علی ماجدی / معاون کل اقتصادی سابق وزارت امور خارجه
سیاست خارجی فعال، متوازن و مقبول از دیدگاه کشورهای خارجی و دیدگاه بینالمللی که متضمن منافع ملی باشد، میتواند زمینه رشد اقتصادی را فراهم کند. ایران باید منافعاش را در راستای تعامل با جهان تعریف کند.
محور صحنۀ بینالملل بیش از آن که بر مبنای حق باشد بر مبنای قدرت است. بنابراین از این زاویه یک کشور باید شرایطی را داشته باشد که بتواند در تعامل با جهان خارج منافع خود را تعریف کرده و از امکاناتی که در سطح بینالمللی وجود دارد، بهرهبرداری کند.
در صحنۀ بینالملل گفتمانها و پارادایمهایی وجود دارد که به روایا ناروا مورد قبول واقع شده و سرناسازگاری داشتن با آنها ما را از یک سری امکاناتی که میتوانیم از آن بهره ببریم، محروم میکند همانگونه که کشورهای دیگر از آن امکانات در عرصۀ بینالمللی استفاده کردهاند و خودشان و منافعشان را حفظ کردهاند. این جهان، نظام منسجمی دارد و چالش و اختلافنظر در آن فراوان است. اما با وجود این تکثر، یک نظام نسبتاً منسجم هست که در آن هم چالش وجود دارد و هم نظرات مختلف و هم جنگ و صلح و بقا، در چنین نظامی اگر کشوری بخواهد سهم و یا قدرت بیشتری داشته باشد، نمیتواند بخشی از این نظام را و یا قدرتی را در آن نادیده بگیرد و با بخشی از آن مراوده نداشته باشد.
آنچه که در مراودات بینالمللی، نصیب یک کشور میشود فقط محدود به سرمایه نیست بلکه تکنولوژی، مدیریت و داشتن سهمی از قدرت و بازار جهانی هم جزیی از آن است. در شرایط فعلی، دامنه تکنولوژی به قدری وسیع و گسترده است و رشتههای آن گوناگون است که در هیچ جای دنیا حتی قویترین کشورها نمیتوانند خود را از داشتن آن ارتباط محروم کنند.
از این زاویه اگر مسایل سیاست خارجی مورد توجه قرار گیرد به راحتی مشاهده میشود که تعامل با جهان خارج فقط در کسب سرمایه خلاصه نمیشود.
در درون این تعاملات هم تکنولوژی، تحقیق، توسعه و مدیریت با هم و هماهنگ با هم وجود دارد. این روابط بهرهبرداری از مدیریتهای مدرن و بهرهبرداری از جامعه اطلاعاتی را نیز در درون خود دارد.
وقتی در این مناسبات، کشوری مورد تحریم واقع میشود به این مفهوم است که از گردونۀ ارتباطات جهانی محروم میشود. امروزه، شرایط فکری حاکم بر مناسبات جهانی به گونهای است که هیچ کشوری در دنیا به دنبال این نیست که به گونهای عمل کند تا بخشی از دنیا را از دست بدهد. حتی قویترین کشورهای جهان در زمینه سیاسی و اقتصادی هم تلاش میکنند تا از مواهب تعامل با دنیای خارج جهت حفظ منافع ملیشان بهرهبرداری کنند.
علاوه بر این شرایط جهانی به گونهای است که یک کشور به تنهایی نمیتواند مجموعه جهان را تحت تاثیر قرار بدهد. یکی از دلایل موفقیت سیاست خارجی ایران در دورۀ آقای خاتمی این بود که با شناخت از این شرایط بینالمللی وارد دوره اعتمادسازی شد. این اعتمادسازی هم بر اساس دو محور گفتوگوی تمدنها و تنشزدایی اجرایی شد. اما آنچه که مانع موفقیت اساسی این سیاست شد، این بود که تنشزدایی، نخستین مرحله و گام اول سیاست خارجی است که پس از آن اعتمادسازی و مشارکت با جهان وجود دارد. واقعیت این است که در آن دوران موفقیتآمیز سیاست خارجی غیر از یکی دو مورد خاص ایران، هرگز نتوانست پا را از مرحله تنشزدایی فراتر بگذارد و وارد مرحله اعتمادسازی شود.
اعتمادسازی در سطح جهانی هدفی نیست که با گفتار و حرف و شعار به دست آید، اگر چه گفتار نقطه آغازین آن محسوب میشود اما رفتار عملی هم باید به دنبال آن گفتار به وجود آید، بیتردید، یافتن راهی بین تامین منافع ملی و الزامات سیاست بینالملل. امری ساده نیست، اما هنر دیپلماتهای هوشمند در شناسایی و تعقیب همین راه نهفته است.