علی قنادی
فرض کنید دو اتومبیل A و B در یک رقابت هیجانانگیز، از فاصلهای معین، با سرعت و شاخ به شاخ به یکدیگر نزدیک میشوند. طبق مقرارت مسابقه برنده این رقابت هیجانی راننده اتومبیلی است که با ایجاد شرایط خاص، راننده مقابل را مجبور به انحراف از مسیر کند و بتواند مستقیم به راه خود ادامه دهد. هر دو راننده از طریق سیستمهای کامپیوتری و مداربسته تلویزیونی که در داخل اتومبیلشان نصب شده، میتوانند به طور کامل حرکات و سکنات راننده مقابل را از درون اتومبیل خود مشاهده کنند. در فاصله زمانی که دو اتومبیل A و B شاخ به شاخ به هم نزدیک میشوند، هر دو راننده تلاش میکنند با حرکتهای مختلف راننده مقابل را به لحاظ روانی تحتتاثیر قرار دهند تا او زودتر از مسیر مستقیم منحرف شود. راننده اتومبیل A چراغهای خود را روشن میکند و بعد با استفاده از استپ و خاموش و روشن کردن چراغها سعی میکند با ایجاد شرایط روانی خاص، راننده اتومبیل B را وادار به انحراف از مسیر کند. راننده اتومبیل B شروع به بوق زدن میکند و برای این که وانمود کند اتومبیل مقابل را نمیبیند، گاهی صورت خود را به سمت عقب بر میگرداند و بعضی وقتها هم به اطراف نگاه میکند. در مقابل، راننده اتومبیل A دست از فرمان اتومبیل بر میدارد و اینطور وانمود میکند که اتومبیل او مستقیم به جلو حرکت خواهد کرد. هر دو اتومبیل با سرعت تمام به یکدیگر نزدیک میشوند، ولی درست چند لحظه پیش از برخورد، راننده اتومبیل B با استفاده از شرایطی که از قبل تعبیه کرده، فرمان اتومبیل را از محور خود جدا کرده، و از پنجره اتومبیل به بیرون پرتاب میکند. راننده اتومبیل A با دیدن این صحنه، از مسیر منحرف میشود و اتومبیل B با ادامه حرکت در مسیر مستقیم به عنوان برنده این مسابقه هیجانی معرفی میشود.
شبیهسازی رقابت هیجان اتومبیل Aو B یکی از سناریوهایی است که نظریهپردازان تئوری بازیها در اوج رقابت هستهای و بازی بازدارندگی آمریکا و شوروی سابق در دوران جنگ سرد آن را طراحی کردند، اما تئوری بازیها مثل همه نظریههای دیگر، به عرصه رقابت آمریکا و شوروی محدود نشد، بلکه با ورود به عرصه تعاملات دیپلماتیک، مورد استفاده سیاستمداران قرار گرفت. تئوری بازیها به خدمت گرفتن سطح گستردهای از دانشهای روزمره مانند روانشناسی، بازیهای زبانی، فناوری دفاعی، و... تدوین شده و کاربرد زیادی در عرصه دیپلماسی کشورها دارد، هرچند آشکار به آن اشاره نمیشود. پیاده کردن تئوری بازیها بر روی میز مذاکرات هستهای ایران و اروپا یکی از روشهایی است که میتواند در بازیهای دیپلماتیک، مورد استفاده سیاستگذاران هستهای جمهوری اسلامی قرار گیرد. از نقطه نظر تئوری بازیها، بازگشت اروپا به میز مذاکرات هستهای پس از یک وقفه چندماهه، نتیجه یک بازی دیپلماتیک است. بار دیگر به رقابت اتومبیل Aو B بر میگردیم؛ هر دو راننده برایشان این پیش فرض محرز وجود دارد که اگر به راه مستقیم خود ادامه دهند، در اثر برخورد اتومبیلها، هر دو بازنده بازی خواهند بود. در عرصه بازی هستهای، ایران و اروپا خوب میدانند که انعطافناپذیری در نهایت به ایجاد یک بازی «باخت- باخت» منجر خواهد شد که به ضرر دو طرف تمام میشود. اروپا تجربه جنگ عراق در سال 2003 و غلتیدن جهان به سمت امنیت نظامی مورد نظر آمریکا را در کیسه دارد و ایران نیز شورای امنیت و تحریمهای بینالمللی را پیش روی خود میبیند، هر چند شرایط ایران با عراق زمان صدام به کلی متفاوت است.
باز هم به رقابت اتومبیل A و B بر میگردیم و شرایط دو اتومبیل را در مذاکرات ایران و طرف اروپایی پیاده میکنیم. از چند هفته مانده به شروع کار تیم جدید هستهای در تهران، مذاکرات ایران و اروپا قطع شد. با آغاز به کار تیم جدید ایرانی، بازی جدید هستهای ایران و اروپا آغاز شد و تهران «سیاست نگاه به شرق» را در پیش گرفت. از لحاظ شبیهسازی، این حرکت ایران همان نگاه راننده اتومبیل B به عقب و اطراف است تا راننده مقابل را مجبور به انحراف از مسیر کند. در مقابل، طرف اروپایی با استفاده از مواضع بیانی جدید (چراغ زدنهای اتومبیل A) تهدید به ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت کرد. طرف اروپایی حتی در یک مقطع به طور کامل با آمریکا همراه شد و با رها کردن فرمان اتومبیل، چنین وانمود کرد که حرکتهای رادیکال ایران هدایت کار را از دست اروپا خارج کرده و به موجب تقویت موضع آمریکا شده است. در مقابل، ایران نیروگاه UCF اصفهان را راهاندازی کرد. از نقطه نظر تئوری بازیها، این حرکت ایران شبیه بوقهای ممتد اتومبیل B بود. ولی آخرین حلقه بازی دیپلماتیک ایران طرح الزام دولت برای اجرا نکردن پروتکل الحاقی بود که در نهایت با اعلام آمادگی طرف اروپایی برای از سر گیری مذاکرات هستهای بدون تعلیق فعالیت UCF اصفهان همراه شد.
در واقع حرکتهای دیپلماتیک اخیر ایران در قالبهایی مانند مذاکره با غیرمتعهدها، وارد کردن پای روسیه به مذاکرات، از سرگیری کار UCF اصفهان و هشدارهای رسمی و غیررسمی درباره خروج از NPT و پروتکل الحاقی به لحاظ شباهتی، همان حرکتهایی بود که راننده اتومبیل فرضی B در مقابل اتومبیل A انجام داد. راننده اتومبیل A با این فرض از مسیر منحرف شد که با کنده شدن فرمان، هدایت اتومبیل به طور کامل از دست راننده اتومبیل B خارج شده است، غافل از این که سیستم کنترل اتومبیل B طوری طراحی شده بود که اتومبیل، بدون فرمان هم قابل هدایت بود. در عرصه دیپلماسی، برخی اوقات (فقط برخی اوقات) حرکتهای غیرعقلانی (از جا کندن فرمان اتومبیل) که با زمینهسازیهای عقلانی طراحی شدهاند، مثمر ثمر است. هر چند رقابت فرضی اتومبیل A و B مانند همه شبیهسازیهای دیگر، به طور کامل در عرصه مذاکرات هستهای قابل پیاده شدن نیست، ولی بکارگیری تئوری بازیها برای طراحی تعاملات دیپلماتیک که به ویژه بر روی شناخت روانی از طرف مقابل و برداشت او از حریف تدوین شده، برای ادامه تعاملات دیپلماتیک هستهای بسیار سودمند است. بازگشت اروپا به میز مذاکرات به مفهوم حل و فصل مساله هستهای ایران نیست، ولی نتیجه یک سلسله حرکتهای دیپلماتیک حساب شده تیم هستهای جدید است. شکستهشدن اجماع آژانس بر سر ایران در ماه سپتامبر و این که در نشست 24 نوامبر قطعنامهای علیه ایران صادر نمیشود، حاصل بازی هستهای نسبتاً خوب طرف ایرانی در عرصه دیپلماسی هستهای است.