رسول سناییراد
گرچه هنوز تا زمان برگزاری انتخابات مجلس خبرگان رهبری مدت زیادی باقی مانده، اما این موضوع از سوی جریان چپ و موسوم به اصلاحطلب با استقبال زود هنگام مواجه شده است. از جمله سیدمحمد خاتمی رییس مجمع روحانیون مبارز در دیدار با اعضای شوراهای مرکزی سازمان مجاهدین با اشاره به موضوع انتخابات خبرگان رهبری گفته است: «من حتی از وضعیت کنونی نیروها برای آینده انقلاب اسلامی و رهبری احساس خطر میکنم. یعنی در مجلس خبرگان ممکن است مسیر به سمتی برود که کسانی که دقیقا با انقلاب اسلامی سازگاری نداشتند ابتکار عمل را در دست بگیرند، کسانی که مطلقا سازگاری نداشتند. این مساله خطرناکی است که مطمئنم این طیف نه رهبری را قبول دارند نه قانون اساسی را و نه... این خطر وجود دارد.»
چنین اظهار نظری از سوی یک شخصیت سیاسی میتواند به هوشیاری نیروهای انقلاب و مصونیتبخشی به آینده خبرگان کمک کند، به این شرط که با سایر اهداف سیاسی مخلوط نبوده باشد. اما نگاهی به سایر ابعاد این موضوع، دخالت برخی اهداف و شاید اعتراض سیاسی را محتمل مینماید. آنچه چنین گمانهای را تقویت میکند عبارت است از:
1- این موضعگیری در جمع سازمان مجاهدین صورت گرفته که برخی از سران آن گاهی تا حد دفاع از سکولاریسم پیشرفتهاند و عملکرد چند ساله اخیر آنان نه تنها شائبه عدم همراهی با رهبری را پدید آورده بلکه در وفاداری آنان نسبت به آرمانهای امامراحل(ره) نیز تردید جدی پدید آورده است.
2- آقای خاتمی در عینحال که اعلام خطر کرده و از ادبیاتی جدی در طرح این هشدار استفاده نموده، اما به جز کلیگویی و طرح این خطر چیزی در معرفی این کسان با جریانی که «دقیقا با انقلاب سازگاری نداشته» و ممکن است ابتکار عمل را در مجلس خبرگان به دست گیرند، ارایه نداده است، همچنان که پیش از این نیز فقط نسبت به خطر بازگشت تحجر هشدار داده میشد ولی هیچگاه مصداق تحجر و خود متحجرین معرفی نمیشدند.
3- این هشدار در حالی مطرح شده که مدتهاست برخی از گروههای مدعی اصلاحطلبی برای ورود به مجلس خبرگان طرحریزی نمودهاند، در حالی که نگرش آنان نسبت به ولایتفقیه و نقش رهبری در جامعه به کلی متفاوت از قرائت حضرت امامخمینی(ره) است و همسو با نگرشی هستند که امثال محسنکدیور آن را نمایندگی میکنند. ولی جالب است که آقای خاتمی نسبت خویش با این جریانات را که امروزه به جای دفاع از جمهوریاسلامی به تبلیغ جمهوریت روی آوردهاند روشن نکرده است.
با توجه به موارد فوق به نظر میرسد طرح چنین بحثی –به دور از شفافیت و به صورت کلیگویی- میتواند یک بحث احساسی و شاید هم انحرافی و ناشی از فضاسازی برخی جریانات سیاسی برای جبران عقبافتادگیها در عرصه سیاسی باشد، کما این که قبل از طرح این بحث خود آقای خاتمی به «فرصت مقاطعی مانند دو انتخابات مجلس خبرگان و شورای شهر برای تشکیل جبهه متحد» در بین گروههای مدعی اصلاحات اشاره داشته که به خوبی استفاده ابزاری از این بحث را برای نیل به هدفی کاملا سیاسی نشان میدهد.
شاید علت اتخاذ چنین موضعی همان انتقاد سازمان مجاهدین به آقای خاتمی باشد که گفته بودند، به خارج بیش از داخل میپردازد. این خطر وجود دارد که کسانی که به خاتمی هم اعتقاد ندارند، ابتکار عمل را در فضاسازی برای جهت دادن به مسیر و مواضع ایشان در سخنرانیها، به دست گیرند، کسانی که بارها نشان دادهاند در اعتقاد به ولایتفقیه و اطاعت از رهبری به خاتمی هیچ شباهتی ندارند و او را به رها کردن اصلاحات و انجام ماموریت برای نظام جمهوریاسلامی متهم کردهاند. این خطر برای آْقای خاتمی حتما از آن خطر موهوم جدیتر است، چرا که خوشبختانه مکانیسم انتخابات خبرگان به طور نسبی از آن خطر احتمالی جلوگیری میکند.