تاریخ انتشار : ۲۳ آذر ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۱  ، 
شناسه خبر : ۱۸۹۳۳۷
گفتگوی دکتر حبیب‌الله پیمان پیرامون دولت موقت
مقدمه: در روز 13 آبان سال 1358 لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام به اشغال در آمد و دولت موقت به نخست‌وزیری آقای مهندس مهدی بازرگان که با این اقدام موافقت نداشت، مستعفی شد. پیشتر نیز مواضع دولت موقت در مسائل مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی توسط گروهها و تفکرات گوناگون به نقد و چالش کشیده می‌شد لکن پس از تسخیر سفارت که فضای ضداستکباری را در کشور گسترش و تعمیق بخشید، این قبیل انتقادها شکل صریح و شفاف‌تری پیدا کرد. از جمله در روز 7 بهمن سال 58 روزنامه کیهان گفتگویی با آقای دکتر حبیب‌الله پیمان رهبر جنبش مسلمانان مبارز را به چاپ رساند که ایشان در آن مصاحبه به شکل بسیار صریح و شفافی به انتقاد از دولت موقت و جناح لیبرال کشور پرداخته بود. درج قسمتی از این گفتگو، خوانندگان را با فضای آن روزگار و بخشی از تاریخ سیاسی کشورمان و مواضع جریانات سیاسی بیشتر آشنا می‌سازد.

...حاکمیت لیبرال‌ها و عملکرد دستگاه مسئول به گونه‌ای بود که پایگاه‌های اساسی آمریکا در داخل مورد حمایت قرار می‌گرفت. از یک طرف این پایگاه‌ها[ی] سرمایه‌داری وابسته بود که دولت موقت از آن دفاع می‌کرد و راه‌حلهای اقتصادی که برای رفع بحران ارائه می‌داد مستقیما در رابطه با حفظ سرمایه‌داری خصوصی وابسته و حتی تجدید حیات شرکتهای خارجی بود... در سیاست خارجی هم مهمترین مساله برای آمریکا این بود که انقلاب ایران صادر نشود و الگو و نمونه‌ای برای سایر ملتها در منطقه و سطح جهانی نباشد. دولت لیبرال در سیاست خارجی دقیقا همین خط را دنبال می‌کرد و رسما از صدور انقلاب جلوگیری می‌کرد... از انقلاب فلسطین، از لیبی و سایر جنبش‌ها حمایت جدی نمی‌شد. اینها همه موجب شد آمریکا امیدوار بشود؛ چنان که بعضی از افراد آمریکایی در یک سخنرانی گفت ما باید از نهضت‌هایی که در منطقه، در جهت کلی منافع ما سیر می‌کنند حمایت کنیم. این اظهارنظر آن هم بعد از چند ماه از سقوط رژیم شاه بوسیله انقلاب اسلامی هیچ دلیلی نداشت جز عملکرد دولت موقت و مرتجعین..
در «باغ سبز» آمریکا
اقدام دانشجویان [در تسخیر لانه جاسوسی] و حمایت قاطعی که امام خمینی کردند جریان را متوقف کرد و برخلاف انتظار یک تکان بوجود آمد و فکر می‌کردند این جریان آنقدر قوی است که اجازه نخواهد داد که مردم تاثیر دیگری در انقلاب بگذارند بخصوص سیاست دولت [موقت] عملا مردم را به خانه‌هایشان می‌فرستاد و انگیزه‌های مادی را به جای انگیزه‌های سیاسی تقویت می‌کرد...
حالا مبارزه ضد امپریالیسم تمام این برنامه‌ها را به هم زده و اولین نتیجه‌اش این بود که دولت لیبرال که قدرت و کشش مبارزه را داشت کنار رفت... اینها همان کسانی هستند که تمام اسناد را از سفارتخانه‌های ایران از خارج آوردند بدون آن که آنها را افشا بکنند. اسنادی که در آمریکا جمع‌آوری کرده بودند. هنوز هم معلوم نیست که کجاست و این را هیچ کس از وزیر خارجه اسبق و بعدی و امروزی نپرسیده است که چرا این اسناد را ارائه نمی‌دهند تا ببینند که در سفارت ایران در آمریکا که یکی از مهمترین حلقه‌های ارتباط با امپریالیسم آمریکا بود، چه گذشته است...
افشای اسناد و توجیه لیبرالیسم!
باید یکی از خواست‌های اصلی این باشد که این اسناد همگی مورد بررسی و مورد تجزیه و تحلیل و بهره‌برداری قرار بگیرد تا هم ملت بدانند امپریالیسم چگونه عمل کرده است و هم دنیا و ملتهای جهان بدانند امپریالیسم در ایران چه‌ها کرده است. ما دیدیم که افشای چند سند چقدر برای مردم آگاهی بخش بود. قبل از این که این اسناد افشا شود عملکرد لیبرالیسم و سازشکاران و رفرمیست‌ها که برای توده مردم که دارای آگاهی کمتری هستند مشخص می‌شود. افشای این اسناد آنها را تکان داده به طوری که تا اندازه‌ای معیار بدست آوردند. اگر چه هنوز لیبرالیسم تلاش می‌کند اینگونه ارتباطات را توجیه بکند...
فشار سیاسی و تهدید نظامی که خیلی تبلیغات کرد هدفش مساعد کردن زمینه برای نیروهای سازشکار داخلی بود تا بتوانند به امام خمینی فشار بیاورند که تهدید آمریکا عملی شود و مطبوعات غربی در این زمینه خیلی کمک کردند یا این که هر آن امکان دارد آمریکا ایران و بنادر را بمباران کنند و ایران قدرت مقابله ندارد لذا، باید کنار بیایم. وجود عناصر ضعیف درون شورا موجب شد که حتی شورای انقلاب هم در مجموع جانب سازش و مصالحه را بگیرد و لذا رفتند. از امام خمینی خواستند که قضیه را فیصله بدهند. اما، امام قاطعانه ایستادگی کردند و گفتند من تا آخر ایستاده[ام] و ملت هم ایستاده است. این مبارزه تا قطع کامل مناسبات اقتصادی، سیاسی، نظامی با آمریکا باید ادامه یابد و این تاکید امام نشانه این بود که نه تنها ایشان دارای خصلتی سازش‌ناپذیرند و یکپارچه ایمان کامل، بلکه آگاهانه می‌داند که این مبارزه چقدر اهمیت دارد برای انقلاب ما... لیبرالیسم اصولا با برداشت و بینش غلط خودش تنها دشمن را استبداد داخلی می‌پندارد و هرگز دشمنی بنام امپریالیزم نمی‌شناسد و این بنیان ضعف لیبرالیسم است و در واقع همان برخوردی بود که امیر انتظام* هم می‌کرد و عقیده داشت که این امر هیچ اشکالی ندارد...
از این نظر تضاد اصلی آنها با استبداد شاه بوده است آن هم نه با نهاد سلطنت... یعنی اگر شاه حاضر می‌شد حکومت مشروطه را بپذیرد و حکومت بکند نه سلطنت، با او کاری ندارند. چون شناختی از امپریالیسم ندارند قاعدتا دشمنی و جنگی نیز با آن ندارند و با محافل آزادیخواه آمریکایی هم خیلی دوست و نزدیک‌اند، این است که از قبل با آمریکایی‌ها ارتباط دارند و با این جاسوسی نمی‌دانند.
[در اینجا خبرنگار کیهان به عنوان جمله معترضه می‌گوید:] در تایید گفته‌های شما، رئیس دولت سابق [مرحوم بازرگان] قبلا در جمعی اظهار کرده بود که این نسیم از ایالات متحده آمریکا بود که به ایران وزید.
دکتر پیمان: عینا همین‌طور است، یعنی باز هم انقلاب ما را در رابطه با «نسیم از غرب آمده» می‌دانند. درست در همین‌جاست که قبل از مرحله سرنگونی، لیبرالیسم پابه‌پای خط آمریکا حرکت می‌کند.