تاریخ انتشار : ۱۸ آذر ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۳  ، 
شناسه خبر : ۱۹۱۶۶۴

دکتر حشمت‌الله فلاحت‌پیشه ـ falahatpishe@parliran.ir
در حالی که هنوز موضوع درخواست مذاکره خانم "اشتون" مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپایی با ایران در محافل سیاسی مطرح است، کشورهای عضو اتحادیه در اقدامی متفاوت، تحریم‌های اضافه بر قطعنامه 1929 علیه ایران را تصویب کردند و جالب اینکه جلسه سه‌شنبه اتحادیه در حضور خانم "اشتون" برگزار شد.
تداوم موضعگیری‌ها در رفتارهای متناقض نزد مخالفین جمهوری اسلامی ایران در غرب، منجر به تطویل دوران تعلیق در مذاکره شده است. بویژه اینکه در هر دوره تعلیق، آن کشورها تلاش می‌کنند تا با اقدامات تقابلی خود، موضع ایران را در مذاکرات احتمالی آینده تضعیف نمایند. صدور قطعنامه‌های تحریم، تصویب تحریم‌های فراتر از قطعنامه‌ها، فضای جنگ روانی، به تبانی کشاندن قدرت‌های شرق سابق و بویژه تلاش برای شکستن وحدت موضع داخلی در قبال مسائل حساس سیاست خارجی همچون موضوع هسته‌ای، از جمله اقدامات تقابلی مربوطه است.
نکته اساسی این است که در دنیای امروز هیچ کشوری به اندازه جمهوری اسلامی ایران، در اثر تقابل با تحریم‌ها، تجربه ندارد. تبدیل الگوهای انفعالی به روش فعال "مقاومت" از جمله دستاوردهای بزرگی است که حاصل 31 سال تحمل و مدارای ملت ایران و مدیریت عقلانی بحران‌ها توسط مسئولان کشور به شمار می‌آید.
بنابراین بخش عمده پیشرفت‌های اقتصادی و فناوری و خاصه دستاوردهای راهبردی سیاسی جمهوری اسلامی ایران در شرایط سخت تحریم به دست آمده است. به همین دلیل در دوران تعلیق مذاکرات 1+5 با ایران، سیاست "فشار و انتظار" آمریکا و همپیمانان آن به نتیجه دلخواه منجر نشد.
واقعیت این است که موضوع فراتر از برنامه‌ریزی دیپلماتیک برای حل موضوع توسط طرف‌های غربی است. ما معتقدیم که آنها هنوز به این نتیجه نرسیده‌اند که پرونده ادعاهای هسته‌ای علیه ایران را ببندند. به عبارتی در سطح بالاتر، هنوز "راهبرد مبتنی بر بحران" بر سیاست به اصطلاح آتلانتیکی غربی‌ها حاکم است. تجربه پایان دادن به ابهامات ششگانه دو سال پیش در قالب دیپلماسی مدالیتی "وین" مقدمه "لیسبون" به خوبی ادعای فوق را اثبات کرد.
دو سال پیش قرار بود در صورت رفع ابهامات ششگانه مربوط به برنامه هسته‌ای ایران از سوی کشورمان، در روند مذاکره و بازرسی به محوریت "وین" و آژانس هسته‌ای، مذاکرات سیاسی با هدف طراحی راهکارهای تعاملی و پایان دادن به تقابل در "لیسبون" پرتغال برگزار شود. ولی این گونه نشد چون که طرف‌های غربی بعد از رفع ابهامات فوق‌الذکر در رابطه توام با حسن نیت ایران با آژانس، بلافاصله با طرح ادعاهای دیگر، مانع رفع اختلاف شدند. آنها به دنبال حفظ شرایط ابهام و بحران در منطقه خاورمیانه هستند و موضوع هسته‌ای ایران تنها یکی از پرونده‌های مفتوح مانده آن بازیگران است.
لذا این شرایط "پات" شطرنجی ادامه دارد، مگر اینکه "استراتژی مبتنی بر ثبات" جایگزین "استراتژی مبتنی بر بحران" شود.
متاسفانه واقعیات موجود، این امر را به یک آرزوی آرمانگرایانه تبدیل کرده است. چون تازه با دریافت 400 میلیون دلار غرامت جنگی آمریکا از عراق، انعقاد قرارداد عظیم نفتی شرکت "اکسون موبیل" جهت استخراج روزانه 5/2 میلیون بشکه نفت عراق (بیش از کل صادرات روزانه امروز آن کشور) و بویژه تداوم انعقاد قراردادهای فروش اسلحه به کشورهای مرعوب منطقه، فاز اقتصادی لشکرکشی غرب به خاورمیانه شروع شده است. به این رقابت‌ باید رخنه فرهنگی و ساختار سازی سیاسی و بویژه پرورش و چینش سیاستمداران‌وابسته را نیز اضافه کرد و به دلایل فوق، غرب کماکان نیازمند دشمنی است و اگر دشمنی وجود ندارد، باید آن را ساخت.
البته آنچه تاکنون بر تحولات منطقه حاکم بوده است، تقابل راهبرد "ثبات محور" جمهوری اسلامی ایران با راهبرد "بحران محور" فوق بوده است. ما معتقدیم که هم جنگ و هم "دیپلماسی" غرب تاکنون در خدمت بحران بوده است. جنگ عراق و افغانستان و سیاست‌های دو طرف در قبال شورای همکاری خلیج فارس به خوبی مبین این واقعیت است که ایران فضا را به حدی بحرانی نمی‌داند که نیازمند لشکرکشی و پایگاه سازی‌های بعد از آن باشد و در مقابل آمریکا و همپیمانان آن، حتی تحولات و اتفاقات مشکوک در داخل آن کشور را بهانه‌ای برای لشکرکشی و تداوم حضور در خاورمیانه می‌دانند و بعد از چند سال ارگان‌های اطلاعاتی و امنیتی وابسته به همان قدرت از چند برابر شدن نیروها و تجهیزات القاعده، طالبان، تروریسم مواد مخدر و... خبر می‌دهند و جالب اینکه در یک آمد وشد سیاسی - انتخاباتی، موضوع شکست هشت ساله سیاست خارجی آمریکا را با "زبان نرم" اوباما به عنوان جایگزین بوش، تحت الشعاع قرار می‌دهند. در حالی که رئیس جمهور جدید نیز همان سیاست‌های گذشته را ادامه می‌دهد. جمهوریخواهان خاکریزهای نظامی را برانداختند و دموکرات‌ها برای انعقاد قراردادها و توافقات عمده سیاسی، نظامی، اقتصادی و رخنه فرهنگی به یکسان به منافع ملی ایالات متحده خدمت می‌کنند. نتیجه اینکه گناه ایرانیان این است که به این تبانی بزرگ پی برده و در مقابل آن ایستاده‌اند و این دعوا تا زمان انکار واقعیت از طرف ایران و یا تعدیل و تغییر رفتارهای آمریکا در منطقه ادامه دارد. هر روز موانعی تازه بر این دیوار بی اعتمادی طبیعی افزوده می‌شود و آنچه در این میان واجد اهمیت می‌باشد، این است که زمان به سود ایران سپری می‌شود. فنی سازی هسته‌ای ادامه دارد و پیشرفت کمی با سیاست کیفی‌سازی و توسعه و پراکنده سازی‌های علمی، فناوری و تاسیساتی دستاوردهای بزرگ هسته‌ای، ادامه می‌یابد. تولید داخلی به تدریج نیاز به سوخت 20 درصد را نیز رفع می کند و بالاخره اینکه با تکمیل نیروگاه بوشهر، سوخت هسته‌ای به عنوان حاصل "تعصب ایرانی - اسلامی" ملت ما به رگ‌های انرژی ایرانیان طراوت می‌بخشد. بنابراین لزومی ندارد به درخواست‌های صوری، بدون حسن نیت و فاقد محتوای موضوعی برای مذاکره پاسخ دهیم.