تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۹:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۱۹۰۲۲۶

دکتر فریبرز درجزی ـ روزنامه‌نگار و استاد دانشگاه
... اینجا کشور رسول خداست. اینجا پاسدارهای ما شرافت دارند بر کاخ‌نشین‌ها و بسیجی‌های ما و امت ما شرافت دارند بر همه کاخ‌نشین‌های عالم... آنهایی که می‌گفتند ما چه می‌کنیم و قطع رابطه می‌کنیم و از این مسائل می‌گفتند، امروز معلوم شد با عجز و ناله در پیشگاه این ملت آمده‌اند و می‌خواهند رابطه برقرار کنند، می‌خواهند عذر تقصیر بخواهند و ملت ما قبول نمی‌کند». این اتفاق در اصل برای آن افتاد که ما در لبنان از نفوذمان استفاده کرده تا گروگان‌های آمریکا‌یی را آزاد کنیم و در مقابل، آنها نیز برخی نیازهای ما را در جنگ همچون قطعات حساس ارائه دهند. هاشمی‌رفسنجانی در اظهارنظری که در مصاحبه‌اش با روزنامه کیهان کرده بود، عنوان کرد: «می‌شد این را به‌عنوان مقدمه‌ای برای حل مسائل بعدی کرد. باز همانجا هم آمریکایی‌ها بد کردند. برای اینکه قدری پول بیشتر بگیرند به نیکاراگوئه بدهند مثلا قیمت‌ها را یک جور دیگری می‌کردند. اینها بعضی از موشک‌های هاوک را که می‌خواستند بیاورند از انبارهای اسرائیل آورده در حالی که می‌دانستند ما حساس هستیم. آمدن مک‌فارلین با یک شناسنامه دیگر نیز کار درستی نبود». این سخنان محافل داخلی آمریکا را بشدت متلاطم کرد و آمریکا‌یی‌ها از اینکه طرف ایرانی در تشریح این ماجرا پیش‌دستی کرده و اوضاع را به نفع خود و به ضرر آمریکا تغییر داده بودند حسابی به دردسر افتادند. قسمت‌هایی از سخنان رفسنجانی درباره قضیه مک‌فارلین بدین شرح است: «...آنها در بدو ورود اسامی ایرلندی به ما داده بودند. وقتی هواپیما وارد مهرآباد شد به ما اطلاع دادند که این آقایان می‌گویند ما آمریکا‌یی هستیم و برای مسؤولان ایران از آقای ریگان پیام آورده‌ایم. ما با روسای قوا تشکیل جلسه داده و گفتیم آنان را فعلا در فرودگاه توقیف کنید تا ببینیم مساله آنها چیست... خدمت امام مساله را عرض کردیم و امام فرمودند با آنها صحبت نشود و پیام آنها را نگیرید.
آنها را به هتل فرستادیم... آنها التماس می‌کردند که یکی از مسؤولان کشور را ببینند. گفتیم هیچکدام نمی‌پذیرند. مک‌فارلین عصبانی شده بود و گفته بود که اگر رفته بودم روسیه که پوست بخرم گورباچف روزی 3 بار با من ملاقات می‌کرد، شما چه جور کسانی هستید که نماینده مخصوص رئیس‌جمهور آمریکا آمده و یک کلام حاضر نیستید با آن صحبت کنید؟» 5 روز به صورت توقیف در هتل «استقلال» ماندند و وحشت آنان را برداشته بود لذا پس از آن مرخص شده و سریعا ایران را ترک کردند. طبق گفته‌های هاشمی‌رفسنجانی ایران از طریق دلال‌هایی چون منوچهر قربانی‌فر و عدنان خاشقچی، سرمایه‌دار اهل عربستان سعودی به خرید موشک‌های هاوک، قطعات F- 14 و... می‌پرداخت. در سپتامبر 1985 اولین محموله اسلحه خریداری شده توسط ایران شامل یک هواپیما پر از موشک تاو و هاوک از تل‌آویو به تبریز آمد. به نوشته روزنامه کیهان در سال 1365 اسرائیل انتظار داشت که در پی این اقدام باکلی، مسؤول دفتر سیا در بیروت آزاد شود غافل از آنکه وی مرده بود و سیا خبر داشت، لیکن رژیم صهیونیستی را در جریان قرار نداده بود. مدتی بعد هواپیمای دیگری حامل سلاح وارد خاک جمهوری اسلامی شد و متعاقب آن بنژامین وبر، کشیش آمریکایی آزاد شد. هاشمی‌رفسنجانی پس ورود مک‌فارلین و درباره محموله مشکوک تبریز به کیهان در تاریخ 17/1/1366 می‌گوید: «اینها 5-4 سال است که زحمت می‌کشند تا بگویند ایران از اسرائیل اسلحه خریده البته ما در اینجا ضرر کردیم و قبول هم داریم ولی دنیا فهمید که ما نمی‌دانستیم... یک بار فهمیدیم که یک جریان اسرائیلی در این قضایا دخالت دارد جلوی تخلیه سلاح‌ها را گرفتیم و دستور دادیم آن را برگردانند...». این سخنان هاشمی‌رفسنجانی در آینده‌ مورد تایید اعضای کمیسیون تاور نیز قرار می‌گیرد و آنها هم تایید می‌کنند ایران محموله موشک‌هایی که روی آن آرم اسرائیل بود را برگشت داده است. پس از افشای پارادایم تسلیحاتی آمریکا و شیطنت دخالت اسرائیل در ماجرای مک‌فارلین که شاکله اصلی‌اش کمک متقابل جمهوری اسلامی در امر آزادی گروگان‌های آمریکا‌یی در لبنان و استفاده از نفوذ کاریزمای ذاتی ایران در خاورمیانه برای رفع چالش‌های غرب در این منطقه بود، بیانیه‌ای از سوی اسحاق شامیر منتشر شد که در آن تاکید شده بود: «دولت اسرائیل تایید می‌کند به درخواست آمریکا در انتقال تسلیحات به تهران همکاری کرده و وجه این تجهیزات توسط نماینده‌ای ایرانی به بانکی در سوییس واریز شده است». خاشقچی سرمایه‌داری عربستانی است که ارتباطات گسترده‌ای با رهبران منطقه خاورمیانه داشت. وی بنا بر تحلیل قربانی‌فر و برای عملی کردن این پیشنهاد به سراغ سعودی‌ها رفته اما آنها قبول نمی‌کنند که این نقش را بازی کنند. وی سراغ مصری‌ها رفته ولی بنا به دلایلی آنها هم حاضر نمی‌شوند این حلقه واسطه را اجرا کنند. عدنان خاشقچی در نهایت ملاقاتی میان منوچهر قربانی‌فر و رئیس سابق موساد در 15 جولای 1985 ترتیب داده و سپس نامه‌ای به مک‌فارلین مشاور امنیت ملی کاخ سفید می‌نویسد.
خاشقچی در مصاحبه‌ای با مجله آلمانی اشترن در 1985 که در کیهان نیز چاپ شد در زمینه ارتباطش با قربانی‌فر می‌گوید: «من و قربانی‌فر در یک نمایشگاه فرش در آلمان با هم آشنا شدیم. قربانی‌فر در تحلیلی ادعا کرد که در ایران 3 خط سیاسی وجود دارد. خط اول از نظر سیاست داخلی و خارجی طرفدار غرب است. خط دوم در سیاست حالت رادیکال و بنیادگرایی دارد و خواهان صدور انقلاب است و خط سوم از نظر سیاست خارجی موضعی خصمانه نسبت به غرب دارد ولی از نظر اقتصادی لیبرال است. وی به من پیشنهاد داد به خط اول کمک کنیم تا رادیکال‌ها کنار گذاشته شوند».