تاریخ انتشار : ۲۷ مهر ۱۳۹۱ - ۰۷:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۱۹۳۴۵۶

ترجمه: مجید پیره
روز به روز چیزهای بیشتری فاش می‌شود. خیلی بیشتر از آن چه در گذشته بود. تصاویری وحشتناک‌تر؛ و شواهدی که قضاوت درباره‌ی آن را به عهده‌ی وجدان بشری می‌گذاریم. از آنچه بر زندانیان سابق ابوغریب گذشت. در طی مدت زمانی ماموران آمریکایی که بطور رسمی لقب "استثمارگران بشر" گرفته‌اند (HETS) در عراق مشغول چپاول، قتل، اعمار تروریستی، و شکنجه‌ی زندانیان بودند.
دونالد رامسفلد، وزیر دفاع آمریکا، اعتراف کرده بود که شواهد بسیار دیگری در آینده از آنچه اتفاق افتاد فاش خواهد شد. او در سخنرانی خود چنین گفت: "اوضاع در آینده‌ی نزدیک از آنچه هست بسیار خرابتر خواهد شد. من واقعا می‌ترسم." روز بعد، مامورین نظامی به خبرنگاران "ان‌بی‌سی نیوز" گفتند دور جدیدی از اسناد و مدارک که از آنها نظامیان آمریکایی به ضرب و شتم یک زندانی تا حد مرگ مشغول بوده و یا نیروهای اشغالگر یک زن زندانی عراقی و یا پسر جوان در بند را زیر مشت و لگد گرفته بودند، بدست آمده است. یک فرستاده‌ی دولت انگلیس، "آن‌کلیوو" به تازگی گزارش کرده که سال گذشته در زندان ابوغریب، نظامیان آمریکایی افساری را برای یک پیرزن عراقی اسیر قرار داده و او را مجبور کردن که در اطراف زندان حرکت کند و یکی از آنها بر پشت او مشغول سواری خوردن بوده؛ از شکنجه با زنجیر در محوطه‌ی زنان این زندان خبر دادند. و این گواه دیگری است از این که مامورین آمریکایی در سرتاسر دنیا به ضرب و جرح و شکنجه مردم تا سرحد مرگ مشغول هستند.
تصاویر منتشره از جنایات آمریکاییان، باعث شده تا میلیونها نفر در سراسر دنیا پی به واقعیت و ذات حمله‌ی آمریکاییان به نقاط مختلف جهان ببرند. در این مجال، سعی داریم تا نگاهی اجمالی به واقعیت بیندازیم که بارها و بارها از سوی سردمداران مورد انکار قرار گرفته؛ واقعیتی که همیشه بر سوی آن پرده افکنده‌اند و عکس‌العمل همگان در برابر آن خیره‌کننده بوده؛ این حقیقت تلخ خط بطلانی بوده بر تمامی ادعاهای ایالات متحده بر آن که همیشه خود را منادی آزادی در عراق و یا هر جای دیگر می‌داند.
این نمونه‌های شکنجه و آزار جنسی که در عراق رخ داد، هیچ مورد استثنایی و یا انحرافی از روند کلی جریان محسوب نمی‌شود. اینها، تکنیک‌ها و متدهایی هستند که در طی چند دهه از بازجویی‌ها و آزار و شکنجه‌های جنگ‌های مختلف آموخته شده‌اند. افراد زیادی در سرتاسر جهان وجود دارند که در زندانهای متعدد در نقاط مختلف دنیا، حتی در خود ایالات متحده آمریکا این چهره‌ی کریه ذات آمریکایی را به چشم خود دیده‌اند.
یک نگاه عمیق‌تر به آنچه در ابوغریب رخ داد بیندازید؛ این است واقعیت دموکراسی آمریکایی.
ولی برای بسیاری از افراد در آمریکا، این واقعیت به همان اندازه تکان‌دهنده و سخت می‌نماید که تصاویر جنایت‌های آمریکا در زندانهای عراق غیر قابل باور است. بسیاری هستند در آمریکا که سعی دارند همیشه به خود بقبولانند که نظامیان آمریکایی "افراد ایثارگر" هستند. انسانهای زیادی در آمریکا به عملکرد ظاهری و موفقیت‌آمیز آمریکا در جامعه – از جمله آنچه بدان "مجرای قانونی" و یا سیاست‌های انتخابات گفته می‌شود – خیره شده‌اند و همیشه در نزد خود چنین پنداشته‌اند که همچنین چیزی (یا چیزی شبیه به آن) ارمغان سلاح‌های آمریکا به دیگر مردم جهان است.
حتی در کشورهایی که به حقوق آنها تجاوز شده نیز گرایشات و تمایلات احساس می‌شود که گویا آن‌ها در تلاشند تا دموکراسی فعلی حاکم بر آمریکا را بلکه بتوانند در جامعه‌ی خود پیاده کنند (و به تبع آن به شرایط و اوضاع مطلوب و آرمانی اقتصادی نیز دست یابند). ولو این که آمریکا خود مستقیما و بی‌پرده به حقوق آنها تجاوز می‌نماید!!
و با وجود چنین وضعی است که آن آرزوهای خیالی و خیال‌های خوش بیشتر خودنمایی می‌کند که بلکه حمله‌ی آمریکا به کشورشان باعث آن می‌شود که همه چیز درست شود. (به ویژه در شرایطی که با دولتهای سقوط کرده، دیکتاتوری‌های مستبد و خونریز، یا وجود فقر و قحطی و یا کشتار و قتل‌عام در بخشی روبه‌رو هستیم). این آرزوهای غلط و امیدهای واهی نیز لحظه به لحظه توسط رسانه‌های گروهی جهانی، دولتهای آنان و یا موضع مردم‌سالار مقابل تقویت می‌شود.
بعد از این که معلوم شد هیچ سلاح کشتار جمعی در عراق وجود ندارد (تا بلکه بتوان حمله‌ی نظامی به عراق را به عنوان "دفاع از خود" توجیه کرد).
کاخ سفید ادعا کرد که حمله و تهاجم به عراق به قصد رهاسازی مردم عراق از وحشت حکومت سابق این کشور بوده است. ولی اکنون، هر سخنی از این دست با این پاسخ روبه‌رو می‌شود که هیچ یک از این شعارها، ماموریت بزرگتر آمریکا از اقداماتش، یا نقش آن در جهان و یا انگیزه‌های کاخ سفید را معلوم نمی‌سازد و در پشت این سلاح‌های همیشگی چیز دیگری نهفته است. این‌ها همگی دروغ‌هایی است که بر همگان رسوا گشته؛ و ابوغریب گواه خوبی بود بر این که چنین دروغ‌ها چقدر خطرناک هستند.
اما اینجا یک مطلبی است که قبل از همه چیز خودنمایی می‌کند و آن نکته‌ی مهم اینجاست که: سلاح‌های "ابرقدرت دموکراتیک" کبیر جهان، به عراق یورش و تهاجم بردند و در آنجا وحشیانه‌ترین جنایات فاشیستی را انجام دادند. آنها هرکسی را که به دستشان اسیر می‌شد لقب "تروریست" به او می‌دادند و به دنبال آن چنین ادعا داشتند که در چنین وضعی، هیچ یک از قوانی جنگی و یا حتی ساده‌ترین نکات حقوق بشر در مورد آن‌ها صادق نیست.
در ابتدای امر، شکنجه‌گران ابوغریب قصد آن داشتند که شبکه‌های مقاومت در بغداد را شناسایی کنند. اما بعد از چندی معلوم شد مامورین این زندان و نیز زندان‌های مشابه که در صدد آن هستند تا بی‌پرده هزاران زندانی در بند در زندانهای متعددی که در چنگال آنان گرفتار بودند مثل خودشان کنند. آنان می‌خواستند از این زندانی‌های اسیر، به عنوان تروریستهایی تربیت شده برای انجام مقاصد وحشیانه‌شان در خارج از زندان بهره ببرند.
و این قضیه، به روشنی حاکی از ذات و درون این جنگ و تهاجم است. اکنون بر همگان آشکار شده که واقعیت چیز دیگری جز "آزادی و دموکراسی" است. در پشت پرده این قضیه چیزهای دیگری نهفته است؛ مسائلی همچون سلطه بر عراق و در اختیار داشتن منابع خلیج‌فارس، استثمار نیروی انسانی موجود در این کشور، ثروت عظیم و سلطه بر ابزار استراتژیک موجود در منطقه؛ یعنی اهدافی درست در تقابل با آن چیزی که ملت عراق بدان احتیاج دارند و خواهان آن هستند.
با نگاهی عمیق‌تر به آن چه تاکنون روشن گشته معلوم می‌شود که نظام سیاسی و اقتصادی ایالات متحده آمریکا، (از جمله فریب‌ها نظام سیاسی این کشور برای دموکراسی) همچنان بر پایه چپاول ثروتها و استثمار نیروی انسانی در سرتاسر جهان استوار است. و نیز ترورهای فاشیستی در کشورهای دربند و این مورد هم یکی از آنهاست.
دموکراسی سرمایه‌داری در ایالات متحده آمریکا پشتوانه‌های دیگری غیر از قوانین موضوعه یا دادگاه‌های بزرگ و باشکوه دارد. آن چیزی که به این دموکراسی در آمریکا، ضمانت می‌دهد بمب‌هایی است که بر سر مردم در فلوجه می‌ریزد، نیروهای تعلیم دیده‌ی سازمان سیا در ابوغریب و هزاران جایی دیگر برای افراد بسیار دیگری در سرتاسر جهان آنان آمده‌اند تا مبادا ضربه‌ای به جهانخواری آمریکا وارد شود. آمده‌اند تا مانع آن شوند که قسمتی از اراضی مستعمره‌ی آمریکا از چنگالشان خارج شود و راه و روش نیل به چنین مقصودی هم چیزی نیست جز وحشیانه‌ترین و بی‌رحمانه‌ترین متدهای اعمال خشونت و وحشی‌گری در جهان. چرا که گذشته و نیز موقعیت فعلی آنان یاد می‌دهد که این تنها راه اجرای ماموریت آنهاست. قربانیان ابوغریب، در شرایط بدی حاضر به افشای آنچه بر آنان گذشت، هستند. خبرنگاران و اصحاب رسانه، بسیار جرات کرده‌اند که حاضر به پخش تصاویر ابوغریب در سرتاسر جهان شده‌اند. مردم در سرتاسر جهان، مشتاق آن هستند تا از وقایع آنجا بیشتر بدانند. آنان بر آنند تا قسمتهای جداشده‌ی حقیقت برملا شده را سرهم کنند، بلکه کامل بفهمند که واقعیت چیست؟ تمام آن چیزی که تاکنون بدست ما رسیده، بخش کوچکی است از یک واقعیت جاری در جهان.
و برای آن که بفهمیم براستی چه شده؟ ناز داریم تا با دیدی واقع‌بینانه و عاری از هرگونه قضاوت یکجانبه نسبت به قضایا، اتفاقات را مرور کنیم.
اقدامات آمریکا
"این به هیچ‌وجه ثابت نمی‌کند که من در جریان کارها بودم"
جورج دبلیو بوش، رئیس‌جمهور آمریکا
بعد از قضیه حمله‌ی آمریکا در یک سال پیش، نیروهای مردمی عراق به زندان ابوغریب یورش آوردند و زندانیان را آزاد ساختند. آنان با آزاد کردن زندانیان، زندان را ویران و تهی رها ساختند. و الان ما می‌دانیم که اشغالگران آمریکایی دوباره این زندان را بازسازی کردند.
درست همان هنگامی که آنان سخن از آزاد کردن مردم عراق می‌زدند، اسلحه‌های آمریکایی و بازجویان آنان مشغول قتل، آزار، شکنجه مردم عراق بودند. قسمت عمده‌ی این زندانیان، طبق گفته‌ی گزارش خود پنتاگون، افراد غیرنظامی بودند که در جریان عبور به سرعت نظامیان از محله‌ی مختلف شهر بغداد دستگیر شدند و بدون هیچ محاکمه و دادگاهی به زندان برده شدند.
بعد از این که مقامات عالی‌رتبه در کاخ‌سفید در ماه ژانویه دریافتند که عکس‌های جنایات آنها و مدارک و اسناد رفتار آنان بر روی CDهای زیادی در حال تکثیر است، به سرعت اقدام به یک سانسور همه‌جانبه کردند. آنها سعی در انجام کارهایی داشتند بلکه کمتر – مورد هجمه و آسیب قرار گیرند. به طرز کاملا مخفیانه‌ای، تعدادی از سربازان رده‌های پایین‌تر از محل خود به جای دیگری انتقال پیدا کردند. برخی از فرماندهان نظامی از کار کنار گذاشته شدند و در اقدامی دیگر سعی کردند تا شبکه‌ی CBS از پخش گزارش‌های مربوط به تصاویر منصرف شود.
تصاویر در همه جا پخش شد. تصاویر و عکس‌های مربوط به شکنجه‌های جنسی، اجبار اسرا به کارهای زشت جنسی، تصاویر مردان لخت که دستهای آنها به هم بسته شده درون سلولهای زندان؛ سربازان زن را برای اجرای کارهای مسخره و استهزا کردن زندانیان لخت آورده بودند و در یک مورد هم، عکس یک مرد عراقی در حالیکه همچون سگان بر او قلاده بسته بودند و او با بدنی لخت از درد بر روی زمین رها شده بود و به خود می‌پیچید چیزهای بسیاری در مورد زندانیان در منظر همگان لو رفته؛ این که چطور زندانیان با بدنهایی لخت در سلولهایی کوچک بدون هیچ تهویه و یا توالت اسیر بودند. و این که چطور زندانیان مجبور می‌شدند که یکدیگر را کتک بزنند.
خبر مربوط به گزارش داخلی پنتاگون (که برای مدتی هم از انتشار آن جلوگیری شده بود) توسط خبرنگار مجله‌ی "نیویورکر" به نام "سیمور هرش" منتشر شد. این اخبار درباره‌ی ابوغریب را "ماج.گن. آنتونی تاگوبا" چنین نقل می‌کنند: "مواردی از انواع انحرافات جنسی و شهوترانی علیه زنان که همراه با خشونت زیاد و آزارهای جنسی قبیح بود، یافت شده است." که از جمله‌ی موارد مشهود در آنان، استفاده از سگهای وحشی و شکاری در مقابل زندانیان است.
حالا، که دیگر جنایات صورت گرفته در ابوغریب را نمی‌توان انکار کرد، کاخ‌سفید اقدامات شدیدی را برای کنترل اوضاع صورت داده است. در تاریخ هفتم ماه مه، دونالد رامسفلد اظهار داشت که مامورین ابوغریب برخلاف تمام آموخته‌های نظامی در آمریکا رفتار کرده‌اند. وی در سخنرانی خود چنین گفت: "رفتار آنان در ابوغریب، برخلاف و متناقض با تمام آموزه‌های نظامی در طی دوران آموزش سربازان اعم از زن و مرد بوده و بی‌تردید آن چه رخ داد از ریشه برخلاف اصول کاری در آمریکا بوده است". اما بیایید تا تمام موانع بر روی حقیقت را برداریم و ببینیم واقعا جریان از چه قرار می‌باشد. اکنون مدتهاست که نیروهای آمریکایی اقدام به وحشیانه‌ترین طریق شکنجه‌ها و قتل‌ها و آزار نیروهای مقاوم در برابر آنها در سرتاسر جهان کرده‌اند و نکته این که آنان حتی بدون هیچ ترسی دست به استخدام جوخه‌های ترور منطقه‌ای در مقیاس وسیع برای انجام زشت‌ترین کارها زده‌اند.
داستان اجرای این قبیل کارها برمی‌گردد به آن زمانی که آمریکایی‌های مدرن بر آن شدند تا در کارهای مختلف دخالت کنند؛ تاریخی به قدمت زیاده‌خواهی‌ها آمریکا تا به امروز؛ از همان "قفس‌های ببر" در دوران ویتنام تا جوخه‌های ترور در ال‌سالوادور و نیز تالارهای شکنجه شیلی پینوشه. ایالات متحده مربیان سیا را به نقاط مختلف زمین فرستاده؛ نقاطی از قبیل پنال و یا پرو. یعنی همان جاهایی که نیروهای استثمار دولتی هر روز دست به زنجیر کشیدن و قتل جنگجویان غیرنظامی "مائوئیست" دربند می‌زده‌اند. تا به امروز هم، همچنان نظامیان آمریکایی بر ادامه کار "مراکز آموزشی آمریکاییان" در "فرت بنینگ" در جورجیا که رسوایی زیادی به همراه داشته، اصرار می‌ورزند. اینجا همان جایی است که در آن مامورین شکنجه نظامی، مربیان جوخه‌های ترور، نیروهای ورزیده در عملیات ضد شورش، برای شرکت در گروه‌های نظامی مختلف در آمریکای لاتین آموزش دیده‌اند.
اما با تمام این‌ها، پریزیدنت جورج بوش بعد از این که عکس‌های ابوغریب در سرتاسر جهان بدست همگان رسید، چنین می‌گوید: "ما در آمریکا این گونه رفتار نمی‌کنیم".
درست در چنین موقعیتی است که هر انسانی می‌بایست تامل کند و دوباره درباره‌ی دروغ‌های آقای بوش بیندیشد.
نه تنها چنین اقداماتی کار همیشگی نیروهای آمریکایی در اقصی نقاط جهان می‌باشد، بلکه چنین رفتاری را بسیاری از آنها که در خود آمریکا زندگی می‌کنند نیز به چشم خود دیده‌اند. جامعه‌ی آمریکا، یک جامعه‌ی طبقه‌ای است و در آن هر فردی متعلق به یک طبقه‌ی خاص اجتماعی است. شاید آنانی که امتیازات ویژه‌ای را در آمریکا در چنگال خود قبضه کرده‌اند یا مقامات و مسئولین در این کشور به حرفهای آقای بوش باور داشته باشند و نتوانند خود را تصور کنند که با بدنهایی لخت، در پشت طویله‌ها و اصطبل‌ها مشغول کتک خوردن و مورد آزارهای جنسی قرار گرفتن باشند.
اما افراد بسیار دیگری، در اینجا، در قلب مرکز فرمانروایی نظری کاملا متضاد با حرف آقای بوش که می‌گوید: "این طرز رفتار ما در آمریکا نیست!" دارند.
به راستی تاکنون چه کسی تعداد جوانهای آمریکایی که درون آسانسور دادگاه مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته‌اند را میداند؟ جوانانی که به آنها دستور داده شده تا اسمی از مسئولین و فرماندهان بلندپایه نبرند. خدا می‌داند تا الان چند بار شده که افراد با بدنهایی مجروح و کتک‌خورده، لنگان لنگان از درون اتاقهای بازجویی پلیس در آمریکا بیرون آمده‌اند. با حالتهایی که طبق آنچه در مدارک و اسناد و صورتجلسه‌ها به ثبت رسیده: "در حالی که درون اتاق از سقف آویزان شده بوده‌اند."
بروید از زندانیان در آمریکا بپرسید در مورد کتک‌کاری‌های با زنجیر درون تالار و شاید هم این رفتارها به عنوان بخشی از برنامه‌های مجازات و تربیت مورد تایید و بلکه تشویق هم قرار گرفته!
باید رفت و از "ابزلوئیما" پرسید که چطور زیر شلاق پلیس دست و پا می‌زد و نیز باید از مردم سیاه‌پوست و مردم کشورهای آمریکای لاتین پرسید که چطور آزارهای پلیس و قتل و جنایت‌های آن را مخفی نگه داشته‌اند؛ آن‌ها را انکار کرده و یا این که فقط برای موارد بسیار جزئی و کوچک مورد اتهام قرار گرفته‌اند.
بیایید سری هم به سلولهای زندانهای دولتی بیندازیم که چگونه در آن زندانیان در محوطه‌ای تاریک و بی‌نور با بدنهایی لخت رها شده‌اند و دیگر هیچ‌کس نپرسید که چه بر سر آنان می‌آید؟
باید دید که در زندان "ناله‌ی مرغ‌های دریایی" در شهر کالیفرنیا چه می‌گذرد؟ زندانی با امکانات پیشرفته‌ی تمام؛ جایی که در آن زندانیان شکنجه شدند؛ آنان را وادار می‌کردند که با نگهبانان زندان مثل گلادیاتورها بجنگند و زندانیان را در این محل در سلولهایی که عقل و حس آدمی را تباه می‌ساختند نگهداری می‌کرده‌اند.
تصاویر و عکس‌های ابوغریب با زبان گویایی وضعیت را روشن می‌کند. در یکی از آن عکس‌ها می‌بینیم "چارلز.ای.گرانر.جی آر" را که در برابر سلولهای مردان لخت اسیر عراقی ایستاده؛ وی همان شخصی است که مدتی را به عنوان نگهبان در زندان معروف "اس.اس.آی.گرین" سپری کرده و در آنجا آموزش دیده است.
این زندان معروف و بدنام در جنوب غربی پنسیلوانیا قرار گرفته و محلی را برای نگهداری "مومیا ابوجمل" به عنوان زندانی سیاسی بوده که وی در آن در صف مرگ ایستاده. و این زندان به اعمال نژادپرستانه‌ی قبیح بر روی زندانیان شهرت یافته است. آنان دستور داشتند که شکنجه کنند.         ادامه دارد...