نگاهی به آمار و ارقام معاونت امور اقتصادی و هماهنگی سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور، نشان میدهد که رشد تشکیل سرمایه ثابت ناخالص طی دوره 75 - 71 حدود 24 درصد بود که به طور متوسط در هر سال 8/4 درصد است. در حالی که نسبت سرمایهگذاری داخلی به تولید ناخالص داخلی در کشورهایی نظیر چین، کره و فیلیپین حدود 20 الی 30 درصد و گاهی تا 40 درصد میرسد ولی این نسبت در کشور ایران حدود 15 درصد برآورد شده است.
راهکارهای جذب سرمایه
از آنجا که سرمایههای داخلی برای حرکت شتاب دهنده زیربناهای صنعتی کافی نیست، لذا استفاده از منابع مالی خارجی به عنوان مکمل منابع داخلی میتواند ابزاری به منظور هموار کردن سرمایهگذاریهای داخلی و گسترش و تقویت ظرفیتها و نیروهای مولد محسوب شود؛ به دلیل این که سرمایهگذاریهای خارجی قادرند روح رقابت را به کالبد اقتصاد ملی افزایش دهند و با در هم شکستن انحصارات و رانتخواهان بهرهوری را در کل اقتصاد ملی ارتقا دهند که در نهایت به نفع مردم و کشور خواهد بود. از جمله مزیتهای دیگری که در این رابطه میتوان ذکر کرد، ایجاد فرصتهای مناسب برای انتقال فناوری تولیدی، مدیریت و فناوری و دستیابی به بازارهای جهانی است.
مزایای جذب
1- ورود ارز به کشور 2- تکمیل منابع و سرمایههای داخلی و ایجاد رقابت بین تولیدکنندگان داخلی و شرکتهای خارجی 3- از بین بردن زمینههای رانتجویی و رانتخواری و انحصارات 4- ایجاد اشتغال و افزایش درآمد سرانه در کشور 5- ایجاد زمینههای بهبود به منظور الحاق به سازمان تجارت جهانی و افزایش سهم صادراتی مخصوصاً صادرات غیر نفتی که در درازمدت رها شدن اقتصاد از وابستگی به صدور نفت خام است. 6- افزایش بهرهوری در کل اقتصاد به دلیل ارتقای کیفیت محصولات تولیدی داخلی که متأثر از رقابت است.
عوامل تسهیلکننده
برای جذب سرمایههای خارجی میتوان دلایل و راهکارهای مهمی برشمرد که مهمترین آن تضمین امنیت سرمایه است. این موضوع هم برای سرمایهگذاران داخلی و هم برای سرمایهگذاران خارجی اولین و مهمترین اولویت محسوب میشود. لذا پیشنهاد میشود ایجاد قوانین باثبات و مستحکم از ضرورتهای اساسی و بنیادین جذب سرمایه محسوب شود و تصمیمگیران در این رابطه باید با جدیت در تصویب آن اقدام کنند. آزادسازی اقتصادی و کوچک کردن دولت یا عدم دخالت دولت در اقتصاد خرد را میتوان یکی دیگر از عوامل موثر قلمداد کرد.
حمایت جدی و قانونمند از بخش خصوصی و ترویج مشتریمداری در کل تولید و بخشودگی مالیاتی در نقاط محروم و ارائه تسهیلات ویژه و همکاری با سرمایهگذاران و ایجاد ثبات سیاسی و اقتصادی و شفافسازی دقیق در مورد نقل و انتقال سود انتقال و تضمین حداقل منافع سرمایهگذاران از جمله عوامل مهمی هستند که باید به آنها توجه کرد.
سرمایهپذیری
1. روش بی.او.تی(BOT): این روش از اوایل دهه 1980 در نقل و انتقالات منابع مالی ایجاد شد. در واقع در این سرمایهگذاری بین کشور سرمایهپذیر و صاحبان سرمایه که معمولا در قالب شرکت هستند قرارداد به نحو زیر منعقد میشود. مدت زمان پروژه در کشور سرمایهپذیر معلوم میشود. در واقع شرکت سرمایهگذار تعهد میدهد پروژهای را در کشور با تمام هزینههای لازم انجام دهد و پس از این که پروژه اتمام یافت و به بهرهبرداری رسید، طبق قرارداد منعقد شده میتواند از فروش و درآمد پروژه، سرمایه و سود خود را در مدت زمان معین برداشت کند و در پایان مهلت قانونی، کل پروژه را به کشور سرمایهپذیر واگذار کند.
2. روش سرمایهگذاری امتیازی: این روش بسیار قدیمی است و عمدتا در حیطه قراردادهای نفتی مورد توجه قرار گرفتهاند. در این قرارداد شرکت سرمایهگذار خارجی تمامی هزینههای احداث طرح تولید را تقبل میکند و در برابر این امتیاز به کشور سرمایهپذیر طی توافقنامه اولیه مالیات و بهره ملکانه پرداخت میکند. در این روش انتقال فناوری برای کشور سرمایهپذیر وجود ندارد. به هر حال این روش بدترین روش سرمایهگذاری خارجی محسوب میشود به طوری که جز انهدام منابع معدنی کشور، نتیجه دیگری در بر ندارد.
3. روش مشارکت در تولید: در این روش طبق قرارداد بین شرکت سرمایهگذار و کشور سرمایهپذیر، مدیریت و حاکمیت کشور سرمایهپذیر بر شرکت و پروژه تولیدی قطعی بوده و بر روند تولید نظارت دارد. در عوض بخشی از تولید که در قرارداد ذکر شده است، به کشور سرمایهپذیر تعلق خواهد گرفت.
4. مشارکت در سرمایهگذاری: این نوع جذب سرمایههای خارجی در حال حاضر رشد بیشتری داشتهاند، به طوری که در این روش کشوری که علاقهمند به جذب سرمایه خارجی است با شرکت سرمایهگذار در میزان سرمایهگذاری در اجرای یک طرح ملی شریک میشود و متعهد میشود درصدی از سرمایه طرح را پرداخت کند. پس از عقد قرارداد و توافق به عمل آمده در زمان بهرهبرداری کشور یا دولت سرمایهپذیر به نسبت سهمی که در سرمایهگذاری داشته است سود یا درصدی از سود را دریافت میکند و علاوه بر آن مالیات بر سود طرف قرارداد را هم دریافت مینماید. تولید به نسبت سهم و توافقنامه بین شرکت سرمایهگذار و دولت تقسیم میشود.
در این روش انتقال فناوری به کندی صورت میگیرد و ریسک عملیات تولید نیز بین طرفین قرارداد مشترک است.
5. جذب سرمایه به روش بیع متقابل: در این روش شرکت سرمایهگذار خارجی تمامی سرمایه لازم از قبیل نصب تجهیزات، راهاندازی و انتقال فناوری را عهدهدار میشود و پس از راهاندازی تکمیل طرح، آن را به کشور سرمایهپذیر واگذار میکند و در برابر سرمایهای که آورده است، محصولات تولیدی شرکت را تا مدت زمان معین با محاسبه سود و هزینه سرمایه اصلی (بهره) دریافت میکند. در این قرارداد حق مالکیت کاملاً در اختیار کشور سرمایهپذیر قرار دارد. انتقال تکنولوژی و انتقال تجارب شکرت سرمایهگذار به کشور میسر و امکانپذیر است.
6. سرمایهگذاری غیر مستقیم: این نوع سرمایهگذاری به سرمایهگذاری خارجی در اوراق بهادار معروف است. اعطای وام و اعتبار، خرید اوراق قرضه و سهام شرکت در معاملات بورس در زمره این نوع سرمایهگذاری است. در این حالت سرمایهگذاری خارجی در اداره واحد تولیدی نقش مستقیم ندارد.