مترجم: سیدمحسن سارى
اگر جورج بوش ، اسلام و مسلمانان را مورد تهاجم قرار دهد ، امرى عادى است زیرا او دو گفته بسیار مشهور دارد:
1) «این جنگ صلیبى است»
2) «مسلمانان فاشیست»
جورج بوش چه این گفته ها را مطرح ساخته و یا نساخته مهم نیست زیرا او در جهان اسلام ، جنایتهایى مرتکب شده که همگان شاهدى عیان بر آن هستند و او در مورد قطره قطره خونهایى که در عراق و فلسطین ، افغانستان و لبنان بر زمین ریخته شده و مى شود ، مسوول است.
اگر پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) با کاریکاتورهاى یک روزنامه نگار دانمارکى مورد اهانت قرار گیرد ، مى توان گفت که او نسبت به دین اسلام و شخص پیامبر عظیم الشان (ص) ناآگاه بوده و حتى مى توان گفت که این کار او با انگیزه هاى نژادپرستانه که گروه فشار یهودى ـ صهیونیستى در غرب آن را تغذیه مى کند، صورت گرفته باشد.
اما اینکه از سوى بالاترین مرجع دینى مسیح در جهان این اشتباه صورت پذیرد ، درک آن آسان نخواهد بود و نمى توان از آن چشم پوشى کرد و حتى توجیه این نکته که از سوى مسلمانان در مورد سخنان پاپ سوء فهم بوجود آمده اصلاً امکان پذیر نخواهد بود.
نکته بسیار جالب اینجاست که اگر پاپ سخن مبهمى بگوید، خواهند گفت که مسلمانان سوء فهم دارند و اگر حرف زیبایى بزند ، خواهند گفت که سخن او را تحریف کرده و از آن بهره جویى کرده اند . پس در این صورت، عیب از مسلمانان خواهد بود زیرا آنها باید سخن مبهم پاپ را درک کنند اما آیا این ساده لوحى نخواهد بود؟
یعنى اینکه مسلمانان خواستار آن باشند که به اسلام و پیامبر (ص) اهانت شود!پاپ نمى تواند نسبت به دین اسلام و دیگر ادیان ناآگاه باشد زیرا در غیر اینصورت نمى تواند به این منصب برسد. آیا کسى که تمام عمر خودرا صرف بررسى ادیان کرده مى تواند این قدر ناآگاه باشد؟!
اسلام هرگز مبهم نیست زیرا آیات قرآن و سیره نبوى (ص) و تاریخ اسلام و این همه میراث عظیم اسلامى از کتب علوم قرآنى و حدیث گرفته تا فقه واحکام و شریعت ، همه و همه در دسترس است.
اسلام و پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) در غرب به عنوان یک دین و تمدن و سیاست و همزیستى و سلوک کاملاً شناخته شده است و غربیها ، گروه گروه هر روز به اسلام مى گروند ، با این ترتیب مى توان گفت که پاپ منتخب نسبت به اسلام ناآگاه است و یا اینکه گفته هایش از سوى مسلمانان بد دریافت شده است؟ بسیار خوب ، درک صحیح گفته هاى پاپ را به ما نشان دهید.به عبارت دیگر پاپ بیاید و بگوید من چنین گفتم و منظور من از این گفته چنین و چنان بوده و اگر موجب ناراحتى یک چهارم ساکنان زمین شده از آنها عذرخواهى مى کنم.
اى پاپ و اى مسیحیان جهان، آیا تا به حال مسلمانى را دیده اید که عالمانه و یا ناآگاهانه ، مسوول و یا غیر مسوول به مسیحیت و مسیح ـ علیه السلام ـ اهانت و تهاجم کرده باشد.
اى مسیحیان و اى پاپ از خودتان بپرسید که قرآن کریم از مسیح ـ علیه السلام ـ و مادر عذرایش مریم مقدس (س) چه تصویرى ترسیم کرده است.
از نظر رسمى و ادبى و اخلاقى هر آنچه که پاپ گفته ، مردود ونالایق است و فقط باید گفت که جواب اهانت ، اهانت است.
از نظر علمى نیز سخن پاپ یا مغالطه و یا ناآگاهى است : اسلام و مسلمانان و پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) آن طور که پاپ عرضه داشت نیستند. علم و به کارگیرى عقل در اسلام براساس کلمه «اِقْرَأ » است که قرائتى مومنانه و هدایت شده است که نهایت مى گوید:«اِقْرَأ باسم ربک الذى خلق».
اما اینکه پاپ بگوید اسلام با شمشیر گسترش یافت نه با باور و دلیل، در پاسخ به او باید گفت :«اولین کسانى که به پیغمبر اسلام (ص) ایمان آوردند بردگان و تعدادى از عربها و فارسها و روسیها بودند و پیامبر (ص) و یارانش مستضعفان واقعى در زمین بودند و پس از آن خداوند براى دفاع از دین و خود به آنان دستور جهاد داد.
اى پاپ و اى مسیحیان ، در مورد هزاران هزار مسیحیانى که این روزها در اروپا و آمریکا به اسلام مى گروند و در ایمان و تقوى درک مقاصد دین اسلام بر عربها پیشى مى جویند ، چه نظرى دارید، آیا آنها با زور و شمشیر به اسلام مى گروند؟
اما اینکه پاپ معاصر، سخنى بگوید که مربوط به هزاران سال پیش است نشان از ورشکستگى وارتجاع فکرى او دارد.
اینکه پاپ بگوید که پیامبرعظیم الشان اسلام (ص) فقط کارهاى بد را توجیه کرده باید گفت این همان گفته اى است که باعث خورد شد نش خواهد شد و مقوله اى است که فقط ناآگاهترین ناآگاهان آن را عنوان خواهند کرد.
نقش جدید پاپ
از سوى دیگر در برخى محافل اسلامى در حال حاضر اعتقاد بر این است که مسیحیت در مرحله فعلى دو نسل را به وجود آورده است:
1) نسلى که پاپ فقید ژان پل دوم که در روند حضور خود درواتیکان ، روح مسیحیت منصفانه و با گذشت و اخلاق، آن را رهبرى کرد و با شجاعت و عدل و حق، با قضایاى اسلامى خصوصاً با قضیه فلسطین و مسلمانان بوسنى و هرزه گوین برخورد نمود و مخالفت شدید خود را با جنگ علیه عراق اعلام نمود. او پیشگام خیر براى محرومان در همه نقاط جهان بدون تمایز و بى توجه به دیانت و معتقدات آنها بود و آن اعمال از مزایاى روحانى پاپ در مسیر صحیح خود بود.
2) نسل دوم را پاپ بند یکت شانزدهم نمایندگى مى کند. او رهبریت کاتولیکى خود را با عذرخواهى از یهود در جهان ابراز داشت و از آنها نسبت به آنچه که در آلمان و دیگر کشورهاى اروپایى به آن دچار شدند عذرخواهى نموده و از آنها دعوت کرد که بر ضرورت وحدت دو دین تاکید ورزند.
ما نسبت به عذرخواهى پاپ از یهود معترض نیستیم زیرا این کار یکى از ارکان روحانى دیانت مسیح و آفاق انسانى آن که همانند دیگر ادیان آسمانى است ، مى باشد.
از نظر ما مظاهر انسانى قضیه اهمیت ندارد ولى قرائت موضوعى و آنچه که در ذهن رهبر جدید دینى در دو بعد سیاسى و مذهبى مى گذرد براى ما مهم است. ما آرزو داشتیم که رهبریت روحانى جدید نیز براساس روش پاپ ژان پل دوم ادامه مى یافت. زیرا منطق دینى براساس قاعده پیش به سوى وحدت و طبق اصول مطرح شد و براى گسترش برادرى و عدالت و مساوات میان انسانها و دور کردن فساد، بنیان نهاده مى شود. آنچه که بر مسلمانان در فلسطین و عراق و کوزوو و افغانستان گذشته و مى گذرد بیشتر از عذرخواهى را مى طلبد و از نظر مقایسه اى با آنچه که یهودیها ادعا مى کنند در آلمان بر آنها گذشته، بسیار بزرگتر و فجیع تر است.
پاپ جدید باید به یاد داشته باشد که هزاران هزار مسلمان در کشورهاى اسلامى کشته شده اند و با اسائه ادب به قرآن در زندانهاى گوانتانامو وعراق ، کتاب مقدس مسلمانان مورد اهانت قرار گرفته است ولى چرا از سوى رهبریت کاتولیک حتى یک اعتراض ساده نسبت به این جنایتها صورت نگرفت.
صف بندى جدید کاتولیکى یهودى علیه جوامع اسلامى دیر مطرح شده است زیرا این صف بندى از سوى رئیس جمهورى آمریکا در آستانه تجاوز به افغانستان آنجا که گفت «اکنون جنگ صلیبى آغاز شده است »، اعلام موجودیت کرده بود و صحنه هاى حزن آور و رسوائیهاى فضاحت بارى که در ابوغریب و گوانتانامو پس از این گفته به وجود آمد بر کسى پوشیده نیست.
آنچه که اکنون در عراق ، افغانستان و فلسطین مى گذرد در واقع ادامه صف بندیهاى گذشته است که پاپ جدید منادى آن است.
انتظار همگان این بود که براى دور ساختن ظلم از مسلمانان با این اعتبار که آنها به یکى از ادیان آسمانى اعتقاد دارند و با دین مسیحیت نقاط اشتراک دارند و دیگر اینکه ادامه روند فعلى احساس نفرت را تعمیق مى بخشد و بر ادامه تروریسم و عملیات فاجعه بار که مسلمانان به طور کلى آن را رد مى کنند تشویقگر مى شود ، فراخوان شود.
همچنین انتظار مى رفت که فراخوان جدید کاتولیکى ، از ائمه جماعات مسلمانان و فقهاى آنها بخواهد که براى ایجاد دیدگاهها و نقاط مشترک میان سه دین آسمانى تلاش کنند تا اینکه براى حل مشکلات ناشى از دیدگاههاى ادیان دیگر که خاستگاههاى تکفیرى دارند به نتایج مثبتى برسند و تلاشهاى آنان به عنوان سپرى در برابر ستمها در همه کره خاکى مورد استفاده قرار گیرد.