تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۹ - ۱۳:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۱۸۹۵۲۷
مروری بر تاریخچه، علل و اهداف

ناصر پورحسن
یکی از واژه‌هایی که اخیرا در رسانه‌های جمعی بسیار تکرار می‌شود، «عملیاتهای انتحاری» است. حوزه جغرافیایی عملیاتهایی که در این زمینه انجام می‌شود، از عراق تا لندن و جنوب شرق آسیا تا شرم‌الشیخ و... را شامل می‌شود. اگر چه هم‌اکنون رسانه‌های غربی گروه‌های تندروی اسلامی را به ویژه در عراق و فلسطین عامل چنین عملیاتهایی می‌دانند، اما بررسی‌ها نشان می‌دهد که این عملیاتها دارای سابقه‌ای طولانی بوده و در فرهنگ یهودیت و مسیحیت ریشه دارند و در جنگ جهانی دوم و سریلانکا نیز مسبوق به سابقه بوده‌اند.
اطلاق واژه انتحاری برای تمامی عملیاتهایی که انجام می‌شود، گمراه کننده است. انتحار در این مفهوم مساوی با خودکشی است. حال آنکه در میان فلسطینی‌ها این نوع عملیاتها متاثر از شرایط خاص مکانی و مذهبی است و از این رو بسیاری، این عملیاتها را تنها ابزار فلسطینی‌ها در مقابل اشغالگری اسرائیل می‌دانند و از آن با عنوان عملیات شهادت‌طلبانه یا استشهادی دفاع می‌کنند.
در دایره‌المعارف wikipedia که مقاله مفصلی درباره عملیات انتحاری در آن نوشته شده، درباره این عملیات‌ها آمده است که قربانی کردن خود در جنگ‌ها تاریخچه بسیار طولانی دارد. این دایره‌المعارف از ماجرای سامسون در کتاب یهودیان و آرنولدفون واینکرید در دوره قرون وسطی به عنوان نخستین موارد عملیات‌های انتحاری یاد می‌کند. به علاوه به عملیات Knight templar در خلال جنگ‌های مسیحی اشاره می‌کند که چند مسیحی برای آنکه تعداد زیادی از مسلمانان را بکشند، کشتی خود را منفجر کردند. در این دایره‌المعارف به Jan van speijk در خلال انقلاب بلژیک اشاره می‌شود که کشتی خود را در بندر آنتورپ قبل از آنکه به دست انقلابیون بیفتد منفجر می‌کند.
Wikipedia با توضیح عملیات‌های انتحاری که توسط خلبانان ژاپنی در طول جنگ جهانی دوم انجام ‌می‌شد، می‌نویسد که «کامیکازه کردن» در فرهنگ سامورایی ژاپن دارای ریشه طولانی است و حتی چنین عملیات‌های افتخار آمیزی در این فرهنگ یک وظیفه است.
این دایره‌المعارف از «مرگ داوطلبانه» ویت‌مینه‌ها در خلال مبارزه علیه استعمار فرانسه به عنوان یکی دیگر از موارد عملیات‌های انتحاری نام برده است.
دایره‌المعارف wikipedia درباره بمب‌گذاری‌های انتحاری می‌نویسد: این بمب‌گذار‌ی‌ها تاکتیکی است که توسط گروههای افراطی نظامی یا شبه نظامی به کار گرفته می‌شود. سایر تاکتیکها عبارتند از: هواپیما ربایی، قتل، آدم ربایی، بیوتروریسم و...
از دهه 1980 به این سو، با توجه به کاهش هزینه وسایل انفجاری و گستردگی صدمات آنها، استفاده از تاکتیک انتحاری افزایش یافته است. Wikipedia می‌نویسد: پس از آنکه در سال 2001 ببرهای تامیل پیمان آتش‌بس امضا کردند، عملیاتهای انتحاری به خاورمیانه منتقل شد و در فلسطین و عراق بیشتر رخ داده است.
در این دایره‌المعارف به نقل از تاریخ‌نگاران نظامی آمده است: عملیات انتحاری در صورتی به وقوع می‌پیوندد که یک طرف احساس می‌کند ابزار کارآمدی در اختیار ندارد از این رو به جسم خود متوسل می‌شود. ابومصعب الزرقاوی در این باره گفته است که در این روش در مقابل جان انتحار کننده،‌ صدمات بسیار گسترده‌ای به دشمن وارد می‌شود. در واقع عدم توازن قدرت باعث می‌شود که طرف ضعیف برای ایجاد موازنه و خنثی کردن برتری نظامی رقیب، از جسم خود کمک بگیرد.
همانگونه که گفته شد استفاده از شیوه «انتحار» در تاریخ بشر دارای ریشه طولانی است به گونه‌ای که برخی از محققان به عملیات انتحاری در قرن یازدهم میلادی در ایران اشاره می‌کنند. آنها در این رابطه به پیروان حسن صباح اشاره می‌کنند. لازم به ذکر است که در مورد عملیات انتحاری پیروان حسن صباح دو روایت وجود دارد. برخی معتقدند فداییان که رهبر آنها «بزرگ امید» بود با تغلیظ شیره تریاک، آن را در محفظه عایق مانندی در درون یکی از دندان‌های خود جاسازی می‌کردند و هنگامی که در حین عملیات در دام نیروهای سلاطین گرفتار می‌شدند و امیدی به نجات جان خود نداشتند، مواد درون دندان خود را بلعیده و پس از مدت کوتاهی خودکشی می‌کردند، اما روایت دیگر این است که فداییان حسن صباح را «حشاشین» می‌نامیدند. ظاهرا در این رابطه اعتقاد بر این است که پیروان صباح آنچنان تحت تاثیر و تخدیر او قرار می‌گرفتند که دست به هر کاری از جمله ترور خود می‌زدند و خود را کاملا فدا می‌کردند.
علاوه بر این در برخی مناطق که در قرن 18 بخش‌هایی از هندوستان امروزی محسوب می‌شدند، برای بیرون راندن استعمارگران اروپایی از عملیات‌های انتحاری استفاده می‌شد.
با عملیات‌های انتحاری خلبانان ژاپنی در جنگ جهانی دوم، این عملیات‌ها شیوع گسترده‌تری پیدا کردند. «کامیکازه» که در فرهنگ سیاسی دنیا با عملیات انتحاری معادل گرفته می‌شود، نام یک خلبان ژاپنی است که در خلال جنگ جهانی دوم با هواپیمای نظامی، خود را به ناوهای نظامی آمریکا کوبید. پس از وی کامیکازه که در زبان ژاپنی معادل «تندباد خدایان» است و نشانی از تقدس دارد که این افراد برای مقابله با برتری‌جویی نیروی هوایی آمریکا خود را فدا می‌کردند به یک تاکتیک مهم برای ژاپنی‌ها علیه آمریکا تبدیل شد.
عملیاتهای انتحاری یکی از مهمترین شیوه‌های نبرد جنگجویان تامیل در سریلانکا بوده است. «ببرهای سیاه» به گروهی از زنان تامیلی اطلاق می‌شد که صدها عملیات انتحاری علیه دولت مرکزی سریلانکا انجام می‌دادند. از آنجا که دولت هند از حامیان اصلی دولت مرکزی سریلانکا بود، در سال 1991، یک ببر سیاه تامیلی در حالی که مواد منفجره به خود بسته بود، در جریان یک حمله انتحاری،‌ راجیو گاندی نخست وزیر هند را ترور کرد.
سایت اینترنتی Spur.asn.au به طور مفصل تاریخچه عملیاتهای انتحاری انجام شده توسط ببرهای تامیل را توضیح داده است.
برخی از این عملیات‌ها به شرح زیر است: در سال 1987، یک عملیات انتحاری موجب کشته شدن 40 نفر گردید. در مارس 1991، وزیر دفاع سریلانکا و 19 نفر دیگر در یک عملیات انتحاری کشته شدند. در سال 1993، «راسینگه پرمادا» نخست وزیر سریلانکا و 23 نفر دیگر در عملیات انتحاری کشته شدند.
در ژانویه 1996 و اکتبر 1997 نیز به ترتیب 91 و 28 نفر در اثر عملیات انتحاری ببرهای تامیل کشته شدند. جدایی طلبان تامیل که برای کسب استقلال بخشی از کشور کوچک سریلانکا از سه دهه پیش تاکنون می‌جنگند، در دسامبر 1999 رئیس‌جمهور کنونی یعنی «چاندریا کوماراتونگا» را ترور کردند،‌ اما وی توانست از این عملیات انتحاری جان سالم به در ببرد. اگر چه 38 تن در این عملیات کشته شدند. در اکتبر و ژانویه 2000 نیز 23 و 12 نفر کشته شدند. در آخرین عملیات انتحاری تامیل در جولای 2004، هفت پلیس دولت مرکزی توسط یک انتحار کننده زن تامیلی کشته شدند.
کره‌ای‌ها نیز بارها از چنین عملیات‌هایی استفاده کرده‌اند. در سال 1987 «کین هیول هویی» تبعه کره شمالی با جاسازی یک بمب ساعتی در هواپیمای مسافربری کره جنوبی 115 نفر را کشت. در طول جنگ 8 ساله ایران و عراق نیز عملیات‌های انتحاری برای دفاع از هویت ملی و دینی ایران بارها انجام شد. اگر چه در اینجا باید از بار مثبت این عملیات‌ها استفاده کرد و به جای عملیات انتحاری از اصطلاح عملیات شهادت‌طلبانه استفاده کرد.
ایرانی‌ها هرگز عملیات شهادت‌طلبانه رزمندگانی را که در آغاز عملیات با پیکر خود، مسیر‌های مین گذاری شده را باز می‌کردند، فراموش نخواهند کرد. الگوی عملیات‌های شهادت‌طلبانه در جنگ تحمیلی،‌ حسین فهمیده نوجوان 13 ساله ایرانی بود که خود را با کمربند حامل نارنجک به زیر تانک عراقی‌‌ها انداخت و آن را منهدم نمود. فهمیده به یک الگو برای ایرانی‌ها تبدیل شد و رهبر فقید انقلاب با تایید عمل شهادت‌طلبانه فهمیده،‌ وی را رهبر خود نامید. جغرافیای استفاده از این عملیات‌های انتحاری پس از سال 2000 به تدریج در خاورمیانه متمرکز شد و عملیات‌های شهادت‌طلبانه، ابزار اصلی قیام انتفاضه الاقصی در فلسطین گردید.
عملیات‌های استشهادی و یا به تعبیر رسانه‌های غربی، عملیات‌های انتحاری پس از آغاز انتفاضه الاقصی (سپتامبر 2000) به شیوه رایج مقاومت فلسطینی‌ها تبدیل شد.
فلسطینی‌ها که از حمایت کشورهای عربی ناامید شده و روند مذاکرات صلح نیز تغییری در شرایط آنها به وجود نیاورد، با بستن کمربندهای انفجاری خود را در اماکن پر جمعیت نظیر ایستگاههای اتوبوس منفجر می‌کنند.
پس از سقوط صدام موج حملات انتحاری توسط گروه القاعده در عراق بسیار شدت گرفت.
روزشمار عملیات‌های انتحاری
مهمترین عملیات‌هایی که طی دو دهه گذشته عمدتا به شیوه انتحاری انجام شده‌اند، به شرح زیر است:‌
آوریل 1983 – یک خودرو بمب گذاری شده در سفارت آمریکا در بیروت منفجر شد. در این عملیات انتحاری 63 نفر از جمله 17 آمریکایی کشته شدند.
اکتبر 1983 – عملیات انتحاری در مقر نیروهای آمریکا در بیروت منجر به مرگ 241 آمریکایی شد و همزمان یک انفجار در پایگاه فرانسوی‌ها در بیروت نیز 58 کشته بر جای گذاشت.
نوامبر 1984 – در اثر حمله به سفارت آمریکا در بوگاتا (کلمبیا) یک نفر کشته شد.
آوریل 1985 – انفجار در پایگاه آمریکا در مادرید، 18 کشته و 82 زخمی بر جای گذاشت.
ژوئن 1985 – در سان سالوادور (السالوادور) 13 نفر کشته شدند.
آگوست 1985 – انفجار در پایگاه آمریکا در فرانکفورت 2 کشته و 20 زخمی بر جای گذاشت.
دسامبر 1985 – عملیات‌های انتحاری همزمان به اهداف آمریکا و اسرائیل در وین و رم بیش از 20 کشته بر جای گذاشت.
آوریل 1986 – انفجار بمب در یک کلوب در برلین غربی یک نفر را کشته و 150 نفر دیگر را زخمی کرد.
آوریل 1986 – انفجار هواپیمای خطوط هوای یونان چهار تن را کشت.
دسامبر 1986 – انفجار هواپیمای پان امریکن در لاکربی (اسکاتلند) 259 نفر را که 189 نفر آنها آمریکایی بودند،‌ کشت.
فوریه 1993 – انفجار در ساختمان تجارت جهانی در نیویورک 6 نفر را کشت.
آوریل 1995 – انفجار یک خودرو در اوکلاهماسیتی (آمریکا) 168 نفر را کشته و 600 نفر دیگر را زخمی کرد.
نوامبر 1995 – انفجار یک خودرو در ریاض 7 نفر را کشت.
ژوئن 1996 – انفجار بمب در پایگاه آمریکا در ظهران عربستان 19 نفر را کشته و 515 نفر دیگر را زخمی کرد.
جولای 1996 – انفجار در بازیهای المپیک آتلانتا یک نفر را کشت و 111 نفر دیگر را زخمی کرد.
آگوست 1998 – سفارتخانه‌های آمریکا در نایروبی (کنیا) و دارالسلام (تانزانیا) منفجر شدند. در نایروبی 212 نفر کشته و 5 هزار نفر زخمی شدند و در دارالسلام نیز 11 نفر کشته و 72 نفر زخمی شدند.
اکتبر 2000 – در اثر حمله به ناو یو اس اس کول آمریکا در یمن 17 نفر تفنگدار آمریکایی کشته شدند.
11 سپتامبر 2001 – بزرگترین عملیات انتحاری توسط چهار هواپیما در نیویورک و واشنگتن انجام شد. اگر چه آمار دقیق تلفات این عملیاتها هنوز اعلام نشده، اما آمار غیر رسمی حاکی از کشته شدن بیش از 3 هزار نفر است.
11 آوریل 2002 – انفجار یک کامیون در خارج از یک کنیسه در جزیره جربا در تونس 19 نفر از جمله 6 تروریست آلمانی را کشت.
8 می 2002 – انفجار یک خودرو بمب گذاری شده در کراچی (پاکستان) 14 نفر از جمله 11 فرانسوی را کشت.
13 اکتبر 2002 – انفجارهای انتحاری در دو کلوب شبانه در جزیره بالی (اندونزی) 202 نفر را که در میان آنها اتباع 21 کشور مختلف وجود داشت، کشت.
28 نوامبر 2002 – 12 کنیایی و 3 اسرائیلی در هتل مومباسا همراه با سه بمب گذار انتحاری کشته شدند.
12 می 2003 – 35 نفر از جمله 9 بمب گذار در بمب گذاری‌های همزمان در مجتمع مسکونی غربی‌ها در ریاض کشته شدند. در همین روز 59 نفر در اثر انفجار خودروی بمب گذاری شده چچنی‌ها در روسیه کشته شدند.
14 می 2003 – یک زن انتحار کننده چچنی،‌ 18 نفر را کشت.
16 می 2003 – چندین عملیات انتحاری همزمان در مراکش موجب مرگ 44 نفر از جمله 12 بمب‌گذار و 6 خارجی شد.
5 جولای 2003 – دو زن انتحار کننده چچنی، خود را در یک سالن محل اجرای کنسرت منفجر کردند و 13 نفر کشتند.
4 جولای 2003 – در اثر عملیات انتحاری در یک مسجد شیعیان در شهر کویته پاکستان 84 نفر کشته شدند.
1 آگوست 2003 – جدایی طلبان چچنی، با خودروی بمب گذاری شده وارد یک بیمارستان نظامی در جنوب روسیه شدند و 44 نفر را کشتند.
5 آگوست 2003 – انفجارهای انتحاری در یک هتل در جاکارتا (اندونزی) موجب مرگ 12 نفر شد.
25 آگوست 2003 – دو انفجار انتحاری در بمبئی (هند) 52 نفر را کشت.
15 و 20 نوامبر 2003 – چهار بمب‌گذار انتحاری،‌ دو کنیسه،‌ بانک و کنسولگری انگلیس را در ترکیه هدف قرار دارند. این عملیاتها موجب کشته شدن 63 نفر گردید.
6 فوریه 2004 – بمب گذاری در متروی زیرزمینی مسکو 41 کشته بر جای گذاشت.
11 مارس 2004 – سه عملیات همزمان در ایستگاههای قطار شهری مادرید، 191 کشته و 2 هزار زخمی بر جای گذاشت.
24 آگوست 2004 – دو هواپیمای روسی منفجر و 90 نفر کشته شدند.
9 سپتامبر 2004 – در حمله انتحاری به سفارت استرالیا در جاکارتا 11 نفر از جمله یک بمب‌گذار کشته شدند.
7 اکتبر 2004 – سه انفجار همزمان در طابا (مصر) موجب مرگ 32 نفر شد.
14 فوریه 2005 – رفیق حریری نخست وزیر اسبق لبنان همراه با 19 نفر دیگر کشته شدند.
7 می 2005 – 19 نفر در دو عملیات انتحاری همزمان در یانگون (میانمار) کشته شدند.
7 جولای 2005 – دو عملیات در ایستگاه اتوبوس و متروی لندن بیش از 54 نفر کشته بر جای گذاشت.
23 جولای 2005 – در اثر عملیات‌های انتحاری در چندین مجتمع تفریحی در شرم‌الشیخ مصر بیش از 90 نفر کشته شدند.
اگر چه تعداد عملیاتهای انتحاری انجام شده طی سه سال گذشته بیشتر در عراق و فلسطن صورت گرفته و گروههای اسلامگرا مسوولیت بخش عمده آنها را به عهده گرفتند، اما باید علل این مساله را بهتر ریشه‌یابی کرد.
«رابرت پیپ» که مطالعات گسترده‌ای در این زمینه انجام داده،‌ اشغال یک سرزمین توسط نیروهای خارجی را مهمترین عامل عملیاتهای انتحاری می‌داند. وی می‌گوید: در عراق قبل از اشغال توسط آمریکا حتی یک مورد عملیات انتحاری صورت نگرفت،‌ اما از زمان حمله به عراق،‌ حملات انتحاری به سرعت چشمگیری افزایش یافته است. در سال 2003 ما شاهد 20 عملیات انتحاری در این کشور بودیم،‌ در سال 2004 تعداد آن به 48 مورد و فقط در نیمه سال 2005 به بیش از 50 حمله افزایش یافته است. در واقع از زمان استقرار بیش از 150 هزار نیروی آمریکایی،‌ هر ساله حملات انتحاری در عراق دو برابر افزایش یافته است.
پیپ باز هم برای اثبات نظر خود به لبنان باز می‌گردد و می‌نویسد: در لبنان از سال 1982 تا 1986، 41 مورد حمله انتحاری روی داد، اما پس از عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی و فرانسوی از این کشور و عقب‌نشینی نیروهای اسرائیلی به حدود هشت کیلومتری مرزها این حملات متوقف شد و پس از بیرون رفتن نیروهای اسرائیلی، انتحارکنندگان به تعقیب اسرائیلی‌ها تا تل‌آویو نرفتند. به عبارت بهتر پایان اشغال با پایان عملیاتهای انتحاری مساوی است. براساس این دیدگاه حضور گسترده نظامی آمریکا در منطقه خلیج‌فارس را می‌توان عامل حوادث 11 سپتامبر دانست، رابرت پیپ در کتاب «منطق استراتژیک تروریسم انتحاری» می‌نویسد: تحت شرایط خاصی،‌ عملیات انتحاری یک اقدام عقلانی است. وی ادامه عملیات‌های انتحاری را امری احمقانه و احساسی نمی‌داند، بلکه آن را یک استراتژی عقلانی می‌داند که توسط انتحار کنندگان پیگیری می‌شود،‌ برای اثبات این ایده پیپ می‌توان به اظهارات اخیر شهردار لندن اشاره کرد.
وی در پاسخ به اظهارات تونی بلر که گفته بود هر کس از عملیات انتحاری حمایت می‌کند. باید انگلیس را ترک کند؛ می‌گوید: اگر شرایطی که در فلسطین حاکم است در انگلیس نیز وجود داشت، ده‌ها برابر عملیات‌های انتحاری که در فلسطین رخ می‌دهد،‌ در لندن اتفاق می‌افتاد.
پیپ می‌گوید:‌ آنگونه که در رسانه‌های غربی گفته می‌شود، عملیات انتحاری یک عمل احساسی توسط کسانی که شستشوی مغزی داده شده‌اند،‌ نیست. به گفته وی کسانی که در فلسطین و عراق هم‌اکنون عملیات انتحاری انجام می‌دهند عمدتا از افراد طبقه متوسط هستند و حتی در اکثر موارد دارای عقاید سکولار می‌باشند و این نکته برای غربی‌ها شگفت‌آور است. وی برای اثبات ایده خود به عملیات انتحاری که در دهه 1980 در لبنان انجام می‌شد،‌ استتاد کرده و می‌گوید: از مجموع عملیات‌های انتحاری در لبنان فقط 8 انتحار کننده از گروه‌های بنیادگرای اسلامی بودند. 27 نفر سوسیالیست و کمونیست و 3 نفر نیز مسیحی بودند. رابرت پیپ که کتاب «مرگ برای پیروزی»‌ را نوشته است، با بررسی عملیاتهای انتحاری از سال 1980 تا 2004، به دنبال کشف منطق حاکم بر این عملیاتها بوده است. وی اخیرا در مصاحبه‌ای می‌گوید: «اطلاعات جامعی طی 24 سال گذشته جمع‌آوری کرده‌ام. برای تحقیقات در این باره نه تنها از منابع انگلیسی زبان،‌ بلکه از منابعی به زبانهای روسی‌،‌ عبری، عربی، تامیلی و دیگر زبانهای بومی استفاده شده است تا بدین ترتیب نه تنها از روزنامه‌ها،‌ بلکه از منابع تروریست‌ها اطلاعاتی به دست آوریم. تروریست‌ها در جوامع محلی خود از آنچه انجام می‌دهند به خود می‌بالند و از حملات خود آلبوم و اطلاعاتی جمع‌آوری می‌کنند که به درک حملات آنها کمک می‌کند. به گفته وی این منابع سرشار اطلاعاتی،‌ تصویر تازه‌ای از انگیزه تروریست‌هایی که دست به حملات انتحاری می‌زنند،‌ ترسیم می‌کنند. از جمله بر خلاف تصور بسیاری،‌ بنیادگرایی اسلامی با تروریسم انتحاری ارتباط نزدیکی ندارد. گروهی که می‌توان آن را بانی و مبتکر تروریسم انتحاری در جهان به شمار آورد، گروه ببرهای تامیل در سریلانکاست. ببرهای تامیل یک گروه غیرمذهبی مارکسیستی است که از خانواده‌های هندو در مناطق تامیل‌نشین سریلانکا برخاسته است. این گروه بود که نیم‌تنه‌های حاوی مواد منفجره را اختراع و در حملات انتحاری دهه 90 از آن استفاده کرد. فلسطینی‌ها نیز این ابتکار را در حملات خود به کار بردند.
مارک هریسون در مقاله «منطق اقتصادی تروریسم انتحاری» نیز با اشاره به پاسخ برخی‌ها که عملیات انتحاری صرفا ناشی از تفسیر اسلامگرایان تندرو از دین اسلام است،‌ می‌گوید: انتحار مقوله گسترده‌تری است، زیرا در جنگ جهانی دوم بسیاری از نیروهای اس اس آلمان به استقبال مرگ مقدس رفتند و نمی‌توان چیز دیگری جز عملیات انتحاری به این اقدام آنها لقب داد.
وی می‌گوید: قربانی کردن فرد به دست خودش در زمینه‌های دیگر نیز رخ می‌دهد. برای مثال برخی افراد در مقابل بی‌عدالتی خود را به آتش می‌کشند و یا برخی والدین برای نجات فرزندان،‌ خود را قربانی می‌کنند.
هریسون می‌گوید: عملیات انتحاری طیف بسیار گسترده و متنوعی را شامل می‌شود که افراد انتحار کننده با نیت‌های متفاوت، این عمل را مرتکب می‌شوند.
وی یکی از مهمترین عوامل تداوم عملیات‌های انتحاری را حمایت سازمان‌های متبوع فرد انتحار کننده می‌داند، برای مثال علت پایان عملیات‌های انتحاری خلبانان ژاپنی را دستور امپراتور این کشور برای پایان جنگ اعلام می‌نماید.
نتیجه‌ای که وی از مقاله خود برای مقابله با عملیات‌های انتحاری در خاورمیانه تجویز می‌کند،‌ از بین بردن سازمان‌های حامی افراد انتحار کننده است تا به این وسیله از استخدام افراد جدید انتحار کننده و هدایت آنها جلوگیری شود.
(www.wareick.ac.uk) دایره‌المعارف wiki pedia نیز درباره عاملان و علت عملیات‌های انتحاری می‌نویسد: بمب گذاران انتحاری اغلب مردان جوانی (به استثنای ببرهای تامیل و طرفداران حزب کارگران کردستان ترکیه که در میان آنها زنان انتحار کننده نیز وجود داشتند) از طبقه متوسط هستند که در کشورهای آنها آزادی سیاسی کمی وجود دارد. اغلب آنها دارای تحصیلات مناسب هستند و دارای اعتقادات سیاسی و مذهبی قوی می‌باشند،‌ آنها از نظر ذهنی عقب‌مانده نیستند و از نظر اقتصادی نیز فقیر نمی‌باشند، هر چند که در دوران کودکی ممکن است سختی‌های زیادی کشیده باشند.