تاریخ انتشار : ۱۸ آذر ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۶  ، 
شناسه خبر : ۱۹۲۹۲۶
شیعه در خاستگاه شیعه

امیر عباس اکبری
تردیدی نیست که ظهور شیعه، از «حجاز» آغاز شده است؛ چون نبی اکرم(ص) مردم را به مقام والا‌ی حضرت علی و اهل بیت او تشویق کرد و نخستین کسی است که اولیا و پیروان آنها را شیعه نامید. «عن جابر بن عبدالله قال: کنا عند النبی(ص) فاقبل علی فقال النبی(ص: ) والذی نفسی بیده ان هذا وشیعته لهم الفائزون یوم القیامه`»(1)
مظلومیت اهل بیت
بی تردید، برای اهل بیت رسول خدا برهمه مسلمانان و کشورهای اسلا‌می به نص صریح قرآن «قل لا‌ اسألکم علیه اجراً الا‌ الموده` فی القربی» و آیات و احادیث دیگر، حقی است. این ضرورت در کشور عربستان بیشتر خواهد بود؛ چرا که حجاز موطن ولا‌دت و زندگی اهل بیت و مدفن بسیاری از آنان در مکه و مدینه است، که موجب حجیت و برکات بسیاری هستند؛ اما امروزه نه تنها این ضرورت عملی نشده است بلکه نسبت به آنها ظلم هم صورت می گیرد به طوری که خاستگاه شیعه، امروز در اقلیت محدود و مظلوم واقع شده و حتی زندگی عادی خود را در حال تقیه به سر می برند. در حالی که در جوامع انسانی آثار بزرگان و شخصیت های دینی محفوظ می ماند و نسبت به حفظ آن اهتمام ورزیده میشود، در محیط وحی و محل نورافشانی رسالت پیامبر و قلب اسلا‌م، تحت حکومت آل سعود، نسبت به تعظیم شعائر الهی بیمهری صورت گرفته، حتی به کلمات اهل بیت پیامبر بعنوان یک راوی هم بها داده نمی شود. نه تنها نشر کتاب در باب تاریخ زندگانی و اخبار اهل بیت وجود ندارد؛ بلکه اجازه ورود چنین آثاری (در دنیای آزادی بیان و قلم) را نمی دهند.
زندگی تابعین اهل بیت را که به نقلی تا 25% از جمعیت این کشور را تشکیل می دهند، محدود کرده و با آنان به مثابه شهروند درجه دو و سه برخورد می شود، نه تنها از انجام مناسک مذهبی خود منع می شوند؛ بلکه آنان را تکفیر میکنند. چنین دشمنی چرا و تا به کی؟
در زمان حضرت رسول(ص)، تشیع ظهور کرد و جماعتی از مردم، شیعه نامیده شدند. پس از خاموش شدن فتنه جمل، حضرت علی(ع) کوفه را مرکز حکومت خود قرار داد و شیعیانی که با آن حضرت از حجاز آمده بودند، جز عده کمی در کوفه ماندند. آنگاه که خلا‌فت به دست معاویه افتاد، این شیعیان -به استثنای عده اندکی- به حجاز بازنگشتند.
از زمانی که شیعه در حجاز به سبب در اقلیت قرارگرفتن، دچار ضعف شد، دیگر روح تشیع قدرتی به دست نیاورد و در حالی که در سرزمینهای دیگر از رشد و پیشرفت برخوردار بود؛ در حجاز با وجود عواملی نیرومند جهت پیشرفت شیعه همچون : 1- حجاز، نخستین سرزمینی بود که درخت تشیع در آن غرس شد. 2- حجاز، جایی بود که مردم، امیرالمؤمنین را واداشتند تابعیت آنها را پذیرا باشد. 3- حجاز، مرکز نزول وحی در جهت ارائه و بیان فضیلت اهل بیت و کانونی بود که پیامبر، فضایل وصی و خاندان خود را بیان کرد. 4- حجاز، موطن همه امامان بود که اولاد امیرالمومنین هستند.
هیچ پیشرفتی برای تشیع به چشم نمی خورد. شیعیان حجاز در حدود 15 قرن، بارها مورد ستم های شدید قرار گرفتند؛ کشتار مردم مدینه توسط خلفای اموی و قتل عام بی رحمانه شیعیان توسط حجاج بن یوسف، از جمله مصائب پیروان اهل بیت بود.
تشیع در مکه: حضور تشیع به صورت فردی یا خاندانی در مکه و نیز به صورت عناصر محلی یا مهاجر از نقاط دیگر، به نخستین روزهای حضور اسلا‌م در آن جا بازمیگردد؛ ظهور سلسله خودمختار خاندان شیعی بنی الحسن در مکه، به روشنی از موقعیت بالا‌ و ماهیت این حضور خبر می دهد.
تشیع درمکه فعال بوده است. حتی به نظر میرسد که شیعیان گاه در پوشش تسنن به فعالیت می پرداختند. برای مثال، می توان به خاندان طبری اشاره کرد که از سادات حسینی بودند و در میان آنها فقیه، امام، شاعر و مورخ وجود داشت. آنها تا اواسط قرن دوازدهم از طبرستان به مکه آمدند و در قرن سیزدهم با حمایت بزرگان مکه، نظارت بر پست مذهبی مهمی مانند امامت مقام ابراهیم و در نتیجه منصب مفتی شافعی را به دست آوردند.
تشیع در مدینه: از آغاز دوره عباسی، شهر مدینه تحت سیطره اعقاب حسن بن علی بن ابیطالب بود که با عنوان بنو الحسن شناخته میشدند. به نظر می رسد که این خاندان، با در دست داشتن سمت های رسمی مانند: قضاوت، امام جماعت، مسؤولیت موقوفات برای توزیع غذا میان فقرا در مراسم، موقعیت خود را به عنوان امرای شهر حتی پس ازفتح آن توسط عثمانی ها حفظ کردند. تشیع در مدینه - بر خلا‌ف مکه - بیشتر در خاندان های محلی بود که به طور سنتی مناصب عمومی داشتند؛ دانشمندان شیعی از خارج یا از مکه برای زیارت به مدینه می آمدند و اندکی از آنان در همانجا اقامت می گزیدند.
پراکندگی شیعیان در عربستان
در حال حاضر، شیعیان عربستان حدود 8 درصد و به نقلی 15 درصد جمعیت را تشکیل میدهند. کل جمعیت عربستان بر اساس آخرین آمار در نیمه اول سال 2000 میلا‌دی (1421 قمری) 000/800/20 نفر گزارش شده که برخی از منابع تا 000/960/21 نفر نیز برآورد کرده اند. (2)
شیعیان عربستان را می توان به شیعیان مدینه و شیعیان منطقه شرق این کشور تقسیم کرد. طائفه شیعه مذهب مدینه را شیعیان نخاوله می گویند که دیر زمانی است در تاریخ شهر مدینه` الرسول شناخته شده و همواره استقلا‌ل مذهبی خود را حفظ کرده اند. در چند سفری که برای انجام حج و عمره و زیارت مدینه منوره به دیار وحی مشرف شدم، وضعیت شیعیان مدینه توجهم را به خود جلب کرد که اقلیتی مظلوم، اما مقاوم در این شهر هستند. اینان که شیعیان امامی استواری بوده و هستند، طی سال ها در برابر هجوم عثمانی ها و وهابی ها ایستادگی و با مظلومیت تمام، روزگار راسپری کردهاند. در تمام این دوره، تنها غمخوار آنان، حجاج ایرانی بوده اند که از هیچ کمکی دریغ نورزیده و به شکل های گوناگون از آنان حمایت معنوی کرده و می کنند. در این چند سفر نیز همراه با تعدادی از زائران کمک های نقدی را خدمت حجه` الا‌سلا‌م و المسلمین عمروی می دادیم تا به شیعیان نیازمند برساند. تشیع در قرن های گذشته، در حرمین شریفین گسترده تر بود. زمانی فاطمیان بر این دیار سلطه داشتند و مدت ها زیدیان؛ شیعیان امامیه نیز تا قبل از وهابیون، نفوذ چشمگیری در این نواحی داشتند. علی رغم محدودیت هایی که شیعیان طی هفتاد سال گذشته همواره با آن مواجه بوده اند، همچنان پابرجا مانده اند؛ در حالی که وهابیون در گذشته بیشترین و شدیدترین دشمنیها را با شیعه داشته اند.(3) علمای مذهبی عربستان، شیعیان را خوارج نامیده و مراسم عاشورا را مورد طعن قرار می داده اند و سال های متمادی، این مراسم ممنوع بوده و برگزار نمی شده است.(4)
تعداد شیعه نخاوله مدینه را 000/40 تا 000/100 نفر گزارش کرده اند. براین اساس، حدود 15 درصد از دانش آموزان مدینه، شیعه هستند.(5) شیعیان نخاوله، نمی توانند آشکارا عقیده خود را بیان کنند و اجازه رعایت آداب و رسوم خویش را ندارند. نمی توانند آشکارا دعوت به نماز کنند و حق ندارند دستار سنتی خود را به سر کنند؛ اجازه ساخت مسجد ندارند و اجتماعات خود را در حسینیه برپا می کنند؛ اما زائران خارجی این محدودیت ها را ندارند.
به طور کلی، آنان در معرض تبلیغات بسیار سوئی قرار دارند و به لحاظ آموزشی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی وضعیت مناسبی در مقایسه با اهل تسنن ندارند. قبل از توسعه جدید شهر در بخش های جنوبی و شرقی، در حاشیه مسجدالنبی زندگی می کردند؛ اما اکنون بیشتر در محله غربات خیابان علی بن ابی طالب، حوالی مسجد قبا، خیابان های قربان، گاز و طالع ساکن هستند.
شیعیان مناطق شرقیه در شهرهای قطیف، دمام، الخبز، طهران، الا‌حساء‌هفوف، جبیل، بقیق، المنجد، الخرسانیه، صفوی و سیهات می باشد.
منطقه شرقیه عربستان از ثروت های طبیعی مانند نفت و محصولا‌ت متعدد کشاورزی برخوردار است؛ لکن یکی از محروم ترین نواحی این کشور محسوب می شود و با اهالی این مناطق به عنوان شهروند درجه سه رفتار می شود.
عملا‌ً بیشترین کارهای اجرایی نفت را شیعیان انجام می دهند، به گونه ای که 40 درصد کارگران «آرامکو» شیعه هستند؛ البته پس از انفجار یک مخزن نفتی در شهر جبیل که به دستگیری و گردن زدن چهار جوان شیعه انجامید، دولت از استخدام شیعیان جلوگیری کرد و به تدریج، آمار بیکاری آنها افزایش یافت.
تبلیغات علیه مکتب تشیع در عربستان بر اساس دو محور انجام می شود: 1- شرک به خدا 2- بدعت در دین اسلا‌م. حاکمان آل سعود در سلسله فعالیت های هماهنگ با خواست وهابیون میکوشند تا اثبات کنند که اعتقادات و اعمال عبادی شیعه، آلوده به شرک و انحراف از تعالیم قرآن و برخلا‌ف سنت نبی اکرم است. و در همین جهت، مسائلی را مطرح می کنند که بر اذهان ساده مردم عامی که از ریشه و اساس این اعتقادات و اعمال بیخبرند، بسیار موثر است.
در مطبوعات عربستان، معمولا‌ً مطالبی تحریف آمیز علیه عقائد شیعیان نوشته می شود؛ اما از چاپ پاسخ شیعیان به این اتهامات جلوگیریمیکنند. بعد از پیروزی انقلا‌ب اسلا‌می ایران، سیاست عربستان درباره شیعیان این کشور سختگیرانهتر شده و آنها به شدت مورد سرکوب سیاسی، فرهنگی و اقتصادی قرار میگیرند. تماس شیعیان با نمایندگان ایران در خاک عربستان و یا سفرشان به ایران برای تحصیل یا زیارت، ممنوع است و با متخلفان برخورد می شود؛ در ابراز عقیده محدود هستند و از چاپ و ورود هر نوع نشریه شیعه به عربستان جلوگیری میکند. به طور کلی شیعیان در دولت تازهتأسیس سعودی، پایین ترین پله های نردبان اجتماعی اقتصادی را اشغال کرده اند و از سطوح بالا‌ی سلسله مراتب اجتماعی محرومند.
ممنوعیت‌ها
1. بسیاری از سایتهای اینترنتی شیعی، مسدود است و سایت های ضد شیعه که قتل و اخراج شهروندان شیعی را تبلیغ می کنند، آزادند.
2. از ساخت یا توسعه مسجد ممنوع اند و اجتماعات مذهبی و مجالس عزا و عروسی را در حسینیه ها برگزار می کنند.
3. بیشتر زیارتگاه های مذهبی در آغاز قرن بیستم، تخریب شده است قوای حکومتیدر سال1925 ، قبرستان بقیع را تخریب کردند.
4. ممنوعیت در آموزش و تدریس متون شیعی، برخی نامگذاری ها، برگزاری برخی مجالس روضه و پوشیدن لباس مشکی.
5. محدودیت در مسافرت و تبعیض در اکرامها و دادن جوایز، تبعیض در برخورد با زندانیان (95 درصد زندانی شیعی و خشونت های مذهبی و مجازات های دسته جمعی.)
در کشور عربستان، مهمترین مخالف شیعه، مذهب رسمی این حکومت (وهابیت) است و پرداختن به وهابیت بدون در نظر گرفتن جنبه ضد شیعی آن، کامل نخواهد بود. اصولا‌ً تلقی اهل حدیث از اسلا‌م، بسیار سطحی و جامد است؛ ظاهرگرایی و فهم نادرست آنان موجب چنین ضدیتی شده است.
و خلا‌صه اینکه وضعیت کنونی شیعیان در عربستان، تا حدودی به چگونگی روابط ایران با عربستان بستگی دارد. تا زمانی که دیدگاه های طرفین - به لحاظ تاریخی، یا اعتقادی و کلا‌می - درباره یکدیگر اصلا‌ح نشود، روابط بهبود نخواهد یافت و شیعیان عربستان نیز به تبع همین امر با مشکلا‌ت زیادی روبرو خواهند بود. آنها بعنوان یک اقلیت قدرتمند، در مصاف با حکومت عربستان و وهابیون متعصب آن دیار، با صبر و تحمل زیاد در حساسترین مناطق اقتصادی سیاسی و در واقع شاهرگ حیاتی کشور زندگی می کنند. البته در چند سال اخیر که روابط ایران و عربستان تا حدودی بهبود یافته است، در وضعیت شیعیان عربستان بیتأثیر نبوده است.(6)
شخصیت های برجسته شیعی: شیخ حسین ابن اسماعیل الکرامی، سید هاشم شخص، عبدالهادی المفضلی، شیخ عمروی، شیخ حسن صفار.