تاریخ انتشار : ۲۳ آذر ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۱۸۹۲۷۱

قبلاً در یکی از یادداشت‌های گذشته‌ام به این نکته اشاره کرده‌ام که در این سری مقالات سعی دارم تا حد توان خود از اسامی رازآلود، ابهام‌زدایی کنم.
برای من در طول دورانی که مسایل سیاسی و تارخی را تعقیب می‌کنم، برخی اسامی همراه با رمز و راز بوده‌اند و اطلاعات مناسبی درباره این اسامی وجود ندارد. این اسامی هم شامل اشخاص است، هم گروه‌ها و احزاب و هم وقایع و رویدادها.
یکی از این اشخاص که تصور می‌کنم بسیار کمتر از اهمیتش در طول سالیان گذشته پیرامون آن سخن گفته شده است «دکتر سیدحسن آیت» است.
دکتر سیدحسن آیت، در تاریخ 14 مرداد 1360 توسط تروریست‌های سازمان مجاهدین خلق ایران (منافقین) در مقابل منزل مورد سوءقصد قرار گرفت و با شلیک بیش از 50 گلوله به شهادت رسید. اما تمام آنچه پیرامون آیت باید بدانیم این نیست. ذکر این نکته نیز لازم است که اطلاعات نگارنده راجع به آیت علی‌رغم تلاش و سعی‌ای که در این مورد نمودم خیلی زیاد نیست. علت نیز این است که منابع مکتوب زیادی در مورد مرحوم آیت از منظر تحلیلی و بررسی سوابق سیاسی وی و تأثیرش در فضای پس از انقلاب و حزب جمهوری اسلامی در دسترس نیست.
در مورد آیت – درست مانند مظفر بقایی – داوری‌های زیادی می‌شود. اما به جهت انتساب مرحوم آیت‌ به حزب جمهوری و ابراز علاقه وی به امام‌(ره) و ولایت فقیه کفه داوری‌های رسمی به سمت خدمتگزاری آیت به شدت سنگینی می‌کند.
لیکن آیت مخالفان سرسختی هم دارد که مهم‌ترین آنان نیروهای ملی‌گرا بودند. آیت و ملی‌گرایان خصومتی دیرینه داشتند. آیت‌ آنها را متهم به غربزدگی می‌کرد و معتقد بود غرب این جریان را به عنوان جریانی بدلی و انحرافی در مقابل جریان اصیل اسلامی سازمان داده است و ملی‌گراها نیز آیت را به جاسوسی و خیانت و «انگلوفیل» بودن محکوم می‌کردند.
در هر صورت زندگی‌نامه مرحوم آیت چنین است:
سیدحسن آیت در سوم تیر 1317 در شهرستان نجف‌آباد در خانواده‌‌ای مذهبی به دنیا آمد. آیت دوران تحصیل را در نجف‌آباد گذراند و در هیمن سال‌ها اولین خصوصیت برجسته او ظهور کرد. آیت در دوران متوسطه به شدت مسایل سیاسی را پی‌گیری می‌کرد و علی‌رغم مشکلات مالی، روزنامه‌های مختلف جناح‌ها را تهیه می‌کرد و از همان اوان آرشیوهای منظمی از مطبوعات و مقالات مندرج در آن تهیه می‌کرد. همچنین حافظه فوق‌العاده قوی آیت و کسب اطلاعات از جزییات امور از همان دوران نوجوانی باعث شد که مرحوم آیت تبدیل به دایره‌المعارف زنده مسایل سیاسی شود. بسیاری از دوستان او نقل می‌کردند که کافی بود نام یک چهره سیاسی درجه سه یا چهار را ببریم تا آیت تمام سوابق و مواضع فکری و تشکیلاتی وی را با اتکا به حافظه نیرومند خود ارایه نماید.
دکتر آیت به کلی شیفته مرحوم آیت‌الله کاشانی بود. تردیدی نیست که آیت‌الله کاشانی را بزرگترین شخصیت سیاسی و مذهبی ایران می‌دانست. آیت در تضاد میان کاشانی و مصدق یکسره جانب کاشانی را می‌گیرد و در این مسیر آنچنان راه افراطی را می‌پیماید که تمامی مساعی خود را در جهت «افشای» مصدق به کار می‌بندد. آیت مبارزه با جریان ملی‌گرایی را سرلوحه کار خود قرار می‌دهد و در این راه از هیچ فرصتی دریغ نمی‌کند.
آیت از نظر علمی و تحصیلی نیز بسیار فراگیر و گسترده عمل کرد و در سه رشته ادبیات، علوم اجتماعی و حقوق لیسانس گرفت که این آخری را تا «دکترا» ادامه داد. آیت همچنین مختصری دوره‌های علوم دینیه را نیز طی کرده است. همچنین آیت بر تاریخ سیاسی معاصر ایران و مسایل جهان عرب و سیر مسایل انقلاب‌های عربی تسلطی ویژه دارد. تسلط آیت بر تاریخ معاصر ایران مانند همفکران اوست که در تاریخ‌نگاری ید طولایی دارند. دکتر آیت سهم بسزایی در ایجاد تاریخ‌نگاری ضد مصدقی متون رسمی کشور دارد.
به هر تقدیر آیت پس از تحصیلات به معلمی روی می‌آورد. آیت بنا به برخی منابع در اواخر دهه سی یعنی سال‌های 39 و 40 به عضویت حزب زحمتکشان ملت ایران در می‌آید. حزب زحمتکشان را دکتر مظفر بقایی کرمانی تأسیس کرده بود تا پیکره اصلی جبهه ملی را به وجود آورد لیکن پس از اختلافات بقایی با مصدق حزب نیز در خدمت جبهه ضد مصدق در آمد. آیت بنا به گفته‌های خودش از همان اوان به لحاظ سمپاتی شدیدی که به حزب زحمتکشان و شخص دکتر بقایی داشت در جهت اهداف و منویات حزب فعالیت می‌کرد لیکن تا سال‌های 39 تا 40 رسماً عضو حزب زحمتکشان شد.
سال‌های همکاری آیت با بقایی رازآلودترین سال‌های عمر سیاسی آیت است. اگرچه آیت پس از مدتی رسماً از حزب زحمتکشان کناره می‌گیرد اما مشخص نیست تأثیر اندیشه‌های بقایی بر آیت تا چه حد ادامه داشته است. اما به هر حال اسنادی در دست است که نشان می‌دهد. آیت در همان سال‌های اندک عضویت در حزب زحمتکشان با مرکزیت این حزب اختلافات جدی داشته است. اگرچه ارادات شخصی وی به بقایی هرگز منعزل نشد.
آیت همواره اعتقاد و اعتماد شدید و عجیبی به جریان مبارزه و روحانیت داشته است. در نامه مشهور 94 صفحه‌ای آیت به بقای – که از اسناد باارزش در تحلیل مشی آیت و حزب زحمتکشان است – و درست چند ماه بعد از 15 خرداد 42 نگاشته شده است؛ اعتماد آیت به جریان مبارزه روحانیت به چشم می‌خورد. آیت در این نامه بقایی و حزب را به علت عدم حمایت همه‌جانبه از حرکت روحانیون نکوهش می‌کند. این اعتماد آیت در حدی است که علی‌رغم انتساب آیت به جریان مبارزه آیت‌الله خمینی (امام راحل) اما از مبارزه چهره‌هایی مثل آیت‌الله شریعتمداری و یا مرحوم فلسفی جداً جانبداری می‌کند.
سال‌های پس از جدایی آیت از حزب زحمتکشان تا انقلاب اسلامی – که بیش از یک دهه به طول می‌انجامد – نیز سال‌های روشنی نیستند. برخی معتقدند آیت در این ایام هنوز ارتباط فکری و تحلیلی خود را با بقایی حفظ کرده بود و برخی معتقدند آیت در این سال‌ها خود مستقلاً دست به تشکیل یک سازمان سیاسی مخفی زده است.
اگرچه اطلاعات کافی در مورد چنین سازمان مخفی وجود ندارد اما برخی اطلاعات حاکی از آن است که این سازمان نقش واسطه میان نیروهای مبارز مسلمان مرتبط با خط امام – مانند شهید بهشتی و هاشمی رفسنجانی و... و ارتش شاهنشاهی را بازی می‌کرد. آیت تمرکز خود را متوجه ارتش کرده بود و این خود نشان‌گر ذهن تحلیل‌گر و قوی است که در همان زمان نقطه قوت رژیم را تشخیص داده بود و درصدد بود تا از همان نقطه قوت در جهت انقلاب استفاده کند.
دکتر آیت در مورد این تشکیلات بی‌نام و نشان می‌نویسد: «این تشکیلات اصل را بر ایجاد حکومت و نظام اسلامی ابتدا در ایران و سپس در سطح جهانی گذاشت و معتقد بود که تنها بر این فکر و ایده یعنی جهان شمول شدن اسلام است که می توان مردم مسلمان کشورهای عقب نگه داشته شده را بسیج کرد... از تاکتیک‌های این تشکیلات نفوذ مخفیانه در ارگان‌های حساس رژیم سابق به ویژه ارتش و گارد جاویدان و ایجاد شاخه‌ای مخفی بوده است، به طوری که پیروزی انقلاب نمودند، تربیت افراد در جهت به دست گرفتن امور حکومتی از خدمات دیگر این تشکیلات بوده است.
آیت بعدها و پس از پیروزی انقلاب اسلامی از این ارتباطات سود جست و با توجه به تجربه کارهای تشکیلاتی به سرعت در ساخت حزب جمهوری اسلامی وارد شد. آیت به عنوان دبیر سیاسی حزب دست یافت و می‌توان گفت پس از مرحوم شهید بهشتی مؤثرترین فرد حزب تلقی می‌شد.
اگرچه ساخت حزب جمهوری ساختی غیرتشکیلاتی و نامنظم بود لیکن در آشفتگی دوران انقلاب نقش کلیدی در روند تحولات سیاسی و اجتماعی کشور داشت. آیت جناح راست این حزب را تقویت کرد و با توجه به قدرت تشکیلاتی و سازماندهی و ذهن تحلیل‌گر و اطلاعات فراوان و سخت‌کوشی فراوان باعث شد که این جناح چپ – که نیروهای جوانی مثل میرحسین موسوی و سایرین آن را شکل می‌دادند – داشته باشد.
آیت در حزب جمهوری منشاء تحولات مثبت و منفی زیادی شد. از یک سو نقش غیرقابل انکار آیت در جهت‌دهی فکری و تشکیلاتی حزب را نباید از نظر دور داشت و از سویی آیت با تأکید بر تضاد مکتبی – لیبرال خیلی زود دوقطبی‌ها و تضادهای آنتاگونیستی را پدید آورد که تحول 30 خرداد 60 نتیجه منطقی آن است.
اما تأثیر دکتر آیت در انقلاب ما بیش از آن که محصول حضور او در حزب جمهوری باشد محصول حضور او در مجلس خبرگان قانون اساس است. آیت که به نمایندگی از سوی مردم استان اصفهان به مجلس خبرگان قانون اساسی رفته بود به عنوان عضو هیأت رییسه نقش ویژه‌ای در تدوین قانون اساسی داشت. خصوصاً آیت را باید از اصلی‌ترین ارکان تصویب اصل «ولایت فقیه» در قانون اساسی دانست.
در پیش‌نویس قانون اساسی که جمعی از حقوق‌دانه از جمله دکتر حبیبی آن را تدوین کرده بودند و بنا به مشهور به تأیید تلویحی امام‌(ره) نیز رسیده بود، بحثی از ولایت فقیه به میان نیامده بود و رییس‌جمهور بالاترین مقام کشور و قدرتمندترینه شخص تلقی می‌شد اما در مجلس خبرگان آیت به همراهی آیت‌الله منتظری در تصویب اصل ولایت فقیه کوششی مجدانه انجام دادند. این دو همشهری از دو منظر متفاوت با تأیید این اصل پرداختند. آیت‌الله منتظری از منظر فقهی و با تحلیل نظارتی و دکتر آیت‌ از منظر حقوقی و با تحلیل حفظ هویت اسلامی چنین کردند. آیت با بررسی مسایل تاریخی بر این باور بود که جریان لیبرال و غرب‌گرا همان گونه که در نهضت انقلاب مشروطه و بعدها در نهضت ملی ایران، با کنار زدن روحانیت به عنوان شاخصه هویت اسلامی جریان، نهضت را به انحراف کشید، امروز نی برای انقلاب اسلامی چنین نقشه‌ای کشیده است. خصوصاً آن که آیت می‌دید مرحوم مهندس بازرگان در صدر دولت موقت است و احتمال پیروزی فردی از جریان غیرمکتبی در انتخابات بالاست. چنام که دکتر بین‌صدر توانست رقبای خود و از جمله آیت را شکست دهد و رییس‌جمهور شود.
به هر حال در تصویب اصل ولایت فقیه نقش بسیار مهمی داشت. خود وی بعدها هر انتقادی که به او از جانب لیبرال‌ها می‌شد را به واسطه انتقام‌گیری از نقش وی در تصویب این اصل می‌دانست.
آیت پس از مجلس خبرگان و شکست در انتخابات ریاست جمهوی در انتخابات مجلس شورای اسلامی شرکت کرد و به نمایندگی تهران برگزیده شد.
آیت در مجلس نیز حضوری فعال داشت و خط مقدم جبهه مجلس علیه بنی‌صدر را تشکیل می‌داد. آیت صریح‌ترین و سخت‌گیرترین دشمن بنی‌صدر به شمار می‌رفت. موضوع جریان «نوارهای آیت» نیز با همین تحلیل قابل بررسی است.
موضوع از این قرار است که در 28 خرداد 59 روزنامه «انقلاب اسلامی» که متعلق به جریان هوادار بنی‌صدر بود در مطلبی تحت عنوان «طرح توطئه توسط دکتر حسن آیت» به نواری اشاره شده بود که در آن آیت با مخاطبی ناشناس (که از دانشجویان هوادار حزب جمهوری و ضد بنی‌صدر ارزیابی می‌شود) سخن می‌گوید و در آن علیه بنی‌صدر را می‌دهد. با توجه به فضای مبارزه شدید بنی‌صدر و هواداران او افشاگری می‌کند و در آن وعده حذف بنی‌صدر را می‌دهد. با توجه به فضای مبارزه شدید بنی‌صدر و حزب جمهوری انتشار این نوار به شدت به ضرر آیت و حزب تمام می‌شود – نگارنده امیدوار است در شماره بعدی تمام یا بخش‌هایی از این دو نوار را منتشر کند – و موضع‌گیری‌ها، موضع دفتر تحکیم وحدت است که حزب و آیت را به شدت تخطئه می‌کند – این مواضع نیز همراه با متن نوار آورده خواهد شد- به هر حال در جلسه‌ای که پس از این انتشار در منزل شهید باهنر و حضور آقایان: بنی‌صدر، بازرگان، باهنر، بهشتی، حبیبی، عزت‌الله سحابی، (آیت‌الله) خامنه‌ای، شیبانی، قطب‌زاده، مهدوی‌کنی، معین‌فر، موسوی اردبیلی و هاشمی‌ رفسنجانی تشکیل گردیده بیانیۀ سازشی منتشر شد اما مفاد این بیانیه هرگز از جانب طرفین رعایت نشد و جدال یک سال دیگر ادامه یافت و در نهایت منجر به حذف جریان بنی‌صدر و پیروزی جریان حزب جمهوری شد. اما اندکی بعد ابتدا دکتر بهشتی دبیرکل حزب و پس از 40 روز دکتر آیت دبیر سیاسی حزب به شهادت رسیدند.