فدراسیون روسیه مرکب از 21 جمهوری، 6 ناحیه، 49 استان، 10 منطقه خودمختار، دو شهر فدرال، و یک منطقه یهودینشین میباشد که به این شرح است.
1- جمهوریها؛ آدیغه، آلتای، باشقیر، بوریات چچن، چوواش، داغستان، اینگوش، کاباردینوبالکار (قبارطه ـ بلغار) کالمیک، قرهچای ـ چرکسیا ـ کارلین، خاکاس، تریال، موردوا، اوستی شمالی، ساخا، تاتارستان، توفا، ادمورت
2- ناحیهها: آلتای، خاباروفسک، کراسنودار، کراسنویارسک، پریموریه (کنار دریا)، استاوروپل
3- استانها: آمور، آرخانگلسک، آستراخان، بلگورود، بریانسک، چلیپابنیسک، چیتا، ایرکوتسک، کالوگا، کالینینگراد، کامچاتکا، کمررو، کیروف، نوستروما، کورسک، لیپتسک، ماگادان، مسکو، مورمانسک، نیژنی نووگرود، نووسیبرسک، امسک، آریول، اورنبرگ، پنزا، پرم، پسکوف، روستوف، ریازان، سنپطرزبورگ، ساخالین، سامارا، سمولنسک، سوردلوفسک، تامبوف، تومسک، تولا، تور، تیومن، اولیانوفسک، ولادیمیر، ولگاگراد، ولگوگرا، و رونژ، یاروسلاول.
4- منطقههای خودمختار: آگین ـ بوریات، چوکات، ایونکی، خانتی ـ ماسنی، کومی ـ پرمیاک، کوریاک، ننتس، تایمیر (دولگانو ـ ننتس) اوست اوردین ـ بوریات، یامولو ـ ننست.
5- شهرهای فدرال: مسکو و سنپطرزبورگ (لنینگراد دوران اتحاد شوروی)
6- منطقه یهودینشین بیروبیجان
همچنین در ماه مه سال 2000 ولادیمیر پوتین پیشنهاد کرد روسیه به هفت منطقه تقسیم شود که روز 31 ماه مه همان سال این پیشنهاد از تصویب شور اول دومای کشوری گذشت. این هفت منطقه شامل مناطق ذیل هستند:
1- منطقه شمالغربی (مرکز ـ سنتپترزبورگ)
2- منطقه مرکزی (مرکز ـ مسکو)
3- منطقه رود ولگا (مرکز ـ نیژنی نوگورود)
4- منطقه خاور دور (مرکز ـ خاباروفسک)
5- منطقه اورال (مرکز ـ یکاترینبورک)
6- منطقه شمال قفقاز (مرکز ـ رستوف ـ دن)
7- منطقه سیبری (مرکز ـ نوومسیبیرسک)
فدراسیون روسیه (قبلا جمهوری سوسیالیستی فدراتیو روسیه شوروی خوانده میشد) از غرب با نروژ، فنلاند، استونی و لتونی همسایه است و در جنوبغربی آن اوکراین و روسیه سفید قرار گرفتهاند. جمهوریهای قفقاز (از روسیه ماوراء قفقاز) شامل گرجستان و آذربایجان، و نیز قزاقستان در جنوب این جمهوری قرار دارند. دریای سیاه و دریای خزر نیز در بخشهای جنوبی این کشور قرار گرفتهاند. در بخشهای جنوبشرقی روسیه نیز جمهوری خلق چین، مغولستان و کرهشمالی واقع شدهاند.
مساحت این کشور بالغ بر 400/075/17 کیلومتر مربع میباشد، که فدراسیون روسیه را به پهناورترین کشور جهان تبدیل نموده است. این سرزمین شامل 89 واحد فدرال است ـ که مسکو و سنپترزبورگ (لنینگراد دوران اتحاد شوروی) از جمله آنها هستند. سرزمین روسیه دارای دشتهای وسیعی است که سلسله کوههای اورال به مثابه دیواری در میان بخش اروپایی و آسیایی آن قرار گرفته است. در شرق سیبری و خاور دور رشته کوههای متعددی وجود دارد که به تعدادی جزیره در شرق منتهی میگردد.
با در نظر گرفتن وسعت سرزمین روسیه، این کشور از تنوع آب و هوایی چشمگیری برخوردار است. در بخش غربی و اروپایی آن فاصله دمای زمستان و تابستان زیاد است و دمای مسکو در تابستان به طور متوسط 19 درجه سانتیگراد میباشد. در بخشی از نواحی سیبری دمای متوسط در زمستان به حدود 46 درجه سانتیگراد زیر صفر میرسد.
جمعیت فدراسیون روسیه که در سال 1989 حدود 82 درصد آنان را روسیها تشکیل داده بودند، بالغ بر 000/000/148 نفر میباشد. 6/3 درصد تاتار، 7/2 درصد اوکراینی و 2/1 درصد چوواشی نیز در میان آنها هستند. گروهی نیز از باشقیرها، قزاقها، ازبکها و چچنها در میان ساکنان فدراسیون روسیه زندگی میکنند. مذهب اصلی مسیحیت و زبان رسمی روسی میباشد، در حالی که در زندگی روزمره دهها گویش دیگر بکار میرود. اکثر سکنه این کشور در بخش اروپایی آن ساکن هستند. مرکز روسیه شهر مسکو و دومین شهر بزرگ آن سنپترزبورگ (لنینگراد) میباشد.
سرزمین پهناور روسیه را دریاهای متعددی در بر گرفته که عمدهترین آنها عبارتند از: دریای بالتیک و خلیج فنلاند در غرب، دریای سفید، خلیج پچوار، دریای کارا، دریای بارنتس، دریای لاپتف، دریای سیبری شرقی، دریای چوکچی و اقیانوس منجمد شمالی در شمال، دریای برینگ، دربیاختسک، دریای ژاپن و اقیانوس آرام در شرق، دریای سیاه و دریای خزر در جنوب، با وجود آنکه طول ساحل این کشور به 65337 کیلومتر میرسد، اما به لحاظ اینکه بیشتر سواحل آن در منطقه منجمد شمالی واقع است و یا دریاهای مرتبط با آن از طریق تنگهها تحت کنترل کشورها دگر به آبراههای مهم متصل است، روسیه از وضعیت مطلوبی در برقراری ارتباط دریایی آزادانه با سایر کشورهای جهان برخوردار نیست. مرزهای این کشور بالغ بر 13920 کیلومتر است.
بخش اروپایی روسیه عمدتا جلگهای و هموار است. بلندترین نقطه روسیه، قله البروس با 6425 متر ارتفاع در شمال قفقاز در جمهوری آستیای شمالی و نزدیکی مرز گرجستان است که در عین حال بلندترین نقطه اروپا نیز محسوب میشود. کوههای اورال که در امتداد شمالی ـ جنوبی واقع شده است حد میان اروپا و آسیا را تعیین میکند و بلندترین نقطه آن قله نارودانتاه 8851 متر ارتفاع دارد. تمامی قسمت آسیایی روسیه را سرزمین پهناور سیبری در بر گرفته است. شبکه گستردهای از رودهای پرآب در روسیه وجود دارد که علاوه بر تامین آب آشامیدنی سده برق آبی فراوانی بر روی آن احداث شده است.
رودهای عمده بخش اروپایی روسیه عبارتند از:
ولگا با 6903 کیلومتر طویلترین رود اروپا که به دریای خزر میریزد، دون که بنام قزاقهای دون جاودان شده است. دنیپر، نمان، نوا، لینا، پچورا. لندترین رود روسیه ینیر در بخش آسیایی این کشور جریان دارد. دریای خزر که بزرگترین دریاچه جهان محسوب میشود در مرزهای جنوبی این کشور قرار دارد. دریاچه بالکان با 14034 کیلومتر مربع وسعت بزرگترین دریاچه روسیه، عمیقترین دریاچه جهان (با 1740 متر عمق) و بزرگترین دریاچه آب شیرین است و 20 درصد آب شیرین دریاچه جهان در این دریاچه ذخیره شده است. پوشش گیاهی روسیه را در شمالیترین مناطق توندرا و در جنوب تایگا تشکیل میدهد که یک سوم جنگلهای جهان در این نواحی قرار دارد.
آب و هوای روسیه عمدتا قارهای خشک همراه با زمستانهای سرد است. میزان درجه حرارت در نواحی شمال شرقی سیبری در زمستانها تا 70 زیر صفر نیز میرسد. میانگین دمای تابستان از 6 درجه تا 30 درجه بالای صفر است. میزان بارندگی از متوسط تا کم در تغییر است و بویژه در نواحی داخلی چندان قابل پیشبینی نیست. روسها که در حال حاضر حدود 83 درصد جمعیت روسیه را تشکیل میدهند از گروه اسلاوهای شرقی بشمار میروند که خود از خانواده هند و اروپایی محسوب میشوند. در روسیه بیش از 100 میلیت و قوم زندگی میکنند.
زبان روسی زبان رسمی است و به خط سیریلیک نوشته میشود. اکثریت مردم روسیه تابع کلیسای ارتدکس روسیه میباشند. دین مسیح و به تبع آن کلیسای ارتدکس از اوایل قرن دهم در روسیه گسترش یافت. به علاوه پیروان مذاهب کاتولیک و پروتستان در شمار محدودی در این کشور حضور دارد و در نواحی شمال قفقاز و شمال دریای خزر مسلمانان از اکثریت برخوردارند.
زمینههای تحولات در روابط ایران ـ روسیه
تحول در روابط ایران و روسیه از دوران اتحاد شوروی آغاز گردید. جمهوری اسلامی ایران که با شعار "نه شرقی نه غربی" سیاست خارجی خود را پایهریزی کرده بود، توانست در چارچوب "تفکر نوین" گورباچف روابط خود را با اتحاد شوروی توسعه دهد، در حقیقت دگرگونی در سیاست خارجی اتحاد شوروی مجال را برای گسترش همهجانبه روابط دو کشور فراهم کرد. از طرفی دست کشیدن شوروی از شعار رهبری انقلاب جهانی و توجه به اولویتهای اقتصادی این ارتباط را تسهیل نمود. پس از فروپاشی اتحاد شوروی در نخستین ماههای استقلال روسیه، با توجه به حاکمیت نگرش غربگرایانه بر سیاست خارجی روسیه که تا نیمه سال 1993 نیز به طول انجامید، روابط دو کشور دچار چالش موقت گردید.
سوءظن ناشی از چارچوبههای فکری غربگرایان در مورد تهدید ایران اسلامی در این راستا باید مورد توجه قرار گیرد. در نگرش غربگرایان همانند خاستگاههای فکری غربی آنان، ایران به عنوان یک کشور توسعهطلب در پی گسترش نفوذ انقلابی اسلامی خویش در آسیای مرکزی و قفقاز دیده میشود.
به تدریج با تحول در سیاست خارجی روسیه و تضعیف نگرشهای هواداری از غرب از یکسو، و تقویت تمایلات ملیگرایانه و اوراسیاگرایانه در رهبران روسیه نسبت به ایران تغییر ایجاد شد. با گسترش شکاف در میان روسیه و غرب و توسعه تهدیدات منطقهای روابط دو کشور روندی رو به بهبود یافت. عدم توفیق غرب در جذب کامل اقتصادی و سیاسی روسیه و تقاضای قاطعانه رهبران روسیه برای ایفای نقش برتر جهانی با توجه به رویارویی ایران و آمریکا سبب شد دو کشور در مسیر زندگی فزاینده قرار گیرند.
جاذبههای اقتصاد دو طرف برای یکدیگر نیز در توسعه روابط موثر واقع شد. مشکلات اقتصادی روسیه بهرهمندی این کشور از توسعه روابط اقتصادی با ایران را به طور جدی مطرح ساخت. همکاریهای نظامی و فروش تسلیحات از جمله محورهای مورد توجه روسیه در گسترش مبادلات دو کشور بوده است.
فروش راکتور هستهای آب سبک به ایران از سوی روسیه و مخالفتهای آمریکا با این امر به یکی از جلوههای استقلال عمل در سیاست خارجی روسیه تبدیل گردید. دولت روسیه قبل از آن در برابر فشار آمریکا از فروش موتورهای موشکی به هند منصرف شده بود، ولی در مورد ایران با استناد به دلایل سیاسی ـ اقتصادی و اشاره به پایبندی ایران به قوانین سازمان بینالمللی انرژی اتمی و پیوستن آن به پیمان عدم گسترش سلاحهای هستهای تصمیم قاطع خود را برای اجرای آن گرفت.
از آن هنگام روسیه آشکارا اجرای قرارداد تکمیل نیروگاه هستهای بوشهر را در برابر فشارهای آمریکا در نظام سیاسی جهانی بر روسیه و از جمله توسعه ناتو دنبال کرده است.
حکومت ضد آمریکایی تهران برای مسکو به عنوان یک متحد طبیعی ظاهر گردید و اشراف آن بر تنگه هرمز شریان حیاتی غرب، این نزدیکی را قابل تاملتر میسازد. تحلیلگران روسی نزدیکی با ایران را سبب افزایش هزینههای امنیتی غرب و به نفع خود تلقی میکنند. به نظر آنان هرچه روسیه با کشورهای ضد غربی و اصولگرا نزدیک شود، غرب ناچار به تخصیص هزینههای بیشتری برای تامین "بازدارندگی" از جنوب خواهد گردید. البته در این زمینه باید دگرگونی در سیاست خارجی روسیه مورد توجه قرار گیرد.
تلاش مشترک ایران و روسیه برای حفظ ثبات سیاسی و تأمین امنیت در منطقه آسیای مرکزی سبب توسعه اعتماد در میان دو کشور گردید. برخلاف تبلیغات غربی که درصدد تخریب روابط دو کشور بودند، با شکلگیری سیاست حسن همجواری و عدم مداخله در امور داخلی همسایگان از سوی ایران این ارتباط در مسیر توسعه مستمر قرار گرفت. روسیه ایران را به عنوان یک قدرت منطقهای که ضامن ثبات میتواند باشد مورد توجه قرار داد.
دریای خزر و مشکلات و مسایل گوناگون آن یکی از عوامل نزدیکی سیاستهای دو کشور به یکدیگر بوده است. بهرهبرداری آذربایجان از نفت دریای خزر به طور یکجانبه و عدم کسب توافق در مورد رژیم حقوقی دریای خزر سبب گردید ایران و روسیه به اتخاذ مواضع کم و بیش مشابهی دست یابند. در حالی که آذربایجان و قزاقستان برای بهرهمندی از نفت دریای خزر که در نزدیک سواحل آنها قرار دارد از رژیم حقوقی دریاها حمایت میکنند، ایران و روسیه بهرهبرداری مشترک از دریای خزر و منابع آن را مورد توجه قرار دادهاند.
انعقاد قرارداد میان آذربایجان و قزاقستان با شرکتها و کنسرسیومهای نفتی غربی و نگرانی از توسعه حضور و نفوذ بیگانگان در منطقه دریای خزر (مانند آسیای مرکزی و قفقاز) سبب نزدیکی سیاستهای دو کشور به یکدیگر گردیده است. به پیشنهاد ایران کشورهای ساحلی دریای خزر از سال 1992 سازمان کشورهای ساحلی دریای خزر را ایجاد کردند، که میتوان اذعان داشت هنوز فعالیت جدی و قابل توجهی نداشته است.