حنیف غفاری
از “نیویورک” خبر مىرسد که “بان کىمون” وزیر امور خارجه کره جنوبى در راىگیرى غیررسمى پنج عضو دائم شوراى امنیت سازمان ملل متحد توانسته است راى موافق آنها را در خصوص جانشینى کوفىعنان به دست آورد و به نظر مىرسد پس از پایان سال میلادى جارى وى در مسند دبیرکلى سازمان ملل ایفاى نقش نماید.
“بان کىمون” در حالى وارد صحنه مناسبات بینالمللى مىشود که مسائلى مانند بحران امنیت در عراق، کارشکنىهاى کاخ سفید و تلآویو در خاورمیانه و بحران فقر و بیمارى در آفریقا نظام بشرى را تهدید مىکنند. باید اذعان کرد که افرادى مانند “کوفى عنان”، “خاویر پرز دکوئیار” و “پطروس غالی” در راس هرم سازمان ملل متحد نتوانستند عملکرد قابل قبولى را در راستاى دفاع از حقوق حقه عالم بشریت به نمایش بگذارند.
ساختار غلط سازمان ملل متحد و چارچوب انحصارى شوراى امنیت این سازمان در حالت کلى مانع از مانور شخص اول این نهاد بینالمللى در مناسبات سیاسى جهان شده است.
در این میان دبیرکل سازمان ملل متحد حکم نمادى صورى و غیرعامل را دارد. در هر صورت انتخاب “بان کىمون” سئوالات متعددى را در اذهان ایجاد مىکند: دلیل موافقت پنج عضو شوراى امنیت با جایگزینى وى چه بوده است؟ آیا “بان کىمون” نیز همانند همتایان خود در بالاترین کرسى حقوقى سازمان ملل تنها ناظر جنایات و لابىهاى پشت پرده کاخ سفید و لندن خواهد بود؟ آیا امکان دارد با توجه به نظر مساعد کاخ سفید در خصوص تعیین “بان کىمون” در برخى موارد شاهد تکمیل سیاستهاى واشنگتن و متحدانش به دست دبیرکل جدید سازمان ملل متحد باشیم؟
نکته جالب توجه اینکه هماکنون کره جنوبى یکى از متحدان کاخ سفید در خاور دور محسوب مىشود.
“رومو هیون” رئیسجمهور کره جنوبى با وجود اعتراضهاى شدید مردمى در سئول و دیگر شهرهاى کشورش همچنان نسبت به مشارکت در اشغال عراق اصرار مىورزد و حاضر به بازخوانى نیروهاى خود از این کشور عربى نیست.
در چنین شرایطى مىبایست بر اساس واقعبینى مستدل میان روابط نزدیک کاخ سفید و کره جنوبى و انتخاب “بان کىمون” رابطهاى کاملا مستقیم برقرار کرد. همچنین به نظر مىرسد با توجه به شکافهاى ایجاد شده در معادلات خاور دور، پس از جایگزینى “بان کىمون” شاهد تنشهاى بیشترى علیه کره شمالى باشیم.
در هر حال رضایت کاخ سفید و انگلستان در خصوص احراز پست دبیرکلى سازمان ملل توسط “بان کىمون” در شرایط فعلى نظام بینالمللى کمى ابهامبرانگیز است. هرچند که موافقت چین و روسیه با این موضوع نیز را باید مد نظر قرار داد. تجربه نشان داده است که پکن و مسکو در بسیارى از مقاطع زمانى انرژى سیاسى خود را صرف تقابل با آمریکا و انگلستان در شوراى امنیت سازمان ملل متحد نمىکنند.
در نهایت اینکه باید در انتظار عملکرد “بان کىمون” در قبال تحولات نظام بینالملل ماند. شاید در آیندهاى نه چندان دور بتوان با مدارک مستندترى درباره شخصیت دبیرکل جدید سازمان ملل متحد (پس از پایان سال 2006 میلادی) اظهارنظر نمود.