تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۹ - ۱۱:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۱۸۹۵۵۲
ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی اشاره: برای اولین بار و پس از کشمکش‌ها و حدس و گمان‌های بسیار بالاخره یک زن به مقام صدارت اعظمی در آلمان دست پیدا کرد. «آنگلا مرکل» در مصاحبه با Die Zeit از ائتلاف بزرگ و آرامش‌طلبی و توکل به خدا و البته از رشد اقتصادی بیشتر می‌گوید.

* خانم مرکل بالاخره شما به عنوان هشتمین صدراعظم جمهوری فدرال آلمان برگزیده شدید. آیا فکر می‌کردید که پیمودن این راه به این دشواری باشد؟
** قبل از برگزاری انتخابات اصلاً فکر چنین راه و مسیری را هم نمی‌کردم. اما حالا خوشحالم که دوران مذاکرات و مسائل پس از انتخابات سپری شده و بالاخره یک بار دیگر در آلمان سیاست به معنای واقعی آن اجرا می‌شود.
* رابطه با سلف شما هم نسبت به 18 سپتامبر خیلی تغییر کرده است. آن بی‌حرمتی‌های شب انتخابات تبدیل به احترام و تکریم در پایان مذاکرات گردید. آیا این مسئله شما را خوشحال نمی‌کند؟
** البته. این نشانه‌ای از عادی شدن وضعیت سیاسی و پذیرش واقعیت است و من پایان و نتیجه مذاکرات برای ائتلاف بزرگ را بسیار موفقیت‌آمیز ارزیابی می‌کنم.
* آیا طرف مقابل را دست کم گرفته بودید؟ آیا فکر می‌کردید که چندان از شایستگی برخوردار نباشند؟
** هیچوقت عقیده نداشتم که آنها شایستگی ندارند. از این خوشحال بودم که به رغم تضاد و تناقض در برنامه‌ها، این امکان وجود دارد که هر دو طرف به صورتی اساسی و درست در مورد مشکلات آلمانی گفت‌وگو کنند. این مسئله برای من این نتیجه را در بردارد که ما می‌توانیم موقعیت‌های مثبت را برای دولت گسترش دهیم و اینکه کسی نمی‌تواند به همین راحتی راه خودش را برود بلکه می‌توانیم در کنار هم راه‌های جدیدی پیدا کنیم. البته قبل از آغاز مذاکرات برای ائتلاف، تحقق چنین مسائلی را غیرممکن می‌پنداشتم.
* آیا ایجاد درکی مشترک از مشکلات، نیازمند ائتلاف بزرگ بود؟
** در حال حاضر تازه در آغاز این راه هستیم و حالا نمی‌توان قضاوت کرد که این ائتلاف ضرورت تاریخی داشت یا نه. این پرسش را باید یک یا دو سال دیگر مطرح کنید.
* دولت گذشته از دو نظر اشکال داشت؛ یکی اینکه نتونست نظر مثبت مردم را برای سیاست‌های اصلاحی جلب کند و دیگر اینکه نتوانست به صورت اصولی راه حلی برای مشکلات داشته باشد. شما به چه دلیل عقیده دارید که دولت جدید در این موارد بهتر عمل خواهد کرد؟
** در درجه اول به این دلیل که ما در اتحادیه سوسیال دموکرات - مسیحی در بسیاری از موارد هم عقیده هستیم. مفاد پیمان ائتلاف هم حاکی از چرخش آشکار به سوی رشد اقتصادی و ایجاد بازار کار است. در درجه دوم ائتلاف بزرگ شانس نزدیکی و همکاری‌های بیشتر را فراهم آورده است. به عنوان مثال اگر بتوانیم اصلاحات بزرگ اجتماعی را به صورت مشترک شروع کنیم تا حد زیادی آرامش و امنیت باز خواهد گشت و علاوه بر آن می‌توان جنگ و دعواهای کهنه و قدیمی را هم کنار گذاشت. به عنوان مثال اختلاف‌ها در مورد اینکه چه کسانی در رابطه با اتحاد مجدد دو آلمان اشتباه کردند و یا اینکه چه کسانی در گذشته خطاهای بیشتری داشتند.
* اما واقعاً دلایل اصلی این دوران طولانی ناکارآمدی‌ها و رکود اقتصادی، مشکلات ساختاری و وضعیت بد در آلمان کدام است؟‌
** آلمان طی بیش از چندین دهه کشوری بسیار موفق به شمار می‌آمد. من فکر می‌کنم که این موفقیت به عنوان امری بدیهی و ماندگار تلقی شد. در حالی که باید همواره با تلاش زیاد ابعاد جدیدی برای این موفقیت ایجاد کرد. اتفاقات بی‌شمار که در جهان افتاد، دیگران را به این موقعیت کشاند که تلاش بیشتری برای ایجاد رفاه به خرج دهند و سریع‌تر عمل کنند. ما باید این را درک کنیم که در این میدان رقابت از شانس بزرگی برای ارتقای جایگاه خودمان برخورداریم. البته این برداشتی است که به تدریج جا می‌افتد.
* سیاست در این میان چه نقشی می‌تواند داشته باشد؟
** سیاست می‌تواند نقش اعتمادسازی داشته باشد. علوه بر آن می‌توان با سیاست اقدامات مشخص و درست را عملی و واقعیت‌ها را بیان کرد.
* آیا اولین واکنش‌های مسئولان و رسانه‌ها نسبت به ائتلاف بزرگ شما را ناامید نکرد؟
** من مصمم بودم نسبت به آنچه حزب سوسیال دموکرات و اتحادیه سوسیال- دموکرات مسیحی پس از بررسی‌های بسیار به آن رسیده بودند، عمل کنم. البته طبیعی است که اتحادیه و حزب سوسیال دموکرات اختلاف‌نظرهایی هم داشته باشند و یا اینکه ما به عنوان اعضای اتحادیه مایل باشیم بیشتر به عرصه‌های دیگری بپردازیم. اما ما باید بیش از هر چیز به نتیجه این انتخابات احترام بگذاریم، نتیجه‌ای که بیانگر نظر مردم آلمان نسبت به آینده کشورشان است. و منتقدان هم باید بپذیرند که نتیجه انتخابات مسئولیت‌های اجرایی را به ما سپرده است. به نظر من این پذیرش گامی اساسی در سمت و سویی درست و مناسب به شمار می‌آید.
*یکی از مشکلات دولت پیشین این بود که همیشه به مردم گفته می‌شد باید مسئولیت بیشتری به عهده گرفته و حتی‌الامکان پول زیادی بپردازند. به عبارتی همیشه نوعی سیاست انقباضی «کینز»ی (Keyns) در دستور کار قرار داشت. و شما هم بار دیگر همان سیاست را ادامه می‌دهید.
** البته من هیچوقت نگفته‌ام که مردم باید فقط پول بیشتری بپردازند.
* البته ما هم به صورت اصولی با این سیاست موافق هستیم اما چرا قرار است چنین سیاستی زودتر از موعد یعنی در سال آینده به اجرا درآید؟
** اقتصاددانان عقیده دارند که بهتر است سیاست افزایش مالیات‌ها زودتر از موعد اجرایی شود. ما هم البته به این مسئله توجه ویژه‌ای داریم. من هیچ درخواستی از مردم مبنی بر اینکه پول خرج کنند، ندارم زیرا اگر مردم این کار را نکنند حتماً دلایل موجهی برای این کارشان دارند. اما وقتی مثلاً ما می‌گوییم که مردم باید مشارکت بیشتری در امر بهداشت و درمان داشته باشند به این معنی است که با این کار قدمی برای دوران پیری و بازنشستگی برداشته می‌شود. این مشارکت گامی مهم در جهت بهبود وضعیت آموزش ابتدایی و تحصیلات دانشگاهی است. پس معلوم می‌شود چنین مشارکت‌هایی به نوعی بازگشت سرمایه را به همراه دارد. با این حال می‌تواند وضعیتی ایجاد شود که بار دیگر نسبت به افق آینده خوش‌بینی به وجود آید و در نهایت مصر‌ف‌گرایی بازهم بیشتر شود. اما در کنار آن این امکان نیز به وجود می‌آید که تعداد بیشتری از مردم کار و شغل داشته باشند.
* تا اینجا با صدراعظم جدید آلمان گفت‌وگو کردیم اما حالا از شما به عنوان رئیس یکی از احزاب آلمان می‌پرسم: شما تا حد زیادی به اصطلاح حاصل جمع «پلانزک» و «مونته فرینگ» هستید. در مورد برنامه کاری اتحادیه سوسیال- دموکرات مسیحی در سال آینده چه نظری دارید؟
** ما در بهار آینده انتخابات مجالس ایالتی را پیش‌رو داریم. و در آن عرصه است که ویژگی‌های هر حزب مشخص می‌شود و معلوم می‌شود که چه تفاوتی میان مدیریت ایالتی سوسیال دموکرات با مدیریت ایالتی اتحادیه وجود دارد. با این حال به ماموریت مشترکی هم که در ائتلاف بزرگ قبول کرده‌ایم، به خوبی عمل می‌کنیم.
* شما در انتخاباتی شرکت کردید که روی مسئله آزادی و مسئولیت فردی به شدت تاکید می‌شد. همزمان با این مسئله، امروز در جامعه آلمان شاهد نوعی امنیت‌خواهی شدید و گاه توام با نگرانی و هراس هم هستیم.
** آزادی و امنیت در تقابل با یکدیگر قرار ندارند. به نظر من نیاز به امنیت یکی از نیازهای فطری و اساسی است و در عین حال شاهد از دست رفتن بسیاری از وجوه امنیت هستیم. اقتصاد بازار آزاد اجتماعی بر اساس آزادی بنیاد نهاده شده است و در مقابل سال‌ها است این اصل مسلم را همه پذیرفته‌اند که اگر وضعیت موسسات و نهادها خوب باشد، وضعیت کارکنان آنها هم خوب است. اما جهانی‌سازی این اطمینان و اعتماد را با چالش روبه‌رو کرده است یعنی اینکه یک موسسه یا کارگاه می‌تواند در بهترین وضعیت باشد اما در همان حال کارکنانش را اخراج کند. و این پرسش مطرح است که وضعیت اقتصاد بازار آزاد اجتماعی در عصر جهانی سازی چگونه است؟‌ ما نه تنها باید جهانی فکر کنیم بلکه در چارچوبی نوین و از نظر زمانی فراتر از نسل خودمان باید به مسئله ائتلاف منابع و همین طور به مشکلات جمعیتی توجه داشته باشیم. همه اینها برای انسان امروزی که چالش عظیم است. سیاست‌های نژادی به تنهایی نمی‌تواند آن امنیت مطلوب را عرضه کند. به نظر من در این مورد باید مذهب و استحکام اجتماعی به تمام معنا وارد میدان شود. ...
* از آغاز سال جاری شاهد محدود شدن سیاست‌های آلمان در امور داخلی هستیم. به هر صورت در بیرون از این کشور هم دنیایی وجود دارد. در حال حاضر گفته می‌شود که اروپا در حال گذراندن به اصطلاح «زنگ تفریحی برای اندیشه» است. شما در این زنگ تفریح به چه فکر می‌کنید؟
** من به این فکر می‌کنم که در حال حاضر اتحادیه اروپایی چندان هم ناکارآمد نیست و تنها به چند موفقیت نیاز دارد. به این خاطر بهتر است قبل از آنکه همه فکر خود را به آینده قانون اساسی اروپا معطوف کنیم (که البته در جای خود مهم است) برای اولین بار به صورت مشترک پیش‌بینی‌ها و طرح‌هایی اقتصادی برای سال‌های آینده داشته باشیم. این کار روشن خواهد کرد که اراده و توان برای اتحاد اروپا وجود دارد. موضوعات مشخصی مثل «دستورالعمل همکاری‌های مشترک» موجب پیدایش اختلاف‌های عمیقی است که البته از نظر من زیاد در مورد آنها مبالغه می‌شود. در آلمان و در سراسر اروپا این پرسش مطرح است که آیا باید در به اصطلاح دنیایی جهانی شده عضو باشیم و یا باید در همان ضعف‌ها و مشکلات جمعیتی و فقدان رشد اقتصادی دست و پا بزنیم؟ ما در حال حاضر ائتلافی قراردادی تشکیل داده‌ایم که در آن رئوس کارهای چهار سال آینده را آورده‌ایم. اما سئوال این است که در قاره اروپا چه کسی برای برنامه‌های چهار سال آینده تصمیم می‌گیرد؟
* آیا سیاست خارجی شما جهت‌گیری و توجه بیشتری به مسئله رعایت حقوق بشر خواهد داشت؟
** ما نشان خواهیم داد که به دلایل منطقی خودمان را نسبت به مباحث ارزشی متعهد می‌دانیم. نباید در مقابل شرکای خود هراس داشته باشیم بلکه می‌توان در این مورد (نقض حقوق بشر) واکنش نشان داد، بدون آنکه موجب آزردگی شود.
* آیا صدر اعظم مرکل، همان طور که با رئیس‌جمهور چین گفت‌وگو کرد، در آینده هم صریح و شفاف خواهد بود؟
** بله، مطمئناً. همان طور که می‌دانید من و صدراعظم سابق یعنی «شرودر» در مورد مسئله تحریم‌های تسلیحاتی اختلاف‌نظر داشتیم. اما اطمینان می‌دهم همان طور که در غیاب میهمانان خارجی می‌گویم، در حضور آنها هم عقاید و برنامه‌هایم را اعلام کنم. به همین دلیل هرگز روابط خوب ما زیر سوال نخواهد رفت.
* شما در مورد وضعیت بحرانی آلمان و همین طور وضعیت بحرانی و مشابه اروپا صحبت کرده‌اید. از نمونه ایالات متحده آمریکا که بگذریم این سئوال پیش می‌آید که آیا کل جهان غرب به دلایلی از جمله جنگ عراق، دچار نوعی وضعیت بحرانی نیست؟ آیا شما هم چنین برداشتی دارید؟
** ما نمی‌خواهیم از یک بحران صدساله چشم‌پوشی کنیم. اما به عقیده من دنیا دستخوش دگرگونی‌های ژرفی شده است. یکی از مهمترین آنها اینترنت است . انقلاب اینترنتی نوعی شفافیت خارق‌العاده را در همه زمینه‌ها پدید آورده است. به کمک اینترنت می‌توان از آن چیزی که در دنیا اتفاق می‌افتد با خبر شد و با حقیقت و واقعیت‌ها ارتباط برقرار کرد. اینترنت پدیده‌ای انقلابی است که پیامدهایی برای کشورهای غربی دارد اما این امکان را در اختیار دیگر کشورها قرار می‌دهد که اقتصادشان را توسعه داده و به رفاه دسترسی یابند.
* و این برای غرب چه معنی‌ای دارد؟
** ما در غرب نیازمند یک خودباوری هستیم. باید از خودمان بپرسیم که ارزش‌های ما کدام است و چرا باید از این شکل جامعه خود دفاع کنیم؟ باید به دیگران هم اجازه پیشرفت بدهیم. سال‌های سال همه از این مسئله خشنود بودند و عنوان می‌شد که کشورهای غربی از بالاترین سطح استاندارد زندگی برخوردارند. البته ما هم به دلایل انسان‌دوستانه در صورت لزوم و اگر نفعی در آن بود به دیگران کمک می‌کردیم. اما در این میان تنها هندوستان و چین بودند که اصلاًَ نشان ندادند به کمک‌های ما احتیاج دارند، بلکه برعکس همه سعی خود را برای خودکفایی به کار گرفتند.
* یعنی حق این کار را نداشتند؟
** از نگاه حزبی، اگر حزب ما با آن جهان‌بینی مسیحی امکان پیشرفت را برای دیگران فراهم نکند، اصلاً حزبی مذهبی نیست. اما به هر حال این یک حس زندگی جدید است که آن کشورهایی که ما پیش از این از آنها به عنوان به اصطلاح کشورهای گیرنده یاد می‌کردیم در برخی زمینه‌ها خیلی بهتر و سریع‌تر از ما شده‌اند. این روند، روندی جدید است. البته من چندان بر این عقیده نیستم که کشورهای غربی دچار بحران هستند. اما در حال حاضر باید با پدیده‌های کاملاً جدیدی دست و پنجه نرم کنیم که در طول تاریخ سابقه نداشته است. وقتی چینی‌ها می‌گویند که در قرن دهم هم پیشرفته‌ترین ملت جهان بوده‌اند و در آن زمان بر علم ریاضی احاطه داشته‌اند پس باید اعتراف کرد که قبلاً هم موقعیت آنها اینچنین بوده و در حال حاضر هم می‌توانند یک بار دیگر نقشی کلیدی و رو به رشد در دنیا به عهده بگیرند. من کاملاً در این مورد خوشبین هستم که غربی‌ها می‌توانند از پس همه این مشکلات برآیند. ...