سال 84 به عنوان سال "سال همبستگی ملی و مشارکت عمومی" نامگذاری شد و اینک در روزهای پایانی این سال به سر میبریم. همبستگی ملی چیست؟ مشارکت عمومی چگونه تحقق مییابد؟ ...
سال همبستگی ملی و مشارکت عمومی در زمره مفاهیم زیربنایی در مطالعات جامعه شناختی قرار دارند. به هر میزان علقهها و علاقههای ملتی در مسیر حرکت به سوی اهداف و مطلوبها همگرایانه باشد، آن ملت به نحوی سهلتر و سریعتر به چشماندازهای ترسیم شده دست مییابد. البته باید توجه داشت همبستگی ملی به مفهوم یکپارچگی و همگونی مطلب در یک جامعه نیست، چه اصولا چنین امری محقق نمیشود و تلاش برای دست یازیدن به آن عبث خواهد بود بلکه معنای دقیق همبستگی ملی عبارت از روندی که در آن کلیه اشکال و "واگرایی" به "همگرایی" تبدیل شود. مثلا اگر در عرصه اجتماع و فرهنگ، یا در مناسبات بین ملت - حاکمیت و یا در بین نسلهای مختلف و اقشار نخبه جامعه واگراییهایی وجود دارد و اصولا تفاهم و وفاق و انسجام بین ایشان با موانع و دشواریهایی روبهرو است تلاش شود تا به راهبردهایی چون همگرایی، همبستگی و همگونی توسل جست.
از طرفی، "مشارکت عمومی" شهروندان آنگاه که به شکلی مدبرانه و آگاهانه به جریان افتد شکلی اجتماعی به وجود میآورد که خود همبستگی اجتماعی را تقویت میکند. همبستگی نیز موجب تقویت اعتماد جمعی میشود که این نیز خود سرمایهای اجتماعی است. به عبارتی میتوان گفت، مشارکت عمومی هم سرمایهای اجتماعی است و هم میتواند سرمایه اجتماعی به وجود آورد و هم در شکل خاص آن که متوجه منافع جمعی است میتواند از سرمایه اجتماعی و فرهنگی نگهداری نماید.
تجربه نشان میدهد که "مشارکت" آحاد شهروندان در شئونات اجتماعی و سیاسی، موجب افزایش و تقویت حس مسئولیت نسبت به جامعه و دیگران است. به نظر صاحبنظران، مشارکت عمومی افراد، تجربیات شهروندی آنان را فعال، هنجارهای عمل متقابل اجتماعی را تنومند و وظایف دولت - ملت را شفاف مینماید.
چنانچه رهبر معظم انقلاب نیز در پیام نوروزی 84 بیان داشتند این گونه نامگذاریها در ابتدای هر سال یک امر تشریفاتی نیست بلکه جهتگیری کلی مردم و مسئولان را نشان میدهد. ایشان در بخش دیگری از پیام خود فرمودند: " پرتو تقویت همبستگی ملی و مشارکت عمومی و بهرهگیری از نشاط و نیرو و توانمندی مردم، آینده ایران بزرگ به مراتب بهتر و روشنتر خواهد بود. باید با ترسیم آینده پرامید و افق روشن این سرزمین و تقویت روح برادری و وحدت، حرکت ملت بزرگ، شجاع و مومن ایران را برای دستیابی به اهداف و آرمانهای والای این مردم شتاب بیشتری بخشید. ..."
واقعیت این است که با لحاظ شرایط زمانی و موقعیتهای استراتژیک در خصوص امنیت ملی و اقتدار ایران اسلامی، در شرایط فعلی همبستگی ملی و مشارکت عمومی و آگاهانه ملت، عاقلانهترین و دوراندیشانهترین رویکرد نسبت به حال و آینده است. بیتردید در پرتو همبستگی ملی و مشارکت عمومی است که میتوان زمینه کارآمدسازی اندیشه جمهوری اسلامی را نیز فراهم ساخت.
همچنان که دولت و کارگزاران نظام نسبت به بسط زمینههای لازم برای همبستگی و مشارکت عمومی وظایف خطیری دارند نباید از نقش نهادهای اجتماعی (احزاب سیاسی، رسانههای جمعی، نخبگان و حوزویان و ...) غفلت ورزید. اصولا همگان وظیفه دارند به تحکیم جایگاه مشارکت جویی مردم در فرهنگ عمومی بپردازند و فرهنگ مسئولیتپذیری و تحرک بالای افراد و تکاپوی آنها را برای ایفای نقشهای مشارکتی تقویت نمایند.
اینها مقدمات روانی برای کارآمدسازی نظام و تداوم توسعه و سازندگی کشور به شمار میآیند. اگر چنین عناصر روانی و ذهنی در میان اقشار و لایههای افکار عمومی تبیین گردند، آنگاه سهم هر ایرانی در پیشرفت و توسعه کشور، تبلور عینیتری به خود خواهد گرفت. به عبارتی مردم، رای و عقیده و قدرت تاثیرگذاری آرا و نظرات مشارکتی خود را بهتر لمس خواهند کرد. مهمتر از همه توطئهها و تبلیغات روانی معاندان حاکمیت دینی در ناکارآمدی و ناتوانی نظام اسلامی در رفع مشکلات و پاسخگویی به مطالعات متنوع اجتماعی و انسانی مردم ناکام خواهد ماند. چنانچه میبینیم مفاهیم و موضوعات مذکور به نحوی حلقهوار و زنجیروار به یکدیگر متصل هستند و زمینهساز نشاط و امیدواری هر چه بیشتر کلیه تودههای جامعه از یک سو و مدیران و کارگزاران نظام سیاسی - اجتماعی از سوی دیگر خواهند بود تا "گفتمان کارآمدی نظام اسلامی" در عرصه عمل خود را به اثبات رساند.
سال 1384، آغازین سال از دوره بیست سالهای بود که تا 1404 ادامه خواهد داشت. هر چند روزها ورقهای تقویم سال 1384 به آخر رسیده اما لزوم همبستگی و همگرایی ملی و مشارکت همه جانبه آحاد ملت در روند توسعه و پیشرفت کماکان به قدرت خود باقی است و روز به روز اهمیتی راهبردیتر مییابد. اما با همبستگی ملی و مشارکت عمومی بنایی مستحکم ایجاد شده و روندی بیبدیل در این مسیر آغاز شده تا همه با همدلی و وفاق، کشور را به سمت و سوی ترقی و سعادت رهنمون سازند.
محور همبستگی در حکومت دینی "رهبری" است. این محوریت به جهت نقش فزایندهای است که رهبر حکومت دینی در هدایت معنوی آحاد جامعه دارا میباشد. رهبر حکومت دینی تنها یک رهبر سیاسی نیست که به صرف اعطای اختیارات قانونی از سوی نهادها مشروعیت پیدا کند بلکه یک رهبر مذهبی است که مشروعیت مذهبیاش تقدم بر مقبولیت سیاسیاش دارد، زیرا اعطای مشروعیت رهبر دینی در اعتقاد تشیع منبعث از خداوند است که در زمان غیبت حضرت امام عصر(عج) بر عهده وی که واجد ویژگیهایی همچون فقاهت، شجاعت، عدالت، تدبیر و کیاست قرار گرفته است. بنابراین رهبری محور نقطه اتکا و تکیه امت اسلامی است و گرانیگاه و مرکز ثقل هر گونه همبستگی و وحدتی میباشد. رمز پیروزی انقلاب اسلامی نیز در وحدتی نهفته بود که میان آحاد مختلف مردم، با یک هدف مشترک و تحت رهبری حضرت امام خمینی(ره) برقرار شده بود. راهبرد همبستگی ملی و مشارکت عمومی نیاز امروز و هر روز این مرز و بوم است. مرز و بومی که معاندانش هر آن و هر لحظه در حال دسیسه چینی و توطئه آفرینی برایش بوده و هستند. ...