تاریخ انتشار : ۰۲ دی ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۱۹۳۵۳۱

تحرکات امریکا در هند طی چند ماه اخیر به ویژه در آستانه نشست چند روز قبل شورای حکام آژانس انرژی اتمی در مورد موضوع هسته‌ای ایران پوشیده نیست.
روابط تاریخی ایران و هند که طی یک دهه اخیر شاهد حرکت به سوی اجرای «نقشه راه راهبردی» بوده، اکنون در پی مسایل هسته‌ای، تحریکات خارجی و درز کردن برخی مسایل بحث‌انگیز بر صحنه مطبوعات دستخوش تردید‌هایی شده است.
هند پس از کسب استقلال بلافاصله در صدد برآمد که با کشورهای آسیایی روابط سیاسی برقرار کند و در این میان بر روابط خود با ایران اهمیت زیادی قایل بود. در دوران پس از سال 1947 میلادی، روابط اقتصادی میان ایران و هند بر روابط فرهنگی دو کشور پیشی گرفت.
هند در آن زمان سنگ‌آهن خود را در اختیار ایران قرار داد تا در توسعه صنایع فولاد از آن استفاده شود و در مقابل ایران نفت مورد نیاز هند را تامین می‌کرد.
روابط در مراحل مقدماتی به خوبی پیش می‌رفت، اما پس از آن که پاکستان در پیمان بغداد با ایران متحد شد، تیرگی روابط هند با پاکستان بر روابط با ایران نیز تاثیر گذاشت. در آن زمان «نهرو» نخست‌وزیر هند از امضای پیمان بغداد ابراز نگرانی کرد و گفته بود که این پیمان، جنگ سرد را به مرزهای هند کشانده است. در مقابل «محمدرضا پهلوی» حاکم مخلوع ایران نیز از اظهارات نهرو ابراز نارضایتی کرده و حتی آن را به باد انتقاد گرفت.
در سال‌های دهه 50 و60 میلادی مصر نیز از عوامل تیرگی روابط هند و ایران بود.
خصومت برخی از کشورهای عربی با ایران بار دیگر هنگامی نمایان شد که «جمال عبد‌الناصر» رهبر مصر از ادعای مالکیت عراق بر خوزستان ایران پشتیبانی کرد.
این اقدام ناصر، مردم ایران را برآشفت و در تهران علیه ناصر تبلیغات زیادی به راه افتاد. اگر چه هند تا حد زیادی کوشش کرد خود را از این ماجرا دور نگهدارد، اما دوستی شخصی نهرو با ناصر ناگزیر بر روابط ایران و هند تاثیر گذاشت.
در جریان جنگ هند و پاکستان در سال 1965 میلادی روزنامه‌های هند از قول منابع مصری درباره کمک نظامی ایران به پاکستان گزارش‌هایی را به چاپ رساندند.
این مطالب خشم مردم هند را برانگیخت و عده‌ای از مردم در شهرهای بمبئی و دهلی‌نو در برابر کنسولگری و سفارت ایران دست به تظاهرات اعتراض‌آمیز زدند.
در سال‌های دهه 70 افکار عمومی هند، ایران را نه تنها متحد پاکستان، بلکه کشوری که دارای گرایش‌های ضد هندی است به شمار آوردند.
حتی در همین دوران نیز که روابط سیاسی دو کشور تیره بود روابط اقتصادی ایران و هند در سطح بهتری قرار داشت.
در این دوران دکترین اقتصادی دو کشور که ایران با منابع سرشار نفتش می‌تواند نیازهای هند را برآورده کند و دهلی با پیشرفت‌های علمی و نیروی کارآزموده می‌تواند به توسعه صنایع فلزی و فولاد ایران یاری دهد، کماکان پابرجا ماند. سفر 12 روزه محمدرضاپهلوی به هند در سال 1978 میلادی به همراه 70 تن از همراهانش که در میان آنان وزاری خارجه، دارایی و مشاور نفتی وزارت نفت حضور داشتند، این امیدواری را به وجود آورد که روابط دو کشور بهبود چشمگیری پیدا کند.
اما اوضاع چنین نشد، چون هند از حمایت ایران از پاکستان در جنگ‌های سال‌های 1965 و 1971 علیه کشورش ناراضی بود. علاوه بر این هند از موضع ایران در سازمان کنفرانس اسلامی نیز ناراحت بود.
به دنبال پیروزی هند در جنگ سال 1971 با پاکستان محمدرضاپهلوی به این نتیجه رسید که هند در منطقه جنوب آسیا به قدرت نظامی بزرگ تبدیل شده و مانعی در راه اجرای برنامه‌های جاه‌طلبانه‌اش است.
همچنین وی اذعان داشت که هند متمایل به شوروی می‌تواند ایران را که از دیدگاه ناظران غربی عامل ثبات منطقه بود به مبارزه طلبد.
جنگ نفتی اکتبر سال 1973 میلادی که در نتیجه آن بهای نفت چهار برابر شد هند را در وضعیت دشواری قرار داد و این ضرورت را به وجود آورد که دهلی نو با ایران معاملات نفتی انجام دهد.
ابتکار عمل در این هنگام با هند بود و در این راستا «ایندیرا گاندی» نخست‌وزیر وقت هند سفر کوتاهی به تهران داشت اما با این وجود روابط سیاسی دو کشور چندان بهبودی نیافت.
سقوط رژیم شاه در سال 1979 از تنش روابط هند و ایران کاست و هند از جمله نخستین کشورهایی بود که از انقلاب اسلامی ایران استقبال کرد و دولت ایران را به رسمیت شناخت.
پس از پیروزی انقلاب‌ اسلامی، ایران به جنبش عدم تعهد پیوست و علائق خود را به کلی از آمریکا قطع کرد و با این اقدام‌ها هند نقس راحتی کشید.
در دوران هشت‌سال جنگ تحمیلی روابط تهران- دهلی‌نو آن‌طور که لازم بود گسترش نیافت اما روابط اقتصادی دو کشور در این دوران نیز آهنگ توسعه را داشت.
آهنگ رشد روابط ایران و هند بلافاصله پس از پایان جنگ سریعتر شد به طوری که در دوران بازسازی در ایران دو کشور بخصوص روابط اقتصادی خود را تحکیم بخشیدند و عرصه‌های همکاری را مشخص کردند.
یکی از ویژگی‌های روابط هند و ایران در این سال‌ها این بود که دو کشور می‌کوشیدند پیشامدهای خاص سیاسی بر روابط اقتصادی آنها صدمه نزند.
 یکی از حوادث مهمی که بر روابط دو کشور سایه افکند تخریب مسجد «بابری» در سال 1992 به دست هندوهای افراطی و کشتار مسلمانان بود.
جالب است که دو هفته قبل از این حادثه دو کشور بزرگترین قرارداد همکاری به ارزش یک میلیارد دلار را به امضا رساندند که براساس مفاد آن یک پروژه تولید برق با ظرفیت 840 مگاوات و کارخانه تولید شکر به کمک هند در ایران باید ساخته می‌شد، همچنین قرارداد احداث مترو تهران با همکاری هند نیز میان دو کشور به امضا رسید.
تهران اگرچه نسبت به حادثه تخریب مسجد بابری به شدت اعتراض کرد اما وزیر خارجه وقت ایران «علی‌اکبر ولایتی» در عین حال به آگاهی سفیر و وزیر کشاورزی هند که در آن هنگام در تهران بسر می‌برد اعلام کرد که تهران دولت دهلی نو را در این زمینه مقصر نمی‌داند.
دولت هند نیز نسبت به اعتراض ایران واکنش معقولی نشان داد و اعلام کرد که احساسات ایران را به عنوان یک کشور اسلامی درک می‌کند.
در سال 1994 و پس از آنکه ایران پیشنهاد میانجیگری بین هند و پاکستان را در جریان کنفرانس حقوق‌بشر سازمان ملل متحد برای حل مسالمت‌آمیز مساله کشمیر به اطلاع دو کشور رساند سرعت تحولات در روابط تهران و دهلی‌نو شدت یافت، به‌طوری که ناظران معتقدند دولتمردان دو کشور نمایان کردند که به یکدیگر از زاویه وسیعتر در راستای منافع ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی می‌نگرند.
«با توجه به تحولی که در روابط بین‌الملل نیز پدید آمد ایران در سال 1994 (1373میلادی) این سیاست را با توان بیشتری دنبال کرد و حتی «اکبر هاشمی رفسنجانی» رییس‌جمهوری وقت ایران در مصاحبه‌ای با روزنامه «هندوستان تایمز» پیشنهاد کرد که برای ایجاد یک نظم اساسی، محور ایران، هند و چین شکل بگیرد.
هاشمی رفسنجانی در این مصاحبه گفته بود که کشور‌های آسیایی باید با یکدیگر همکاری کنند و در این راستا هند را محور مهمی خواند.
رییس‌جمهوری وقت ایران بر این موضوع در جریان دیدار «نارسیما هارائو» نخست‌وزیر وقت هند از تهران نیز تاکید کرده بود.
در عرصه سیاسی تماس‌های سطوح بالای دولتی میان دو کشور در سال 1990 میلادی نسبت به دوره‌های قبل بی‌سابقه است و می‌توان گفت که این تماس‌ها نه تنها قدم‌های موثری برای بهبود روابط سیاسی هند و ایران بود بلکه انگیزه‌ای جهت توسعه همکاری‌های اقتصادی دو کشور شد.
ایران و هند طی سال‌های 1992و1993 میلادی در مورد تاسیس شرکت‌های مشترک بازرگانی، ساختمانی و اکتشافات نفت توافقتامه‌های متعدد امضا کردند.
«ساتیش شارما» وزیرنفت وقت هند در ماه ژوئیه سال 1993 به ایران سفر کرد و در جریان آن یادداشت تفاهمی درباره مطالعه امکان احداث خط لوله گاز ایران به هند و تاسیس یک کارخانه کود شیمیایی در جزیره قشم به امضا رسید.
خط لوله گاز ایران به هند در واقع یکی از محورهای مهم روابط دو کشور را تشکیل می‌دهد و برخی از سیاستمداران و کارشناسان اقتصادی نیز ابراز عقیده کرده‌اند که همکاری‌های اقتصادی «مرکز ثقل» روابط ایران و هند است. اراده سیاسی در ایران و هند سطح روابط دو کشور را تا جایی کشاند که در سال 1371 دولت هند تصمیم گرفت از «سیدمحمد خاتمی» رییس‌جمهوری وقت ایران به عنوان میهمان ویژه در روز جمهوری این کشور دعوت و از وی استقبال کند. این دیدار که بازتاب گسترده و حتی با ابراز نارضایتی‌های محافل آمرکایی و اسراییلی روبه‌رو بود هند و ایران را به تعیین نقشه مسیر راهبردی در روبط خود سوق داد.
خط لوله گاز ایران به هند از طریق پاکستان در چنین سطحی از روابط نیز جایگاه خاص خود را حفظ کرد و سیاستمداران بر‌جسته هندی نیز بر این موضع تاکید کردند.
چند ماه قبل از سفر خاتمی به هند دیدار «آتل بیهاری واجپایی» نخست‌وزیر وقت این کشور از حزب «بی‌جی‌پی» به تهران در فروردین سال 1380 و پیش‌قدم شدن وی برای گشایشی در طرح عقب‌مانده خط لوله گاز و ایجاد ترسیمی از نقشه مسیر راهبردی بین دو کشور نقطه عطفی در روابط تهران- دهلی‌نو محسوب می‌شود.
«استیو کوهن» پژوهشگر بنیاد بروکینگر آمریکا درباره اهمیت این سفر گفت: علاقه به برقراری ارتباط بیشتر در زمینه تجاری و اقتصادی بار دیگر ایران و هند را به یکدیگر نزدیک کرده است.
«شفر» سفیر پیشین آمریکا در هند و مدیر برنامه جنوب آسیا در مرکز مطالعات استراتژیک بین‌المللی در واشنگتن نیز گفت: نخستین نکته‌ای که باید آن را درک کرد این است که ایران یکی از بزرگترین فراهم‌کنندگان انرژی و هند هم یکی از دو بازار سریع در حال توسعه جهان طی 20 سال آینده به شمار می‌رود.
سیر روابط ایران و هند که پایه‌های آن تاریخی و فرهنگی است و در دوران معاصر بارویکرد اقتصادی شکل گرفته اکنون در منطقه مورد هجوم عوامل آمریکایی غرب‌گرا و صهیونیستی واقع شده است.
درز کردن برخی مطالب و گفته‌های تحریک برانگیز و نوشته شدن برخی مقالات در کنار تحرکات عوامل غربی در منطقه این زمینه را وجود آورد که آمریکا ضمن کار کردن روی جلب نظر هند برای تکرار رای دهلی‌نو در مقابل برنامه‌های هسته‌ای ایران در نوامبر (سوم آذر) همزمان نیز با دور کردن دهلی‌نو از تهران بتواند طرح خط لوله گاز را که برای منطقه جنوب آسیا حائز اهمیت است تخریب کند. هر چند آرای امریکا در نشست 24 نوامبر هرگز عملی نشد.
نکته جالب در این مصاف سیاسی اقتصادی آن است که برخی از مطالبی که به روزنامه‌های چاپ هند درز می‌کند گفته‌ها و سخنان مقامات ایرانی در شرایط حساس کنونی است که چالش برانگیز است.
در آخرین مورد روزنامه «ایندین اکسپرس» چاپ دهلی‌نو بیشترین مطلب یک صفحه (روز یکشنبه دو هفته قبل) خود را به پیامی اختصاص داد که به یک هیات هندی از شرکت نفت گاز این کشور که اخیرا به تهران سفر کرده داده شده است.
به نقل از سخنان «هادی نژاد حسینیان» معاون بین‌الملل وزارت نفت ایران در ملاقات ماه گذشته با هیات وزارت نفت هند در تهران اگر دهلی رای قبلی خود در آژانس را جبران نکند از مذاکرات بعدی در مورد خط لوله گاز خبری نخواهد بود. یک بررسی در محافل سیاسی و رسانه‌ای هند نشان می‌دهد که باز کردن پرونده‌های گذشته در روابط دو کشور و درز دادن برخی اظهارات و گفته‌ها حتی در نشست‌های خصوصی یکی از محورهایی است که برخی عوامل غربگرا با ساختن چهره‌ای ضد امنیتی از ایران تلاش برای ضربه‌زدن به روابط دو کشور را دنبال می‌کنند.
در همین حال هندی‌ها نیز دوچیز را پوشیده نگذاشته‌اند؛ اول اینکه پذیرفته‌اند که رای مثبت آنها در نشست 24 سپتامبر (دوم مهرماه) امسال آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در حمایت از قطعنامه سه کشور اروپایی علیه برنامه هسته‌ای ایران باعث کدورت و حتی خسارت‌هایی شده است.
دوم اینکه دهلی‌نو با امضای پیمان هسته‌ای با امریکا معامله بزرگی را انجام داده که کاملا براساس منافع ملی و با نگاه به آینده بوده است.
هند در حالی که عضو «ان‌پی‌تی» نیست بخصوص پس از آزمایش‌های هسته‌ای سال 1978 میلادی در پوکران که مورد تحریم قرار گرفت به دنبال آن بوده که با آمریکا در جایی کنار بیاید.
دولتمردان هندی پس از حملات تروریستی سال 2001 میلادی در واشنگتن و تحولات در جنوب آسیا تمام تلاش خود را به کار بستند تا بتوانند با استفاده از فرصت شرایط را طوری رقم بزنند که به اهداف خود در روابط با آمریکا برسند. اما هدف واشنگتن افغانستان بود و گرایش آمریکا به دهلی‌نو مقبول نیفتاد و آن کشور بیش از پیش به سوی پاکستان توجه کرد. اکنون هندی‌ها با استفاده از فرصت «آژانس» و تشویق‌های سخاوتمندانه واشنگتن از جمله ایجاد زمینه امضای معاهده هسته‌ای با هند و لغو تحریم‌ها تلاش دارند بحث این کشور در کنگره آمریکا برای رسیدن به اهداف بلند‌مدت از جمله تضمین رشد اقتصادی و حضور پرقدرت در مجامع بین‌المللی مانند شورای امنیت را به سرانجامی برسانند.
در چنین شرایطی رای مثبت هند به قطعنامه سه کشور اروپایی علیه برنامه هسته‌ای ایران در نشست اخیر شورای حکام در وین هر چند ناخوشایند اما یک واقعیت پذیرفتنی است.
یک روزنامه هندی در ارزیابی این وضعیت می‌نویسد: سفر«مان موهان سینگ» نخست‌وزیر هند به آمریکا و ملاقات با «جرج بوش» و امضای معاهده هسته‌ای بین دو کشور می‌تواند تا مدتی بر روابط هند و ایران تاثیر بگذارد. با این حال ناظران سیاسی در دهلی‌نو معتقدند اگر ایجاد زمینه برای برکنار شدن «ناتوار سینگ» وزیر خارجه طرفدار ایران از سمتش را که دو هفته قبل رخ داد نتیجه برنامه‌ریزی‌های توطئه‌آمیز آمریکا در چارچوب روابط دهلی‌نو- تهران ارزیابی شود توطئه جدی برای تخریب طرح خط لوله گاز ایران به هند را نیز نباید دور از انتظار داشت.
بر همین اساس است که دهلی‌نو در تازه‌ترین واکنش خود آشکار این پیام را برای تهران ارسال کرده است که طرح خط لوله انتقال گاز ایران به این کشور از مسیر پاکستان خارج از تحولات سیاسی و قضیه هسته‌ای مورد بررسی قرار گیرد.
درج این موضوع در مطبوعات این هفته چاپ دهلی‌نو با این پیام آشکار همراه است که به «اعتقاد دولت هند این خط لوله باید تنها در بعد بازرگانی محدود مانده و سیاسی نشود.» روزنامه «ایندین اکسپرس» نیز نوشته است: وزارت نفت و گاز طبیعی هند درصدد انتقال این پیام است که روابط بازرگانی بین دو کشور نباید تحت‌تاثیر منفی تحولات سیاسی قرار گیرد.
در بررسی روند تحولات بین ایران و هند طی دو سه ماه اخیر به خصوص در بعد رسانه‌ای چهار مرحله یا فاز را می‌توان شناسایی کرد که قابل تعمق است.
فاز اول- هند در نشست 24 سپتامبر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به نفع ایران و برای جلوگیری از ارجاع پرونده به شورای امنیت وارد عمل شده و رای داده است که این محور افکار عمومی را قانع نکرد.
فازدوم- باز کردن مسایل و پرونده‌های گذشته در روابط دو کشور که نشان داده شود ایران نیز در برخی موارد از جمله کنفرانس اسلامی موافق هند نبوده است، این محور نیز کارساز واقع نشد.
فازسوم- ایران اتمی تهدید بزرگی برای هند است. در این فاز همزمان تحریک احساسات ملی و حتی نخبگان در داخل هند نیز گنجانده شد و این اقدام نیز با توجه به اینکه هند خود یک کشور اتمی است و جواب آن در خود مساله نهفته موفق نبوده است.
فازچهارم- اقدام قبلی هند در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی کار ابتکاری بوده و دهلی‌نو باید از پیله «آرمانگرایی» و «عدم تعهد» خارج شود و در جهان نوین امروزی رابطه با آمریکا و معاهده هسته‌ای بسیار ارزشمند است.
فازپنجم- پیام‌هایی که از جمله از خود ایران می‌رسد نشان می‌دهد که این کشور خود تهدید بزرگی برای امنیت خط لوله است و نظرهای قبلی مخالفان طرح را تایید می‌کند.
برخی ناظران در دهلی‌نو معتقدند فازهای چهارم و پنجم این محور برنامه‌ریزی شده برای خدشه‌دار کردن روابط ایران و هند برای عوامل غربگرای داخلی و آمریکایی‌ها که به شدت در شبه‌قاره درصدد دستیابی به اهداف بلند‌مدت هستند تاکنون مورد بهره‌برداری بوده است. هر چند که سفارت ایران در دهلی‌نو با انتشار بیانیه و مصاحبه‌های سفیر اقدام‌های موثر و به موقعی را برای خنثی کردن این توطئه سیاسی اقتصادی به انجام رسانده است. بر همین اساس کارشناسان سیاسی می‌گویند ایران و هند با عزم بیشتر در اراده سیاسی و تحرک جدی و زودهنگام نباید بگذارند طرح خط لوله گاز به عنوان مرکز ثقل همکاری‌های منطقه‌ای دچار خسارت شود.
بسیاری از کارشناسان سیاسی و ناظران روابط دو کشور با تکیه بر این سخنان مقامات ایرانی و هندی مبنی بر اینکه «خط لوله گاز مظهر روابط دو کشور است» و «این طرح را باید خط لوله صلح نامید» و همچنین واکنش‌های مقامات دولت بوش از جمله «کاندولیزا رایس» در قبال این طرح معتقدند دستگاه دیپلماسی و رسانه‌ای دو کشور نباید طوری عمل کنند که آمریکایی‌ها و عوامل صهیونیستی موفق شوند دو هدف خود را با یک تیر و همزمان تخریب کنند.