الف. جایگاه مراسم عزاداری
عزاداری و برپایی مراسم ماتم در سوگ خوبان و اولیای خدا امری است که ریشه در قرآن و سیره نبوی(ص) و سیره امامان(ع) دارد. این عزاداریها مصداق مودت اهل بیت(ع) است. (1)مصداق تعظیم شعائر الهی است. (2) مصداق فریاد مظلوم علیه ظالم است (3) و در سیره نبی اکرم(ص) داریم که حضرت در سوگ شهدای احد و بهویژه حمزه سیدالشهدا عزا گرفت و ترغیب به عزاداری بر حضرت کرد نیز سوگ شهادت حضرت جعفربن ابیطالب و زیدبن حارثه و عبداللهبن رواحه عزا گرفت. برپایی مجلس عزا را عیب نمیدانست و با آن برخورد نمیکرد. راوی گوید: یکی از بستگان پیامبراکرم(ص) از دنیا رفت زنها جمع شدند و مجلس عزا برای او برپا کردند. عمر برخاست آنها را از کار نهی کرد و آنها را طرد نمود. پیامبر(ص) فرمود: عمر رهایشان کن که چشم گریان و قلب مصیبت دیده و داغ تازه است. (4) شنیدنی است که پیامبراکرم(ص) برای امام حسین(ع) در روز اول ولادتش مجلس عزا گرفت. (5) در منزل امسلمه در دوره کودکی برای امام حسین مجلس عزا گرفت. (6) درمنزل عایشه برای حضرت امام حسین(ع) مجلس عزا گرفت. (7) در خانه امام علی(ع) برای حضرت عزا گرفت. (8) بنابراین اگر بگوییم بنیانگذار عزاداری بر سید و سالار شهیدان حضرت نبی اکرم(ص) امامان(ع) بوده است سخنی به گزاف نگفتهایم. (9) در سیره امامان(ع) هم برنامهای که هرگز در هیچ شرایطی ترک نشد برپایی عزا بر سالار شهیدان امام حسین(ع)بود. امام سجاد(ع) پس از امام حسین(ع) تا زنده بود در هر مجلس از داغ حسین میگفت و در حقیقت مجلس عزا برپا میکرد. امام باقر(ع) هم در شرایط سخت و خفقانی دستور میداد روز عاشورا عزای امام حسین را برپا کند. مالک جهنی میگوید امام باقر(ع) در روز عاشورا فرمود: همه برای امام حسین گریه کنند و اهل خانه را دستور به گریه بر حضرت میکرد. (10) همین سیره را حضرت امام صادق(ع) و امامان دیگر(ع) داشتند.
آنها بر این امر اصرار داشتند که از رهگذر عزاداری و برپایی عزای سالار شهیدان چراغ پرفروغ نهضت حسینی روشن بماند که ماند. مجالس عزای حسینی نه تنها نام سیدالشهدا(ع) را پرآوازه نگهداشته بلکه سبب ماندگاری پیام اسلام عزیز شدند. بر این اساس است که احیاگر مکتب نجاتبخش عاشورا در عصر حاضر حضرت امام خمینی(ره) بیشترین تاکیدها را بر برپایی عزاداری سید و سالار شهیدان داشتند: ملت ما قدر این مجالس را بدانند، مجالسی است که زنده نگه میدارد ملتها را (11)، ملت ما را این مجالس حفظ کرده، بیخود نبود که رضاخان مامورین ساواک رضاخان، تمام مجالس عزا را قدغن کردند. (12) مجالس عزا را با همان شکوهی که پیشتر انجام میگرفت و بیشتر از او حفظ کنید. (13) مجالس سوگواری ائمهاطهار(ع) را باید حفظ کنید اینها را باید حفظ کنید. اینها شعائر مذهبی ماست که باید حفظ شود. با توجه به جایگاه رفیع عزاداری و گوهر ارزشمندی که در آن نهفته است بدیهی است که دشمنان تلاش گسترده در جهت تخریب و تحریف آن داشته باشند. در برههای از زمان که عباسیها قدرتمند بودند در پی تخریب عزای سالار شهیدان بودند که عزاداران را دستگیر میکردند شکنجه و اعدام میکردند و در برههای که قدرت مقابله نداشتند در پی تحریف آن بودند تا جلوی تاثیرگذاری این سنت مبارک را بگیرند. با توجه به تاثیر ژرف فرهنگ عاشورا در پیروزی و تداوم انقلاب اسلامی دشمنان قسم خورده اسلام این بار در پی تحریف این فرهنگ برآمدند تا تاثیرآفرینی آن را کمرنگ کنند. گزارش ذیل هشداری است برای همه آنان که در این رابطه تاثیر گذارند، هم بانیان محترم، هم خطبای محترم و هم مداحان محترم.
ح
در رابطه با فرهنگ عاشورا اخیرا کتابی به نام نقشهای برای جدایی مکاتب الهی در آمریکا انتشار یافته که در آن گفتوگوی مفصلی با دکتر مایکل برانت یکی از معاونان سابق سیا (سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا) انجام شده است. او در این زمینه میگوید بعد از مدتها تحقیق به این نتیجه رسیدیم که قدرت رهبر مذهبی ایران و استفاده از فرهنگ شهادت در انقلاب ایران تاثیرگذار بوده است. ما همچنین به این نتیجه دست یافتیم که شیعیان بیشتر از دیگر مذاهب اسلامی فعال و پویا هستند. در این گردهمایی تصویب شد که بر روی مذهب شیعه تحقیقات بیشتری صورت گیرد و طبق این تحقیقات برنامهریزیهایی داشته باشیم. به همین منظور چهل میلیون دلار بودجه برای آن اختصاص دادیم و این پروژه در سه مرحله به ترتیب زیر انجام شد... پس از نظرسنجیها و جمعآوری اطلاعات از سراسر جهان به نتایج مهمی دست یافتیم. متوجه شدیم که قدرت مذهب شیعه در دست مراجع و روحانیت میباشد... این تحقیقات ما را به این نتیجه رساند که به طور مستقیم نمیتوان با مذهب شیعه رودر رو شد و امکان پیروزی بر آن بسیار سخت است و باید پشتپرده کار کنیم ما به جای ضربالمثل انگلیسی اختلاف بینداز، حکومت کن از سیاست اختلاف بیاندازد نابود کن استفاده کردیم و در همین راستا برنامهریزیهای گستردهای را برای سیاستهای بلندمدت خود طرح کردیم حمایت از افرادی که با مذهب شیعه اختلاف نظر دارند و ترویج کافر بودن شیعیان به گونهای که در زمان مناسب علیه آنها توسط دیگر مذاهب اعلام جهاد شود. همچنین باید تبلیغات گستردهای را علیه مراجع و رهبران دینی شیعه صورت دهیم تا آنها مقبولیت خود را در میان مردم از دست بدهند. یکی دیگر از مواردی که باید روی آن کار میکردیم موضوع فرهنگ عاشورا و شهادتطلبی بود که هر ساله شیعیان با برگزاری مراسمی این فرهنگ را زنده نگه میدارند. ما تصمیم گرفتیم با حمایتهای مالی از برخی سخنرانان و مداحان و برگزار کنندگان اصلی اینگونه مراسم که افراد سودجو و شهرتطلب هستند عقاید و بنیانهای شیعه و فرهنگ شهادتطلبی را سست و متزلزل کنیم و مسایل انحرافی در آن به وجود آوریم به گونهای که شیعه یک گروه جاهل و خرافاتی در نظر آید. در مرحله بعد باید مطالب فراوانی علیه مراجع شیعه جمعآوری شده و بوسیله مداحان و نویسندگان سودجو انتشار دهیم و تا سال 1389 مرجعیت را که سد راه اصلی اهداف ما میباشند تضعیف کرده و آنان را به دست خود شیعیان و دیگر مذاهب اسلامی نابود کنیم و در نهایت تیر خلاص را بر این فرهنگ و مذهب بزنیم.(14)
امام راحل پیشگام آسیبزدایی است لذاست که آسیب شناسی این مجالس و آسیب زدایی از آنها بزرگترین خدمت به نهاد مقدس عزاداری است. از کلمات امام راحل عظیمالشان استفاده میشود که آن امام عزیز با فراستی که در مومن است از حدود 60 سال پیش به این نکته هم توجه داشتهاند: «باید بدانید که اگر بخواهید نهضت شما محفوظ بماند باید این سنتها را حفظ کنید.» البته اگر چنانچه ناروایی بوده است سابق و دست اشخاصی بیاطلاع از مسایل اسلام بوده آنها یکقدری تصفیه شود لکن عزاداری به همان قوت خودش باقی بماند. (15) در اینجا باید یک سخنی هم در خصوص عزاداری و مجالسی که به نام حسینبن علی(ع) برپا میشود بگوییم. ما و هیچ یک از دینداران نمیگوییم که با این اسم هر کسی هر کاری میکند خوب است، چه بسا علمای بزرگ و دانشمندان بسیاری این کارها را ناروا دانسته و به نوبت خود از آن جلوگیری کردند چنانچه همه میدانیم که در بیست و چند سال پیش از این عالم عامل بزرگوار مرحوم حاج شیخ عبدالکریم که از بزرگترین روحانیون شیعه بود در قم شبیهخوانی را منع کرد و یکی از مجالس بزرگ را مبدل به روضهخوانی کرد و روحانیون و دانشمندان دیگر هم چیزهایی را که بر خلاف دستور دینی بوده منع کرده و میکنند. (16) بنابراین خدمت بزرگ در مقطع کنونی به عزاداری سالار شهیدان شناسایی آسیبها و تلاش در جهت آسیب زدایی است. روز چهارشنبه 9/6/84 گذشته در محضر آیتالله العظمی فاظل لنکرانی بودم صریح عبارت ایشان این بود که اگر این آسیبهایی که در برخی مجالس عزاداری هست ادامه یابد من بر اصل کیان تشیع احساس خطر میکنم. شبیه این اظهارنظر را آیتالله العظمی مکارم داشتند و فرمودند اگر این روند ادامه یابد بیم آن میرود که روند مجالس عزاداری به دست کسانی بیفتد که اصلا اهلیت ندارند.
افراط و تفریط در عرصه آسیبها
پیش از آنکه در عرصه بحث از آسیبها شویم تذکر یک نکته را ضروری میدانم و آن اینکه: در عرصه مقابله با آسیبها دو نظریه وجود دارد که بنده معتقدم در دو طرف افراط و تفریط است و نظریه معتدل حد وسط است. یک نظریه آن است که عزاداری امر مقدسی است اصلا نباید در این عرصه وارد شد بگذاریم مردم هر کاری میکنند بکنند، به هر شکلی که میخواهند عزاداری کنند اگر بخواهیم در این میدان وارد شویم و نقد کنیم چه بسا اصل عزاداری آسیب میبیند پس چرا دست به ابروی عزاداری بزنیم که در نتیجه چشم کور شود! صاحبان این نظریه باید توجه کنند که اگر از عزاداری آسیب زدایی نشود چه بسا اصل عزاداری آسیب دیده و شاهد آن باشیم که چند سال آینده در عزاداری همه چیز باشد جز احیای مکتب سالار شهیدان(ع). ما نمیتوانیم در این عرصه بیتفاوت باشیم و اجازه دهیم در پوشش عزاداری گناه و معصیت صورت پذیرد. نظریه دوم که نظریه تفریطی میدانیم این است که به گونهای از عزاداریها انتقاد کنیم که خدای ناکرده مردم از اصل برپایی آن دلسرد شوند. بگونهای از مداحها انتقاد کنیم که خوبان آنها نیز زیر سوال روند. بحمدالله در جمع مداحان کشور کسانی هستند که هم مخلصانه میخوانند هم با مطالعه و هم مراقباند از حدود شرع خارج نشوند من ارج و ارزش اینگونه مداحان را از دعبل و کمیت دیروز کمتر نمیدانم. نباید به گونهای از خطبا انتقاد کنیم که تر و خشکش همه با هم بسوزد! خطبای ارزشی که زبان گویای اسلاماند نیز آسیب ببینند. این هم نادرست است، ما معتقدیم باید در این عرصه جانب اعتدال را گرفت. برپایی عزای حسینی و اهلبیت(ع) تاکید داشته باشیم، از خطبا و مداحان مخلص تجلیل و تکریم کنیم در عین حال رسالت روشنگری خود را در عرصه عزاداریها همانند دیگر عرصهها داشته باشیم بنابراین اگر در این مجالس عظیم سخن از آسیبها داریم. هرگز درصدد تخریب عزاداریها خطبا و مداحان مخلص نیستیم بلکه در پیآنیم که این نهاد مقدس با نشاط و شادابی بماند و همانند گذشته الهامبخش باشد.
ب: آسیبها
آسیبهایی که در عرصه قابل ذکر است بر دو قسم است، یکی آسیب محتواسی است و دیگری آسیب شکلی. اما آسیبهای محتوایی عبارتند از:
آسیبهای محتوایی
1-طرح یکجانبه سیمای معصومین، طرح یکجانبه سیمای پیامبر(ص) و معصومین(ع) در مجالس عزا و شادی اهلبیت(ع) و تنها جنبه قداست و ملکوتی امامان را مطرح کردن و بس. توضیح آنکه پیامبر و امامان دو جنبه دارند یکی جنبه ملکوتی که در این نگاه معصوماند، علم غیب دارند، ولایت تکوینی دارند و... و دیگر جنبه ملکی و زمینی (قل انما انا بشر مثلکم) ما باید در مجالس اهلبیت هر دو بعد را مطرح کنیم و تاکید بر بعد دوم داشته باشیم آنها الگوی زندگیاند جنبههای الگویی زندگی اهلبیت مطرح شود. این است که سازنده است. از مناقب اهلبیت بگوییم، از انس آنها با خداوند، ارتباط صمیمی با مردم، گرهگشایی از کار مردم زهد شجاعت و..... و دهها بعد دیگر. قرآن و روایات حتی ابزار محبت به اهلبیت(ع) را مقدمه برای عمل میدانند. در آیهای میخوانیم: «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی.» بگو بر این رسالت از شما اجری نمیخواهم جز مودت قربی (خمسه طیبه طاهره)(17) در آیه دیگر میخوانیم: «قل ما سئلتکم من اجر فهو لکم ان اجری الا علی الله.» اجری که خواستم به نفع شماست اجرم بر خداست. (18) در آیه سوم میخوانیم: «قل ما اسئلکم علیه من اجر الا من شاء ان یتخذ الی ربه سبیلا.» بگو اجری بر رسالت از شما نمیخواهم مگر کسی که بخواهد راه به سوی خداوند بیابد. (19) از مجموع سه آیه استفاده میشود. مودت هم جهت راهیابی به سوی خداوند است. این از قرآن در روایات هم فراوان بر الگوبردن اهلبیت(ع) تاکید شده است. پیامبراکرم(ص) فرمود «اهلبیت من فارق بین حق و باطلند» اینها امامانیاند که باید به آنها اقتدا کرد. (20) «عن مولینا امیرالمومنین(ع) انظروا اهلبیت نبیکم فالزموا سمتهم و اتبعوا اثرهم فلن یخرجوکم من هدی و لن یعیدوکم فی ردی فان لبدوا فالبدوا و ان نهضوا فانهضوا و لا تسبقوهم فتضلوا ولاتتاخروا عنهم فتهلکوا.» (21) مولی علی(ع) فرمود «به اهلبیت پیامبرتان بنگرید از آن سو که گام برمیدارند بروید قدم جای قدمشان بگذارید، آنها شما را هرگز از راه هدایت بیرون نمیبرند و به پستی و هلاکت باز نمیگردانند. اگر سکوت کردند سکوت کنید اگر قیام کردند قیام کنید، از آنها پیشی نگیرید که گمراه میشوید و از آنان عقب نمانید که نابود میگردید. «عن رسولالله(ص) اجعلوا اهلبیتی منکم مکان الراس من الجسد و مکان العینین من الراس فان الجسد لایهتدی الا بالراس و لا یهتدی الراس الا بالعینین.» (22) پیامبراسلام(ص) فرمود اهلبیتم را همانند سر در پیکره زندگی قرار دهید و همانند دوچشم از سر همانا جسد جز با سر راه بجایی نمیبرد هدایت سر هم با چشمها است. آنچه که بسی مایه تاسف است آن است که اخیرا در برخی از مجالس حتی از بعد ملکوتی امامان و مناقب معنوی آنان گفته نمیشود و صرفا سخن از توصیف چشم و ابروی اهلبیت است. همان که مورد نقد مقام معظم رهبری هم قرار گرفت. چیز دیگری که بنده در بعضی از خوانندگان جلسات مداحی اطلاع پیدا کردم استفاده از مدحها و تمجیدهای بیمعناست که گاهی هم مضر است. فرض کنید راجع به حضرت اباالفضل صحبت میشود از چشم و ابروی آن بزرگوار تعریف کردن مثلا قربون چشمت بشم مگر چشم قشنگ در دنیا کم است، مگر ارزش اباالفضل به چشمهای قشنگش بوده... اینها سطح معارف دینی ما را پایین میآورد، معارف شیعه در اوج اعتلاست... ارزش اباالفضلالعباس به جهاد و فداکاری و اخلاص و معرفت او به امام زمانش است، به صبر و استقامت اوست به آب نخوردن اوست، در عین تشنگی و بر لب آب بدون اینکه شرعا و عرفا هیچ مانعی وجود داشته باشد. (23) بنگرید به نمونههایی از این سست مطرح کردنها: همه هستیم و مدیون چشماتم میدونی از همان روز ازل مست نگاتم میدونی، کار چشماش دلبریه، قد و بالای قشنگش عجب محشریه، سیاهه چشات جزیره دله هر کس از نسل تواه چه خوشگله، از نگاه تو محبت میباره، مردی از مردونگیت کم میاره، با این که من خوب میدونم آدمی بیاصل و نسبم بده اجازه ای خدا عشقمو نقاشی کنم، خوب میشه قلب عاشقم یه طرح خوشگل میزنم نقش یه مرد پهلوون طرح شمایل میزنم، به روی صفحه میکشم پیشانی بلندشو ابروهای کمونی شو، صورت آسمونی شو تا که به چشماش میرسم کشیدنش چه مشکله آخر چشای یار من سیاهه خیلی خوشگله؛ آیا اینها مناقب اهلبیت است آیا داشتن چشمهای آنچنانی ارزش است یا فداکاریها و از جانگذشتگیها و...
امامان که این همه تاکید بر عزاداری داشتند بر این نکته هم تاکید داشتند که عزاداریها باید جهت روشنگرانه افشاگرانه هدایتگرانه داشته باشد برای این کار عملا از شعرای متعهد و ارزش آنروز که نقش مداحها و مرثیه خوانهای امروز را داشتند تجلیلها و تکریمها میکردند. چرا امامان از کمیت اینهمه تجلیل کردند چرا امام سجاد(ع) به کمیت میگوید که ما از پاداش کار تو و اشعار تو عاجزیم خدا خودش به تو پاداش دهد. (24) امام صادق(ع) میفرماید: خدایا گناهان گذشته و آینده کمیت و گناهانی که پنهان و آشکار انجام داده ببخش و آنقدر به او بده تا راضی شود. این بدان دلیل است که شاعر متعهد و ارزشی است قصیده هاشمیات 578 بیتی او تمام معرفی اهلبیت، فجایع بنیامیه حکومت عدل اسلامی است. در پایان شعرش میگوید: «الیکم ذوی آل النبی تطلعت توازع من قلبی ظماء و البب فانی عن الامر الذی تکرهونه بقولی و فعلی ما استطعت لا جنب» اعضای تشنه از قلب و عقل و وجودم همواره به سوی شما خاندان پاک پیغمبر نظارهگر است. پس من نسبت به آنچه شما دوست ندارید با گفتار و رفتار خویش تا آنجا که در توان من است از آن دوری میجویم. او آنچنان شیفته اهلبیت است که فرزندش میگوید به هنگام شهادت سه بار اللهم آل محمد(ص) گفت و به دیدار خدا رفت. (25) و نیز تجلیلی که از دیگر شاعران اهلبیت همانند فرزدق دعبل حمیری و مانند آن داشتهاند همگی دراین راستا بود. اهلبیت مجلس عزای را میپسندند که در آن احیای امر اهلبیت و مکتبشان باشد.
مجالس عزای این چنینی بود که انقلابآفرین و مبدا قیام پانزدهم خرداد شد که مبدا انقلاب بزرگ اسلامی است. عاشورای سال 1342 که دو روز بعد امام دستگیر شد و حوادث پانزدهم خرداد پیش آمد. نوحه این بود: گفت عزیز فاطمه نیست ز مرگ واهمه تا به تنم توان بود زیر ستم نمیروم ننگ حیات و ذلتش عزت مرگ و لذتش من ز یزید بیپدر ظلم و ستم نمیکشم. شعر رایج عزای انقلابی این بود که بزرگ فلسفه قتل شاه دین حسین این است که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است نه ظلم کن به کسی نه به زیر ظلم رو. که این مرام حسین است و منطق دین است یا شعر زنده و حماسی شاعر معاصر آقای بهجتی اندر آنجا که باطل امیر است اندر آنجا که حق سر بزیر است اندر آنجا که دین و مروت پایمال و زبون و اسیر است. راستی زندگی ناگوار است مرگ بالاترین افتخار است. اندر آنجا که از فرط بیداد نیست، مظلوم را تاب فریاد اندر آنجا که ظالم بمستی برسر خلق میتازد، آزاد مهر بر لب نهادن گناه است خامشی بدترین اشتباه است. این اساس مرام حسین است روح و رمز قیام حسین است. یا که آزادگی یا شهادت حاصلی از پیام حسین است، شیعه او هم اینسان غیور است تا ابد از زبونی بدور است شیعه و تن به بیداد دادن شیعه و مهر بر لب نهادن شیعه و خفتن و آرمیدن شیعه و در مذلت فتادن شیوه شیعه هرگز نه اینست شیعه نبود هر آنکس چنین است زان شهید سر از دست داده زان فداکار در خون فتاده جاودان آید این بانگ پرشور لا اری الموت الا سعاده آری آزاد مردان بکوشند بر ستمگر چو توفان خروشند شور عالم ز نام حسین است مستی جان ز جام حسین است هر کجا نهضتی حقپسند است ریشهاش از قیام حسین است، او به خون این سخن کرد ترسیم پیش ظالم نگردید تسلیم. هم اکنون هم اگر بخواهیم احیاگر عزاداری راستین و عاشورایی باشیم باید در مجالس عزاداری هم از مقامات ملکوتی امامان بگوییم و هم از مقامات ملکی آنان! باید از جنبه الگویی و اسوه بودن آنها بگوییم و نباید به صرف ابراز عشق اکتفا نمائیم.
2-غلو دیگر آسیب طرح مسایل غلوآمیز در عزاداریهاست. حسین اللهی شدن! زینب اللهی شدن! و از این رهگذر خود را مقدس جلوه دادن قرآنکریم از غلو نهی میکند. یا اهل الکتاب لا تغلوا فی دینکم و لا تقولوا علی الله الا الحق. (26) ای اهل کتاب غلو در دین نکنید و بر خدا جز حق نگویید. قل یا اهل الکتاب لا تغلوا فی دینکم. (27) ای اهل کتاب در دینتان غلو نکنید. پیامبر(ص) فرمود: ایاکم و الغو فی الدین فانما هلک من کان قبلکم بالغو فی الدین. (28) از غلو در دین بپرهیزید، گذشتگان شما با غلو در دین هلاک شدند. امامان ما شدیدترین برخورد را با غلو داشتند. امیرالمومنین(ع) فرمود: اللهم انی بریء من الغلاه کبراءه عیسی بن مریم من النصاری اللهم اخذلهم ابدا و لاتنتصر منهم احدا. (29) خدایا من از غلات بیزارم، همانند بیزاری حضرت عیسی از نصاری خدایا آنها را تا همیشه خوار کن و هیچکدام از آنها را یاری مکن. و برخی از غلاتی را که مدعی ربوبیت مولی علی(ع) بودند سوزاند. (30) امام صادق(ع) فرمود: احذروا علی شبابکم الغلاه لا یفسدوهم فان الغلاه شر خلقالله یصغرون عظمهالله و یدعون الربوبیه لعبادالله و الله ان الغلاه اشر من الیهود و النصاری و المجوس و الذین اشرکوا.(31) از جوانان خود از شر غلو برحذر باشید، مباد آنها را فاسد کنند، همانند غلات بدترین بندگان خدا هستند. عظمت خداوند را تحقیر کرد و ادعای خدایی برای بندگان خدا دارند بخدا قسم غلات بدتر از یهود و نصاری و مجوس و مشرکان هستند. امام رضا(ع) فرمود: لعنالله الغلاه... لا تقاعدوهم و لا تصادقوهم و ابراء منهم برئالله منهم. (32) خدا غلاة را لعنت کند... همنشین اینها نشوید، طرح دوستی با آنها نریزید، همانگونه که خداوند از آنها برائت جسته شما هم برائت بجویید. در رابطه با غلات چهار کتاب زیر خواندنی است. 1- الجذور التاریخیه و النفسیه للغلو و الغلاه تالیف سامی العزیزی. 2- شبهه الغلو عنه الشیعه تالیف دکتر عبدالرسول غفار 3- پژوهشی درباره طوایف غلاه تا پایان غیبت صغری و موضع ائمه در این باره تالیف اسکندر اسفندیاری 4- غالیان کاوشی در جریانها و برآیندها تالیف نعمتالله صفری فروشانی.
با این همه انزجاری که ما از اهلبیت(ع) از غلات میبینیم، متاسفانه میبینیم که همچنان در برخی از عزاداریها باز نمونههایی از غلو مطرح میشود که تاثیر فراوانی در تخریب چهره ائمه(ع) داشته و دارد و سبب میشود چهره شیعه که پیوسته چهرهای دینمدار منطقی بوده چهرهای تحریف شده و نادرست معرفی گردد.