در سالهای دهه 1990 شاهد موازنههای به سرعت متغیری در سطح مناسبات بینالمللی بودیم که در این میان سقوط اتحادیه شوروی سابق و ایجاد دولتهای جدید، معادلات تازهای را بر مناسبات منطقهای و مسایل استراتژیک خاورمیانه حکمفرما ساخت. از جمله رژیم صیهونیستی به دولتهای آسیای مرکزی تمایل بیشتری پیدا کرد. رژیم تلآویو درصدد بود تا با رخنه در کشورهای مذکور، خود را به عنوان کشوری الگو در پیشرفتهای سیاسی و اقتصادی به آنها معرفی کند. این مقوله روانی تاحدودی هم موفق بوده و تصویر قدرتمندی برای این کشورها به شمار آمده و حتی با استقبال دولتهای جدیدالتأسیس آسیای میانه هم مواجه گشته است.
رژیم صیهونیستی برای ایفای نقش بازیگری خود در منطقه آسیای مرکزی تلاش نموده تا ضمن شکلدهی سیاست جدیدی در قبال آمریکا پس از پایان جنگ سرد، از حمایت واشنگتن در اقدامات خود جمهوریهای آسیای مرکزی بهرهبرداری کند. از این رو بود که در سال 1992 آمریکا و رژیم صیهونیستی پروژه مشترکی را در این جمهوریها ارایه دادند که در آن آمریکا مخارج لازم را تأمین میکرد و رژیم صیهونیستی انتقال تکنولوژی و تخصص در عرصههای دیگر را برعهده داشت.
همچنین رژیم تلآویو با دولت ترکیه نیز روابطی براساس شرایط جدید برقرار نموده و از آن به عنوان ابزاری مفید در مسیر نفوذ در کشورهای آسیای میانه بهره جسته است.
اما روسیه سومین نیرویی است که مانع بالقوهای در برابر گسترش حضور اسرائیل در جمهوریهای جدید آسیای مرکزی به شمار آمده است. مرزهای ابرقدرت سابق در این جمهوریها به طور سنتی نقش برجستهای در سیاست و اقتصاد منطقه ایفا کرده است. طی دوره بعد از سقوط اتحاد شوروی، کشورهای اوراسیا موضعی اتخاذ کردند که برای اهداف سیاسی خارجی اهمیت نخست را داشت. بنابراین، جای شگفتی نیست که روسیه با درگیرشدن اسرائیل در آسیای مرکزی به شدت مخالفت ورزیده است:«از جمله طرفداران این موضع، ولادیمیر ژیر ینوفسکی ضد سامی و ضد اسرائیلی بود، که مقام سوم را در انتخابات ریاست جمهوری ژوئیه 1991 کسب کرد» اسرائیل از این نکته آگاهی داشته است که روسیه میتواند لطمه زیادی وارد کند، و به همین خاطر مایل نیست تا بیش از حد به تحریک مسکو دست بزند. اسرائیل مراقب بوده است تا با هر قدرتی که ممکن است نسبت به منافع محوری مسکو در حیاط خلوت آن یک تهدید تصور شود، اتحاد برقرار نسازد.
همانگونه که در بحثهای مربوط به گسترش ناتو مشاهده شد، روسیه حاضر به پذیرش اتحاد غربی در نزدیکی مرزهای خود، ه آن را نوی تهدید برای آینده تصور میکند، نبوده است. اسرائیل و ترکیه هر دو از هراس دارند که گسترش ناتو ممکن است روسیه را به دست زدن به اقدام ستیزهجویانه در «خارج نزدیک» خود تحریک کند و محدودهای وضع شده توسط پیمان نیروهای متعارف در اروپا را زیرپا بگذارد.