تاریخ انتشار : ۱۸ آذر ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۱۹۲۸۱۸
گفت‌وگو با محمدرضا باهنر
مقدمه: اگرچه تاکنون موضوع اصلاحات از مناظر مختلف مورد نقد و بررسی قرار گرفته اما این موضوع همچنان در دایره سیاسی ایران نگاه‌ها را به خود می‌کشاند. با محمدرضا خباز عضو فراکسیون اقلیت مجلس در خانه ملت درباره اصلاحات و عملکرد اصلاح‌طلبان به گفت‌وگو نشستیم.

* برای ورود به بحث لطفا تعریفی از مقوله اصلاحات ارائه کنید؟
** بسم‌الله الرحمن الرحیم. دین مبین اسلام از بعد معنوی و مادی بنای تکامل انسان‌ها را دارد، به طوری که در بعد معنوی هدف رسیدن به لقای الهی و در بعد مادی داشتن بهترین زندگی عادی برای شیعیان و مسلمانان تعریف شده است. بر همین اساس بود که پیامبر اسلام فرمودند اگر یک روزتان مثل دیروزتان باشد، شما متضرر خواهید شد و اگر کسی امروزش بدتر از دیروز باشد او ملعون است؛ بر همین اساس معتقدم که ما باید در مسیر تکامل قدم برداریم. اصلاحات به معنای این است که هر روز بهتر از دیروز باشد و این تعریف به همه ابعاد مربوط می‌شود. وقتی ما می‌گوییم اصلاحات منظورمان، اصلاحاتی است که در قانون آمده است و هر اصلاحاتی را که در چارچوب قانون نباشد را قبول نداریم.
* این نگاه را که امروز باید بهتر از دیروز باشد، در یک حکومت اسلامی چگونه می‌توان تبیین کرد؟
** قانون اساسی میثاق ملی ملت ما است. همه مردم نسبت به قانون اساسی احساس دین و مسئولیت دارند. منطق می‌گوید که هر انسان معقولی باید قانون اساسی کشورش را بپذیرد و تا زمانی که اصلاحاتی در آن قانون به وجود نیامده آن قانون را با همه وجود قبول داشته باشد. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ظرفیت‌هایی دارد که متاسفانه از آن استفاده لازم نشده است.
* چه کسانی از ظرفیت‌‌های قانون اساسی برای پیشبرد اهداف نظام استفاده نکردند؟
** از ابتدای انقلاب اسلامی از همه ظرفیت‌های قانون اساسی استفاده نشده است.منظورم مشخصا دولت و جریان خاصی نیست. ما به استفاده از همه ظرفیت‌های قانون اساسی اصلاحات می‌گوییم. ما تاکید داریم که از پتانسیل‌های مغفول قانون اساسی تعریف اساسی صورت گیرد. پس با این توصیف تعریف ما از اصلاحات، در چارچوب قانون اساسی است.
* آیا شما فکر می‌کنید کسانی مخالف استفاده از تمامی پتانسیل قانون اساسی باشند؟
** من پاسخ این سوال شما را نمی‌دانم و نمی‌خواهم گروهی را متهم کنم. اما معتقدم که تعاریف اصولگرایان با اصلاح‌طلبان در نحوه استفاده از ظرفیت‌های قانون اساسی متفاوت است. برخی‌ می‌کوشند وضعیت به طور فعلی باقی بماند. در صورتی که هر انسانی باید برای رسیدن به وضع مطلوب تلاش کند. اصلاحاتی که من آن را قبول دارم در چارچوب قانون اساسی و منطبق با اصلاحات دینی است. همان اصلاحاتی که امام سوم شیعیان برایش قیام کرد و برای آن به شهادت رسید.
* چرا تاکنون تعریف مشخصی از اصلاحات ارائه نشده است؟
** ابتدا باید بگویم که کلمه اصلاحات یک واژه مبارک است. اما باید بررسی شود که یک اصلاح‌طلب چه هدف و اراده‌ای را دنبال می‌کند. اگر هر اراده‌ای در چارچوب قانون اساسی برای بهبود وضعیت مشاهده شود، ما اصلاح‌طلبان با آن همراهی می‌کنیم. اما در عین حال باید بگویم که باید تعریف مشخصی از اصلاحات صورت گیرد.
* شما معتقدید که جریان اصلاحات اکنون به یک تعریف واحد نرسیده است؟
** من معتقدم اصلاحات هنوز تعریف نشده است. بر همین اساس بود که رهبر معظم انقلاب در سفر به همدان فرمودند اصلاح‌طلبی و اصولگرایی در یکدیگر تنیده شده‌اند و از یکدیگر قابل تفکیک نیستند.
* اصلاح‌طلبی و اصولگرایی چگونه با یکدیگر جمع می‌شوند؟
** اینکه کسی بگوید اصلاح طلب است و اصولگرایی را قبول ندارد حرف مطلوبی نزده است. به طور مثال ما اصلاح‌طلبان قانون اساسی را به عنوان یک اصول مهم قبول داریم و در قاعده اصولگرایی خود به اجرای صحیح قانون تاکید می‌کنیم.
* آیا ولایت فقیه جزء اصول اصلاح‌طلبان است؟
** اصل مترقی 57 و 107 قانون اساسی به اصل ولایت مطلقه فقیه تاکید دارد و من تعریف دیگری را قبول ندارم. معتقدم همه ما باید حول محور قانون اساسی حرکت کنیم و فراموش نکنیم که رکن رکین قانون اساسی اصل ولایت فقیه است. قانون اساسی همانند یک خیمه می‌ماند که ولایت فقیه ستون آن است. یکی از اصول‌ اصلاح‌طلبان که به آن پایبند هستند اصل ولایت فقیه است.
* به نظر شما تئوریسین‌های دو جریان راست و چپ چه کسانی بودند؟
** شاگردان امام‌خمینی(ره) در هر دو طرف جریان حضور داشتند، در یک جریان برخی از روحانیون که شاگردان برجسته امام خمینی (ره) بودند حضور داشتند ودر طرف دیگر بخش دیگری از شاگردان رهبر کبیر انقلاب حضور داشتند اما اختلاف نظرهای متعدد شاگردان امام را به دو دسته تقسیم کرد تا دو جریان سیاسی در کشور شکل بگیرد.
* اختلافات شاگردان امام به چه اموری محدود می‌شد؟
** این اختلافات بعضا در امور اقتصادی، فقهی و سیاسی خلاصه می‌شد. اما بعد از گذشت زمان شکاف اختلافات روز به روز گسترده‌تر شد. باید به این نکته اشاره کنم که برخی از این اختلافات بعضا خارج از اصول بوده و هست که این مسئله نگران‌کننده است.
* نظر شما در خصوص تعاریف آقای مرعشی از اصلاحات چیست؟
** من تعریف خاص خودم را دارم و معتقدم که آقای مرعشی هم می‌تواند اظهار نظر کند. ایشان را هم نمی‌توان رهبر جریان اصلاح‌طلب نامید.
* رسانه‌های غربی نیز درباره جریان اصلاحات ادعاهایی را مطرح می‌کنند، نظر شما دراین باره چیست؟
** ابتدا باید بگویم که رسانه‌های بیگانه و غربی از روی حسن ظن و نیت خیر اخبار مربوط به ایران را منتشر نمی‌کنند. بنابراین تاکید دارم که بگویم رسانه‌های بیگانه همانگونه که امام راحل فرمودند دشمنان اصیل ملت ایران هستند و ما حرف آنها را قبول نداریم.
* به نظر شما علل بروز اختلافات در درون جریان اصلاحات چه بود؟
** در نحوه اداره کشور اصلاح‌طلبان با یکدیگر اختلاف داشته و دارند. اگر بخواهیم شورای هماهنگی اصلاحات را به طور مثال بررسی کنیم این گروه‌ها تنها در نام آقای خاتمی با یکدیگر متحد بودند و اختلاف نظرهای بسیار زیادی داشتند.
* چرا آقای خاتمی موفق به تعریف جریان اصلاحات جهت متحد کردن این جریان نشد؟
** اصلاحات را نباید آقای خاتمی تعریف کند. چرا که ایشان یکی از اعضای جبهه اصلاحات است. این تعریف را باید همان رهبران جریان که شاگردان امام خمینی(ره) بودند، می‌کردند که متاسفانه آنها نیز چنین کاری را نکردند و امروز تاثیرگذاری لازم را برای این کار ندارند. نه تنها مجمع روحانیون بلکه جامعه روحانیت نیز تاثیرگذاری اولیه خود را از دست داده است. احمدی‌نژاد و لاریجانی به عنوان رؤسای قوا چه زمانی با جامعه روحانیت مشورت می‌کنند؟
* آقای خاتمی را در پیشبرد اهداف جبهه اصلاحات چقدر موفق می‌دانید؟
** دولت آقای خاتمی ریاست قوه مجریه را در اختیار داشت در حالی‌که مجلس در اختیار اصولگرایان بود. اما زمانی که مجلس ششم بر سر کار آمد دولت و مجلس هم جریان و همفکر شدند. بر همین اساس برخی اقدامات از سوی آقای خاتمی آغاز شد اما چون بقیه ارکان قدرت ایشان را همراهی نکرد، اقدامات آقای خاتمی به نتیجه نرسید.
* یعنی شما معتقدید که باید دولتی سر کار می‌آمد که با همه ارکان قدرت همراه باشد؟
** بله. دولتی موفق است که بتواند با ارکان قدرت همراه باشد. البته باید بگویم که همین ارکان قدرت طبق قانون اساسی عمل می‌کنند و قانون این ارکان را تعریف کرده است.
* پیامدهای مثبت وجود این ارکان قدرت چیست؟
** شورای نگهبان موظف است طبق قانون شرع مصوبات را مورد بررسی قرار دهد تا طرح غیرشرعی و غیرقانونی نام قانون به خود نگیرند. هدف از تشکیل شورای نگهبان این بوده که اتفاق مشروطه در انقلاب اسلامی تکرار نشود. برهمین اساس شش حقوقدان با معرفی رئیس قوه و تائید نمایندگان مردم بر قوانین و شش فقیه منتصب رهبری بر شرعی بودن قوانین نظارت کنند تا این شورا قانونی و شرعی بودن مصوبات را تضمین کند.
* شما آقای هاشمی رفسنجانی را در لیست اصلاح‌طلبان قرار دادید. آیا او را اصلاح طلب می‌دانید؟
** آقای هاشمی در جریان مقابل ما حتما نیستند؛ شاید این اظهار نظر هم صحیح نباشد بهتر است این گونه بگویم تا شخصیت ایشان هم لطمه نخورد. تمایل اطرافیان، بستگان، خانواده و همفکران ایشان به جریان اصلاح‌طلب است. و اینکه هاشمی رفسنجانی اصلاح‌طلب است یا اصولگرا باید از خودش سوال کنیم.
* بعد از شکست جریان اصلاحات در انتخابات مجلس هفتم و دولت نهم این جریان چگونه به کار خود ادامه داد؟
** بعد از اینکه آقای احمدی‌نژاد به عنوان ریاست جمهوری انتخاب شدند به طور رسمی اعلام کردند که نیروهای جدیدی را جایگزین اصلاح‌طلبان خواهد کرد و اصلاح‌طلبان را از نهادهای اجرایی خارج کردند و هیچ فرد اصلاح‌طلبی در مسند امور کشور باقی نماند مگر یک استاندار.
* به نظر شما این کار آقای احمدی‌نژاد را آقای خاتمی در دوم خرداد 76 انجام نداده بود؟
** من نمی‌گویم که آقای احمدی‌نژاد نباید این کار را می‌کرد. ولی معتقدم این مسئله به عرف تبدیل شده است و در تمامی دنیا تقریبا اجرا می‌شود. می‌خواهم بگویم که ما باید پست‌های سیاسی را از پست‌های اجرایی جدا کنیم. یعنی اینکه وزیر و معاون وزیر را پست سیاسی و از مدیر کل‌ها به پایین را پست‌های اجرایی تعریف کنیم. من در پایان می‌خواهم بگویم که اصلاحات یک فکر است و شخص نیست که بمیرد و این فکر این است که می‌توان برای بهبود وضعیت فعلی نسخه بهتری ارائه کنیم. من می‌خواهم به کسانی که فکر می‌کنند اصلاح‌طلبان منزوی می‌شوند بگویم که فکر منزوی شدنی نیست اما در عین حال تاکید می‌کنم که تعریفم از اصلاحات هیچ گاه بیرون از قانون اساسی نبوده و نخواهد بود.