تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۹ - ۱۳:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۱۹۰۲۵۲
بصیرت سیاسی

علی مهدوی
از دیدگاه اسلام، ضرورت مبارزه با استکبار امری غیرقابل انکار و تردید ناپذیر است. تاریخ گواه آن است که انبیاء الهی و ائمه معصومین (ع) با قدرتهای مستکبر زمان خویش مبارزه کرده‌اند و شماری از آن بزرگان در این راه سر و جان باخته و یا حبس و تبعید و محرومیت کشیده‌اند.
آگاهی، شناخت و هوشیاری اولین گام برای تحقق مبارزه جانانه و پاکبازانه است. حضرت امام خمینی (ره) پیروزی مسلمانان بر مستکبر زمان، آمریکا را متوقف بر بیداری و آگاهی دانسته، می‌فرماید: "من ان شاء الله امیدوارم که همه مسلمین بیدار شوند و توجه بکنند به اینکه اگر چنانچه جلوی آمریکا و این مهره‌های آمریکا که برای خاطر آمریکا و منافع او به اسلام صدمه وارد می‌کنند، مثل اسرائیل، مثل صدام، ان شاء الله مردم بیدار شوند و بفهمند که اگر به اینها مهلت داده شود، همه مسلمین به تباهی کشیده خواهند شد".
در تاریخ ملتها نیز همواره یکی از عوامل شکست، عدم شناخت کافی از دشمن بوده است که در نتیجه دشمن ناگهان با اغتنام فرصت، در لحظه مناسب ضربه را وارد کرده است. مقام معظم رهبری درباره ضرورت آگاهی سیاسی مردم می فرماید: "یکی از خطوط ظریف موضع خود را شناختن و در او قرار گرفتن و هوشیاری سیاسی و شم سیاسی و قدرت تحلیل سیاسی داشتن به دور از ورود به دسته‌بندی‌های سیاسی شدن است". همچنین ایشان می‌فرمایند: "تحلیل سیاسی به شکل صحیح و پروراننده ذهن یک چیز بسیار مهمی است. ذهن باید پروریده شود. دوران دشوار هر انقلاب آن دورانی است که حق و باطل در او ممزوج شود".
در عصر حاضر، تحولات سیاسی نظام بین‌الملل بیانگر آن است که آمریکای مستکبر در روند هژمونیک ‌گرایی نوین قرار گرفته است. این امر شاخص‌هایی از یکجانبه‌گرایی، نظامی‌گری و جنگ روانی را در خود دارد. از این رو شناخت سیاست‌های آمریکا در برخورد با نظام بین‌الملل و نظام جمهوری اسلامی ایران، همچنین تبیین خطرات پنهان و آشکار آمریکا امری ضروری است. امروز آمریکایی‌ها شمشیرها را از رو بسته‌اند و با دخالت آشکار در امور داخلی ایران و طراحی توطئه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، امنیتی و نظامی، به دنبال فروپاشی نظام جمهوری اسلامی ایران، اعاده نفوذ و احیای تسلط مجدد همه جانبه خود بر مقدرات ملت ایران و خاموش کردن این منبع الهام بخش و الگوی خیزش اسلامی علیه ظلم و استبداد و استکبار در جهان اسلام و بلکه در کل دنیای استضعاف است.
بدون تردید، شکل‌گیری انقلاب اسلامی، جریان جدیدی را در عرصه سیاسی در سطح بین‌المللی ایجاد کرد که حوادث، برخوردها، قطب‌بندی‌های بعدی را تا حدود زیادی رقم زد و در معاملات و تعارضات بین‌المللی آینده نیز نقش آفرین شد. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نیز تمایل دیرین آمریکا را برای تبدیل شدن به یک امپراتوری جهانی، بیشتر ساخت و سودای حاکمیت بلامنازع بر جهان را در ذهن ساکنان کاخ سفید پروراند. از این رو آنان با تاکید بر دو قدرت سخت افزاری و نرم افزاری خود ساختاری جدید با عنوان نظم نوین جهانی را برای جهان ترسیم کردند. آمریکا در عرصه نرم‌افزاری با تکیه بر قدرت رسانه‌ای و تبلیغاتی خود درصدد شکل‌دهی افکار عمومی مردم جهان است و از این طریق تلاش روزافزونی برای جهانی سازی ارزشهای آمریکایی در عرصه فرهنگ، دموکراتیزه کردن نظامهای سیاسی و ترسیم ساختار اقتصادی کشورها بر اساس کاپیتالیسم صورت می دهد تا تنها ارزشهای جاری و معتبر در جهان ارزشهای آمریکایی باشد. آمریکا برای این منظور به شیوه‌های جنگ روانی علیه دشمنان خود بویژه انقلاب اسلامی که منشاء اصلی‌ترین جریان ضد آمریکایی در عصر حاضر است، متوسل شده است. این کشور در کنار به کارگیری قدرت نرم‌افزاری از قدرت سخت‌افزاری خود نیز استفاده می‌نماید و برای این منظور استراتژی نظامی خود در دوران جنگ سرد را متناسب با نبرد نامتقارن فعلی تغییر داده و به عراق و افغانستان حمله‌ور شده و آن دو را به پایگاههای بزرگ خود تبدیل نموده است.در این میان موضوع چگونگی تعامل و برخورد با ایران به عنوان مهمترین کشور خاورمیانه دغدغه اصلی دولتمردان آمریکا را تشکیل می‌دهد. زیرا خاورمیانه دغدغه اصلی دولتمردان آمریکا را تشکیل می‌دهد. زیرا خاورمیانه در حقیقت محوری‌ترین و حساس‌ترین نقطه جهان برای استقرار نظم نوین جهانی ایالات متحده محسوب می‌شود. با توجه به توضیحات فوق درصدد هستیم در یادداشتهایی با عنوان کلی "بصیرت سیاسی"، شناختی کلی از طرحها و توطئه‌های آمریکا علیه ایران ارائه دهیم تا از این طریق در ارتقا و بالابردن آگاهی سیاسی اقشار مختلف مردم خصوصاً جوانان، تاثیرگذار بوده باشیم.