدالله پادشاه عربستان به 4 کشور هند، پاکستان، مالزی و چین است. این 4 کشور در ارتباط با برنامههای هستهای ایران و موضوع انرژی نقش بسزایی ایفا میکنند و گفته میشود هدف پادشاه عربستان از این سفر که اولین سفر او پس از در دست گرفتن رسمی قدرت در کشورش است هماهنگ کردن این کشورها و کاستن از دغدغههای آنهاست.
چین و پاکستان به همراه مالزی در رابطه با مساله هستهای ایران ایفای نقش کردهاند و هند نیز متحد تهران به شمار میرفت. ولی این رابطه مدتی است خدشهدار شده است. زیرا هند در اجلاس شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی علیه ایران رای منفی داده و از قطعنامهای که مخالف تهران بود به نفع آمریکا و اروپا پشتیبانی کرد در حالی که رای چین ممتنع بود.
با توجه به جوسازیهایی که صورت گرفته و آمریکا و اروپا درصدد دستیابی و ایجاد اجماع جهانی هستند ایران نیز دست به فعالیتها و اقداماتی زده که در این راستا میتوان به سفرهای اخیر علی لاریجانی دبیر شورای امنیت ملی اشاره کرد. ایران در این راستا میتواند از حربهی انرژی علیه مخالفینش بهره بگیرد. آنها هم در مقابل به موضوع تحریم و وارد آوردن فشارهای اقتصادی و سیاسی به تهران اشاره دارند که این مساله فعلاً با مخالفت روسیه مواجه شده است.
اگر قرار باشد تحریمی متوجه ایران شود همان گونه که درباره عراق نیز مشاهده کردیم این احتمال وجود دارد که صادرات نفت و گاز ایران مورد توجه باشد. همچنین مشکلاتی برای واردات فرآوردههای مواد نفتی از جمله بنزین به وجود بیاید. این مساله اعتراضات و نارضایتی برخی از کشورها از جمله چین و هند را در پی داشته است. ایران قرار بود از طریق خط لوله صلح که از پاکستان قرار است عبور کند به هند گاز صادر کند و یک قرارداد میلیاردی نیز با چین درباره صادرات نفت و گاز امضا کرده است.
اختلاف بین هند و پاکستان بر سر مساله کشمیر و تبعیت اسلامآباد از سیاستهای کاخ سفید هم چنین توافقهای هند و آمریکا درباره استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای از مسایلی است که بر روابط آنها با ایران و اصولاً بر مساله خط لوله گاز سایه انداخته است. به همین دلیل گفته میشود سفر ملک عبدالله به این کشورها در راستای اطمیناندهی به آنها بوده تا در صورتی که مشکلی برای ایران در زمینه صادرات انرژی به وجود بیاید عربستان به تامین نیازهای آنها پرداخت تا جای خالی ایران را در بازار انرژی پر بکند.
این گونه اقدامات متاسفانه از سوی کشورهای صادرکننده نفت به یک مساله عادی تبدیل شده است به گونهای که ایران، عربستان، کویت، روسیه و کشورهای عضو و غیر عضو اوپک بارها با اقدامات خود در سالهای دور و نزدیک تحریمشکنی کرده و یا با بالا بردن سقف تولید و کاهش قیمتهای مصوب علیه دیگران وارد میدان شدهاند.
در این رابطه میتوان به اقدام ایران در رژیم گذشته در پی جنگ اعراب و اسراییل اشاره کرد که وقتی اعراب دست به تحریم نفتی کشورهای حامی اسراییل زدند ایران کمبود نفت بازار را تامین کرد و به این ترتیب تحریم آنها را بیاثر نمود و یا در سالهایی که عراق با تحریم جهانی مواجه بوده و در زمانی که جنگ ایران و عراق در جریان بود دیگر کشورهای نفتخیز منطقه با افزایش صادرات عملاً درصدد اشباع بازار و برطرف کردن کمبودها برآمدند.
در یک مقطع دیگر نیز عدم انسجام و هماهنگی کشورهای صادرکننده نفت را شاهد بودیم. در آن زمان روسها با سرازیر کردن نفت ارزان قیمت به بازارها ضمن اشباع بازار، قیمتها را نیز شکسته و کاهش دادند. به همین دلیل اقدام ملک عبدالله و عربستان در این مقطع زمانی را نمیتوان حرکتی منحصر به فرد به حساب آورد ولی آنچه در این رابطه تعجببرانگیز است پیشقدم شدن شخص ملک عبدالله پادشاه عربستان است که خود در قالب یک سفر آسیایی با حضور در پایتختهای هند و چین به اطمینان بخشی به آنها اقدام کرده است.
یک کارشناس مسایل سیاسی - استراتژیک منطقه معتقد بود اگر قرار باشد ایران روزگاری با فشار مواجه شود کشورهای همسایه نقش بسزایی در این رابطه ایفا خواهند کرد و این گونه نخواهد بود که آنها ساکت نشسته و خود را کنار کشیده باشند. این وضعیت را در طول 8 سال جنگ با عراق و در زمان حمله آمریکا به ایران که در طبس ناکام ماند نیز شاهد بودیم. این مساله همچنین در مقاله چند ماه قبل سیمور هرش نویسنده و روزنامهنگار آمریکایی در نشریه «نیویورکو» مورد تاکید قرار گرفته بود. به هر حال در این شرایط ایران باید سیاستی اتخاذ کند تا مانع شکلگیری اجماع جهانی شده و به تقویت موضع و وزنه خود بپردازد تا از فشارها کاسته و توطئهها را خنثی سازد.