تاریخ انتشار : ۱۵ آبان ۱۳۸۹ - ۱۳:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۱۸۸۸۳۳

حقیقی پاک ـ خبرنگار روزنامه جمهوری اسلامی در کرمانشاه
اظهارات پاپ بندیکت شانزدهم علیه اعتقادات جمعیت میلیاردی مسلمانان جهان موجب شگفتی بخش عظیمی از جامعه جهانی گردیده و به نظر می رسد موضع گیری پاپ از شکست استکبار در مقابله با مسلمانان در سطوح مختلف خصوصا شکست اخیر استکبار در مقابل جهاد تحسین برانگیز مردم لبنان و شکست خفت بار ارتش تا دندان مسلح اسرائیل و حمایت کشورهای اسلامی از جهاد دلیرانه حزب الله نشات گرفته و باعث شده تا سران استکبار این بار پاپ را آلت دست قرار دهند و او را مجبور به واکنش در برابر اسلام نمایند.
البته پاپ و حاکمان کلیساها سالهاست که با سکوت معنادار خود جنایات آمریکا و اسرائیل را تایید می کنند و این موضع گیری علاوه بر اینکه خارج از عقلانیت است بیشتر از این جهت موجب شگفتی است که تاریخ کلیساها مملو از خشونت و وحشت هم برای هم کیشان خود و هم دیگر ادیان بوده و هست و هم اکنون نیز دو کشور اسلامی در اشغال بوش و بلر و دیگر هم پیمانان آنها که خود را پیرو آیین مسیح می دانند می باشند و این در حالی است که پاپ و حاکمان کلیساها در برابر این جنایت موضع جدی نگرفته و یا مهر سکوت برلب زده‌اند.
لشگرکشی اشغال و قتل و غارت منابع این کشورها بقدری وحشت انگیز است که روی چنگیز تیمور و هیتلر از این همه جنایت سفید شده است. علاوه بر اینها تهدید زورگویی و قانون شکنی آنان در گوشه و کنار جهان مشکلاتی اساسی برای زندگی بشر ایجاد نموده است. استفاده از بمب اتمی در ژاپن اشغال و کشتار مردم ویتنام و صدها مورد دیگر از این نوع در پرونده سیاه آنان وجود دارد ولی با این همه هیچگاه مسلمانان این جنایات را به حساب مسیحیت نگذاشته و همیشه برای همه ادیان احترام قائل شده اند چنانکه سازمان تقریب مذاهب نیز به همین منظور تاسیس شده و در جهت نزدیکی ادیان و ارتباط و احترام بین ادیان الهی تلاش های مفیدی را نیز انجام داده است.
ولی اظهارات پاپ بندیکت که بسیار دور از انتظار بود باعث گردید تا واقعیت هائی را به ایشان گوشزد کنیم که به وی تفهیم شود پرونده کلیساها سیاه تر از آنست که پاپ به خود اجازه دهد تا ژست صلح طلبانه گرفته و به دین اسلام که دارای عالی ترین و مترقی ترین دستورات برای بشریت است تهمت خشونت طلبی بزند و جهاد را که در دین اسلام به معنای مبارزه با ظلم و ستم و مقابله با متجاوز است زیر سئوال ببرد.
پرونده کلیساها در ادوار گذشته بقدری سیاه است که آقای پاپ باید با اتخاذ مواضع درست تلاش کند که بخشی از این گذشته سیاه را جبران کند.
جنگ های صلیبی که در چند مرحله بین مسیحیان و مسلمانان انجام شد اولین آن در سال 1095 میلادی توسط رئیس کلیسای مسیحی پاپ اوربن دوم پایه ریزی شد و بالشگرکشی به فلسطین به مدت 5 سال باعث کشته شدن هزاران انسان بی‌گناه شد.
در قرون وسطی گالیله دانشمند معروف ایتالیائی که بخشی از پیشرفت های علوم مرهون قوانین علمی واوست که کشف کرد فقط به این خاطر که می گفت زمین گرد است با خشونت کلیسا و کشیش ها مواجه شد تا جائیکه نزدیک بود توسط سازمان تفتیش عقاید بنام «انگیزیسیون» در آتش سوزانده شود و وی از ترس حرف خود را پس گرفت و توبه نمود و بسیاری از کشفیات خود را تا آخر عمر بر زبان نیاورد. این سازمان ترس و وحشت حتی کشیشانی راهم که سخنی خارج از چارچوب تعیین شده از سوی آنها می زدند می‌کشتند!
برونو کشیش ایتالیائی که تمام عمر خود را صرف کمک به بینوایان کرده بود و تمام مردم او را دوست می داشتند فقط به جرم اینکه گفته بود: «هر کس بعد از وصول به مرحله عقل راجع به دنیا و زندگی عقیده ای پیدا می کند که مطابق است با عقل و استنباط او» بدستور کشیش های تندرو و سازمان انگیزیسیون به دلیل همین نظریه ساده و بدیهی در آتش سوزانده شد.
لاووازیه فرانسوی دانشمند معروف شیمی و اولین کسیکه اکسیژن و هیدروژن را شناسائی کرد و می توان پدر شیمی نامید بدستور کشیشان تندرو سازمان مذکور با گیوتین سر از بدنش جدا شد.
نمونه هایی که ذکر شد تنها گوشه ای از خشونت کلیساها در مقابله با پیشرفت علم بوده که در این نوشتار مجال پرداختن به همه آنها نیست . این در حالی است که حتی در صدراسلام بحث های آزاد در جوامع اسلامی در جریان بوده است بطوریکه در جلسات امام جعفر صادق(ع) همه افراد با ادیان و عقاید مختلف (حتی کفار) بصورت آزاد شرکت می کردند و نظرات خود را بیان می نمودند و به بحث می پرداختند و کسی هم معترض آنان نمی‌شد.
و این نکته در کتابهائی که خود غربی ها در خصوص اسلام تحقیق کرده اند تایید شده و به ثبت رسیده است.
به نظر می رسد آقای پاپ آنقدر با عجله متن تنظیم شده را در پشت تریبون قرائت کرد که خود او هم نمی دانست دقیقا چه مطالبی در متن آن می باشد. چرا که پس از چند روز از این عمل خود ابراز تاسف نمود و پس از آن گفت این حرفها در یک متن قدیمی بود که من خواندم . براستی که «تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد.»