تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۹ - ۱۱:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۱۸۹۹۶۱

تقی دژاکام
1- سه روز بعد از ششم ژوئن سال 1982 میلادی (خردادماه سال 1361 خورشیدی) که ارتش اسرائیل تهاجم گسترده خود را از زمین، هوا و دریا به لبنان آغاز کرد و طی آن تقریباً دو سوم نیروهای نظامی و شبه نظامی خود را به کار گرفت و فقط در روز اول عملیات بیش از 300 فروند هواپیمای بمب افکن، کشور لبنان را بمباران کرد، در منطقه «خلده» که مدخل ورودی بیروت در جنوب این شهر است، عده ای از جوانان مذهبی شیعه با اسلحه سبک و با شعار «الله اکبر» توانستند راه را بر اسرائیلی ها ببندند. این گروه در مصاحبه با خبرنگارانی که جهت اطلاع از هویت آنان به منطقه خلده رفته بودند، اعلام کردند که از «پیروان امام خمینی» هستند. آنها عمدتاً دانشجویانی بودند که در مساجد، سازماندهی شده و منطقه مورد اشاره و دانشکده علوم را سنگری برای مقاومت برگزیده بودند. این دانشجویان کم شمار موفق شدند ضمن وارد آوردن تلفات سنگین به سربازان اشغالگر اسرائیلی، چندین تانک و نفربر را به تصرف خود درآورند و آنها را در خیابانهای بیروت به تماشای عموم و البته خبرنگاران داخلی و خارجی بگذارند.
این مقاومت شگفت انگیز در برابر ارتشی که تا آن موقع در جهان اسلام مقاومت قابل ذکری در مقابل آن صورت نگرفته بود، دیگر جوانان منطقه شیعه نشین «ضاحیه» در جنوب بیروت را متوجه توانایی های خود کرد و آنان توانستند 42 روز تمام در مقابل ارتش کلاسیک و تا بن دندان مسلح رژیم صهیونیستی، مقاومت کنند. بدین ترتیب پس از پایان هجوم وحشیانه صهیونیستها به لبنان، «ضاحیه» تنها منطقه ای بود که این ارتش نتوانسته بود وارد آن شود.
2- از چند ماه بعد، شعارهایی حاوی عبارت «حزب الله» در لبنان ظهور یافت اما این عبارت نه به صورت عنوان رسمی یک گروه سیاسی بلکه به معنای عام آن به کار می رفت. اگرچه همین عنوان هم مفهوم عمیقی را در خود داشت. از طرفی ارتش اسرائیل با ادامه حضور در لبنان، به قتل عام های گسترده خود نیز ادامه داد. در 16 سپتامبر (25 شهریور) همین سال، شبه نظامیان دست نشانده ارتش اسرائیل با حمله به اردوگاه آوارگان فلسطینی در «صبرا» و «شتیلا»، 3 هزار فلسطینی اعم از پیرمرد، پیرزن و زنان و کودکان را که در پی خروج رزمندگان فلسطینی بی سرپرست مانده بودند قتل عام کرد.
این جنایت تاریخی موجب شد حتی گروه های سیاسی وقومی ای هم که معتقد به مبارزه مسلحانه علیه اسرائیل نبودند به این تنها راه پیروزی ایمان بیاورند و از طرفی، از آنجا که مقاومت اسلامی طی این ماهها کاملاً در بین توده های مختلف مردم لبنان جاافتاده بود،این گروه ها و حتی گروه های چپ در هنگام صدور اطلاعیه های خود می کوشیدند «بسم الله الرحمن الرحیم» را در ابتدای آن ذکر کنند!
تاکید بر وجه اسلامی مبارزه، دیگر به یک توجه عمومی تبدیل شده بود. مجاهد شید احمد قصیر درست دو ماه بعد از قصابی صهیونیست ها در صبرا و شتیلا، با نام خدا و با تاکید بر پیروی از امام خمینی«ره»، طی یک عملیات شهادت طلبانه، با خودرویی که در آن صدها کیلوگرم موادمنفجره کار گذاشته شده بود، مقر فرمانداری نظامی ارتش اسرائیل را در شهر صور با خاک یکسان ساخت و موفق شد 76 افسر و سرباز اسرائیلی را به هلاکت برساند.
چند روز قبل از آن در 16 اکتبر 1983 نیز همزمان با عاشورای حسینی، مراسم عزاداری مردم روستای «معرکه» در منطقه «نبطیه» با حمله سربازان اشغالگر اسرائیل به خاک و خون کشیده شد و شماری از عزاداران کشته و مجروح شدند که مردم در حمله ای متقابل، یک نفر بر ارتش اسرائیل را به آتش کشیدند و چندی بعد نیز در چهارم نوامبر، با یک کامیون پر از موادمنفجره، ساختمان مدرسه شجره در شهر صور را که یکی از مقرهای اصلی نظامیان اسرائیلی بود، منهدم کردند.
حالا دیگر در برابر هر جنایت ارتش اسرائیل، یک عملیات شهادت طلبانه از سوی مؤمنان انقلابی و جوانان لبنانی صورت می گرفت؛ جوانانی که از ششم ژانویه سال 1984 (16 دی ماه 1362) رسماً می توانستند با عنوان جدید «مقاومت اسلامی» و «حزب الله» وارد عملیات شوند، عنوانی که اگرچه تا آن زمان در لبنان وجود خارجی داشت اما رسماً علنی نشده بود.
این اقدامات اسلامگرایان موجب شد سه کشور آمریکا، انگلیس، و اسپانیا درست یک ماه بعد از اعلام موجودیت رسمی حزب الله، نیروهای خود را از لبنان خارج کنند و یک ماه بعد از آن هم فرانسه مجبور به این کار شد.
اخراج بیگانگان از کشور، پیروزی قاطعی برای حزب الله لبنان به شمار می آمد و همگان - شیعه و سنی و مسیحی- حزب الله را با احساسات ستایش آمیز خود تحسین می کردند. بخصوص اینکه متعاقب خروج نیروهای چند ملیتی، ارتش اسرائیل از حومه بیروت تا شمال شهر صیدا عقب نشینی کرد و دولت دست نشانده «امین جمیل» نیز در موضع ضعف سرانجام تن به لغو کامل موافقتنامه خفت بار سازش با تل آویو داد.
3- در 25 جولای سال 1993، ارتش اسرائیل بار دیگر عملیات سه مرحله ای خود را به لبنان آغاز کرد. این در شرایطی بود که حزب الله با محبوبیت گسترده در میان توده های مردم توانسته بود در انتخابات پارلمانی رأی خوبی بیاورد. هواپیماهای اسرائیل مواضع حزب الله را در روستاهای جنوب لبنان بمباران کردند. سپس بالگردهای این رژیم، در مرحله دوم عملیات، مناطق پیرامون شهرکهای جنوب را بمباران کردند و در مرحله سوم مناطق مسکونی در کلیه شهرکها و روستاهای جنوب بمباران شد. نیروی دریایی رژیم اشغالگر صهیونیستی نیز بنادر صیدا و صور را محاصره کرد و طی 7 روز، 25 هزار گلوله توپ به جنوب لبنان شلیک کرد. در نتیجه این حملات همه جانبه، 150نفر کشته، 500 نفر مجروح و 250 هزار نفر از جنوب لبنان آواره شدند.
حزب الله نیز در پاسخ به این تهاجم گسترده، شهرکهای یهودی نشین در شمال اسرائیل را زیر حملات موشکهای کاتیوشای خود قرارداد که در نتیجه 200 هزار نفر از ساکنان شمال اسرائیل آواره شدند و از آنجا که شمال اسرائیل، در واقع قطب کشاورزی صنعتی و توریستی این کشور محسوب می شد، و می شود، مختل شدن امنیت در آن منطقه ضربات سنگین اقتصادی برای رژیم تل آویو در پی داشت. به همین دلیل یک هفته پس از این عملیات، زمامداران اسرائیل متوجه شدند که دچار اشتباه محاسبه شده اند زیرا نه تنها افکار عمومی در جنوب لبنان علیه حزب الله برانگیخته نشد بلکه برعکس، افکار عمومی داخل اسرائیل بشدت دولت حاکم بر این رژیم را برای پایان دادن به این عملیات تحت فشار قرارداد.
اسرائیلی ها امیدوار بودند که با این تهاجم ویرانگر، رابطه بین حزب الله و طایفه شیعه را از بین ببرند اما نتایج عملیات موجب شد محبوبیت حزب الله نه تنها در بین شیعیان بلکه سنی ها و مسیحیان نیز تشدید شود!
مرحوم «رفیق حریری» که آن موقع نخست وزیر لبنان بود در مصاحبه با روزنامه فرانسوی لوموند با عباراتی طنزآمیز اعلام کرد: «اگر هدف اسرائیل، انهدام و نابود کردن جنوب لبنان بوده، در این کار به موفقیت رسیده است اما اگر در نظر داشت مقاومت و ریشه های آن را از بین ببرد، ناکام شده است!»
4- در پی هلاکت «اسحاق رابین» نخست وزیر وقت اسرائیل در آبان ماه 1374 توسط یک یهودی ناراضی و توقف مذکرات صلح میان سوریه و اسرائیل، شیمون پرز که توان از سرگیری مذاکرات صلح را نداشت و از سویی نمی خواست انتخابات پارلمانی پیش رو را نیز از دست بدهد در 11 آوریل 1996 (22/1/1375) عملیات گسترده نظامی خود را علیه لبنان از هوا، دریا و زمین تحت عنوان «خوشه های خشم» آغاز کرد و مناطق مسکونی جنوب بقاع، بیروت و جبل را مورد شدیدترین و بی سابقه ترین حملات خود از زمان تجاوز سال 1982 قرار داد. این عملیات 16 روزه باعث وارد آمدن تلفات سنگینی در میان غیرنظامیان لبنانی شد اما مهمترین فاجعه، در روستای «قانا» در جنوب لبنان اتفاق افتاد. در 18 آوریل باقیمانده اهالی این روستا که نتوانسته بودند روستای خود را ترک کنند به پایگاه نیروهای سازمان ملل در نزدیک روستای قانا پناه بردند تا از حملات ارتش اسرائیل در امان بمانند. اما توپخانه ارتش صهیونیستی با هدف گیری دقیق محل تجمع آنان، اکثر آنان را قتل عام کرد. در این اقدام جنایتکارانه بیش از 100 تن از روستاییان کشته و همین تعداد نیز زخمی شدند.
حزب الله لبنان نیز در پاسخ به این حملات، شهرکهای یهودی نشین شمال اسرائیل را به شدت زیر آتش موشک های کاتیوشای خود قرار داد و ضمن وارد آوردن خسارات فراوان به آنها، موج عظیمی از آوارگی در میان ساکنان این مناطق ایجاد کرد و در نتیجه ضمن اینکه «پرز» زیر فشارهای داخلی و خارجی مجبور به تن دادن به «تفاهمنامه آوریل» شد، در انتخابات پارلمانی نیز شکست خورد و باز هم حزب الله لبنان پیروز از میدان درآمد و باز هم بر محبوبیت گسترده این تشکل افزوده شد و پنج ماه بعد، بار دیگر در انتخابات پارلمانی لبنان به پیروزی خوبی رسید.
5- امام سجاد«ع» می فرماید: «خداوند را ستایش می کنم که دشمنان ما را از احمقها آفریده است». ارتش اسرائیل در هر حمله گسترده ای که به جنوب لبنان داشته است، نسبت به دفعات قبل شکست مفتضحانه تری خورده و عقب نشینی کرده است و جالب اینکه هر بار از سوی محافل داخلی و صاحب نظران و تحلیلگران غربی بشدت مورد ملامت قرار گرفته که با این کار، حزب الله لبنان و فرزندان (امام) خمینی را مطرحتر کرده و موفقتر نشان داده است، اما زمامداران تل آویو باز هم مرتکب حماقت دیگری شدند تا باز هم بیشتر در باتلاق فرو روند.
آنها این بار در پاسخ به مقاومت حزب الله با اشغالگران مزارع لبنانی شبعا (تنها منطقه ای که اسرائیل پس از عقب نشینی خفت بار سال 2000 از آنجا خارج نشد، بار دیگر از زمین، هوا و دریا به جنوب لبنان تجاوز کردند اما در اثر درگیری با مجاهدان حزب الله، 7 نظامی صهیونیست به هلاکت رسید و 22نفر مجروح شدند. اسرائیل متعاقب این ناکامی، اکثر تاسیسات مهم و زیربنایی شهر بیروت را بمباران کرد و 6 هزار نیروی احتیاط خود را هم به خدمت فراخواند و نخست وزیر لبنان را تهدید به حمله کرد و شیعیان منطقه «ضاحیه» (که مقاومت اسلامی از آنجا پاگرفت) را تهدید کرد که از اطراف مقر «سیدحسن نصرالله» دبیرکل شجاع این جنبش کنار بروند! این در شرایطی است که این بار از اقدامات متقابل حزب الله تنها شیعیان و سنی ها و مسیحیان لبنان خوشحال نشده اند بلکه جنبش اخوان المسلمین مصر و گردان های الاقصای شاخه نظامی فتح نیز ابراز شادمانی می کنند و از حزب الله می خواهند رها کردن دو نظامی اسرائیلی را به آزادی تنها اسرای لبنانی منحصر نکنند و آن را به آزادی همه اسیران عرب دربند رژیم صهیونیستی مشروط کنند.
6- از خرداد سال 1361 که جوانان پیش گفته در منطقه خلده بیروت با خبرنگاران خارجی مصاحبه کردند و خود را از پیروان امام خمینی نامیدند تا امروز بیش از 24 سال می گذرد. در این مدت، جوانان و مجاهدان بسیاری به تشکیلاتی که اهداف امام خمینی را پیگیری می کنند پیوسته اند. بسیاری از آنها به شهادت رسیده اند و بسیاری هم اکنون رهبری بزرگترین جنبش انقلابی و مبارزاتی علیه رژیم صهیونیستی را به عهده گرفته اند و روز به روز بر شمار و بر محبوبیت و تاثیرگذاری آنها افزوده می شود.
رژیم صهیونیستی اکنون می داند که در تمام شهرهای بزرگ لبنان نام یک خیابان به روشنی می درخشد؛ «خیابان امام خمینی» . اکنون در منطقه «ضاحیه»، جوانان تندیس بزرگی از امام خمینی را نصب کرده اند که دستهای خود را به مهربانی بر روی تمام مومنان جهانی گشوده است. در شهرهای بقاع، در جنوب، در نبطیه نیز نام «امام خمینی» زینت بخش خیابانها و مراکز مهم شیعیان، سنی ها و حتی مسیحیان لبنان است.
اکنون اسرائیل شاید به جنایات و حملات خود به حماس و حزب الله و مقاومت اسلامی ادامه دهد و شاید به چند جنایت تاریخی دیگری مثل صبرا و شتیلا و قانا دست بزند اما با مقاومت مومنانه جوانان لبنان و فلسطین دیر نیست که در شهرهای بیت المقدس و تل آویو و حیفا و یافا و الجلیل و... هم نام جدیدی بر خیابانهای مهم آن بدرخشد: امام خمینی....