ح - رحمتالهی
ماجرای تاثربرانگیز حمله به عتبات عالیات و انفجار بمب در مرقد شریف امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) موجی از اندوه و خشم در جهان اسلام بویژه میان شیعیان بوجود آورده است. گروه سلفی القاعده و هواداران حزب بعث در اتحادی شوم و ننگین از ابتدای سرنگونی صدام، شیعیان مظلوم را آماج حملات کور خورد قرار دادند و در این راه هیچ حریمی را رعایت نکردند. مرد و زن و کودک در این انتقامگیری بیمنطق در سالهای اخیر به آتش کین و غضب این مسلماننماها گرفتار شدند. آنچه که گروه سلفی القاعده و هواداران حزب بعث در این کشتارها در نظر دارند، تاخیر در ثبات عراق و تشکیل دولت برآمده از رای مردم این کشور میباشد. از سوی دیگر آنچنان که در نامهای منسوب به «زرقاوی» آمده است، تلاش برای ایجاد جنگ بین شیعیان و اهل تسنن به منظور آشفتهتر کردن اوضاع در برنامۀ کار این گروهها قرار دارد. این است که بلافاصله پس از سقوط «صدام»، شاهد ترور کور شیعیان و حمله به اجتماعات آنان بوده و هستیم. بیتردید اگر تیزبینی و هوشیاری شیعیان عراق و رهبران آن نبود، اکنون عراق در گردابی از جنگ داخلی، ناآرامی و تجزیه قرار داشت. رهبران شیعی عراق بویژه حضرت آیتالله العظمی سیستانی با هوشیاری تاکنون از عملی شدن طرحهای دشمنان مردم عراق و سلفیهای القاعده جلوگیری کردهاند، اما این امر از مسئولیت نیروهای اشغالگر و دولت عراق کم نمیکند و آنها مسئول امنیت جان، مال و مکانهای مقدس شیعیان هستند. بیتردید حملات گسترده علیه شیعیان که در پاکستان و افغانستان نیز پیشتر نمونههای آن را دیدهایم، زنگ خطری برای علمای اهل سنت و تشیع برای چارهجویی دربارۀ این فتنۀ جدید میباشد؛ چه اگر عناصر القاعده و یا طرفداران «صدام» در لباس شیعه و اهل سنت یا اغتنام فرصت به دست آمده در چنین جو هیجانزدهای اقدام به تخریب و تعرض به طرف دیگر کنند، کنترل اوضاع بسیار مشکل خواهد شد. در چنین شرایطی است که باید گفت؛ تاریخ تکرار میشود و مظلومیت شیعه و صبر او بار دیگر در آزمونی بزرگ امتحان میشود. فتنۀ تعرض به شیعیان در عراق، پاکستان و افغانستان که عناصر وهابی و سلفی آغازکنندۀ آن بودهاند، مسئولیت بزرگی را نیز متوجه رهبران مذاهب اهل سنت و شیعه میکند. چه، هنگامی که دشمنان اسلام به مقدسات این دین حنیف تعرض میکنند، برایشان شیعه و سنی فرق نمیکند. اینجاست که رهبران اهل سنت نیز باید با هوشیاری ضمن محکوم کردن صریح و قاطع عمل ننگین حمله به شیعیان و مقدسات آنها، توطئه عناصر مزدور القاعده را در ایجاد اختلاف میان مسلمانان در نطفه خفه کنند. رهبران اهل سنت وظیفه دارند برای رویارویی با این فتنه جدید که آتش میان مسلمانان افکنده است با صراحت و قاطعیت مرز بین خود و آنان را که به نام اسلام دست به جنایت میزنند روشن سازند تا بسیاری از ابهامات رفع شده و مسلمانان با ماهیت پلید این آتشافروزان بیشتر آشنا شوند. آنچه به شیعیان مربوط است، آنها با مظلومیت تاکنون تمام تعرضها را تحمل کردهاند تا مبادا دشمنان سوءاستفاده کنند و در اینجا این رهبران اهل سنت ـ چه در عراق و چه در سایر مناطق ـ هستند که باید تکلیف خود را با جانیان و آدمکشانی که به آنها دست به جنایت میزنند روشن سازند.
رهبران دلسوز مسلمان در تاریخ معاصر نیز با هوشیاری در هر مقطعی خواستار اتحاد و وحدت شیعه و سنی در مقابل دشمنانی بودهاند که کینۀ اسلام را در دل دارد. آنچنان که معلم شهید دکتر شریعتی میگوید؛ وحدت شیعه و سنی به معنای دوری از اختلاف و تاکید بر نقاط اشتراک به منظور تحکیم صفوف مسلمانان در مقابل دشمنان اسلام است و منطقی است که وقتی دشمن خانۀ ما را آماج گرفته است، دست در دست هم از حریم خود دفاع کنیم و اینجاست که هرگونه تفرقهافکنی و ایجاد اختلاف و خصومت بین مسلمانان، خواسته و ناخواسته، آب به آسیاب دشمن ریختن است.
مراجع عظام شیعه و رهبران دلسوز اهل سنت نیز در سالهای اخیر هرگاه فرصت یافتهاند، بر تحکیم صفوف مسلمانان و دوری از اختلاف بین آنها تاکید کردهاند و اکنون شرایط برای اهتمام در این امر بیش از پیش مهیا و ضرورت چنین امر مقدسی بیشتر از گذشته است. سخن آخر آنکه، شیعیان عراق که در معرض کینههای طرفداران سلفی القاعده قرار دارند، باید با هوشیاری از درگیر کردن این کشور در گردابی از جنگ داخلی و اختلاف خودداری کنند و با سرعتی بیشتر به تحکیم و تثبیت دولت و نهادهای سیاسی برآمده از آن بپردازند. بیتردید رهبران دلسوز و صادق اهل سنت که دوستدار عراق متحد، مسلمان و یکپارچه هستند، با مرزبندی جدی میان خود و دشمنان مردم، به رفع این فتنه بزرگ علیه شیعیان و یکپارچگی عراق کمک خواهند کرد. باید بدانیم که آینده از آن مردم عراق است و هر اقدامی که خروج اشغالگران را به تاخیر انداخته و مردم را رویاروی یکدیگر قرار دهد، اقدامی دشمنانه علیه ثبات، یکپارچگی، وحدت و آیندۀ عراق است.