مسلمانان به خصوص در خاورمیانه، بسیاری از مشکلات خود را (حکومت های دیکتاتوری، ناآرامی منطقه ای و ناکامی اقتصادی) از رهگذر اقدامات یا بی تحرکی آمریکا می دانند. این منطقه ای است که فقط در یک کشور آن انتخابات ملی به صورت آزاد برگزار شده است که می توان تا حدی آزاد و قابل شرکت برای رأی دهندگان زن و مرد دانست. این منطقه ای است که در آن درآمد سرانه واقعی ظرف ۲۵ سال گذشته کاهش یافته (درحالی که در سطح جهان دو برابر شده است)، هرچند که بسیاری از این کشورها بدون زحمت چندانی درآمد چشمگیری (از نفت) داشته اند. درآمدهای نفتی اختلاس یا حیف و میل شده است، بخصوص برای مصارف نظامی. بنابر برخی گزارشها، ایران احتمالاً در موقعیت تولید بمب هسته ای و توانایی پرتاب موشک دوربرد است. این کشورها به طور فزاینده ای آمریکا را عامل بن بست در قضیه فلسطین می دانند. جنگ با تروریسم و تهاجم به عراق ،آمریکا را در معرض انتقاد در مورد دشمنی آن با اسلام و مسلمانان قرار داده است. آمریکا حتی از جانب متحدان اروپایی سنتی خود در انزوا قرار گرفته است. در پاییز ۲۰۰۳، در جریان دو رأی گیری در مورد خاورمیانه در مجمع عمومی، آمریکا و اسراییل با اختلاف ۴ به ۱۴۴ و ۴ به ۱۳۳ در اقلیت قرار داشتند. آمریکا و جهان اسلام معمولاً در مورد موضوع های حساس اختلاف نظر جدی دارند. اسلام و آمریکا در مسیر رویارویی قرار دارند و مسلم به نظر می رسد که آمریکا می خواهد به سوی ستیز تمدنها گام بردارد.
عناصر رویکرد جدید
پیش از هر چیز، آمریکا به میزان کافی تواضع نیاز دارد. آمریکا نباید از قدرت نظامی و اقتصادی خود سرمست شود. نمی توانیم خودمان را از سایرین جدا کنیم و با کل جهان بجنگیم. ما به مانند سایر کشورها چاره ای نداریم جز آنکه در جهانی که به وضعیت جاری تداوم دارد، عمل کنیم و فقط می توانیم آن را با ترغیب تغییر دهیم (ونه با رویارویی و تهاجم). عباراتی مانند «آنها را به کار بگیرد» برای پیشبرد منافع آمریکا کافی نیست و فقط به آتش جنگ دامن می زند. بله، ما قدرت تغییر حکومتها را داریم، اما به چه بهایی و با چه پیامدهای سیاسی و اقتصادی آتی؟ ما با نخوت و کاربرد بی دلیل عبارات خوشبینانه، بی خود دشمن و تروریست درست کرده ایم. تواضع از سوی آمریکا بیش از هر چیزی می تواند روح و جسم میانگین مسلمانان در عراق و سراسر جهان را جذب کند. کسب مجد و احترام دنیا مستلزم آن است که آمریکا از تغییر حکومت و دخالت در امور داخلی کشورها به عنوان سیاست ملی دست بردارد. حکومتهای دموکراتیک مستقل در نتیجه کشمکش داخلی حاصل می شود، نه دخالت خارجی. یک اشکال دیگر تغییر حکومت در مقام سیاست آن است که طبیعتاً این سیاست به طور گزینشی و هرگاه مناسب باشد، اعمال می شود. این واقعیت دردناکی است که مسلمانان می بینند. آمریکا باید در رفتار سیاست خارجی خود منسجم باشد تا وجهه آن در جهان اسلام بهبود یابد. باید حمایت خود را از حکومت های فاسد غیر دموکراتیک متوقف کند، که البته تا به حال این کار را کرده است. تغییر حکومت باید فقط در شرایط بسیار استثنایی و آن هم توسط جامعه جهانی (از طریق سازمان ملل) جهت مقابله با حکومتهای منفی انجام گیرد. باید تأکید کنیم ما در آمریکا مانند سازمان ملل به حفظ تمامیت ارضی تک تک کشورها پایبند هستیم. این مفهومی اتساع پذیر نیست.
راجع به موضوع مربوط دیگر، باید مؤکداً تصریح کنیم در امور داخلی هیچ کشوری دخالت نخواهیم کرد و از زمامداری فاسد و غیردموکراتیک پشتیبانی نخواهیم کرد. حتی پایبندی به این اصل ساده (که ما به آن تعهد داریم) باعث جلب حمایت چشمگیری از ما خواهد شد. اگر می خواهیم نقشی مثبت در خاورمیانه ایفا کنیم، باید در مناقشه اعراب- اسراییل واسطه صادقی باشیم. اگر نمی توانیم این کار را بکنیم، بهتر است سیاست عدم دخالت در پیش بگیریم.
در آخر، درک همگرایی سیاست ها حیاتی است. به چند ابتکار سیاسی همزمان نیاز داریم تا موفق شویم. در همان حال، لازم است تبعات گسترده تر تک تک سیاستها را در نظر بگیریم. دید محدود گزینه عملی نیست. روی هم رفته، آمریکا باید سه کار انجام دهد تا جان و جسم مسلمانان در سراسر جهان را در اختیار بگیرد. ترویج دموکراسی در جهان اسلام (با عمل و با حرف)، عمل به عنوان واسطه ای صادق (اعراب- اسراییل، ایران- عراق و غیره) و آن گونه اسلام را بپذیرد که ادیان دیگر را پذیرفته است.
آنگاه که ایران اهمیت دارد
چند دلیل وجود دارد که ایران مبین فرصتی بی همتا برای دست کم آغاز تلاشی تازه برای جلب نظر مسلمانان و بهبود اوضاع عراق است. اگر واشنگتن بخواهد با ایران در تماس باشد، باید سیاست جدید خود را در قبال ایران برپایه بهبود روابط بنا نهد، نه انزوا و مهار.
جمعیت ایران بیشتر از مجموع جمعیت بحرین، عراق، اردن، کویت، لبنان، عمان، عربستان سعودی، سوریه، قطر و امارات متحده عربی است. جمعیت ایران جوان است. بیش از ۵۰ درصد جمعیت زیر ۱۸ سال است. ایران در موقعیت استراتژیکی بین افغانستان و عراق قرار دارد و می تواند نقش سیاسی و اقتصادی مثبتی به عنوان بازار صادرات منطقه ای و انتقال نفت و گاز از تعدادی از جمهوری های شوروی سابق ایفا کند. ایران منابع طبیعی بزرگی دارد، از جمله دومین ذخیره گاز و چهارمین ذخیره نفت بزرگ جهان. ایران می تواند با پیشگیری سیاست های اقتصادی بهتر، ظرف ده سال به یک قدرت اقتصادی بدل شود و در مقام یک شریک اقتصادی، می تواند به کشورهای اسلامی فقیر امید دهد. ایران انقلاب خود را تجربه کرده است. قانون اساسی دارد، هرچند که شاید نارسا باشد. بعید است ایران دچار تلاطمی در ابعاد انقلاب خود شود- امری که هنوز ممکن است در تعدادی از کشورهای همسایه از جمله عراق، عربستان سعودی و سوریه رخ دهد. نهاد و سیاست های حقوق بشر ایران هنوز با معیارهای غربی سازگار نیست، اما بسیار پیشتر از همتایان مسلمان منطقه ای آن است. با وجود اینکه تعیین صلاحیت نامزدها برای مشارکت سیاسی با انتظارات ما جور در نمی آید، با توجه به معیارهای منطقه ای، انتخابات در ایران عادلانه است. ایران بیش از سایر کشورهای خاورمیانه دارای بنیانی است که می تواند اساس پیشرفت های آتی باشد. از دیدگاه علمی، بیشتر ایرانیان پس از انقلاب به دنیا آمده اند و گروهی از آنان آمریکا را مسئول مشکلات خود نمی دانند. این دسته افراد می توانند مخاطبان پذیرنده تری در قبال پیشنهاد همکاری آمریکا باشند. چه بسا آمریکا بتواند با ارتباط با ایران آن را به حرکت به سوی یک نظام دمکراتیک تر تشویق کند.
تحقیقاً بدترین رابطه ما با کشور ایران است، عضو محور شرارت به گفته بوش رئیس جمهوری. ایران کشور مسلمان بزرگی است که به نظر می رسد با منافع آمریکا سرناسازگاری دارد. بخش اعظم این موضع به دلیل مشکلات گذشته آن با آمریکا و ایستادگی آن در قبال واشنگتن است. ایران کشوری است که می تواند در وضعیت فعلی در عراق، افغانستان، فرایند صلح خاورمیانه، کوشش برای جلب نظر مسلمانان و در مبارزه با تروریسم جهانی به آمریکا کمک کند. در مورد عراق، این کشور تحت حکومت شیعیان قرار خواهد گرفت- چه دولت آمریکا بخواهد یا نخواهد. با وجودی که آیت الله سیستانی در وهله اول عراقی است و بعید است موضع سیاسی همتایان ایرانی خود را اتخاذ کند، به نظریات و توصیه های آنان توجه خواهد کرد. ایران می تواند مسأله کردها را در عراق تخفیف دهد یا به آن دامن بزند. در افغانستان، بزرگان ائتلاف شمال و فرماندهان مناطق غربی روابط نزدیکی با ایران دارند. در مناطق فلسطینی، جناح های مهم ارتباطات ایدئولوژیک و مذهبی با ایران دارند. بهبود دوستانه روابط مسلمانان را درباره نیت شرافتمندانه آمریکا تحت تأثیر قرار خواهد داد. با توجه به احساس موجود در مورد سوابق اسلامی رادیکال ایران، همکاری با ایران موجب جلب حمایت گروه های مختلف مسلمانان خواهد شد.
بهترین زمان برای اتخاذ رویکرد سیاست جدید به شرحی که بیان شد و ایجاد مجدد رابطه با ایران اکنون است. به اصطلاح کارشناسان ایران که در واشنگتن ساکن هستند و از انقلاب به بعد از ایران دیدار نکرده اند، با هیچ نماینده ای از ایرانیان در تماس نبوده اند یا هیچ تبادل نظر چشمگیری با مقامات ارشد ایرانی نداشته اند، تقریباً بیست و پنج سال است که فقط یک چیز را می گویند: آنان عدم بهبود رابطه با ایران را توصیه می کنند چون حکومت ایران رو به افول است. خوش خیالی سودی ندارد. ایران می تواند نقشی مثبت در جهان اسلام و در منطقه از هند تا الجزایر ایفا کند. چنین سیاستی باید جسورانه و جامع باشد، نه بی حال و تنگ نظرانه.
چگونگی برخورد با ایران
آمریکا باید بدون ابهام از دخالت خود در امور داخلی ایران در خلال سال های ۱۳۲۰ تا ۱۳۵۷ عذرخواهی کند، به خصوص به خاطر نقش آن در سقوط دولت مردمی محمد مصدق در سال ۱۳۳۲. باید به خاطر حمایت از عراق در جریان جنگ دهشتناک ۸ ساله بین ایران و عراق عذرخواهی کنیم. (مهمتر از همه عدم اعتراض و اقدام در زمانی که عراق بدون واهمه از سلاح های شیمیایی استفاده می کرد و ده ها هزار ایرانی را به کام مرگ فرستاد و مجروح کرد). باید دعاوی مالی (فروش تسلیحات به خارج) را که در حال حاضر بین آمریکا و ایران در دیوان لاهه مطرح است، به روشی سریع و عادلانه حل و فصل کنیم. نباید از مجاهدین خلق به عنوان ابزاری علیه ایران استفاده کنیم. این گروه که حتی از صدام در جریان سرکوب سبعانه شیعیان در جنوب عراق حمایت کرد، در میان ایرانیان دارای هر عقیده سیاسی منفور است. باید این موضوع را برای ایران و جهانیان روشن کنیم که کاری برای تضعیف حکومت تهران نخواهیم کرد و نشان خواهیم داد این یک مسأله داخلی است.
نباید در برابر ایران رویکرد ملایمی داشته باشیم، اما باید برای آن روشن کنیم تا جایی که نقش مسئولیت پذیرانه ای در جهان ایفا کند و از اصول پذیرفته شده عام رفتار دمکراتیک و دپیلماتیک پیروی کند، در سیاستهایش از آن حمایت خواهیم کرد. باید از ترغیب و تهدید استفاده کنیم. مهم تر از همه این که باید تواضع نشان داده، از استفاده از عبارات تحقیرآمیز برای توصیف ایران و مردم آن دست برداریم.
در عوض آن، ایران باید به خاطر گروگانگیری آمریکایی ها عذرخواهی کند، از هرگونه ارتباط با تروریسم برائت جوید، از دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر از طریق گروه هایی همچون حماس و حزب الله دست بردارد و برای حمایت از صلح عادلانه بین فلسطین و اسرائیل آماده شود.
در همین حال، نباید از درس های اروپای پس از جنگ جهانی دوم غافل باشیم. همکاری اقتصادی و سیاسی بین کشورهای خاورمیانه (مسلمان و اسرائیل) بهترین امید ممکن برای تحقق منطقه ای آکنده از صلح، ثبات و رفاه است. باید فعالانه همکاری و یکپارچگی را اشاعه دهیم، نه انزوا و مهار که در گذشته بدان اشتغال ورزیده ایم، به خصوص در مورد ایران. بسیاری از این اقدامات آمریکا انتقام جویانه به نظر می رسد، نه فقط علیه دولت ایران بلکه مردم ایران. نباید این قدر بایستیم که اوضاع عراق خراب شود. اگر دست روی دست بگذاریم، گزینه های ما از این هم محدودتر خواهد شد. کاری را انجام دادن و گریختن چاره این کار نیست. اگر این کار را بکنیم، خاورمیانه دستخوش تلاطم بیشتری نسبت به گذشته می شود، دیگر هیچ مسلمانی به آمریکا اعتماد نخواهد کرد و سال ها آمریکا ناتوان از اقدام در خاورمیانه خواهد بود. زمان آن است که تکبرمان را کنار بگذاریم، از سیاست هایی که ممکن است برای انتخاب آینده مفید باشد، دست برداریم و کاری را بکنیم که در درازمدت در جهت منافع آمریکا است.