* مرحله حساس دیگر در سیکل سوخت که در واقع شاید مهمترین بخش آن است، مرحله غنیسازی است که در کشور ما توسط مجموعهای از ماشینهای سانتریفیوژ در نطنز انجام میشود. خروجی اصلی کارخانه UCF اصفهان یعنی گاز UF6، ورودی اصلی تاسیسات نطنز است و خروجی نطنز اورانیومی با یک درجه غنای مشخص که میتواند تبدیل به میلههای سوخت برای نیروگاههای اتمی شود. مایلیم توضیحات شما را درباره نطنز هم بشنویم.
** خیلیها گاهی گمان میکنند که ما فناوری غنیسازی را از بازار آزاد گرفتیم. من امروز باید این واقعیت را بگویم که آنچه ما از بازار آزاد گرفتیم فقط یک سری قطعات و نقشههای اولیه بود که به هیچ وجه نتوانست گرهی از کار ما بگشاید. ما در سالهای 4 - 1373 در زمان ریاست جناب آقای امراللهی بر سازمان انرژی اتمی برای دستیابی به فناوری غنیسازی به مهندسی داخلی روی آوردیم. با کار مهندسی ارزشمندی که آن موقع در حد آزمایشگاهی انجام شد ما توانستیم عملا بخشی از دانش مربوط به این ماشینها را به دست آوریم. البته هرگز این کار آزمایشگاهی به مرحله صنعتی نرسید. آن کار آزمایشگاهی منجر به این شد که ما در سال 1376 به فکر گسترش این فنآوری در مقیاس صنعتی افتادیم و هدف هم تامین سوخت برای 7 هزار مگاوات نیروگاهی بود که درباره آن برنامهریزی شده بود. بنابراین در کشور تصمیم گرفته شد که ابتدا یک پایلوت غنیسازی احداث بشود و بعد آن را توسعه بدهیم به مقیاس صنعتی، سازمان انرژی اتمی هم موظف به اجرای آن شد. اگر در سالهای 77- 76 ما نیازمند به بسیاری از قطعات سانتریفیوژ بودیم الآن با گسترهای که این کار در کشور ما پیدا کرده و تعداد زیاد شرکتهایی که درگیر آن شدهاند، تمام قطعات ماشنیهای سانتریفیوژ در داخل تولید میشود و ما هیچ نگرانی از این حیث نداریم. ضریب خطای ماشینهایی که ما تا قبل از تعلیق طراحی میکردیم و میساختیم، تا حد صفر پایین آمده است. ما تجربه بسیار ارزشمندی در بخش ماشینهای سانتریفیوژ به دست آوردهایم و همین اعجاب دنیا را برانگیخته است. شما میدانید که تمامی قطعاتی که در ماشینهای سانتریفیوژ به کار میرود دارای فناوری فوقالعاده سطح بالاست. یعنی هم طراحی مهندسی بسیاری دشواری دارد و هم از آنجا که باید توسط ماشینهای خاصی تراش داده و ساخته شود، کار ساخت آن فوقالعاده پیچیده است. جالب است که بدانید وقتی ماشین سانتریفیوژ با قابلیت 64 هزار دور در دقیقه و بیش از هزار دو در ثانیه طراحی و ساخته میشود، باعث جهش در بسیاری رشتههای مهندسی دیگر نیز میشود. ساخت قطعات سانتریفیوژ باعث رشد و شکوفایی صنایع داخلی ما شده است. شرکتهای داخلی ما الان قطعاتی را به طور انبوه میسازند که تا پیش از این اصلا جرئت این را که به طرف آنها بروند، نداشتند و این باعث ارتقای فوقالعاده سطح دانش نظری و دانش مهندسی در کشور ما شده است.
* تاسیسات بسیار مهم دیگری که ما در داخل کشور توسعه داده و با موفقیت قابل توجهی ساختهایم، تاسیسات تولید آب سنگین و راکتور تحقیقاتی آب سنگین در اراک است. چه دلایلی باعث شد که ما به سمت ساخت این تاسیسات برویم و کار الان در چه مرحلهای قرار دارد؟
** ما در کنار مسیر تولید سوخت هستهای یعنی اورانیوم غنی شده و قرار دادن آن در راکتور آب سبک مانند بوشهر که به لطف خدا کاملاً موفقیتآمیز بوده است، به ناچار باید مسیر دیگر را هم میرفتیم که مسیر ایجاد مجتمع تولید آب سنگین و ساخت راکتورهای آب سنگین است. این که ما به سمت آب سنگین رفتیم دو علت داشت. علت اول برمیگشت به نیاز کشورها به برخورداری از راکتورهای تحقیقاتی، راکتور تحقیقاتی که ما الان در تهران داریم و یک راکتور 5 مگاواتی است که پیش از انقلاب آمریکاییها ساختهاند، دیگر در سالهای پایانی عمر مفید خود قرار دارد و ظرف 3 الی 4 سال آینده باید برای همیشه خاموش (shut down) شود. بنابراین ما ناچار از احداث یک راکتور تحقیقاتی بودیم چرا که خارجیها هم به هیچ وجه حاضر به فروش یک راکتور تحقیقاتی به ما - چه آب سنگین و چه آب سبک - نبودند. ما در اوایل دهه 70 در اینباره با چینیها و روسها وارد مذاکره شدیم اما مطلقا حاضر به انجام این کار نشدند. مردم ما باید در جریان باشند که بخش عمده رادیوداروهایی که الان بیمارستانهای ما در سراسر کشور استفاده میکنند، توسط همین راکتور تحقیقاتی تهران تولید میَشود، خوب اگر این راکتور ظرف 4 - 3 سال آینده اجبارا بسته شود، ما چه کار باید بکنیم؟ این موضوعی است که با جان انسانها سروکار دارد. رادیوداروها برای تشخیص و درمان بسیاری از بیماریهای سخت به کار میروند و موضوع تولید آنها را نمیشود سرسری گرفت. کشورهای خارجی هم مواد رادیودارویی را به آسانی به ما نمیدهند. ما برای خرید بعضی از مواد اولیه این داروها از برخی کشورهای اروپایی سختیهای بسیاری متحمل شدیم و هنوز هم این مواد را به ما نمیدهند، در حالی که خودشان خوب میدانند این مواد فقط مصارف پزشکی دارد و هیچ جای دیگری نمیتواند به کار برود. بنابراین ساخت یک راکتور تحقیقاتی در داخل کشور برای ما بسیار ضروری است. علت دوم رفتن ما به سمت تولید آب سنگین و ساخت راکتور تحقیقاتی آب سنگین این بود که در ابتدای کار، آینده مسیر اول تولید برق هستهای، یعنی غنیسازی و راکتور آب سبک، برای ما کاملاً مبهم بود و واقعاً نمیدانستیم که موفق خواهیم شد یا نه. لذا ناچار بودیم مسیر موازی دیگری را هم در پیش بگیریم.
قبل از سال 1376 یک کار تحقیقاتی مناسب در مورد آب سنگین توسط دانشمندان ما و متخصصان سازمان در کشور انجام شده بود که ما از نتایج آن به عنوان پایه استفاده کردیم و در سال 77 با تصمیمی که کشور در این زمینه گرفت، کار آغاز شد. تفاوت راکتور آب سنگین با راکتور آب سبک در این است که در راکتورهای قدرت آب سبک، اورانیوم با غنای 5 - 3 درصد استفاده میشود و در راکتورهای تحقیقاتی آب سبک اورانیوم با غنای تا 20 درصد. اما در راکتورهای قدرت و تحقیقاتی آب سنگین از دو مؤلفه آب سنگین به عنوان خنککننده و اکسید اورانیوم طبیعی به عنوان سوخت استفاده میشود. یعنی در راکتورهای آب سنگین نیازی به اینکه اورانیوم غنی بشود وجود ندارد. بنابراین فناوری آن سهلالوصلتر است. مجتمع تولید آب سنگین ما در اراک تا پایان این ماه، به بهرهبرداری کامل خواهد رسید. اورانیوم را هم که در داخل تولید میکنیم. بنابراین ما در زمینه مواد مورد نیاز برای راکتور آب سنگین کاملاً خودکفا هستیم و هیچ وابستگی به خارج نداریم و لذا کاملاً طبیعی است که به دنبال ساخت راکتور آب سنگین باشیم. برای خرید بعضی قطعاتی که در مجتمع تولید آب سنگین به کار میرود ما به بسیاری از کشورها مراجعه کردیم اما هیچ کدام از آنها حاضر به همکاری با ما نشدند. ما به ناچار دوباره به صنایع داخلی خودمان رو آوریم. جالب است من خدمت شما عرض کنم که بسیاری از قطعات مورد نیاز ما در این تأسیسات توسط ماشینهایی ساخته شد که مدتها بود در کارخانهها خاک میخورد و از آنها استفاده نمیشد. اما شرکتهای ما الان به دلیل همکاری در ساخت قطعات این مجتمع، ارتقای تکنولوژی پیدا کردهاند و میتوانند در مناقصات بینالمللی شرکت کنند. درباره ساخت خود راکتور آب سنگین اراک بایدبگویم ساخت یک راکتور تحقیقاتی دو مرحله دارد مرحل اول که 50 درصد کار را شامل میشود، بخشهای طراحی مفهومی، (Conceptual)، طراحی پایه (Basic) و طراحی تفضیلی (Deatail) را شامل میشود و از این جهت که همه محاسبات در این مرحله انجام میشود، بسیار مهم است. ما الان این مرحله را به طور کامل انجام دادهایم. مرحله دوم ساخت قطعات و تأسیسات مربوط به راکتور و نصب آنهاست که آن هم از مهر ماه سال گذشته آغاز شده است.
* فکر میکنید راکتور کی آماده بهرهبرداری شود؟
** برنامه ما این است که انشاءالله راکتور در سالهای 88 - 87 راهاندازی میشود.
* فناوری ساخت مجتمع تولید آب سنگین و راکتور آب سنگین کاملاً داخلی است.
** صددرصد. خوب است این نکته را خدمت شما عرض کنم که به جز بوشهر در هیچ کدام از تأسیسات هستهای ما خارجیها هیچ دخالتی نداشتهاند و همه کارهای مربوط به آنها توسط متخصصان داخلی خودمان انجام شده است.
* پس از بحث درباره پروژهها و زحمات طاقتفرسایی که برای طراحی، احداث و راهاندازی آنها کشیده شده است میتوانیم مستقیماً به سراغ بحث تعلیق فعالیت این پروژهها برویم. کار مجتمع غنیسازی نطنز از حدود 18 ماه پیش، یعنی از زمان امضای موافقتنامه سعدآباد در اکتبر 2003 به حال تعلیق درآمده است. پس از آن هم در نوامبر 2004 طبق توافقنامه پاریس کلیه فعالیتها ما در زمینه سیکل سوخت (قطعهسازی و مونتاژ، UCF، نطنز، واردات مواد و...) معلق شد. این تعلیق نگرانیهای زیادی را موجب شده است. اجازه بدهید من ابتدا مشخصاً درباره نطنز سئوالی مطرح کنم. گفته میشود که کار ما در نطنز در حالی معلق شد که هنوز تستهای اطمینان بخش درباره اینکه فناوری سانتریفیوژ ما کامل شده است، انجام نشده بود. این موضوع را تأیید میکنید؟
** سئوال خوبی است. من قضاوت در اینباره را به عهده آژانس میگذارم. آنچه آژانس در گزارشهای خود به آن تصریح میکند این است که ایران به دانش و فناوری چرخه سوخت هستهای دست پیدا کرده است. آنچه مهم است، همین است. سه سال قبل ما نمیتوانستیم این حرف را بزنیم، اما الان کشور ساخته مونتاژ و نصب میشود.
ایران الان سازنده این قطعات است. در مرحله نصب این قطعات و مونتاژ ماشینها هم دانش مهندسی ما صددرصد کامل شده است. 5 سال پیش اگر ما 10 ماشین مونتاژ میکردیم فقط دو تا از آنها با موفقیت تست میشد. اما الان به جایی رسیدهایم از هر 10 ماشین، دهتای آنها موفق است. در مرحله راهاندازی و گازدهی به ماشینهای سانتریفیوژ هم کار ما کامل شده است و ما به این فناوری دست پیدا کردهایم.
لذا بعد از پایان تعلق این فقط به تصمیم کشور بستگی دارد که با چه سرعتی بخواهد این کار را انجام بدهد و توان افزایش ظرفیت تولید هم تا حد قابل توجهی در داخل وجود دارد. بنابراین من بعضی حرفها در این زمینه که دانش ما کامل نشده ناشی از ناآگاهی یا ناباوری است.
* درباره کارخانه UCF اصفهان گویا موضع فرق میکند. از سپتامبر 2003 به این طرف تمام قطعنامههای شورای حکام اصرار دارد که ایران تمامی فعالیتهای مرتبط با سیکل سوخت را به طور کامل معلق کند. اما ما تا زمانی که کارمان در اصفهان تکمیل نشده بود و UF6 را استحصال نکرده بودیم، اصفهان را وارد تعلیق نکردیم. در نوامبر گذشته هم گنجاندن اصفهان در تعلیق به این دلیل پذیرفته اینجاب شد که ما خیالمان از بابت تکمیل شدن پروژه و حل تمامی مشکلات تکنولوژیک آن راحت شده بود.
** ما در اصفهان مشکل تکنولوژیک نداشتیم. شاید مسئله اصلی اینجا بود که دنیا باورنمیکرد - همانطور که خیلیها در داخل هم باور نمیکردند - ما به این سرعت و راحتی بتوانیم به UF6 برسیم. دنیا زمانی این موضوع را باور کرد که متوجه شد ما 20 تن UF6 و 3/5 تن UF6 تولید کردهایم. وقتی این را فهمیدند مشکل مضاعفی درست شد و فشار آوردند که آن هم معلق شود.
* ما در این گفتوگو مجالی برای بحث تفضیلی درباره دیپلماسی هستهای نخواهیم داشت، لذا من فقط به طرح یک پرسش بسنده میکنم که البته پرسش مهمی است. مسئولان پرونده هستهای از ابتدا شروع کارشان برای مدیریت این بحران در کنار جبهه فنی - حقوقی که مربوط به کار ما با آژانس است یک جبهه سیاسی هم گشودند که به طور ویژه خودش را در کار با اروپا نشان داد.
** این درست است که ما درباره موضوعاتی مانند تعلیق به این جبهه سیاسی احتیاج داشتیم، چون نمیخواستیم تعلیق را درچارچوب قطعنامه بپذیریم، اما از یک منطقی به بعد که من فکر میکنم حدود ماه ژوئن سال 2004 باشد، به نظر میرسد تأکید بیش از حد برکار سیاسی با اروپا بیشتر از آنکه برای ما فرصتهایی در برداشته باشد، تهدید به وجود آورده است.
در مقطع ژوئن گذشته ابهامات فنی - حقوقی پرونده ما از نظر آژانس تقریباً به طور کامل رفع شده بود، اما ما به جای آنکه تمرکز بیشتری بر روی کار با آژانس بکنیم تا همه ابهامات پرونده هر چه زودتر برطرف شود، اتفاقاً از همان موقع به بعد تاکید بیشتری روی کار با اروپا میکنیم آن هم در قالب موضوعاتی مانند ارتقای همه جانبه روابط و امصال اینها که ارتباط چندانی به اصل دعوا ندارد. در همان ایام یکی از خبرگزاریهای غربی از قول آقای البرادعی خبری متشر کرد که از ایران میخواست نگاهش به آژانس باشد نه جای دیگر. اما ما کار با اروپا را آنقدر حجیم و وسیع و پیچیده کردهایم که الان عملاً در بسیاری از موارد با اروپا مواجهیم نه با آژانس، یعن آژانس میگوید به من مربوط نیست و من مشکلی ندارم، بروید مشکل سیاسیتان را با اروپا حل کنید. ما فقط میخواهیم عقیده شما را در اینباره بدانیم. آیا بدون اروپا امکان حل و فصل مسایل فنی - حقوقی پرونده با بخش فنی - حقوقی آژانس وجود نداشت؟
من تصور میکنم وجود نداشت. آژانس دو بخش دارد. اولین دبیرخانه که کارهای فنی – حقوقی را برعهده دارد و بر خوردش هم عمدتا فنی – حقوقی است و دوم شورای حکام که کشورهای قدرتمند دنیا در آن حضور دارند و بیشتر تصمیماتش سیاسی است. به عقیده من کاری که ما با آژانس و دنیا انجام دادیم در مجموع کار صحیحی بوده است. ما نمیتوانستیم صرفاً در یک مسیر حرکت کنیم و از مسیر دیگر غافل بمانیم. اما درباره جزئیات که مثلا فلان موقع لازم بود ما با اروپا مذاکره بکنیم یا نه، من وارد آن بحثها نمیشوم. پرونده ما بخواهیم یا نخواهیم در دنیا تبدیل به یک پرونده حقوقی – فنی – سیاسی شده است و ما به ناچار باید آن را در قالب یک Package ببینیم. به همین جهت ما یک کار جدی را برای حل و فصل ابهامات فنی – حقوقی با آژانس شروع کردیم. این را میفهمیدیم و میفهمیم که اگر ما بتوانیم این مسئله را به نتیجه برسانیم، دیگر بهانههای فنی – حقوقی از کشورهایی که میخواهند به دلایل سیاسی بهانهجویی کنند، گرفته میشود. کار با آژانش هیچ موقع به حاشیه نرفته است. الان هم یکی از موضوعات اصلی کار ما همکاری با آژانس است تا چند مسئله کماهمیت باقیمانده را حل کنیم. اگر این مسائل باقیمانده حل شود، ما دیگر هیچ چالشی با آژانش نخواهیم داشت و در آنصورت جایی هم برای بهانهجویی سیاسی باقی نخواهد ماند.
* صحبت من هم دقیقاً همین است. اگر ما برای بخش فنی – حقوقی آژانس در مورد ابهامات جزئی باقیمانده همکاری بکنیم و این ابهامات حل شود، آن وقت امکان بهانهجویی سیاسی برای کشورهای مغرض در شورای حکام کاملاً منتفی میشود. این راه خیلی سادهتر است تا اینکه ما بخواهیم در چارچوب یک Packageمجموعه مشکلاتمان را با غرب حل کنیم و به این روش پرونده هستهای را به نتیجه برسانیم، کاری که به این سادگیها شدنی نیست.
** ببینید اساساً مبنای بحث ما درباره لزوم برداشتن تعلیق که الان با اروپا در جریان است، همین است. ما به اروپا میگوییم تعلیق در UCF و در نطنز باید برداشته شود. چرا؟ چون از روز اول، تعلیق را به طور داوطلبانه و در یک مقطع کوتاهی پذیرفتیم تا بتوانیم در این مورد که فعالیتها و مقاصدمان صلحآمیز است، اعتمادسازی بکنیم. الان فکر میکنیم با گزارشهای آژانس این اعتمادسازی انجام شده است. بنابراین دلیلی و مبنایی برای ادامه تعلیق وجود ندارد. لااقل ما در سازمان انرژی اتمی الان با همان قوتی با آژانس کار میکنیم که دو سال پیش میکردیم. اما نکتهای که وجود دارد این است که اگر ما مشکلاتمان را با کشورهای قدرتمند عضو شورای حکام حل بکنیم؛ موضوع ما باید در همین اجلاس ژوئن 2005 بسته بشود. اما اگر نتوانیم این مشکلات را حل کنیم، قطعا آژانس هم بهانهای پیدا خواهد کرد و پرونده ما را باز نگه خواهد داشت. اینگونه نیست که دبیرخانه آژانس بتواند کاملا مستقل از شورای حکام عمل کند. مبنای تصمیمات در شورای حکام هم همانطور که عرض کردم سیاسی است.
الان باور ما که آن را به اروپا هم اعلام کردهایم این است که مرحله اعتمادسازی به پایان رسیده و لذا تعلیق باید شکسته بشود. البته اروپاییها هم دو راه پیشروی خودشان دارند. میتوانند بیایند با ما توافق بکنند و در آن صورت ما کارمان را در UCF و غنیسازی شروع خواهیم کرد در حالی که یک توافق با اروپا هم دست داریم، راه دیگرشان هم این است که با ما توافق نکنند که آن وقت ما به استفاده ماده 4 NPT و گزارش اخیر آژانس اهداف صلحجویانه برنامه هستهای خود را دنبال خواهیم کرد.
* به عنوان بخش پایانی این گفتوگو اجازه بدهید کمی درباره وضع فعلی پرونده و مذاکرات با اروپا، صحبت کنیم. آیا این درست است که ایران در جلسه کمیته راهبری روز سوم فروردین ایدهای به اروپا پیشنهاد کرده که طی آن پذیرفته است غنیسازی خود را در حد پایلوت نگه دارد و تعداد سانتریفیوژهای خود در نطنز را به 500 تا 2000 عدد محدود کند؟
** خیر، این درست نیست.
* پس ایده پیشنهادی ما چه بوده؟
** مبنای ایده ما این است که چرخه سوخت ما باید حفظ بشود.
* در حد صنعتی؟
** بله، روی بحث داشتن فنآوری توحید سوخت، هیچ کس در این کشور حق معامله کردن ندارد. این حق و درخواست مسلم مردم ما است تصمیمی است که در عالیترین سطوح در کشور اتخاذ شده و کسی نمیتواند از آن عدول نماید. ایده پیشنهادی ما به اروپا در واقع این است که با حفظ چرخه کامل سوخت؛ مراحلی را در نظر گرفتهایم که در آن مراحل هم بتوانیم برنامه سوختمان را تثبیت بکنیم و هم از مرحله تعلیق خارج بشویم. این راهکار به سه کشور اروپایی این امکان را میدهد که مشکلاتشان را با آمریکا و دیگر کشورهای اروپایی حل کنند و همزمان به ما هم این امکان را میدهد که از تعلیق خارج بشویم.
* یعنی اروپا از موضع خود در زمینه توقف غنیسازی اورانیوم در ایران دست برمیدارد. یک دیپلمات اروپایی به خبرگزاری فرانسه گفته بود، ایده پیشنهادی ایران «قابل بررسی» است.
** ما به اروپائیها خوبی تفهیم کردهایم که اگر از موضعشان دست برندارند، به مذاکره ادامه نخواهیم داد. در نتیجه آنها از ما خواستند که اگر ایدهای داریم، ارائه بدهیم. ما گفتیم پیشنهادی نداریم اما ایده هست که آن را تنظیم کردیم و به اروپا دادیم. به اروپاییها هم گفتیم این طرح «طرح» ما نیست، بلکه مجموعه ایدهای است که حاضریم در قالب آن بحث کنیم. این ایده خطوط قرمزها را دربر میگیرد و ما از آنها کوتاه نخواهیم آمد.
* اگر رئوس این ایده پذیرفته بشود، اولین مرحله خروج ما از تعلیق کی انجام خواهد شد؟
** به زودی.
* چقدر زود؟
** خیلی زود.
* کل زمان خروج ما از تعلیق چقدر طول خواهد کشید؟
** زیاد نخواهد بود.
* و وقتی این خروج کامل بشود، برنامه غنیسازی، مثلاً در نطنز در حد همان 50 هزار سانتریفیوژ خواهد بود؟
** بله. در بلندمدت برنامه، این است.
* فکر میکنید اروپاییها این ایده را بپذیرند؟
** به نفعشان است که بپذیرند. چون اگر هم نپذیرند ما قطعاً به مسیر خودمان براساس حقوق مسلم خود ادامه خواهیم داد.
* یعنی اینجا آخر کار است و این هم حرف آخر ماست.
** قطعاً و بدون تردید اروپاییها این را خوب فهمیدهاند. ما واقعاً ادامه تعلیق بیش از این را چه از بعد تأسیسات و بخش فنی و چه از لحاظ زجری که دانشمندان ما میکشند، به صلاح کشور نمیدانیم. این موضع سازمان انرژی اتمی است. ما بیش از 3 دهه در اوج محرومیت و با تحمل مشقتهای بسیار به این فناوری دست پیدا کردهایم و این برای دانشمندان ما بسیار سخت است که هر روز در این تأسیسات راه بروند و نتوانند با آنها کار کنند. در اثر تعلیق خسارت قابل توجهی به ما وارد شده است. ما عملاً زمانی حدود یک سال و نیم را که در آن خیلی کارهای اساسی و بسیار مهم میتوانستیم انجام بدهیم، از دست دادهایم. نیروی انسانی ما در اوج شکوفایی و بازدهی دست از کار کشید. همه مدیران و متخصصان سازمان انرژی اتمی بیصبرانه منتظر پایان تعلیق در آینده نزدیک هستند تا مجدداً کار را شروع کنند. با فنآوری که کشور در زمینه هستهای به آن دست یافته است. قطعاً در دهه چهارم انقلاب ما با یک جهش چشمگیر در عرصههای مختلف فنآوریهای پیشرفته و صنعت مواجه خواهیم شد که نقش تعیینکنندهتری را به ایران عزیزمان در دنیا خواهد داد. ضروریست به این نکته اشاره نمایم. حمایتهای مقام معظم رهبری پشتیبانی گسترده مردم عزیزمان و حمایتهای ریاست محترم جمهوری و مجلس شورای اسلامی، نقش مؤثر و تعیینکنندهای جهت دستیابی کشور به این فنآوری مهم را داشته است.
* آیا الان دانشمندان ما از جانب سازمان مورد حمایت هستند؟
** بله کاملاً. ما متخصصانمان را مدیریت میکنیم که ذرهای انگیزهشان کم نشود و بلکه بتوانند پس از رفع تعلیق با انگیزه بیشتری به کارشان ادامه بدهند.
* اروپا جواب نهایی را درباره ایده پیشنهادی ما کی ارائه خواهد کرد؟
** ما در 20 آوریل (فروردین) جلسه کار گروه هستهای را خواهیم داشت که در آن جزئیات فنی ایده ما مورد بررسی قرار خواهد گرفت و آن کمیته گزارشی را برای کمیته راهبری که 29 آوریل تشکیل خواهد شد، آماده خواهد کرد.
* سپاسگزارم از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.