نگاهی به استراتژی دفاع متحرک ارتش عراق
پس از تصرف فاو در عملیات والفجر 8، که به تغییر موازنه سیاسی - نظامی جنگ به نفع جمهوری اسلامی منجر شد، ارتش عراق با انتخاب شیوهای جدید، درصدد برآمد از لاک دفاعی بیرون آمده و شیوه هجومی اتخاذ کند. قبل از این، پس از عملیات خیبر، دشمن این روش را به طور محدودتری در هورالهویزه به کار برده بود؛ اما این بار دفاع فعال عراق، از دامنه وسیعتر و ابعاد جدیدتری برخوردار بود. مهمترین دلایل رژیم عراق برای اتخاذ چنین شیوهای عبارت بود از:
1ـ جبران بخشی از شکست سیاسی در فاو 2ـ خارج شدن از انفعال و به دست گرفتن ابتکار عمل 3ـ بازسازی روحی - روانی نظامیان و حل مشکل افکارعمومی عراق 4ـ تجزیه توان سپاه پاسداران و ممانعت از اجرای عملیات آینده.
دفاع متحرک ارتش عراق در پی نتایجی که از عقب راندن نیروهای خودی از منطقه والفجر 9 به دست آمده بود، شکل گرفت. این سلسله عملیات رژیم عراق از 16 اسفند 1364 شروع شد و در 27 اردیبهشت 1365 با اشغال شهر مهران به اوج خود رسید و متوقف گردید. دفاع متحرک عراق در پی آزادسازی شهر مهران به دست نیروهای سیاه با شکست روبهرو شد. مهمترین عوامل موفقیت این اقدام ارتش عراق چنین بود:
1ـ ضعیف بودن احتمال تهاجم عراق 2ـ حضور نیروهای سپاه در منطقه فاو 3ـ ضعف خطهای پرافندی خودی و عدم آمادگی برای مقابله با حمله دشمن 4ـ برخورداری دشمن از توان مناسب (141 گردان پیاده به علاوه 142 گردان تانک و نفربر که در احتیاط و بازسازی بودند) 5ـ در اختیار داشتن منابع اطلاعاتی متعدد از جمله: ماهوارهها، آواکسها، شبکههای جاسوسی، وجود عناصر منافقین و نیروهای نفوذی در نیروهای مسلح به عنوان منابع داخلی و خارجی، که اطلاعات نسبتاً دقیقی در اختیار ارتش عراق گذاشتند 6ـ عدم آمادگی و ضعف نیروهای خودی مستقر در خطوط پدافندی کماهمیت.
هجوم دشمن به منطقه والفجر 9 و تصرف آن و حتی حمله به منطقه والفجر 4 در هشتم فروردین 1365، هر چند حساسیتهایی در پی داشت اما حاکی از خطمشی جدید دشمن نبود ولی حمله به ارتفاعات شاخ شمیران و برددکان در منطقه دربندیخان در 16 فروردین 1365 نشان داد که عراق استراتژی جدیدی را در پیش گرفته است. از این رو، فرماندهان نظامی درصدد آگاهی از چند و چون موضوع و تعیین راههای مقابله با آن برآمدند.
اخبار حملات دشمن در شرایطی به قرارگاه مرکزی سپاه پاسداران میرسید که سپاه بیوقفه مشغول تثبیت و تحکیم مواضع به دست آمده در منطقه فاو بود و به این دلیل آزاد کردن نیرو از این منطقه مهم میسر نبود. لذا در مراحل اولیه استراتژی دفاع متحرک عراق، سپاه پاسداران قادر به مقابله با آن نبود؛ به خصوص این که نیروی زمینی ارتش مسئولیت اکثر خطهای مورد تهاجم را برعهده داشت. با تشدید حملات عراق و تجمع نیروهای آن در بعضی مناطق مهم، مسئولان سپاه تصمیم گرفتند ضمن تسریع در تحکیم مواضع پدافندی جبهه فاو، اقداماتی را نیز برای متوقف ساختن حملات دشمن انجام دهند. حمله به دشمن، اولویتبندی مناطق پدافندی و تعیین احتیاط برای مناطق مهم، از اولین پیشنهادها بود. بیشتر فرماندهان معتقد بودند بهترین پدافند، آفند است زیرا در آفند، تلفات کمتر خواهد بود مهمتر از این، قبول انفعال خطرات بسیاری را برای جنگ در پی داشت. علاوه بر این، اقدامات دیگری نیز مورد توجه بود.
1ـ اعزام چند تن از فرماندهان برای شناسایی و بررسی چگونگی مواضع اشغال شده 2ـ آزادسازی برخی یگانها از فاو 3ـ استقرار سپاه در مناطق حساس پدافندی 4ـ طرح تشکیل گردانهای مستقل پدافندی قائم 5ـ تدبیر مناسب برای برطرف کردن ضعفها و کمبودهای اطلاعاتی 6ـ ارزیابی صحیح از توان دشمن 7ـ انهدام دشمن و متوقف کردن آن 8ـ حمله به مناطق مهم اشغال شده.
پس از اشغال مهران
بهرغم آنچه دشمن در تبلیغات خود وانمود میکرد و با وجود ارزیابیهایی که از توان نظامی خود برای تداوم این حرکت میکرد، پیروزی رزمندگان در عملیات کربلای 1 نقطقه پایان این سلسله حرکات عراق بود که دستآوردهایی را که این مدت نصیب دشمن شده بود، بر باد داد.
در واقع، پس از تهاجم دشمن به مهران، نیروهای خودی و دشمن، نیاز به فرصتی برای آمادگی مجدد داشتند تا برنامههای خود را به طرف مقابل تحمیل کنند. در این میان، طرفی که میتوانست از زمان، بهتر استفاده کند، ابتکار عمل را به دست میگرفت. در این میدان سپاه با وجود تمامی مشکلات موجود و کمبودهای متعدد، مساله زمان را در نظر گرفت و با به کار بردن نیروها بر حریف پیروز شد. در نتیجه، دشمن- به گونهای فوق تصور- در هم پیچیده و بار دیگر در لاک دفاعی فرو رفت و مجبور شد باز هم در پشت خاکریزها و دژهای خود به انتظار حملات منتظره و غیر منتظره نیروهای اسلام بنشیند.
عملیات کربلای 1 (آزادسازی مهران)
شهر مهران در 27 اردیبهشت 1365 برای بار دوم به دست ارتش عراق اشغال شد بار اول، همزمان با هجوم سراسری به میهن اسلامی، عراق در مهر 1359 وارد مهران شد و آن را اشغال کرد. اما زمانی که عراق در پایان سلسله عملیاتهای بزرگ آزادسازی مناطق اشغالی به دست رزمندگان اسلام، شهر خرمشهر را از دست داد در یک عقبنشینی سراسری از باقیمانده خاک کشور (نه تمام آن) شهر مهران را نیز خالی کرد و بر روی ارتفاعات شمال و جنوب شهر در داخل خاک ایران مستقر شد. شهر تخلیه شده مهران به دلیل تسلط دشمن، برای نیروهای خودی قابل استفاده نبود تا این که در عملیات والفجر 3 شهر مهران و ارتفاعت مشرف بر آن کاملا آزاد شد. پس از عملیات والفجر 8، ارتش عراق در جریان اجرای استراتژی دفاع متحرک (که از 15 فروردین 1365 آغاز شد) بار دیگر شهر مهران را اشغال کرد. این اقدام بیشتر با هدف بازسازی روحیه شکستخورده ارتش عراق و همچنین جلوگیری از اجرای عملیات بعدی جمهوری اسلامی به عمل آمد. علاوه بر این تبلیغات سیاسی برای پیروزی در مهران از نظر تحتالشعاع قرار دادن عملیات فاو در محیط خارجی نیز مورد توجه تصمیم گیرندگان حکومت عراق بود.
هنگام حمله عراق نیروهای زیادی در خطوط پدافندی منطقه مهران حضور نداشت، اما به نظر میرسید پس از تکهای عراق به محور دربندیخان (15 فروردین 1365)، سومار (22 فروردین 1365)، فکه (10 اردیبهشت 1365) و حاج عمران، (14 اردیبهشت 1365) که به جز حاج عمران، در تمام تکهای پیش از آن، به طور کامل موفق بود، بایستی آمادگی نسبی برای مقابله با حمله عراق تدارک میشد، اما چنین نشد و عراق توانست شهر را تصرف کند. در پی آن بلافاصله نیروهای تیپ امیرالمومنین(ع) از لشکر 5 نصر (سپاه پاسداران)، در 28 اردیبهشت 1365 در منطقه نمهکلانبو با دشمن درگیر شدند و پس از چند روز نبرد، تیپ 21 امام رضا(ع) و لشکر 41 ثارالله(ع) (از سپاه پاسداران) در 31 اردیبهشت 1365 ارتفاعات 307، 310 ،345 ،330 و تپه رضاآباد از مجموعه ارتفاعات نمهکلانبو را آزاد کردند. حمله یگانهای سپاه در این محور با این هدف انجام گرفت که از استقرار عراق بر روی ارتفاعات حساس منطقه و تسلط بر تنگه کنجان چم جلوگیری کنند.
در این درگیریها 70 تن از رزمندگان سپاه شهید، 666 تن مجروح، 133 تن مفقود و هشت تن اسیر شدند. در حمله عراق و تصرف شهر نیز از نیروی زمینی ارتش، 9 تن شهید، 180 تن مجروح، 98 تن مفقود شده و 40 تن به اسارت دشمن درآمدند. علاوه بر این، بیشتر تجهیزات و سلاحهای سنگین و نیمهسنگین یگانهای ارتش از جمه توپهای 203 میلیمتری و شمار زیادی تانک، نفربر و خودرو به غنیمت دشمن درآمد.
شرح عملیات
از غروب دوشنبه 9 تیر 1365 رزمندگان به سوی دشمن حرکت کردند. در میان ناباوری، تیربارهای دشمن به شدت کار میکردند و منورها نیز آسمان منطقه را روشن کرده بودند. اما ساعاتی بعد مشخص شد که این اقدام دشمن نه از روی هوشیاری و آگاهی از عملیات، بلکه تنها به دلیل یک حساسیت کاذب بوده است. پس از آن، عملیات در ساعت 22:30 با رمز «یا ابوالفضلالعباس ادرکنی» در حین غافلگیری دشمن (در مناطق سومار، قصر شیرین و...) آغاز شد. در این حمله، خط دشمن در اکثر محورها بدون مشکل خاصی، شکسته شد تنها در محور لشکر 25 کربلا واقع در ارتفاعات قلعه آویزان که استحکامات دشمن زیاد بود حرکت نیروها کند شد، با این حال یک ساعت بعد، در این محور نیز خط شکسته شد. همزمان با شروع عملیات، تیپ 4 لشکر 21 حمزه نیروی زمینی ارتش به همراه نیروهایی از تیپ امیرالمومنین(ع) از لشکر 5 نصر (سپاه) در محور باغ کشاورزی تظاهر به تک کردند و با اجرای آتش توپخانه و تیر مستقیم، دشمن را به خود مشغول کردند.
حمله موفق یگانها و پیشروی آنها موجب شد تا صبح عملیات، علاوه بر هدفهای مرحله اول حدود یکسوم از منطقه مرحله دوم نیز تصرف شود.
صبح عملیات، تحرک حسابشده و مهمی از دشمن مشاهده نشد. مسالهای که برای فرماندهان عملیاتی غیرمنتظره و مشکوک به نظر میرسید این بود که تنها تیپ 1 کماندویی سپاه چهارم با نیروها درگیر شد که آن هم منهدم گردید و همچنین نیروهای احتیاط عراقی در محور امامزاده سیدحسن پاتک کردند که نیروهای لشکر 27 محمدرسول (ص) آن را دفع کردند.
با روشن شدن هوا، عملیات با سرعت بسیاری ادامه یافت، زیرا فرماندهان یگانها با مشاهده وضعیت دشمن بر صدد برآمدند پیش از آن که دشمن خود را بازیابد، کار را یکسره کنند. این تدبیر و اقدام به موقع موجب شد تا پایان روز اول، بسیاری از هدفهای مرحله دوم تصرف شود. در شب دوم عملیات، باقیمانده هدفهای مرحله دوم، تصرف شد و قبل از پایان یافتن شب، رزمندگان بر قسمتی از زمین مرحله سوم نیز مسلط شدند. در جریان عملیات شب دوم، خبرهای مختلفی از عقبنشینی دشمن در محور باغ کشاورزی، تپههای غلامی و پاسگاه دراجی میرسید که فرماندهان را شگفتزده کرده بود. صبح روز دوم مشاهده شد که بیشتر نیروهای دشمن در این محورها عقبنشینی کردهاند.
از صبح زود روز دوم عملیات در تمام محورها ادامه یافت و رزمندگان با روحیهای مضاعف به پیشروی ادامه دادند، از محور باغ کشاورزی خبر رسید که دشمن با سازمانی از هم گسیخته در حال عقبنشینی است. لذا رزمندگان، با سرعت معبری از میان میدان مین باز کرده به کمک تعدادی از نیروهای ارتش، سوار بر نفربر بدون درگیری قابل توجه، وارد باغ کشاورزی شدند و حدود 100 تن از نیروهای پراکنده دشمن را به اسارت درآوردند، لشکر 10 سیدالشهدا (ع) نیز با حضور در پشت باغ کشاورزی تعداد دیگری از نیروهای دشمن را اسیر کرد.
افزون بر این، رزمندگان که در شب گذشته تا پشت دیوارهای شهر پیش رفته بودند، از دو محور شهر را دور زده و به سوی روستای رستمآباد پیشروی کرده و با پاکسازی و تصرف آنها، در غرب مهران ضمن الحاق به احداث خاکریزه پرداختند. این اقدام موجب شد، بدون درگیری، شهر مهران محاصره شود. پس از آن رزمندگان اسلام حوالی ظهر از چند محور وارد شهر شدند، در حالی که دشمن قبل از آن، شهر را تقریبا خالی کرده بود. سرانجام تا غروب آفتاب شهر به طور کامل پاکسازی شد. عملیات در شبهای سوم، چهارم، پنجم و ششم نیز با هدف حضور روی ارتفاعات سرکوب و محورهای دیگری که باید تصرف میشد و نیز تشکیل خط مناسب پدافندی، ادامه یافت. از این پس، محورهای پاسگاه دارجی، باغ کشاورزی، تپههای غلامی، فرخآباد و به ویژه ارتفاعات قلعه آویزان محل درگیری رزمندگان و دشمن بودند. یگانهای خودی تلاش فراوانی برای تصرف مواضع برتر ارتفاعات قلعه آویزان به کار بستند. سرانجام، در روز ششم عملیات، لشکرهای 27 حضرت رسول(ص) و 10 سیدالشهدا موفق شدند یالها و قله اصلی این ارتفاع را تصرف کنند به این ترتیب عملیات کربلای 1 با تامین و تصرف 100 درصد هدفهای مورد نظر پایان یافت. در این عملیات در مجموع 40000 تن از رزمندگان خودی در برابر 70000 نیروی دشمن قرار گرفتند. در عملیات کربلا 1 (تا 16 تیر 1365) حدود 70 تن از رزمندگان اسلام شهید و 4500 تن از آنها مجروح شدند. بیشترین ضایعات مربوط به لشکرهای 27 حضرت رسول (ص) و 41 ثارالله(ع) بود. مطابق نظر کارشناسان اطلاعاتی سپاه، در این عملیات بیش از 3400 تن از نیروهای دشمن اسیر و مفقود و حدود 10000 تن از آنها کشته و یا زخمی شدند. همچنین 110 تانک و نفربر و تجهیزات زیادی از دشمن منهدم شد و 69 تانک و نفربر، 64 خودرو، 8 دستگاه مهندسی و تسلیحات و تجهیزات دیگری به غنیمت رزمندگان اسلام درآمد.
بازتاب آزادسازی شهر مهران
آزادسازی شهر مهران، به منزله شکست استراتژی دفاع متحرک بود. شکستی که رژیم عراق در گام اول خود با عدم موفقیت نسبت به تامین اهداف مورد نظرش با آن رویارو شد و سرانجام با از دست دادن مهران، چشماندازی جدید از ناتوانی و ضعف این کشور در موضع آفند و پدافند، ترسیم و نمایان گردید، خبرگزاری فرانسه در پی آزادسازی شهر مهران گزارش داد: «ناظران در خلیجفارس عقیده دارند که اشغال مهران توسط قوای ایران، شکستپذیری رژیم عراق- به ویژه استراتژی نظامی جدید آن موسوم به دفاع متحرک- است.»
در میان مناطقی که ارتش عراق تصرف کرد، شهر مهران از اهمیت خاص سیاسی- تبلیغاتی برخوردار بود و برای عراق به عنوان جبران شکست فاو و نیز عامل افزایشدهنده روحیه نیروهای آسیبدیده تلقی میشد؛ لذا آزادسازی آن، گذشته از این که شکست دشمن در استراتژی تازه محسوب میشد، آسیبهای عمده دیگری را متوجه ارتش عراق کرد. چنان که وقتی مهران بازپس گرفته شد، رسانههای جهان به انحاء مختلف به بعد روانی مساله اشاره کردند. از جمله نشریه فارین ریپورت، چاپ لندن، نوشت:
«مهران به خودی خود فاقد اهمیت است، تهاجم به مهران، نه از جهت استراتژیکی، بلکه از نقطهنظر روانی، واجد اهمیت میباشد.»
رادیو آمریکا نیز به نقل از کارشناسان نظامی گفت: «شکست عراق ممکن است از نظر روانی اثر مهم و شگفتانگیزی داشته باشد؛ چرا که عراقیها بیشتر به خاطر جبران شرمساری ناشی از تصرف بندر عراقی فاو به دست ایرانیها، دست به حمله زده بودند.»
گذشته از این در هم شکستهشدن خطوط دفاعی عراق در فاو و ناتوانی این کشور در بازپس گیری آن، رژیم صدام را نزد غرب و حامیان منطقهای خود به طور اساسی زیر سوال برد و این واقعیتی بود که حاکمان بغداد مایل به تن دادن به آن نبودند و به منظور اثبات توانایی و حفظ برتری خود، مبادرت به اتخاذ استراتژی موسوم به دفاع متحرک نمودند، بر اساس این به خوبی روشن است که شکست مهران میتواند چه تبلیغاتی در رابطه با بیاعتمادی حامیان و متحدین رژیم بغداد فراهم آورد. روزنامه نیوزویک چاپ آمریکا پس از آزادسازی مهران نوشت: «بازپس دادن مهران (پس از فاو)، اعتماد مقامات آمریکایی را نسبت به رژیم عراق به شدت کاهش داد و گفته میشود که آمریکا کمکهای تسلیحاتی خود را به این رژیم محدود کرده است.» فتح فاو توسط قوای نظامی ایران، موقعیت و فضای جدید در جنگ به وجود آورد که توام با واقعنگری از سوی رسانههای جهانی دنیا در مورد تواناییهای بالفعل و بالقوه جمهوری اسلامی و نیز ناتوانی رژیم عراق، در ادامه جنگ و رویارویی با تهاجمات ایران بود. تثبیت وضعیت یاد شده قطعا نیازمند پیروزیهای دیگر بود که تنها قسمتی از آن با فتح مهران و پس زدن نیروهای دشمن تامین گردید. در این روند آنچه که در رسانههای غربی منعکس شد، عمدتا حول محور توانایی و برتری نظامی ایران دور میزد. گذشته از این، حفظ برتری در فاو و اجرای عملیات در مهران، نشان دادن نوعی افزایش توان نظامی ایران تلقی شد. رادیو بی.بی.سی به نقل از مفسر بخش شرقی خود گفت: «اگر چه تسخیر مهران از نظر تعیین نهایی جنگ نقش قاطعی نخواهد داشت، اما نیروهای ایران نشان دادند که ضمن حفظ مواضع خود در فاو، در مقابل حملههای پیدرپی عراق میتوانند نیروهای عراقی را از بخش مرکزی جبهه نیز بیرون برانند و خطر مهمی در آینده جنگ ترسیم نمایند.» خبرنگاران دیگری از رادیو آمریکا با مشاهده تلاش ایران برای فراخوان نیرو و نیز اظهارات مقامات تهران از نقشههای آینده ایران خبر میدهد و میگوید: «نقشه کلی ایران در حال حاضر این است که کلیه منابع خود را بسیج کند تا از فرصت اخیر خود بهرهبرداری کند و ایران را به یک پیروزی سریع در جنگ نایل سازد، به ویژه آن که محسن رضایی فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تاکید کرده که اگر به عراق فرصت داده نشود که پس از شکستهای اخیر تجدید قوا کند، ایران میتواند امیدوار باشد که امسال جنگ را به پیروزی خاتمه بدهد. از سوی دیگر آیتالله خامنهای در خطبههای نماز جمعه تهران اعلام کرد که رژیم تهران از این پس به حملات محدود اکتفا نخواد کرد و قصد دارد با یک حمه گسترده آخرین ضربه را به عراق وارد آورد.»
پیروزی ایران در عملیات کربلا 1 از ابعاد مختلف مورد توجه مفسران و ناظران آگاه قرار گرفت. مفسر رادیو بیبیسی از منظری دیگر به درایت فرماندهان ایرانی در تغییر تاکتیک نظامی اشاره کرده و میگوید: «رهبران نظامی ایران که در گذشته اتکای زیادی به نیروی پیادهنظام داشتند از تلفات سنگین این شیوه جنگ ظاهرا درس گرفتند به گونهای که استراتژی فعلی آنان بیشتر به تشخیص نقاط ضعف ارتش عراق در امتداد جبههها متمرکز شده است. بنابراین اگر ایران در چندین حمله محدود به پیروزی برسد، احتمال در هم کوبیدن خطوط دفاعی عراق محرز است، گرچه معلوم نیست که کمبود سلاحهای سنگین بتواند ابتکار عمل را در این مساله به دست آورد یا نه؟»
خبرنگار بیبیسی همچنین تصریح میکند که تصرف شش هفته قبل مهران توسط ارتش عراق که نشانه تغییر روش این کشور در جنگ بود و امیدوار بود آن را در ازای فاو معامله کند سودی در بر نداشت.
حتی با وجود حملات متقابل در منطقه فاو نتوانست نیروهای ایرانی را از شبهجزیره فاو بیرون براند. لذا از دست دادن مهران برای دولت عراق شکست دیگری محسوب میشود.
از سوی دیگر طارق عزیز (معاون نخستوزیر و وزیر امور خارجه عراق) در اولین واکنش رسمی بدون اشاره به شکست نیروهای ارتش کشورش در منطقه عملیاتی مهران خواستار انزوای ایران در محیط بینالمللی شد. او از تمام کشورهای جهان خواست رژیم ایران را از خانواده جهانی منزوی کند و از مجهز کردن تهران به سلاح و تجهیزات نظامی و متخصصان فن خودداری کنند تا بدین وسیله رژیم تهران را برای پایان جنگ و بازگشت صلح به منطقه تسلیم اراده انسانی نمایند. اما برخی از مفسران این امید عراق را بر باد رفته تحلیل نمودند. گزارشگر صدای امریکا در تفسیر خود پیرامون بازتاب عملیات و تلاشهای دیپلماتیک عراق گفت: «بر سر این شهر تاکنون چندین بار جنگ در گرفته و شهر عملا منهدم شده است. البته این شهر از نظر استراتژیک اهمیت چندانی ندارد، اما بغداد کوشید، با اشغال مجدد آن و از طریق طرفهای ثالث تهران را به مبادله بخش مهران با شبهجزیره فاو در جنوب عراق که ایران آن را در فوریه تصرف کرده بود تشویق کند. ولی ایران علاقهای به این کار نشان نداد و اساسا حاضر نیست تا زمانی که دولت صدام حسین بر سر کار است انجام گفتوگوهای صلح را مورد بررسی قرار دهد.»
از طرف دیگر رسانههای کشورهای حوزه خلیجفارس که همواره با موضعگیریهای خود به طور جانبدارانهای از عراق حمایت میکردند این بار نیز ضمن هشدار به دولت ایران خواستار حل مناقشه از راه مسالمتآمیز شدند. همچنین نخستوزیر مصر، علی لطفی، بدون کوچکترین اشارهای به پیروزی ایران، خواستار وفاق جمعی برای مقابله با ایران شد وی بر این عقیده بود که هویت عربی مصر ایجاب میکند که امکانات کشورش را بسیج نماید و از هیچ کوششی جهت تحقق صلح کامل و عادلانه در منطقه عربی دریغ ننماید. قدرت اعراب برای رویارویی با ستیزهجوییهایی که به منطقه تحمیل شده، بیش از هر چیز به میزان هماهنگی و همبستگی کشورهای عربی بستگی دارد. سرانجام رونالد ریگان (رییسجمهور آمریکا) پس از گذش 10 روز از پایان عملیات کربلای 1 بیش از پیش بر حمایت کشورش از عراق تاکید میکند و در پیامی به صدام حسین از وی میخواهد تا دوشادوش هم در یافتن راهی برای پایان دادن به جنگ کوشش کنند. ریگان در این پیام که در مطبوعات عراق به نحو وسیعی انتشار یافت، از جنگ ایران و عراق به عنوان جنگ مزمن یاد کرد و گفت: من خوشحالم که پس از مراجعه به سالهای گذشته بگویم آرمان مشترک ما، همکاری برای جنگی است که عراق درگیر آن است. ما باید دوشادوش هم کمک کنیم تا صلح و امنیت در منطقه خلیجفارس برقرار شود. اما خمینی رهبر انقلاب اسلامی ایران در رهنمودهای خود بدون توجه به تهدیدهای منطقهای و بینالمللی فرمودند: «ملاحظه کنید الان قدرتهای بزرگی که اتکا دارند به آن سلاحهای عجیب و غریب خودشان در اضطراب دارند زندگی میکنند، گمان نکنید که کاخ سفید یا کرملین الان آرام نشستهاند و با وضع آرام زندگی میکنند. نه آنها با اضطراب زندگی میکنند و این اضطراب برای این است که آنها تابع شیطان هستند و شیطان نمیگذارد که طمانینه پیدا شود.»
امام خمینی سپس به تاثیر پیروزیهای رزمندگان اشاره و تاکید کردند: «نگذارید در جبهه دشمن آرامش پیدا کند اگر بگذارید آرامش پیدا کند میرود و تجهیز زیادتر میکند و شما را به زحمت میاندازد باید نگذارید که او یک شب از اضطراب بیرون بیاید. الان در اضطراب هستند... این پیروزی برای شما هست خدا وعده کرده است که اگر نصرت کنید خدای تبارک و تعالی را شما را نصرت میکند، نصرتها هم که همه دیدید و همه اوقات دیدید که چه نصرتهایی حاصل شده است و حاصل میشود و حاصل خواهد شد. مطمئن باشید. قلبهایتان قوی باشد از هیچ امری نترسید. این قدرتها نیستند که بتوانند با اسلام مقابله کنند. انشاءالله امیدواریم که موفق باشید و انشاءالله من هم دعا میکنم به شما و واقعا مفتخریم به این که ما یک وقتی واقع هستیم که یک همچنین ملتی داریم و یک همچنین سپاهی و یک همچنین ارتشی داریم و یک همچنین قوای مسلحهای داریم و یک همچنین ملت و اشخاصی داریم.»