انفجارات مشکوک لندن، اگر چه حوادث دیگر نقاط جهان را تحتالشعاع خود قرار داده است، ولی با کنکاش در این مقوله، بهتر میتوان دریافت که زمان و نحوه انفجارات زنجیرهای لندن، بگونهای تنظیم شده بود که بیشترین بهرهوری ممکن برای انگلیس را بهمراه داشته باشد. گزارشات دریافتی از لندن، از دقت؛ هماهنگی و همزمانی انفجارات روز پنجشنبه در لندن خبر میدهد و از جمله نشان میدهد که در این انفجارات از تکنولوژی بسیار پیشرفته و مواد منفجره ویژه بهرهگیری شده و برابر آخرین اطلاعات پلیس لندن، بمبهای دستساز نبوده است. از این اطلاعات و مجموعه خبرهای منتشره میتوان دریافت که عاملین وآمرین این انفجارات، افراد کارکشته، هوشمند و آشنای به رموز کار بودهاند و برای مثال، قاعدتاً در انتخاب زمان وقوع انفجارات و محل آن، بیشترین دقت لازم را بخرج دادهاند.
مقامات امنیتی انگلیس حتی قبل از آنکه فرصت داشته باشند که بدانند چه حوادثی در لندن رخ داده، انگشت اتهام را به سوی «سازمان القاعده» نشانهگیری کردهاند ولی شواهد و قرائن موجود، نوعی همسوئی آشکار عاملین انفجار را با اهداف سیاسی و نیازهای تبلیغاتی انگلیس را در ذهنها تداعی میکند. ناگفته پیداست که انگلیس بهمراه آمریکا در اصل ماجرای تشکیل گروهک تروریستی «القاعده» نقش داشته است ولی با انفجارات لندن، واقعاً توسط «القاعده» صورت گرفته است؟
شبکه تلویزیونی الجزیره که معمولاً نخستین شبکه تلویزیونی است که نوارهای صوتی – تصویری منتسب به «القاعده» و طالبان را پخش میکند، در روزهای پس از انفجارات لندن، یک نوار ویدئوئی را منتشر کرد که طی آن گوینده به نیابت از سوی سازمان القاعده به صراحت اعلام میداشت که این سازمان در انفجارات لندن کوچکترین نقشی نداشته است.
فراموش نکنیم که حتی انتشار یک نوار ویدئوئی که عکس این مطلب را هم ادعا کند، باز هم چیزی را ثابت نخواهد کرد و اصالت و ارتباط واقعی این نوارهای ادعائی با القاعده همچنان در پردهای از ابهام قرار دارد. اما انتشار این نوار ویدئوئی، دستکم این احتمال را قوت میبخشد که فجایع لندن، ممکن است عاملین دیگری داشته باشد. سئوال امروز ما اینست که با این حساب، چه کسانی در پشت حوادث لندن قرار دارند؟
برای یافتن پاسخ این سئوال مهم، لازمست این نکته اساسی را در نظر بیاوریم که اگر این انفجار 72 ساعت قبل از آن رخ میداد، چه نتایجی را بهمراه داشت؟ صرفنظر از زمان حادثه، اثبات ناامنی انگلیس، کمترین آثار و تبعات این انفجارات محسوب میشود و در آن صورت وقوع 72 ساعت زودتر:
1- قطعاً انگلیس به عنوان میزبان المپیک 2012 برگزیده نمیشد و یا تصمیمگیری در این زمینه به تعویق میافتاد.
2- قطعاً اجلاس سران 8 کشور صنعتی در انگلیس برپا نمیشد و با برپائی آن به تعویق میافتاد.
ناگفته پیداست که اگر واقعاً هدف عاملین انفجارات لندن، آسیب رساندن به منافع انگلیس بوده، آنها تا این اندازه بیفکر نبودهاند که از درک چنین موضوعات مهمی عاجز باشند و یا آنکه تعمداً آنرا نادیده بگیرند.
مفهوم این عبارت اینست که عاملین و آمرین این انفجارات، هیچگونه تعارضی با منافع انگلیس نداشتهاند و اتفاقاً اصرار داشتهاند که با انتخابات یک زمان دقیق و حسابشده، اجلاس سران 8 کشور صنعتی را دچار شوک روانی کنند و آنها را احیاناً آمریکا، همراهی و انعطاف بیشتری از خود بروز دهند و همه چیز تحتالشعاع انفجارات لندن قرار گیرد. انگلیس و مشخصاً دولت لرزان «تونی بلر» از مدتها پیش تحت فشار افکار عمومی جهان قرار داشت که چرا با همدستی آمریکا به تجاوز و جنایت در عراق پرداخته و بذر ناامنی در منطقه و جهان پاشیده است؟ نحوه سوءاستفاده سیاسی تبلیغاتی «بلر» از انفجارات لندن، این احتمال را قوت میبخشد که فجایع لندن با هدف بهرهبرداری در جهت تأمین نیازهای سیاسی – تبلیغاتی انگلیس و آمریکا، انجام شده تا شوک مورد نظر را به اجلاس «جی -80» و جامعه جهانی وارد سازد.
اما آیا بلر و همدستانش در این بازی، موفق بودهاند؟ شاید پاسخ این سئوال در برخورد اول مثبت باشد ولی بر اثر مرور زمان، حقایق بیشتری فاش میگردد و بهتر میتوان دریافت که دست خونآلود «بلر» و دستیارانش در این ماجرا هم در کار بوده است.
برای کسانی از قماش بوش کوچک تونی بلر و صهیونیستها، جان چند نفر آنقدرها ارزش ندارد که از قتل عام آنها نگران شوند. آنها همین حالا هم در بمبگذاریهای تقریباً مشابهی در عراق که تعمداً و به دروغ، <عملیات انتحاری> معرفی میشود، به قتل عام مردم عراق سرگرمند و با این جنایات شرمآور خود سعی دارند ملت عراق را خسته کنند و در عین حال، ضرورت ادامه اشغال عراق توسط آمریکا و انگلیس را ثابت نمایند.
بنظر شما اگر قتل چند نفر در قلب لندن به اهداف تونیبلر کمک کندٰ آیا او واقعاً در انجام این جنایت هولناک تردید میکند؟ قتل دکتر «دیوید کلی» کارشناس ارشد وزارت دفاع انگلیس که بعداً «خودکشی» معرفی شد، ابعاد درندهخوئی و بیرحمی «بلر» و دستیارانش را به تصویر میکشد. در آن ماجرا ادعا شد که گویا دکتر دیوید کلی بخاطر ناراحتی از افشای دروغپردازیهای «تونی بلر» درباره سلاحهای شیمیائی و هستهای عراق، دچار جنون آنی شده بجای تونی بلر دست به خودکشی زده است!
البته شرارتهای بلر و دستیارانش بیحد و مرز است. آنها حتی سردبیر روزنامه «ساندی مورنینگ» را هم بخاطر افشای اسرار جنایات جنگی و شکنجههائی که نیروهای نظامی انگلیس در عراق مرتکب شدهاند، وادار به استعفا گردید ولی هرگز حاضر به عذرخواهی نشد و بعداً در اولین شماره در غیاب وی، تیم جدید بخاطر افشای جنایات بلر و دستیارانش در عراق، عذرخواهی و استغفار کردند!
درک این مطالب نشان میدهد که نبایستی منتظر افشای فوری مسائل پشتپرده در انفجارات اخیر لندن باشیم ولی تظاهرات خودجوش روزهای اخیر در انگلسی و خشم نمایندگان و برخی گروههای سیاسی و نهادهای اجتماعی در این کشور علیه «بلر» ثابت میکند که انتظار افشای رسوائیهای دولت لندن در حوادث اخیر، نباید چندان هم طولانی باشد.