تاریخ انتشار : ۰۹ آذر ۱۳۸۹ - ۱۱:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۱۹۱۳۲۵

 محمد ایمانی
تل آویو پایتخت رژیم صهیونیستی این روزها به هم ریخته است و البته حامیان آمریکایی و اروپایی اسرائیل اوضاع به هم ریخته تری دارند. درست است که توپخانه ها و تانک ها و جنگنده بمب افکن ها و ناوچه های توپدار اسرائیل این روزها شهرهای بیروت، صیدا و بعلبک و مناطق روستایی و بیمارستانی و اردوگاهی را به بمب و موشک بسته اند و به موازات تخریب مقر اسماعیل هنیه و وزارتخانه های خارجه و اقتصاد دولت فلسطین، خانه دبیرکل حزب الله و رئیس پارلمان لبنان (نبیه بری) را هم مورد هدف قرار داده اند اما این نهایت زور و قدرت آنهاست که با سراسیمگی نشان داده و دیوانه وار به شلیک و بمباران روی آورده اند.و بیش از آن که از سر ابتکار و اقتدار باشد از ترس است.
پس از آن که حیفا سومین شهر بزرگ رژیم صهیونیستی مورد هدف موشک های رعدآسای حزب الله قرار گرفت- که این حمله از سال 1948میلادی بی سابقه بود- دیروز اعلام شد شهر طبریا (طبریه) در 40کیلومتری جنوب مرزهای لبنان در شمال فلسطین اشغالی هم که منطقه ای توریستی است مورد حملات غافلگیرکننده مقاومت اسلامی قرار گرفته است. و اینها همه همزمان بود با حملات موشکی حزب الله به 10شهر و شهرک صهیونیست نشین که با اصابت موشک به ناوچه جنگی رژیم صهیونیستی و هلاکت شماری از نظامیان حاضر در آن کامل شد و آشکار گردید برخلاف اسرائیل که هیچ برگ قدرت رو نشده ای در کف ندارد، حزب الله هنوز دست خود را رو نکرده و هنوز در اول بازی بزرگ با اشغالگران اسطوره ای و به ظاهر شکست ناپذیر صهیونیست است.
تل آویو پایتخت صهیونیست ها این روزها به هم ریخته است. صهیونیست های ساکن این منطقه هرگز ظرفیت شنیدن صدای انفجار ترقه را ندارند چه رسد به اینکه انفجار پیاپی موشک ها را ناگهان بر سر خویش شاهد باشند. این رعب بی دلیل نیست. به نوشته روزنامه صهیونیستی هاآرتص، حزب الله موشک هایی با برد بیش از 200کیلومتر در اختیار دارد که هنوز از آنها استفاده نکرده و با آنها می تواند حتی بئرالسبع را در جنوب صحرای نقب (جنوب فلسطین اشغالی) که تاسیسات اتمی «دیمونا» هم در آن قرار دارد، مورد هدف قرار دهد چه رسد به تل آویو که در 125کیلومتری مرزهای لبنان واقع است. مقامات عالی رتبه اطلاعاتی اسرائیل با وجود همه سانسورها و کتمان هایی که انجام می دهند، مجبور شده اند این خبر را تایید کنند همچنان که تایید خبر غرق شدن ناوچه جنگی خود در آب های مدیترانه. براساس اعلام خبرگزاری ها، حزب الله حداقل 13هزار موشک آماده شلیک دارد. پس حق بدهید که 700 هزار صهیونیست از شمال فلسطین اشغالی گریخته یا مهیای فرار باشند. ضربات سهمگین و غافلگیرکننده فرزندان غیور امت اسلام تازه آغاز شده است. اینجا معرکه بزرگ مرگ و زندگی است، رعب مرگ برای صهیونیست های جان دوست هرگز با شهادت طلبی فرزندان برومند امت اسلامی یکی نیست. یکی آغاز نکرده به پایان رسیده و دیگری از پایان آغاز کرده و بنابراین بی پایان است. تحقیر اسرائیل تا بن دندان مسلح از این بزرگ تر و بالاتر؟!
اینک سیدحسن نصرالله و مقاومت لبنان در سراسر جهان اسلام ستایش می شود چندان که وزیرخارجه لبنان می گوید «حزب الله اعراب را سربلند کرد» و روزنامه القدس العربی می افزاید «مقاومت لبنان کاری کرد که هیچ یک از سران عرب مثل مصر، عربستان و اردن جرئت آن را ندارند». بله دیروز سران 8 کشور صنعتی و وزیران خارجه کشورهای عرب در دو نشست جداگانه گرد هم آمدند و غرولندهایی را هم- به جای اسرائیل- نثار حماس و حزب الله کردند. اما کار از دست قدرت ها که روزی سرنوشت دنیا را در چند ساعت رقم می زدند، خارج شده چه رسد به دولت های وابسته در برخی کشورهای عرب.
در حالی که فشار اسرائیل روی حماس در نوار غزه سنگینی می کرد، حزب الله کاری کرد کارستان. جبهه دوم از شمال فلسطین اشغالی گشوده شد و ماشین جنگی عظیم اسرائیل را با انبوهی از ادوات زرهی، هوایی، الکترونیک و جاسوسی زمین گیر کرد. اینک حماسه 25می سال 2000میلادی (آزادسازی جنوب لبنان از اشغال) و سال 2004 که اسرائیل به مبادله چندصد اسیر فلسطینی و لبنانی در برابر جنازه چند صهیونیست تن داد، برای چندمین بار در حال تکرار است، اما این همه ماجرا نیست.
در حالی که سناتور جان وارنر آمریکایی خواستار خودداری بوش از حمایت از اسرائیل به خاطر تاثیرگذاری آن بر موضوعات عراق و چالش هسته ای ایران می شد، روزنامه آمریکایی بوستون گلوب هشدار داد «حمله حزب الله، دامی برای اسرائیل است و به اسرائیل توصیه می شود از پاسخ متقابل اجتناب کند.» همزمان روزنامه آمریکایی واشنگتن پست در هشداری مشابه تصریح می کند «بمباران فرودگاه بیروت و دیگر اهداف غیرنظامی که تاکتیک همیشگی اسرائیل بوده، بارها بدون موفقیت صورت گرفته و ما نباید در این بازی که احتمالا ایران در پشت آن قرار داشته باشد، وارد شویم. ایهود اولمرت تازه کار می خواهد همچون شارون، رهبری قدرتمندی از خود نشان دهد اما او نباید اقدام شارون در حمله به لبنان در سال 1982 را تکرار کند چرا که در اشتباهی استراتژیک باعث شکل گیری حزب الله شد. جنگ جدید در صورت حمایت ایران می تواند از غزه آغاز و تا عراق امتداد یابد. دکترین نظامی آمریکا و اسرائیل بر این اساس پنداشته شده که نیروی نظامی می تواند بازدارنده باشد اما طی سال های اخیر هر میزان نیروی نظامی بیشتری استفاده نشده ارزش بازدارندگی آن بی تردید کاهش یافته است... حزب الله، حماس و ایران معتقدند آمریکا در باتلاق عراق گیر افتاده است. این حقیقت در مورد اسرائیل در غزه نیز حاکم است و استفاده از قدرت نظامی به جای نمایش قدرت باعث تحقیر تل آویو شده است... ما نباید وارد این بحران شویم. این یک میدان جنگ بسیار نیرنگ آمیز است که آمریکا و اسرائیل در آن به لحاظ افکار عمومی از حمایت چندانی برخوردار نیستند. ما و اسرائیل برای پیروز شدن در این جنگ طولانی باید از لباس شیطانی در افکار عمومی جهان خارج شویم... در بحران لبنان ما بر لبه یک آینده بسیار وحشتناک هستیم. تندروهای اسلامی در خاورمیانه از جمله ایران می خواهند آمریکا و اسرائیل را بیش از پیش درگیر میدان بحران کنند زیرا آنها مطمئن هستند از قدرت کافی برای پیروزی برخوردارند و ما نباید وارد بازی آنها شویم.»
محافل آمریکایی و اسرائیلی سرسام گرفته اند. آنها به نیکی می فهمند طرح خاورمیانه بزرگی را که در دستور کار داشتند اینک عملا به سلسله زنجیروار تله های انفجاری علیه خودشان تبدیل شده است. اگر تا دیروز ایران یکه و تنها بود، به تدریج مثلث ایران، سوریه، لبنان شکل گرفت و سپس به مربعی با حضور دولت حماس منجر شد و پس از آن تشکیل دولت اصولگرای عراق، ضلع پنجم مختصات خاورمیانه جدید را شکل داد.
آنها حق دارند همه چیز را از چشم ایران ببینند و از جمله روزنامه آمریکایی- صهیونیستی نیویورک سان با ساده و کوچک کردن مسئله ادعا کند «حماس، حزب الله و اسلامگرایان عراق به اضافه سوریه مهره های شطرنجی هستند که صفحه آن به دست ایران است. ایران روز به روز در خاورمیانه قوی تر می شود و در هر مسئله ای در منطقه باید نقش تهران را هم در نظر گرفت مثلا اسرائیل را وادار به مبادله زندانیان می کند.» اما واقعیت این است که با انداختن همه مسئولیت ها به گردن ایران و احیانا تحت فشار قرار دادن آن، مسئله حل نمی شود. ماجرا این است که از این به بعد اسرائیل و آمریکا و برخی کشورهای حامی اروپایی هم باید هزینه بدهند به خاطر ستم ورزی های خود بلکه بیشتر هم باید هزینه بدهند یا اینکه استراتژی خویش را عوض کنند و به قول آقای سولانا اسلام رو به گسترش را به رسمیت بشناسند که پیشتاز آن ایران است. اکنون زمان مانور اسلامگرایان پیشرو در برابر زمینگیری مستکبرانی نظیر دولت آمریکاست. به تعبیر خبرگزاری رویتر «دولت بوش در بحران اخیر خاورمیانه عمدتا در حاشیه ایستاده درحالی که انتخاب چندانی نیز برای تغییر این وضعیت ندارد. سیاست فاصله درباره مسائل عراق، ایران و اینک اسرائیل، فقط اوضاع را بدتر کرده درحالی که بوش فضای محدودی برای مانور دیپلماتیک دارد چرا که قبلا بیش از حد در عرصه سیاست خارجی درگیر شده است.»
مهم نیست که دولت تندروی بوش درباره چالش هسته ای ایران، اوضاع عراق یا فلسطین و لبنان چگونه می اندیشد و چه آرزویی دارد. اتفاقی که رخ داده همان است که مجله آمریکایی نیوزویک 3 روز پیش عنوان کرد:
«دولت بوش توان رهبری را از دست داده است. او به خاطر شکستی که در تجربه عراق متحمل شد هم اکنون می کوشد خود را پشت سیاست چندجانبه گرایی مخفی کند. او اکنون می گوید بدون شرکا جرئت هیچ کاری را ندارم. او اوایل کار می گفت ما هرگز منتظر وقایع نخواهیم بود اما اینک به فردی تبدیل شده که از ارتکاب اشتباه جدید وحشت دارد. اگرچه با اوضاع جدید خاورمیانه و درگیری حزب الله با اسرائیل به نظر می رسد خاورمیانه به یک جنگ تمام عیار نزدیک شده باشد.... بوش در مسئله ایران هم می کوشد به دیگران تکیه کند. او در مذاکرات با ایران، رهبری مذاکره را به کشورهایی واگذار کرده که یا توانایی اجرای یک راه حل را ندارند یا اینکه اساسا تمایلی به اجرای آن ندارند. ما نیازمند مذاکره با دولت های ایران و حماس هستیم. نباید در نشست سران گروه 8 در سنت پترزبورگ اتفاق خاصی بیفتد... رئیس جمهور رک گوی ما اکنون پشت درختان مخفی شده، چرا؟».
اگر روزگاری خاویر سولانا مسئولیت سیاسی خارجی اتحادیه اروپا تهدید می کرد که صرف تولید گاز هگزا فلوراید در تاسیسات یو سی اف اصفهان مساوی است با تصمیم شورای امنیت برای یکسره کردن کار ایران، امروز همو در کنار خانم بکت وزیرخارجه انگلیس مجبورند از ایران درخواست کنند که نفوذ خود در لبنان و فلسطین و سایر کشورهای منطقه را برای فرونشاندن فوران آتشفشان ضد صهیونیستی به کار گیرد، غافل از اینکه آتشفشان را هرگز نمی توان مهار کرد.