تاریخ انتشار : ۰۴ آبان ۱۳۸۹ - ۰۹:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۱۸۸۷۴۹

غدیر نبی‌زاده
روز بیست و سوم ماه می، کلیفورد کوپچان مدیر «گروه اوراسیا» -یک شرکت مشاور در امور سیاسی و ری تکیه عضو ارشد شورای روابط خارجی -تاثیرگذارترین موسسه ی تصمیم سازی در ایالات متحده- در مقاله ای که در نشریه ی امریکایی بوستون گلوب به چاپ رسید به تشریح شرایط فعلی داخلی ایران و نحوه ی مواجهه ی ایالات متحده با ایران در شرایط کنونی پرداختند. این استراتژی که هم اکنون جایگاه ویژه ای در سیاست خارجی ایالات متحده در قبال ایران دارد از جهات مختلف حائز اهمیت است.
نخست آن که مرزبندی های داخل ایران در مورد هسته ای با دقت مورد بررسی قرار گرفته که در نوع خود قابل توجه می باشد. دوم، نهادهای تصمیم ساز که نویسندگان این مقاله در دو مجموعه از این مراکز فعالیت می کنند، در ایالات متحده از جایگاهی ویژه برخوردارند به طوری که در یک مطالعه ی وسیع می توان به راحتی به نفوذ این اندیشکده ها در سیستم حاکمه ی امریکا پی برد. و سوم، بیان این
سیاست‌ها از زبان رسانه ها می تواند تصمیم سازان و تصمیم گیران ایرانی را در نحوه چینش گزینه های مختلف و اندیشه‌ی دفع آن سیاست ها یاری رساند.
مقطع حساس کنونی دیگر نیازی به توضیح ندارد. بنابراین به خود مقاله می پردازم.
نویسندگان این مقاله در ابتدا به تشریح سیاست کنونی دولت ایران در مسئله ی هسته ای پرداخته اند و نام سیاست «Pedal to the metal» یا فشار بر آهن بر آن نهاده اند و بدین ترتیب ایالات متحده را آهن، که خاصیت انعطاف پذیری بسیار ضعیفی دارد نامیده اند. با اذعان به ماهیت غیر قابل پیش بینی بودن ایران، او را درحال تکان دادن و شوکه کردن رهبران غربی معرفی می کنند و نامه ی احمدی نژاد به بوش را نمونه ای از آن می دانند. سپس به جناح بندی های مختلف در ایران بر سر مسائل هسته ای می پردازند. به زعم آنان سه تفکر و دسته را می توان شناسایی کرد:
اول- احمدی نژاد و متحدینش در سرویس امنیتی به خصوص در سپاه پاسداران. آن ها معتقدند که این دسته از تندروانی تشکیل شده که مسائل هسته ای را به طور مجزا بررسی می کنند. جنگ عراق علیه ایران و استفاده صدام از سلاح های شیمیایی و کمک های فراوان دولت های غربی به او به زعم آنان مرتجعین ایرانی را به جنب و جوش وا داشته و ایران را نسبت به آرای جهانی و معاهدات بین المللی بی تفاوت کرده است!
سپس نقل قولی از احمدی نژاد مطرح می کنند که: «غرب با ماهیت قوانین اسلامی مخالف است. اگر بن بست هسته ای را برطرف کنیم حقوق بشر را مطرح می کنند. و اگر این یکی را نیز حل کنیم حقوق حیوانات را مطرح می کنند». در ادامه دو نویسنده اعتراف می کنند که ایران مجهز به سلاح هسته ای به بهترین نحو می تواند از تمامیت ارضی خود دفاع کند، امنیت حکومت را تامین کند و نقشه های شیطانی امریکا را خنثی نماید. و تهدید می کنند که «با فرض وجود بمب هسته ای، ایران باید برای تحمل تحریم ها، توبیخ ها و حتی حملات نظامی در راه خودکفایی هسته ای خود آماده باشد».
دوم- دیدگاه مربوط به اکبر هاشمی رفسنجانی و افرادی با تفکر یکسان است که آن را واقع بینانه می خوانند. آنان معتقدند که این گروه بر این موضع پافشاری می کنند که تلفیق ایران به نظام بین المللی و اقتصاد جهانی منوط به پذیرش یک سری محدودیت ها بر برنامه ی هسته ای ایران است. اینان قصد برچیدن برنامه ی هسته ای را ندارند بلکه خواهان توسعه ی نهایی برنامه ی هسته ای ایران تحت لوای دستورالعمل قابل انعطاف ان پی تی هستند، که در این صورت نیز به عقیده ی نویسندگان با توجه به تعهد طولانی مدت ایران نسبت به ان پی تی و ملاحظات
بین المللی غالب، در این صورت نیز ایران باید در انتظار
تحریم ها باشد و شریک های تجاری با ارزش خود را از دست خواهد داد. پس از آن هند را به عنوان مثال ذکر می کنند. کشوری که زیرساخت های اتمی را توسعه داد اما بمب نساخت و هنوز هم به دلیل خویشتن داری در آن هنگام، از مواهب جوامع بین المللی بهره مند است.
سوم- دیدگاه اصلاح طلبان است که به عقیده ی نگارندگان این مقاله نمی توان به آسانی از کنارشان گذشت. آن ها معتقدند که چالش امروز اصلاح طلبان ایجاد نظم تکثرگرایانه ای است که هم احکام اسلام و هم ارزشهای دموکراتیک را در خود جای دهد. در ادامه نظر اصلاح طلبان را در مسئله ی هسته ای این چنین بیان می کنند: «اصلاح طلبان را به سختی می توان بیشترین طرفداران کلامی هماهنگی با خواست جوامع بین المللی دانست.»
سپس با معرفی محمد رضا خاتمی به عنوان دبیر کل جبهه ی مشارکت و نقل سخنی از وی، نظرش را گرچه دارای تاثیرات موقت بر حکومت، اما غیر غالب می خوانند. او چندی پیش خواهان «تعلیق
فعالیت های غنی سازی و مذاکرات با هدف اعتمادسازی و نظارت
بین المللی» شده بود.
در آخر نویسندگان این سوال را مطرح می کنند که چگونه واشنگتن می تواند از چنین شکاف هایی استفاده کند و ایران را در آغاز کار و در واقع ساخت سلاح هسته ای منصرف سازد؟
در پاسخ به این سوال کوپچان و تکیه می گویند که سیاست فشار بی وقفه بر ایران نتیجه ی عکس خواهد داشت و ایران را به سوی دارا بودن یک سلاح استراتژیک سوق خواهد داد. این دو تصمیم ساز امریکایی در پاراگراف نهایی نظر خود را این گونه مطرح می کنند که: « واشنگتن هیچ گزینه ای به جز درگیر شدن با ایران در یک مبادله ی مستقیم ندارد. یک پیشنهاد سخاوتمندانه ی امریکایی از امتیازات اقتصادی و گفتگوهای امنیتی تنها می تواند کفه ی ترازو را کمی به سوی واقع بینانی که تمایل دارند تا جنون هسته ای ایران به سوی سلاح های هسته ای مانع شوند، بگرداند».
به نظر می رسد که انتشار بسته ی مشوق های اروپا در بیستم ماه می که شامل یازده مشوق و پانزده تنبیه بود نتیجه ی همین سیاست باشد.