تاریخ انتشار : ۰۳ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۱:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۱۸۸۷۳۱

دعوت کوفى عنان دبیرکل سازمان ملل متحد از آمریکا براى گفت وگوى مستقیم با ایران به منظور حل مسائل «سیاسى»اش در پایان هفته اى که گذشت، نشان دادکه بلندپایه ترین مقام بزرگترین نهاد سیاسى جهان نیز براین نظر است که مقابله واشنگتن با برنامه هاى هسته اى ایران، ماهیتى سیاسى دارد و برخلاف وانمود واشنگتن، یک مسأله دوجانبه و نه مشکل جامعه جهانى است.
گرچه درخواست عنان بلافاصله توسط سخنگوى کاخ سفید رد شد، اما این امر نتوانست نگرانى هاى دبیرکل را از کم رنگ شدن نقش سازمان ملل در حل و فصل مسائل بین المللى و استفاده ابزارى قدرت هاى زیاده خواه از سازمان هاى بین المللى که این بار نیز از سخنان او برداشت مى شد، پنهان کند. عنان نگرانى خود از کاهش اعتبار سازمان ملل و اعمال نفوذ قدرت هاى بزرگ در آن را بارها ابراز کرده است. او در اسفندماه سال گذشته به صراحت گفت: «از کاهش تدریجى اقتدار و مشروعیت سازمان ملل نگرانم و علت آن را نیز این برداشت مى دانم که تنها پنج کشور دائمى شوراى امنیت در سازمان ملل تصمیم گیرى مى کنند.» این نگرانى تنها به آقاى عنان اختصاص ندارد. نزد اغلب کشورهاى جهان، سازمان ملل به واسطه اعمال نفوذ برخى قدرت هاى زیاده خواه امروز کارکردى مشابه یک «بنگاه ترجمه» پیدا کرده است که در آن سخنان برخى قدرت ها ترجمه مى شود. محمود احمدى نژاد رئیس جمهورى اسلامى ایران هفته گذشته و در حاشیه اجلاس سران اکو در باکو، نگرانى خود را از نفوذ قدرت هاى بزرگ در نهادهاى جهانى و کاهش کارایى آنها اینگونه ابراز داشت: «این سازمان ها تحت نفوذ قدرت هاى بزرگ کارایى خود را تا حدود زیادى از دست داده اند... در این سازمان ها از حقوق کشورهاى عضو حمایت نمى شود و در مواردى به صراحت مى خواهند تا ملت ها از حقوق مسلم خود دست بردارند.
آمریکا در ماههاى اخیر تمام تلاش خود را به کار بسته است تا ایران و برنامه هاى هسته اى آن را در یک سو و جامعه بین الملل را در سوى دیگر قرار دهد. دعوت عنان از واشنگتن براى گفت وگو با ایران به منظور حل مسائل سیاسى اش و همزمان ادامه ایستادگى روسیه و چین دو عضو دائم و برخوردار از حق وتو در شوراى امنیت و شمارى از اعضاى غیردائم این شورا در برابر پیش نویس قطعنامه اى علیه ایران در شورا که تحلیلگران سیاسى آن را «تله اى براى کشورهاى مستقل عضو شورا» مى خوانند و همراهى نشان دادن کشورهایى چون ترکیه از متحدان آمریکا با برنامه هسته اى ایران که رجب طیب اردوغان نخست وزیر آن این مواضع را در پایان هفته گذشته بیان داشت: مى توان نشانه هایى از شکست آمریکا در این جهت و در عین حال نداشتن منطق گفت وگو دانست.
در سمت دیگر، آنچه تاکنون مانع از آن شده تا از جانب تهران گفت و گو با آمریکا مفید به فایده دانسته نشود، ادبیات آمریکایى ها و ادامه سیاست هاى این کشور بوده است.
جمهورى اسلامى ایران در همه مسائل منطقه اى و جهانى و از جمله در عراق و پیشتر در افغانستان، نشان داده است که خواهان صلح و آرامش بر مبناى عدالت و کرامت انسانى است و سیاست منطقه اى خود را بر همکارى هاى اقتصادى مفید، گسترده، استقرار صلح و امنیت و رفاه و برقرارى اعتماد و همکارى و تفاهم با همه همسایه ها و کشورهاى منطقه قرار داده است و در مقابل این آمریکا بوده است که با سیاست هاى اخلالگرانه خود ثبات، صلح وامنیت منطقه و آرامش جهان را مخدوش و به خطر انداخته است.
ایران دلایل بسیارى دارد که بگوید: «به آمریکا اعتماد نداریم.» نخستین نکته و شاید اصلى ترین دلیلى که موجب آن شده تا دیوار بلند بى اعتمادى همچنان بین دو کشور و روابط آنها وجود داشته باشد، روحیه استکبارى حاکم بر کاخ سفید و این گمان مى باشد که «آمریکا مالک و صاحب همه جهان است». آمریکا حتى اخیراً که «بارها» پیام داد خواهان گفت وگو وکمک تهران در مورد عراق مى باشد، نشان داد که در گفتار و عمل صادق نیست. رهبران آمریکا با ادبیات توأم با کبر و غرور خود، سالهاست که به سیاستى دوگانه و تبعیض آمیز در برابر ایران ادامه مى دهند. آنها از صلح و امنیت جهانى سخن مى گویند اما در عمل وقتى نه تنها نداى صلح خواهى که اقدامات عملى ایران را براى توسعه و تعمیق صلح و امنیت مى بینند، هر آنچه را در توان دارند، از جنگ گسترده روانى با کمک شبکه هاى رسانه اى صهیونیستى گرفته تا قدم هاى عملى، براى اخلال در آن به کار مى بندند.