تاریخ انتشار : ۱۶ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۹  ، 
شناسه خبر : ۱۸۸۹۴۱

حسین‌شریعتمداری
برخلاف آنچه انتظار می رفت- و شایسته و بایسته نیز بود- گروه های اصولگرا روی یک فهرست مشترک از نامزدها برای معرفی در انتخابات شورای شهر تهران به توافق نرسیدند و در حال حاضر از سوی جبهه اصولگرایان سه فهرست جداگانه ارائه شده است. هرچند اسامی برخی از نامزدها در این سه لیست جداگانه مشترک است ولی این حالت با آنچه از اصولگرایان انتظار می رفت فاصله زیادی دارد و به سختی می توان پذیرفت که تنظیم کنندگان سه فهرست جداگانه توجیه منطقی و قابل قبولی برای این اقدام تفرقه انگیز خود داشته باشند.
و اما با توجه به شرایط کنونی اشاره به چند نکته ضروری به نظر می رسد؛
1-پیش از این هم اشاره داشتیم که اصلی ترین عامل اختلاف میان گروه های اصولگرا، شهردار مورد نظر هریک از آنهاست و ملاک و معیار برای گزینش نامزدهای هر لیست، موافقت آنان با شخصی است که قرار است در صورت پیروزی آن لیست به عنوان شهردار پایتخت انتخاب شود. البته برخی از دست اندرکاران تهیه فهرست های انتخاباتی ادعا می کنند که فرد خاصی را به عنوان شهردار درنظر نگرفته و انتخاب شهردار تهران را به تصمیم و نظر نامزدهای معرفی شده موکول کرده اند و آنان در صورت پیروزی به خواست و نظر خود درباره شهردار آینده پایتخت تصمیم خواهند گرفت. این سخن اگرچه پسندیده است و بر آزادی نامزدهای شورای شهر در تصمیم گیری برای انتخاب شهردار آینده تأکید دارد ولی متاسفانه واقعیت ندارد و برخی از اخبار و اطلاعات موثق حاکی از آن است که نامزدهای هر لیست بعد از موافقت با شهردار مورد نظر تهیه کنندگان لیست، انتخاب شده اند و البته، این توافق می تواند برخاسته از نظر قبلی هر یک از نامزدها نیز باشد و به بیان دیگر، نامزدهایی که شخص خاصی را برای مسئولیت شهرداری تهران مناسب تر می دانسته اند، در یک لیست و در کنار یکدیگر جای گرفته اند!... که بماند.
در هر دو حالت یعنی، چه تهیه کنندگان یک فهرست شهردار مورد نظر خود را به نامزدها تحمیل کرده باشند و چه نامزدهایی که روی فرد خاصی توافق داشته اند، در یک لیست گرد هم آمده باشند، باز هم مسئله اصلی «شهردار» است و دقیقاً به همین علت باید گفت ائتلاف گروه های اصولگرا بسیار آسان تر از آن است که تصور می شود و ارائه کنندگان لیست های جداگانه هنوز هم می توانند روی یک فهرست مشترک به توافق برسند. چرا...؟!... مگر نه این که اختلاف نظرها درباره شهردار آینده است؟ بنابراین صرفنظر کردن هر سه گروه از شهردار مورد نظر خود و توافق روی یک شخص ثالث یا رابع بسیار آسان تر از توافق روی 15نامزد یک لیست خواهد بود، ضمن آن که این اقدام می تواند اختلافات را از میان بردارد و از این روی، به یقین خداپسندانه است. باور بفرمایید اگر به خاطر حفظ وحدت از شهردار مورد نظر خود صرفنظر کنید، آسمان و زمین به یکدیگر نمی چسبند و هیچ اتفاق ناگواری رخ نخواهد داد.
2- اگر تهیه کنندگان هریک از فهرست ها «شهردار» مورد نظر خود را نیز همراه با لیست نامزدها به مردم معرفی کنند، رأی دهندگان با آگاهی بیشتری به گزینش دست خواهند زد، نگارنده قبلاً این پیشنهاد را مطرح کرده بود و در حالی که معرفی شهردار مورد نظر منع قانونی نداشته و منطقی و کارساز هم به نظر می رسد ولی هیچیک از گروه های صاحب لیست به این پیشنهاد تن نداده اند که درباره خودداری آنان از معرفی شهردار مورد نظر تنها یک احتمال می تواند وجود داشته باشد و آن؛ این که معرفی شهردار را به نفع گروه خود نمی دانند و احیاناً بر این باورند که اگر او را معرفی کنند، رأی دهندگانی که شهردار مورد نظر این گروه را برای تصدی مسئولیت شهرداری پایتخت شایسته نمی دانند از رأی دادن به نامزدهای لیست مربوطه خودداری خواهند ورزید و یا اگر شهردار مورد آن گروه برای مردم ناشناخته باشد و اطلاعات قابل قبولی از توانمندی و هویت سیاسی و اجتماعی وی نداشته باشند به یقین در اختصاص آراء خویش به فهرستی که او را معرفی کرده است دچار تردید می شوند و... اگر علت این است- که احتمال دیگری به نظر نمی رسد- چرا قدرت درک و تشخیص خود را فراتر از مردم می دانید؟ و اگر اینگونه نیست، چرا شهردار مورد نظر خود را معرفی نمی کنید؟
3-چنانچه گروه های اصولگرا در اندک فرصت باقیمانده به توافق نرسیده و فهرست مشترکی ارائه نکنند و یا از معرفی شهرداران مورد نظر اجتناب ورزند، به احتمال بسیار زیاد، توده های اصولگرا، به چند علت، آرای خود را به یک فهرست خاصی از میان فهرست های ارائه شده نخواهند داد و با جرأت می توان گفت که حق با آنان است.
در حالت یاد شده، از آنجا که مردم تفاوت چندانی میان گروه های اصولگرا قائل نیستند و اختلاف سلیقه این گروه ها برای توده های مردم ناشناخته است و در همان حال سه لیست متفاوت را که هر سه منسوب به اصولگرایان است در میدان می بینند، به طور طبیعی -والبته کاملاً منطقی- به هیچکدام از سه لیست موجود اعتماد کامل نخواهند داشت و از سوی دیگر، به حکم شرع و عقل خود را ملزم به انتخاب اصلح و شایسته ترین ها می دانند، بنابراین با تلاش و کنکاش بیشتر که لازمه شناخت نامزدهاست، افرادی را از میان نامزدهای موجود و به احتمال زیاد از میان سه لیست ارایه شده برمی گزینند، این رخداد، در صورت وقوع دو پی آمد زیر را به دنبال دارد که یکی ناگوار و دیگری مثبت و کارساز خواهد بود.
الف: اولین پی آمد، واریز آرای اصولگرایان به چند سبد جداگانه است که شکست و چند تکه شدن آراء را به دنبال خواهد داشت و چنانچه علی رغم شکست آراء، باز هم اصولگرایان- مجموعه ای از چند لیست- به شورای شهر تهران راه یابند، انتخاب شوندگان با پشتوانه رأی کمتری از شهروندان به شورا رسیده اند.
باید به این نکته نیز توجه داشت که جبهه اصلاحات به دلیل سوابق و عملکرد غیرقابل قبول خود طی 8سال گذشته و مخصوصاً در شورای شهر اول، شانس زیادی برای کسب آرای لازم و حضور در شورای شهر تهران ندارد، ولی در صورت ادامه اختلاف اصولگرایان احتمال ورود آنان و یا تعدادی از آنها که بتوانند در شورای آینده نقش آفرین باشند چندان بعید نخواهد بود.
ب: دومین پی آمد گزینش نامزدهای مختلف اصولگرا از لیست های ارائه شده آن است که به احتمال زیاد، شهردار آینده تهران نمی تواند همان شخص مورد نظر این یا آن لیست باشد، چرا که افرادی از سه لیست متفاوت با دیدگاه های مختلف نسبت به شهردار آینده وارد شورا شده اند و به ناچار شهردار آینده پایتخت با رایزنی و توافق اعضای منتخب شورای شهر منصوب خواهد شد و این، البته برای اصولگرایانی که حاضر به توافق نمی شوند درس ماندگاری نیز خواهد بود.
گفتنی است که در آخرین ساعات دیروز جبهه پیروان خط امام و رهبری در یک اقدام درخور تقدیر اعلام داشت به منظور حفظ وحدت اصولگرایان از ارائه لیست مستقل در انتخابات شوراها صرفنظر کرده است.