سه دهه از انقلاب میگذرد و هاشمی رفسنجانی که همواره در همه بحرانهای بعد از انقلاب خواسته و ناخواسته حضور داشته، حالا از احتمال به پایان رسیدن عمر سیاسیاش خبر میدهد.
او در همه سالهای پس از انقلاب انواع و اقسام فشارهای سیاسی را نسبت به خود تجربه کرده و از اکثر آنها پیروز بیرون آمده اما شاید هیچگاه فکر نمیکرد بازی آخر این چنین سخت باشد.
رقیب او اینبار از جنسی دیگر است؛ نه از گروههای مخالف دهه 60 است و نه از چپهای دهه 70. این بار کسی روبهروی اوست که روزگاری یکی از مدیران اجراییاش بوده است. کسی که هشت سال پس از رفتناش از پاستور بر صندلیاش تکیه زده و در تمام این سالها در نقد گفتار و عملکرد رئیس سابقش کم نگذاشته است. این دو نفر اگر چه در 4 سال دولت نهم ژنرالهایشان را به مصاف یکدیگر فرستاند اما در این یک سال اخیر رخ به رخ به میدان رقابت رفتند و هر چه داشتند به صحنه آورند.
و شاید به همین دلیل است که هاشمی پس از پشت سر گذاشتن سالی سخت و پرماجرا حالا از احتمال به پایان رساندن عمر سیاسیاش سخن به میان آورده و سال 89 را به گونهای دیگر آغاز کرده است.
در این میان اتهامی که در این یک سال همواره بر او گران آمده است «فاصله از رهبر معظم انقلاب است». او اما همواره این مساله را رد کرده چنانکه در ابتدای سال در دیدار با مسئولان و خبرنگاران یک روزنامه اختلافنظر را طبیعی دانست اما رابطه خود را با رهبر معظم انقلاب «صمیمانه» و «دارای ریشههای عمیق» خواند و گفت: «شخصی بهتر از آیتالله خامنهای برای رهبری نمیشناسم و همه باید تابع نظر ایشان باشیم.»
در همین دیدار بود که او از یک سو «اطمینان» و «اعتماد» را برای شرکت مردم در انتخابات و تاثیر آرای آنها مهم دانست و از سوی دیگر عدم حضور احزاب قوی در کشور را از مهمترین دلایل مشکل در پیگیری حقوق مردم عنوان کرد.
در حالی که دیدارهای نوروزی هاشمی رفسنجانی تا پایان اولین ماه سال 89 به صورت فشردهای دنبال میشد، اما در واپسین روزهای فروردین ماه خبری در خصوص وی منتشر شد که جنجال زیادی به پا کرد. الیاس نادران، نماینده تهران در مجلس اعلام کرد که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در خصوص پرونده فرزندش مهدی با صادق آملی لاریجانی، رئیس قوه قضائیه دیدار کرده است. البته این خبر بلافاصله از سوی دستگاه قضا تکذیب شد.
اما 50 روز پس از آغاز سال 89، رئیس دولتهای پنجم و ششم با جمعی از استانداران سابق دیدار کرد؛ دیداری از بسیار خبرساز شد.
او قانون اساسی را مهمترین محور برای حرکت نیروهای انقلاب معرفی کرد و گفت که اجرای صحیح قانون اساسی و توجه به خواستههای مردم میتواند استحکامبخش نظام جمهوری اسلامی باشد.
هاشمی رفسنجانی در این دیدار گفت: «حکومتها در دنیا امروز به دنبال اقناع افکار عمومی هستند و دوران تحمیل پایان یافته است.»
وی نسل مدیران پس از انقلاب را سرمایهای برای کشور و نظام دانست و تاکید کرد که تجربهاندوزی این مدیران با سرمایههای مادی و معنوی کشور در طول سالیان متمادی صورت پذیرفته و آنها سرمایههای این کشور هستند که باید از آنان استفاده مطلوب شود.
هاشمی رفسنجانی در خصوص راهحلهای برون رفت از وضعیت موجود نیز گفت: «راهحلهایی که به ذهنم میرسید در نماز جمعه مطرح کردم و هنوز نیز در کلیات به آن معتقد هستم.»
او دو روز بعد با جمعی از اعضای هیات علمی و دانشجویان نخبه دانشگاه آزاد اسلامی و نمایندگان تشکلهای سیاسی این دانشگاه دیدار کرد و با دفاع از عملکرد این دانشگاه با بیان این که «در حال حاضر دانشگاه آزاد و فارغالتحصیلان آن سهم بزرگی در مدیریت کشور دارند و بارهای بسیاری را از دوش دولت برداشتهاند» گفت متاسفانه گاهی مشاهده میشود برخی مسئولان به جای حمایت و تسهیل در امور این دانشگاه، موانع را تشدید کرده یا دستاندازهایی ایجاد میکنند.
این سخنان هاشمی رفسنجانی که به زعم برخی دانشجویان «حمایت از جاسبی» تلقی می شد، موجب شد تا انجمن اسلامی 15 دانشگاه کشور در نامهای سرگشاده و بدون سلام به رئیس هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی، به شدت از او انتقاد کنند.
هاشمی رفسنجانی اما پاسخی به این نامه نداد و ترجیح داد همچون یک سال گذشته سکوت اختیار کند.
اولین موضعگیری هاشمی رفسنجانی پس از انتشار این نامه، صدور پیام به مناسبت روز جهانی ارتباطات بود.
وی در این پیام با بیان اینکه کسانی که در سانسور اخبار و جعل حقایق میکوشند، آب در هاون میکوبند، تصریح کرد: «چه خوب است که به جای تلاش بیهوده توقیف مطبوعات، انسداد اخبار و فیلتر روزنههای خبررسانی، اولا تمام عملکرد خویش را با معیارهای انسانی تطبیق دهیم و ثانیا با ایجاد فضای باز، با جامعه جهانی در این مسیر همگام شویم.»
او در پیامی به مناسبت روز جهانی موزه و میراث فرهنگی نیز تاکید کرد که نباید بگذاریم رزمندگان و سرداران هشت سال دفاع مقدس را به جای اینکه چون رود در جامعه جاری باشند،گروهی با اهداف سیاسی و باندی کنار بزنند.
در حالی که نزدیک به یک سال از انتشار نامه هاشمی رفسنجانی به مقام معظم رهبری میگذشت، سایت شخصی وی بار دیگر این نامه را روی خروجی سایت قرار داد. روزنامه وطن امروز که ارگان حامیان دولت است نیز در واکنش به این اقدام، نامه سردبیر خود به هاشمی رفسنجانی را مجددا منتشر کرد.
این تنش مکتوب سرانجام به ارسال جوابیهای از سوی دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ختم شد؛ جوابیهای پرحرف و حدیثگویی درد دلهای هاشمی بود از همه آنچه که در این سه دهه بر او گذشته است. چنانکه در ابتدای نامه این چنین آمده کنونی جامعه از اهداف انقلاب اسلامی و ظلمی مضاعف به آیندگان خواهد بود که میخواهند بدانند در مقطع 30 ساله پس از انقلاب اسلامی بر کشورشان چه گذشته و میگذرد.» این نامه بار دیگر رجعتی داشت به ماجرای نامه قبل از انتخابات هاشمی: «جای تعجب است که جمله معروف رهبری معظم انقلاب در 14 خرداد 1388 در حرم امام را که فرمودند: «صحیح و مورد پسند نیست که یک نامزد در نطقهای تلویزیونی برای اثبات خود به نفی دیگران متوسل شود» را یا نشنیدند و یا نمیخواستند بشنوند و رئیسجمهور را ولاییترین رئیسجمهور تاریخ ایران میدانند و سپس ابراز مطالب خلاف در مناظره تلویزیونی را حق ایشان برای جبران عدم حمایت آیتالله هاشمی رفسنجانی از دولت میشناسند. به فرض محال که حمایت آیتالله هاشمی رفسنجانی از آقای موسوی در انتخابات مسجل شده بود، آیا به گناه حمایت یک شخص از یک نامزد، باید هر دروغی را که به ذهن میآید، علیه آن شخص و خانواده ایشان در تلویزیون گفت؟! گذشته از همه این مسائل، وقتی شخص آیتالله خامنهای در ملاقات حضوری با آیتالله هاشمی رفسنجانی میفرمایند درباره اصل و محتوای نامه هیچ ملاحظهای ندارند و یکبار به صورت خصوصی و یکبار در نماز جمعه هم به خلافگویی پاسخ میدهند، چگونه عدهای زیر لوای دروغین حمایت از رهبری، ملاحظه تراشی میکنند؟!
واگویههای هاشمی به همین جا ختم نشد و او به اتهام جانبداری از خاتمی در دوم خرداد نیز این چنین پاسخ داد: «این چه شیوه ناشیانهای در سیاست است که 12 سال پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 76 اولا وقیحانه خود را همهکاره انقلاب میدانید و ثانیا وقیحانهتر میگویید اگر سخنان هاشمی رفسنجانی مبنی بر برخورد با تقلب در انتخابات نبود،خاتمی رئیسجمهور نمیشد؟!! آیا غیر از این است که اعتراف میکنید {...}؟!
این جوابیه فرازهای مهم دیگری هم داشت. ماجرای انتخابات مجلس ششم و سپس پیروزی هاشمی با رای بسیار بالا در انتخابات مجلس خبرگان: «چرا وقتی بحث انتخابات مجلس ششم میشود، فقط و فقط به خاطر عقدههای قدیمی و کینههای شخصی با لباس اصولگرایان، مروج اندیشههای آن مبلغ سکولاریسم می شوید؟ چرا فکر نمیکنید که مقدمه انقلابستیزی و اسلامستیزی نویسنده کتاب کذایی عالیجناب سخپوش هم مثل بعضی از شماها هاشمیستیزی بوده است؟ چرا در بیان نتایج انتخابات مجلس ششم در سال 1387 نعل وارونه میزنید؟ مگر نمیدانید با شمارش مجدد تنها 20 درصد صندوقهای حوزه انتخابیه تهران، که توسط شورای نگهبان انجام میگرفت، آیتالله هاشمی رفسنجانی از رتبه سیام به نوزدهم رسید؟
چرا وقتی میخواهید تسلسل تاریخ برگزاری انتخابات را طی سالهای اخیر بگویید و براساس دیدگاههای خویش تحلیل کنید، هنگامی که به انتخابات مجلس خبرگان در سال 1386 میرسید، سکوت میکنید؟! چرا وقتی از نتایج خیرهکننده آن انتخابات و فاصله رأی آیتالله هاشمی رفسنجانی با نفر دوم پرسیده میشود، حضور ناظران بیشمار ایشان در همه صندوقهای حوزه انتخابیه استان تهران را دلیل میآورید؟ آیا این دلیل در قرینه خویش پاسخی غیر از این دارد که اگر ناظران آیتالله هاشمی رفسنجانی هنگام شمارش آرا نبودند، نتیجه انتخابات غیر از این بود؟»
مهمتر از همه این بود که این جوابیه پس از نماز جمعه 14 خرداد منتشر شد.
در همان روزهای علیاکبر پرورش وزیر آموزش و پرورش اسبق،در گفتوگویی، در خصوص نامه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به مقام معظم رهبری گفت: «من آن نامه را تحت تأثیر مستقیم خانواده آقای هاشمی و به خصوص همسر ایشان میدانم، آثار حرفهای تند خانواده و اطرافیان ایشان در نامه معلوم بود، ولی آقا با مدارا با این نامه آقای هاشمی برخورد کردند که البته دلیل هم داشت، امام به آقای خامنهای سفارش کرده بود که مراقب آقای هاشمی باشد.» پرورش در خصوص نقش هاشمی رفسنجانی در حوادث بعد از انتخابات نیز تاکید کرد: «من در مورد آقای هاشمی همان تعبیری را که خود آقا برای بنده در مورد ایشان داشتند، قائلم. آقا همین اخیرا به بنده گفتند که آقای هاشمی آدم فهمیدهای است و باید نگهش داشت و مراقبش بود و از او استفاده کرد. آقای هاشمی از دوستان قدیمی من و مورد احترام من است. خیلی هم خوب قضایا را میفهمد اما ما اطرافیانشان را میشناسیم.»
هاشمی رفسنجانی پس از اتفاقاتی که در مراسم سالگرد رحلت امام خمینی رخ داد اینگونه لب به اعتراض گشود: «اتفاقی که در مراسم سالگرد امام(ره) در حرم اتفاق افتاد، انصافا از آن نوع کارهای نامعقولی بود که در آستانه بحثهای تحریم اتفاق افتاد؛ نباید این جور بشود.»
هاشمی همانجا این روایت مهم را هم نقل کرد: «من آن روز در اتاق انتظار، خدمت مقام معظم رهبری نشسته بودم، میدیدم ایشان ناراحتند. یک وقت که حسنآقا پیشنهاد صلوات داد و صدای بسیار بلندی از جمعیت به گوش رسید که برخلاف آن شعارها، یک دفعه انبوه جامعه، در آنجا صلوات فرستادند. رهبری معظم انقلاب، خوشحال شدند. به من گفتند ببین، این جمعیت است، نه آن صدایی که از یک معدودی درمیآید؛ جمعیت وفادار است. قبل از سخنرانی حسن آقا رنجیده بود، میخواست صحبت نکند. باز همان جلوی من بود که رهبری معظم به ایشان گفتند که مناسب نیست شما صحبت نکنید. مردم انتظار دارند از شما مطالبی بشنوند و ایشان را ترغیب کردند که بروند. آن کاری که جلوی تریبون در انظار کردند، خیلی معنادار بود. خوب این سالها، این مراسم تکرار شده، مقام معظم رهبری هیچ وقت حسنآقا را جلوی مردم نبوسیده بودند، آنهایی که این را میدیدند، باید درس میگرفتند، میفهمیدند، این یک اشارهای داشت، خب ایشان در این حد، اینگونه رمزگونه نظرشان را اعلام کردند. من میبینم بعد از آن هم، همانهایی که محرک این جمعیت بودند، هنوز دارند مقاله مینویسند، سخنرانی میکنند، تحریک میکنند، این چه چیزی است؟»
آخرین موضعگیری هاشمی رفسنجانی گفتوگوی او با ماهنامه مدیریت ارتباطات بود که سر و صدای زیادی به پا کرد؛ آنجا که او گفت: «مایلم کنارهگیری کنم، اما...»
هاشمی هنگامی که مصاحبهکننده از او پرسید آیا تا به حال به بازنشستگی فکر کردهاید، گفت: «مایلم. الان سن من در حدی است که مایلم اینگونه شود. ولی هنوز میترسم عوارض بد سیاسی داشته باشد و به نوعی قهر تلقی شود که نمیخواهم انجام دهم.»
وی در پاسخ این پرسش که انگیزه شما از نگارش آن نامه سرگشاده به مقام معظم رهبری چه بود؟ چه چیزی شما را مجبور به انتشار آن نامه کرده بود؟ میگوید: «همه میدانستند که نسبت به دیگر نامزدها بیطرف هستم، کاری نداشتم که مردم به چه کسی رای میدهند. ولی همه میدانستند که روحیه کاری من با این شیوه اداره جامعه سازگار نیست. متاسفانه در مناظره، آقای احمدینژاد حرفهایی را زد که غیرواقعی بود. در سالگرد رحلت امام در مرقد به ایشان گفتم حرفهای ناقص گفتهاند. ترجیح میدهم خودشان اصلاح کنند و گرنه ناچارم توضیح بدهم. چند روز هم صبر کردم و جوابی ندیدم. پس از آن نامهای تهیه کردم. چون باید جواب آن حرفها داده میشد.»
وی میگوید: «به هر حال در همان فرصت باقیمانده برای رهبری معظم فرستاده و متاسفانه در آن فاصله دو ساعته باقیمانده نامه به ایشان نرسیده بود، چون جوابی به من نرسیده بود. در آخرین لحظاتی که میخواستم خدمت ایشان بروم، منتشر کردم. وقتی رفتم، ایشان گفتند: «داشتم نامه شما را از روی کامپیوتر میخواندم. یعنی پس از اینکه پخش شده بود هم،هنوز متن اصلی را ندیده بودند.» پرسیدم از نظر شما چگونه بود؟ گفتند: «از لحاظ محتوا هیچ ملاحظهای ندارم و فقط یک نکته دارم که آقای احمدینژاد شخص شما را به فساد متهم نکرد و درباره بچههای شما گفت.» گفتم: فضا به گونهای بود که اگر چه از من اسم نبرد، اما همه چیز متوجه من شد. ایشان گفتند: «واقعا هیچ ملاحظهای روی نامه ندارم ولی اگر جای شما بودم، بعد از انتخابات منتشر میکردم.»
هاشمی رفسنجانی در پاسخ به این سوال که هنوز هم شاهدیم که میخواهند به بهانه آن نامه شما را مقابل رهبری قرار دهند، نظر شما چیست؟ میگوید: «اینها در سیاست طبیعی است. گروهی که وارد بازیهای سیاسی میشوند از این حرفها زیاد می زنند، ولی همیشه واقعیتها خود را بر احتمالات سیاسی تحمیل میکند و دیر یا زود همه چیز مشخص میشود.»
به هر روی حالا مهمترین سوال تحلیلگران مسائل سیاسی این است که آیا زمان برای هاشمی رفسنجانی به پایان رسیده یا این سیاستمدار کهنهکار چیز دیگری در سر دارد؟