تاریخ انتشار : ۱۴ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۲:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۱۸۹۰۴۳

مصطفی فرقانی
استراتژی پیش از آنکه برنامه‌ای مدون برای حرکتی جدید در قالب منابع و داده های موجود باشد، پیشنهاد دهنده نگاهی نو به سوی پدیده هایی است که در قالب های شناخته شده قابل تعریف نیستند!
یکی از عمده ترین مشکلات آمریکا با جمهوری اسلامی ایران نداشتن استراتژی مبتنی بر واقعیات است. واقعیت هایی که وجود دارند اما آنها با اصرار بر حرکت در قالب داده های شناخته شده و قابل درک خود که عمدتا از سوی جریان های بیگانه ارائه شده است آن را نمی بینند! یکسال و نیم قبل «زبگینیو برژینسکی» مشاور امنیت ملی جیمی کارتر، رئیس جمهور اسبق آمریکا و از برجسته ترین استراتژیست های این کشور در مصاحبه با روزنامه آلمانی زبان «دی ولت» اظهار داشت: تغییر در ساختار نظام ایران خواست آمریکاست، آمریکا خود را دشمن کشورهای اسلامی در جهان می داند. اما نکته مهم این است که ایران کشور پر ابهتی است که رفتار ستیزه جویانه با کشورهای دیگر ندارد. ضمن اینکه کشوری با ثبات در منطقه ای بی ثبات است و این پتانسیل را دارد که ارتقای دموکراتیک منحصر به فردی داشته باشد.
برژنسیکی در همان زمان در مصاحبه دیگری با روزنامه آمریکایی «فاینشنال تایمز» اظهار داشت: من نگران هستم که دولت بوش بسیار متمایل باشد که از زور برای پرداختن به آنچه که وی تهدید هسته ای ایران خواند استفاده کند.
استاد فرانسیس فوکایاما در ادامه این گفتگو اظهار داشت: زور ممکن نیست ایران را از دستیابی به تسلیحات هسته ای بازدارد و پیامدهای معکوس در عراق و افغانستان خواهد داشت. برژینسکی در این مصاحبه تاکید کرد: برخی ها در دولت بوش هستند که مایلند ما به ایران حمله کنیم. نومحافظه کاران عاشق این کار هستند. اما من ترجیح می‌دهم فکر کنم که دولت بوش نمی‌خواهد دست به اقدامی بزند که به ضرر خودش تمام شود.
برژنیسکی با اشاره به این مطلب که برخی توافقات باید در خاورمیانه صورت بگیرد ابراز عقیده کرد: غرب ممکن است حتی مجبور شود یاد بگیرد با یک ایران مسلح به سلاح هسته ای زندگی کند همانگونه که با چین و هند پاکستان زندگی می کند.
اظهارات برجسته ترین کارشناس مسائل سیاسی و امنیتی ایالات متحده آمریکا، حکایت از این دارد که ایالات متحده فاقد استراتژی واقع گرایانه است و این کشور بیش از هر چیز از نبود استراتژی مدونی بر پایه واقعیات رنج می برد.
استراتژی که پذیرای این حقیقت باشد که حمایت از اسرائیل و محور قرار دادن تحقق رویاهای رژیم صهیونیستی در معادلات بین المللی تمام فرصت های واشنگتن را بعد از فروپاشی شورروی در خاورمیانه و دیگر نقاط جهان بر باد داده است وجهه واشنگتن را طی دو دهه اخیر به پایین ترین حد تصور در افکار عمومی بین المللی تنزل داده است.
امروزه اکثریت کارشناسان سیاسی و امنیتی غرب با هشدار به مقامات آمریکایی در خصوص حمله نظامی و یا تحریم ایران واشنگتن را به اتخاذ استراتژی معقولانه دعوت می کنند. در همین رابطه موسسه تحقیقاتی «آکسفورد آتائیتکا» که بیش از هزار کارشناس برجسته در امور سیاسی و بین المللی با انتشار تحلیلی پیرامون رویارویی نظامی آمریکا با ایران- از مردود دانستن این طرح در آِینده نزدیک خبر داد و با اشاره به توانمندی جمهوری اسلامی ایران در دفاع از منافع خود، واشنگتن را از دست زدن به اقدامات کور برخور داشت.
از سوی دیگر شکست تلاش ایالات متحده برای تحقق ردپای اسرائیل در تصرف کشورهای منطقه از دیگر مباحثی است که این روزها در محافل سیاسی و رسانه های غرب، ضرورت بازنگری زمامداران واشنگتن را در استراتژی شکست خورده نو محافظه کاران و بررسی راهکارهای نوین برای درک واقعی معادلات بین المللی را یادآوری می کند. در همین رابطه روزنامه فرانسوی «لوموند» با اشاره به سیر نزولی قدرت و جایگاه رژیم صهیونیستی در منطقه نوشت زمان پایان طرح اسرائیل بزرگ فرا رسیده است. این روزنامه با اشاره به پیروزی جنبش حماس در فلسطین و شکست حزب لیکود در داخل اسرائیل و الزام رژیم صهیونیستی در پذیرش واقعیات نوشت. زمان پایان دادن به طرح اسرائیل بزرگ فرا رسیده است.
استراتژی پیش از آنکه برنامه‌ای مدون برای حرکتی جدید در قالب منابع و داده‌های موجود باشد، پیشنهاد دهنده نگاهی نو به سوی پدیده هایی است که در قالب های شناخته شده تعریف نشده اند. ایالات متحده به پیشنهاد نو محافظه کاران که پیش از منافع آمریکا پیگیر منافع بیگانه هستند سالیان متمادی است که استراتژی خود را در برخورد با جهان اسلام و دشمنی با ملت های مسلمان و حمایت از اسرائیل تدوین کرده است و در چارچوب منابع و داده های این استراتژی هیچ واقعیتی برای آنان تعریف نشده و قابل درک نیست. اما واقعیت‌ها وجود دارد و معادلات بین المللی چه در منظر دید آمریکا قرار بگیرد یا نگیرد معادله‌های نوین را ارائه خواهد داد!