حنیف غفاری
گروه دیپلماتیک
افشای اخبار مربوط به دیدار شورشیان دارفور با عوامل سازمان جاسوسی رژیم اشغالگر قدس (موساد) باعث شده است تا انگشت اتهامات مربوط به ایجاد ناامنی در این کشور آفریقایی بیش از پیش به سوی واشنگتن و تلآویو نشانه رود. در حقیقت امروزه میتوان با اتکا بر دلایلی بسیار قوی و محکم دخالت ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی را در اوضاع دارفور اثبات کرد. در حالی که سکوت سازمان ملل متحد و عدم اقدام جدی این سازمان در راستای برخورد با افرادی مانند "جرج بوش" و "موشه کاتساف" جای بسی سئوال دارد.
در حالی که بسیاری از شهروندان سودانی با تظاهرات در مقابل سفارت آمریکا در خارطوم خواستار عدم دخالت جریانهای بینالمللی از جمله ناتو در امور داخلی خود شدهاند طراحان پشت پرده کاخ سفید از سوی جمهوریخواهان وظیفه دارند تا در زمانی محدود و بسیار کوتاه نقشه سلطه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بر سرتاسر سودان بحران زده را در دستان بوش و دیک چنی قرار دهند. تقاضای شهروندان سودانی برای مسئولین و دستاندرکاران سیاست خارجی آمریکا و متحدان کاخ سفید کوچکترین اهمیتی ندارد.
هدف اصلی واشنگتن دسترسی به خاک سودان و ایجاد حاشیه امنی هر چند ناچیز برای رژیم اشغالگر قدس است. دخالت عوامل موساد و بسیاری جریانهای دارفور مهر تاییدی بر این ادعاست. در مقابل این دخالتهای بزرگ سازمانهای بینالمللی از جمله سازمان ملل متحد به علت فشارهای موجود از سوی ایالات متحده آمریکا از برخورد مستقیم با این موارد خودداری میکنند.
در این حقیقت هیچگونه شک و شبههای وجود ندارد که سودان متعلق به این کشور است. در مقاطعی نسلکشی در دارفور و کشتار وحشیانه به نقطه اوج خود رسید. در آن هنگام "مردم سودان" بودند که قربانیان این حوادث تلخ به شمار میآمدند. این "مردم سودان" بودند که طعم آوارگی را چشیدند و خانه و کاشانه خود را در جریان درگیریهایی خونین از دست دادند. حال پس از آرامتر شدن اوضاع در مقطعی که "سودان" در حال تعریف خود به عنوان کشوری آرام و بستری خالی از تشنج است.
نیروهای آمریکایی و صهیونیستی در راستای گسترش منافع خود در آفریقا و خاورمیانه پای خود را در خاک این کشور نهادهاند. "ناتو" و "ایالات متحده آمریکا" و "رژیم اشغالگر قدس" در هر نقطهای که پای میگذارند باعث بر هم ریختن معادلات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آن محل میشوند. چنین تجربهای در طول سالیان متمادی بر نظام بینالملل اثبات شده است.
در سومالی، ویتنام و عراق عواقب و تبعات حضور نیروهای وابسته به کاخ سفید و عوامل پیوسته به واشنگتن بسیار دردناک بود. هر چند تمامی این موارد در نهایت به شکست آمریکا ختم شد ولی شهروندان این کشورها در دورهای پر تشنج و آغشته به ترس و وحشت حیات خود را سپری کردند.
دخالت در امور سایر کشورهای جهان به عنوان روشی غلط و غیر قابل اتکا در سیاست خارجی کاخ سفید هنوز حرف اول را میزند. پس از چندین بار شکست سخت و مفتضحانه در جنگ با سایر جریانهای نظام بینالملل هماکنون جمهوریخواهان که همواره در عالم رویا به سر میبرند و با علم واقع در کل بیگانه هستند سعی دارند تا با دخالت در اوضاع سیاسی امنیتی و اجتماعی کشورهایی از جمله سودان همانند دوران امپریالیسم کهن بر منابع مادی این کشورها چنگ زنند.
تکرار تجربههایی مملو از شکست و ناکامی برای "جرج بوش" و همتایان صهیونیستی وی از جمله "موشه کاتساف" و عوامل سازمان رژیم اشغالگر قدس "موساد" شکستی مفتضحانه در هزاره سوم به شمار میرود.
مردم سودان با تمامی نیروی خود در برابر دخالت بیگانگان در امور داخلی خودخواهانه ایستاد. گذشت زمان به خوبی مشخص خواهد نمود که سودان نیز در آیندهای نزدیک به یکی دیگر از مظاهر شکست کاخ سفید در نظام بینالملل تبدیل خواهد شد.
در نهایت اینکه هماکنون نقش سازمان ملل متحد در آرام ساختن اوضاع سودان و جلوگیری از دخالت جریانهای بیگانه در امور داخلی این کشور بحرانزده پر رنگتر شده است. در صورتی که این سازمان نتواند در راستای جلوگیری از موارد موجود علیه شهروندان سودانی نقش بازدارنده خود را ایفا کند به شدت از سوی نظام بینالملل در قالب تردید و ابهام قرار گرفت. در هر حال نباید فراموش کرد که در شرایط بحرانی عملکرد سازمانهای فرامنطقهای مورد ارزیابی دقیق سایر کشورهای جهان قرار خواهد گرفت.