تاریخ انتشار : ۱۲ آبان ۱۳۸۹ - ۱۰:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۱۸۸۷۸۸

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
همانگونه که انتظار می رفت قدرتهای استکباری حامی رژیم صهیونیستی که از ضربات کمرشکن حزب الله به صهیونیستهای اشغالگر و به خطر انداختن موجودیت این رژیم به وحشت افتاده اند وارد عمل شده و قطعنامه جانبدارانه 1701 را با هدف نجات این رژیم به تصویب رساندند . به همین دلیل ، تصویب قطعنامه یکجانبه و تبعیض آمیز مذکور را که بانی آن ، آمریکا و فرانسه بوده اند باید حرکتی در جهت جبران شکست ها و ناکامی های صهیونیستها در جبهه های نظامی لبنان تلقی کرد.
این قطعنامه مفسده انگیز و یک طرفه به طور تبعیض آمیز از خواسته ها و مواضع توسعه طلبانه و غیرقانونی رژیم صهیونیستی دفاع کرده و در مقابل ، کمترین حقی برای طرف مقابل یعنی حزب الله و مردم لبنان قائل نشده است .
شرایطی که در قطعنامه مذکور به نفع رژیم صهیونیستی لحاظ گردیده است حتی بیش از آن چیزی صهیونیستها انتظار داشتند و بی دلیل نیست که سردمداران تل آویو بلافاصله پس از صدور قعطنامه با خوشحالی زایدالوصفی از آن استقبال کرده و آن را « مقبول » خواندند و بدینوسیله قدردانی خود را از طراحان قطعنامه مذکور ابزار نمودند.
در این قطعنامه بدون اینکه اشاره ای به رژیم صهیونیستی به عنوان عامل به خاک و خون کشیدن بیش از پنج هزار لبنانی ، با خاک یکسان کردن تاسیسات زیربنایی این کشور و سایر جنایات وحشیانه صهیونیستها در خاک لبنان بشود با عبارت پردازیهای شیطنت آمیز درخواست یک « آتش بس پایدار » گردیده است . البته باید متذکر شد منظور از عبارت آتش بس پایدار ، همان دادن ضمانت و تعهد از سوی لبنانی ها نسبت به تامین امنیت صهیونیستها می باشد.
این قطعنامه همچنین بطور وقیحانه ای از جامعه بین المللی درخواست کرده است برای بازسازی لبنان اقدام نماید. این ، بدان معنی است که رژیم صهیونیستی که با وحشیگری هرچه تمام تر ، لبنان را به ویرانه تبدیل ساخته هیچگونه مسئولیتی در قبال اقدامات خود ندارد و اکنون ، بهای یورش و هجوم وحشیانه و غیرقانونی این رژیم را باید ملتهای جهان پرداخت کنند! این دقیقا مصداق اعطای پاداش به متجاوز و رسمیت دادن به تجاوزگری است .
از سوی دیگر ، قطعنامه 1701 ، حزب الله و دولت لبنان را در برابر یک انتخاب غیرقابل قبول و کاملا تحمیلی قرار داده است به این معنی که حزب الله یا باید این قطعنامه را بپذیرد و یا اینکه متهم به جنگ طلبی و ادامه دادن جنگ شود. این نکته ایست که روز گذشته رایس ، وزیر خارجه آمریکا با ذکر این که حزب الله اکنون باید بین جنگ و صلح ، یکی را انتخاب کند ، مزورانه به آن اشاره کرد.
این قطعنامه درعین حال بر اهداف مداخله جویانه و گستاخانه صهیونیستها مبنی بر لزوم خلع سلاح حزب الله مهر تایید زده لکن برای تلطیف ظاهر این توطئه ، آنرا به عهده دولت لبنان نهاده است تا حزب الله را با دولت لبنان درگیر نماید.
جای تاسف و شرمساری برای نهادی چون شورای امنیت و سازمان ملل است که اینچنین بازیچه و ابزار دست صهیونیستها گشته و به جای اینکه در مقام احقاق حق مظلوم و حمایت از طرف تحت تجاوز و تعدی برآید به بنگاهی برای تامین نامشروع و زیاده طلبانه رژیمی اشغالگر و قانون شکن تبدیل شده است .
مفاد این قطعنامه آنچنان جانبدارانه است که حتی فرانسه که خود از بانیان و طراحان آن بود برای حفظ ظاهر ، قبل از تصویب ، پیش نویس آنرا نیازمند « تعدیل » و تجدیدنظر دانست ولی سرانجام ، آمریکائیها با استفاده از نفوذ خود در شورای امنیت ، با جلب نظر دیگر اعضای این شورا این قطعنامه صهیونیستی را با تغییراتی بسیار اندک به تصویب رساندند.
در این میان نقش خائنانه دولتهای عرب در مقابل تحرکات سیاسی مذکور را نباید از نظر دور داشت . این سران وابسته و مرتجع که در جریان تهاجم وحشیانه ارتش صهیونیستی به لبنان و کشتار ملت بی دفاع این کشور به طور ننگینی سکوت اختیار کردند و حتی تلویحا از این تهاجم حمایت نمودند در قبال تحرکات سیاسی شیطنت آمیز غرب ، از جمله در برابر قطعنامه جدید که آشکارا حقوق ملت لبنان را تضییع کرده و آنرا لگدکوب می کند نیز لب فرو بسته اند و حرکتی در خنثی نمودن توطئه جدید از خود نشان نمی دهند.
قطعا این رفتار و عملکرد خائنانه دولتهای منفعل و مرتجع منطقه به عنوان برگ سیاهی در تاریخ مبارزات ملت های منطقه در برابر اشغالگران صهیونیست بر جای خواهد ماند و آیندگان از آن با ننگ و نفرین یاد خواهند کرد.
با اینحال آنچه این دولتهای وابسته و اربابان مستکبر و استعمارگر آنها از آن غافل هستند و در محاسبات خود لحاظ نمی کنند و به عبارت مناسب تر ، مایل به فکر کردن درباره آن نیستند این واقعیت است که روند تحولات منطقه و حتی جهان به سرعت در جهت خلاف خواسته و اهداف صهیونیستها پیش می رود. ملت های منطقه و مسلمانان جهان اکنون به طرز کاملا بی سابقه ای به مخالفت با سیاستهای توسعه طلبانه آمریکا و صهیونیستها گرایش پیدا نمود و از خط مقاومت و مبارزه علیه صهیونیستها حمایت می کنند.
این بدان معنی است که اگر قدرتهای استکباری با تکیه بر نفوذ و امکانات نظامی و سیاسی خود ، حتی بتوانند در مراجع تحت سیطره خود نیز قطعنامه ها و مصوبه هایی را در حمایت همه جانبه از رژیم جعلی اسرائیل به تصویب برسانند ، هرگز قادر نخواهند بود موج بیداری ضد صهیونیستی در جهان را که همچون سیلی بنیان کن ، موجودیت رژیم اشغالگر صهیونیستی را با تهدیدی جدی مواجه ساخته است متوقف کنند.
اینگونه مصوبه های غیرقانونی همانگونه که تاکنون نتوانسته اند امنیت و ثباتی برای رژیم اسرائیل ایجاد کنند ، قطعا پس از این نیز قادر به چنین کاری نخواهند بود.