5- مدیریت انقلاب
به اعتقاد بنده، سه بخش عمده در مسؤول وجود دارد؛ سه آمادگى و احساس مسؤولیت: اوّل اینکه، براى نفسِ کار و عمل آماده باشد. تنبلى و بىحالى و سهلانگارى و کار را به دست حوادث و قضا و قدر سپردن، اوّلین بلایى است که ممکن است یک مدیر را از صلاحیت کافى و لازم ساقط کند. جدّى بودن در کار، آرام نداشتن براى کار، احساس مسؤولیت براى اصل اقدام و کار و وظیفهاى که بر عهده گرفته، بسیار مهم است. به همین جهت هم هست که اگر کسى واقعاً در بخشى از بخشهاى کشور احساس مىکند که کفایت لازم براى این کار را ندارد، معلوم نیست که پذیرش آن کار، مشروع باشد. چون قبول این کار، به معناى این است که تعهّد کند و بپذیرد که این کار را به انجام برساند. این، بدون کفایت و لیاقت، امکانپذیر نیست. این، آن نکتهى اوّل در باب مدیر و مسؤول است. دوم، مسألهى آمادگى و استعداد و تعهّد براى انجام کار است؛ به همان نحوى که سیاستهاى کلّى و برنامههاى اساسى کشور آن را اقتضا مىکند. اگر کشور، سیاست مشخّصى را در مقولهاى پذیرفته است، کسى که اجراى بخشى از بخشهاى کشور را مىپذیرد، باید آن را در همان جهت کار و به همان سمت و با همان هدف پیش ببرد و هدایت کند؛ ولو خود او، آن سیاست را به طور کامل تثبیت نکرده باشد. اگر چه، در صورتى که مجرىِ آن سیاست را قبول نداشته باشد، معلوم نیست چقدر بتواند این کار را به درستى انجام دهد. ولى بههرحال، آنکه لازم و اساسى است، این است که مدیر، مسؤول یا وزیرى که این مسؤولیت را بر عهده گرفته، کار را در جهت آن سیاستهاى پذیرفته شده که سیاستگذاران در هر بخش انجام دادهاند، پیش ببرد. این هم آن نکته یا رکن دوم از ارکان یک مدیریّت سالم.
بنده بارها به مسؤولین مختلف کشور، در جاهاى مختلف، عرض کردهام: مردم فلان شهر یا فلان روستاى دورافتادهى کشور، نظام را در چهرهى همان بخشدار یا رئیس پاسگاه نیروى انتظامى یا آن مسؤول مربوطه مشاهده مىکنند. براى آنان، رئیس جمهور و وزیر و رئیس و معاون و همه، همین است که با او مواجه است. اگر او سالم باشد، امین باشد، مردمدار و دلسوز باشد، نشان این است که کل تشکیلات دولت اینگونه است. و اگر خداى ناکرده، قدم را کج بردارد، او مقایسه مىکند و نمىشود جلو مقایسهاش را گرفت.
بیانات در مراسم تنفیذ حکم دورهى دوم ریاست جمهورى آقاى «هاشمى رفسنجانى» 12/05/1372
آقایان و بخصوص مسؤولان، این نکته را توجه داشته باشند که اگر ما بر نقش مدیریت و سرپرستى در جامعهى اسلامى تکیه مىکنیم و آن را تعیینکننده معرفى مىنماییم، با یک گزینش، قضیه تمام نمىشود. اینطور نیست که یک شخص، در رأس برگزیده بشود و شرایط لازم را داشته باشد، بعد دیگر همه چیز به خودى خود، حل خواهد شد. تأثیر مدیران بالا در سرنوشت جامعه هم تا حدود زیادى از این جهت است که مدیر برتر و بالاتر، این قدرت را دارد که دستها و ایادى چرخانندهى چرخهاى کشور را سالم انتخاب بکند. یعنى سلامت آنها، جزو سلامت دستگاه حکومت است. وقتى امیرالمؤمنین علىبنابىطالب (علیه الصلاة والسلام) در رأس حکومت قرار مىگیرد، تمام شاخههاى مدیریت در جامعه، به طرف صلاح حرکت مىکند؛ بهطورى که اگر یک گوشه از مجموعهى این دستگاه مدیریت، ناسالم و ناپاک و غیرمنطبق با معیارها باشد، براى قطع و قلع و قمع آن، امیرالمؤمنین(ع) جنگ چندین ماهه را بر خودش هموار مىکند. یعنى مجموعهى دستگاه مدیریت کشور، باید علوى باشد.
سخنرانى در دیدار با مسؤولان و کارگزاران نظام جمهورى اسلامى ایران، به مناسبت عید سعید غدیر 20/04/1369
من، حقیقتا به مدیریت جدید کشور، از اعماق دل اعتقاد و اطمینان و امید دارم. من، آن روزى را مىبینم که این مدیریت صالح و سالم و کارآمد و انقلابى، بتواند انشاءالله به کمک مردم - که شرط اصلى است - همهى این گرههایى را که وجود دارد، باز کند و راهها را هموار نماید.
سخنرانى در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهورى حجةالاسلام والمسلمین هاشمى رفسنجانى 12/05/1368
انتخابات ریاستجمهورى امسال نسبت به سایر انتخاباتها اهمیت بیشترى هم دارد؛ و آن بهخاطر این است که در سال 1384 برنامهى چهارم توسعه و پیشرفت کشور آغاز مىشود. این اولین برنامه در طول مدت اجراى سند چشمانداز بیست ساله است. امروز کشور ما به حول و قوهى الهى به این توانایى و قدرت رسیده است که بتواند آیندهى بیست سالهى ایران را طراحى کند و چشمانداز روشنى براى این مدت در جهت اهداف والا و حقوق طبیعى و شایستهى این ملت ترسیم کند. این مدت بیست ساله، یعنى چهار برنامهى پنج ساله. اولین برنامه، امسال آغاز خواهد شد. در آغاز برنامه، یک مدیریت کارآمد، با کفایت و پرنشاط باید سر کار باشد تا بتواند سازههاى این برنامه را مستحکم و استوار کند و پایههاى این برنامه را بهطور عمیق و محکم پىریزى کند. اهمیت این انتخابات در این است که ملت ایران مىخواهد مدیرى را انتخاب کند که بتواند موانع اجراى برنامه را از سر راه ملت ایران بردارد؛ مثل بولدوزرى که موانع را برمىدارد تا جادهیى را صاف کند.
بیانات در صحن جامع رضوى 01/01/1384
القاء ناکارآمدى نظام، متوجه مسؤولین کشور است. در قواى مجریه، قضاییه، مقننه، در نیروهاى مسلح، نهادهاى انقلابى و همهى مؤسساتى که کارى از کشور را برعهده دارند، مدیران باید خود را براى مدیریت کارآمد و لایق، آماده و مجهز کرده و براى مردم کار کنند. وقتى از نهضت خدمترسانى حرف مىزنم، به این جهت است. وقتى مىگویم براى خدمت به مردم مسابقه بگذارید، به این دلیل است. تأکید من بر مبارزهى با فساد هم به همین علت است؛ زیرا اگر مدیرى خداى نخواسته فاسد شد، دیگر نمىتواند به مردم خدمت کند و براى آنها مفید باشد. پس اول باید کارآمدى نظام را نشان داد.
بیانات در اجتماع مردم مشهد در حرم مقدس 01/01/1382
من مکرر عرض کردهام که هر جا مدیریتهاى متعهد، مؤمن و دلسوز بر سرکار بودند و با عقل و درایت و ایمان و تعهد نسبت به مردم و نظام اسلامى کار کردند، ما توفیق پیدا کردیم. شما به عرصهى کشور نگاه کنید؛ ما در زمینهى بخشى از پیچیدهترین صنایع - که یک روز صنعتگران این کشور حتى فکرش را نمىکردند - به خاطر مدیریتهاى کارآمد، به حد مطلوب رسیدیم. بسیارى از بیگانگان، دشمنان و رقیبان حتى حاضر نیستند این واقعیت را باور کنند؛ ولى بالاخره باور مىکنند؛ چون آثارش را در گوشه کنار مىبینند. ما در بخشهاى صنعت دفاعى از کجا به کجا رسیدهایم؟ در دوران جنگ، ما در تولید سادهترین مهمات این کشور مشکل داشتیم؛ اما امروز بخشى از ابزارهاى بسیار پیچیده - که خیلى از کشورهایى که نسبت به ما سابقهى بیشترى در صنعت دارند، از آن محرومند - به وسیلهى همین جوانان متعهد و مدیران دلسوز، در بخشهاى دفاعى ما ساخته مىشود. توانایى صنعتى، قابل انحصار نیست. اگر در جایى استعداد و ظرفیتى وجود دارد، به کل بخش صنعت قابل تعمیم است.
بیانات در دیدار گروه کثیرى از اصناف 10/04/1380
امروز، انشاءالله براى ملت ایران روز مبارکى است؛ شروع یک دورهى دیگر از مسؤولیت و مدیریت رئیس جمهور عزیز و کارآمد و گرامىمان که حقیقتا با توجه به اوضاع و احوال جهانى و مطامع دشمنان و تلاشى که دشمن در این برهه مبذول کرد، یک نعمت بزرگ الهى است.
بیانات در مراسم تنفیذ حکم دورهى دوم ریاست جمهورى آقاى «هاشمى رفسنجانى» 12/05/1372
من، حقیقتا به مدیریت جدید کشور، از اعماق دل اعتقاد و اطمینان و امید دارم. من، آن روزى را مىبینم که این مدیریت صالح و سالم و کارآمد و انقلابى، بتواند انشاءالله به کمک مردم - که شرط اصلى است - همهى این گرههایى را که وجود دارد، باز کند و راهها را هموار نماید. البته، همانطور که بارها گفته شده است و باز هم تکرار و تأکید مىکنیم، مبادا مردم انتظار معجزه داشته باشند. این کشور، هشت سال در جنگ بود و اگر درست نگاه کنیم، ده سال جنگ مىکرد. مسؤولان دلسوز و عزیز و خدمتگزارى که در این هشت سال، براى مردم کار کردند، با انواع مشکلات دست و پنجه نرم نمودند تا توانستند کشور را در یک شرایط قابل قبول و بالنسبه خوب - که مبالغه هم نمىکنیم - نگه دارند و حفظ کنند. درعینحال، مشکلات جنگ از بین نرفته و تمام نشده است.
سخنرانى در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهورى حجتالاسلام والمسلمین هاشمى رفسنجانى 12/05/1368
6- عدالت اجتماعی
ب) گسترش عدالت اجتماعى با:
34ـ تنظیم همه فعالیتهاى مربوط به رشد و توسعه اقتصادى بر پایه عدالت اجتماعى و کاهش فاصله میان درآمدهاى طبقات و رفع محرومیت از قشرهاى کم درآمد با تأکید بر موارد زیر:
1ـ 34ـ جبران نابرابرىهاى غیرموجه درآمدى از طریق سیاستهاى مالیاتى، اعطاى یارانههاى هدفمند و ساز و کارهاى بیمهاى.
2ـ 34ـ تکمیل بانک اطلاعات مربوط به اقشار دو دهک پایین درآمدى و به هنگام کردن مداوم آن.
3ـ 34ـ هدفمند کردن یارانههاى آشکار و اجراى تدریجى هدفمند کردن یارانههاى غیرآشکار.
4ـ 34ـ تأمین برخوردارى آحاد جامعه از اطلاعات اقتصادى.
ابلاغ سیاستهای کلی برنامه پنجم توسعه توسط رهبر معظم انقلاب 21/10/1387
این ملت در آن صورت مىشود الگو براى همهى جوامع مسلمان و حتّى غیر مسلمان. ملت ایران مىخواهد ملتى باشد آزاد، مرفه، باایمان، و کشورى داشته باشد آباد و پیشرفته؛ این هدف ملت ایران است.
در این هدف، اختلافى هم وجود ندارد؛ دعواهاى جناحى و اختلافات سیاسى در اینجا همه برطرف مىشود؛ این هدفِ مورد قبول همهى آحاد ملت ایران است.
کشورى آباد داشته باشیم، ملتى آزاد و سربلند داشته باشیم، از ظرفیتهاى ملىِ خودمان بخوبى استفاده کنیم، بتوانیم پیشرو باشیم، پرچم عدالت اجتماعى را در دست داشته باشیم، پرچم ایمان اسلامى را در پیشاپیش همهى ملتهاى مسلمان به دوش بگیریم؛ این چیزى است که همهى ملت ایران طالب و عاشق آن هستند. و مىتوانیم به این هدف دست پیدا کنیم؛ هم شناخت ظرفیتهاى ملى به ما این امید را مىدهد، هم تجربهها این را تأیید مىکند.
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حرم مطهر رضوى 1/1/1386
کشور ما از لحاظ مادى باید در آن، علم و تجربه و فناورى در سطوح بالا قرار بگیرد. از لحاظ ساخت و ارتباطات اجتماعى مردم در زمینهى اقتصاد و بقیهى موارد، ارتباط مردم با یکدیگر، باید ارتباطات سالم، قوى و نشاندهندهى پیشرفت و شکوفایى باشد؛ باید استعدادها در آن جامعه بشکفد. همهى انسانها بتوانند در آن با توان خدادادهى خود در پیشبرد اهداف زندگى، به یکدیگر کمک و با هم همکارى کنند. در آن جامعه باید عدالت اجتماعى باشد. عدالت به معناى یکسان بودن همهى برخورداریها نیست؛ به معناى یکسان بودن فرصتهاست؛ یکسان بودن حقوق است. همه باید بتوانند از فرصتهاى حرکت و پیشرفت بهرهمند شوند. باید سرپنجهى عدالت گریبان ستمگران و متجاوزان از حدود را بگیرد و مردم به این، اطمینان پیدا کنند.
دیدار با مردم شاهرود 20/08/1385
شما ملت عزیز، شما جوانان پرشور و متعهد، شما مرد و زن با ایمان، با حضور حماسى و آگاهانهى خود،دشنام بوش را به خودش برگرداندید و عزم راسخ خود را بر استقلال کشور و دفاع از اسلام و مردمسالارى اسلامى اعلام کردید. رأى شما که در محیطى آزاد و با حضور سلایق گوناگون و به نامزدهائى با چهرهها و گرایشهاى متنوع، در صندوق رأى ریخته شد، پیش از هر چیز، رأى به جمهورى اسلامى، رأى به استقلال ملى، رأى به قانون اساسى، رأى به پیشرفت و عدالت و آرمانهاى اسلامى است که در آن،دین و دنیاى مردم،و رفاه و معنویت عمومى، و عزت و افتخار ملى تأمین خواهد شد. هرکدام از نامزدهاى محترم که سرانجام از بیشترین رأى مردم برخوردار باشد، متعهد به این آرمانها است و عدالت اجتماعى و رفع فساد و تبعیض و مقابله با توطئههاى سیاسى و فرهنگى و اقتصادى نخستین وظیفهى اوست.
پیام به مناسبت حماسهى پرشور 27 خرداد 27/03/1384
اما آنچه امروز براى این کشور مهم است، این است که دستاوردهاى مهم دوران بعد از پیروزى در جنگ تحمیلى تا امروز، بتواند به صورت محصول شیرینى، کام مردم را شیرین کند. با تلاشى که تا امروز انجام گرفته است، ملت ایران و مسؤولان کشور باید بتوانند آینده را همراه با برخوردارى مردم از عدالت اجتماعى و رفاه و ادامهى پیشرفت در راههاى گوناگون، بسازند. زیربناهاى کشور خوب ساخته شده است؛ اما آنچه بهوجود آمده، باید زندگى مردم را از فقر و محرومیت نجات دهد. از آنچه انجام گرفته است، ملت باید بتواند بهرهبردارى کند. بىانصافى است اگر کسى تلاشهاى گذشتهى دولتهاى گوناگون و سالهاى متمادى بعد از جنگ را ندیده بگیرد. کار متراکمى صورت گرفته است؛ لیکن براى اینکه این کارها زندگى عامهى مردم و همهى مناطق کشور را از منافع و برکات خود بهرهمند کند، یک سلسله کار دیگر هم لازم است. وضعیت خطیر و مهم ما به این مناسبت است. ما نمىتوانیم از عدالت اجتماعى فقط حرفى بگوییم و بشنویم. ما نمىتوانیم از صلاح اجتماعى فقط سخنى بگوییم و بشنویم. باور دینى، ایمان انقلابى و باورهاى ملى باید عمق پیدا کند. کشور ما با ملت مؤمن خود - که در جهت علم و فناورى هم پیشرفت مىکند - باید الگویى بشود از توانایى و اقتدار و پیشرفت، تا مسلمانهاى دنیا را تشویق و نام اسلام را بلند کند. شایستهى ملت ایران چنین جایگاه و چنین موقعیتى است. این مقطع تاریخى به این جهت براى ما مهم است. هر دوره خصوصیتى دارد و هر کدام از مسؤولان در دورههاى گذشته کارهایى انجام دادند. امروز ما احتیاج داریم که در کشورمان تلاش و پیشرفت و رشد علمى و فناورى، همراه با عدالت اجتماعى و مبارزهى با فساد باشد. آنچه براى رئیس جمهور آینده بسیار مهم است، این است که با همهى وجود در پى کار و تلاش براى مردم باشد. لذا من در اول سال عرض کردم؛ آنچه کشور احتیاج دارد، رئیس جمهور بانشاط، مصمم، کاردان، توانا، پیگیر و با حوصله است؛ رئیس جمهورى که قدر مردم را بداند؛ با مردم صمیمى باشد؛ براى مردم مجاهدت کند؛ براى مردم کار و تلاش کند؛ ظرفیتهاى کشور را آنچنان بهکار بگیرد که مردم بتوانند از این ظرفیتها در همهجا بهرهمند شوند؛ رئیس جمهورى که اعماق کشور و روستاهاى دورافتاده براى او با تهران تفاوتى نداشته باشد؛ حق مردم شهرهاى بزرگ و کوچک در نظر او یکسان باشد؛ بتواند براى رفع تبعیض و پر کردن شکاف میان ثروتمندان و فقرا تلاش و کار کند؛ رئیس جمهورى شجاع، با تدبیر و مؤمن به هدفهاى انقلاب و نظام باشد.
بیانات در اجتماع بزرگ مردم کرمان 11/02/1384
آخرین نکتهاى که بهعنوان شاخصهى مکتب سیاسى امام عرض مىکنم، مسألهى عدالت اجتماعى است. عدالت اجتماعى یکى از مهمترین و اصلىترین خطوط در مکتب سیاسى امام بزرگوار ماست. در همهى برنامههاى حکومت - در قانونگذارى، در اجرا، در قضا - باید عدالت اجتماعى و پر کردن شکافهاى طبقاتى، مورد نظر و هدف باشد. اینکه ما بگوییم کشور را ثروتمند مىکنیم - یعنى تولید ناخالص ملى را بالا مىبریم - اما ثروتها در گوشهیى به نفع یک عده انبار شود و عدهى کثیرى هم از مردم دستشان خالى باشد، با مکتب سیاسى امام نمىسازد. پر کردن شکاف اقتصادى در بین مردم و رفع تبعیض در استفادهى از منابع گوناگون ملى در میان طبقات مردم، مهمترین و سختترین مسؤولیت ماست. همهى برنامهریزان، قانونگذاران، مجریان و همهى کسانى که در دستگاههاى گوناگون مشغول کار هستند، باید این را مورد توجه قرار دهند و یکى از مهمترین شاخصهاى حرکت خود بهحساب آورند
بیانات در مراسم پانزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینى(ره) 14/03/1383
من معتقدم تلاش براى عدالت اجتماعى و پر کردن شکاف طبقاتى، بزرگترین مسؤولیت ماست. خوشبختانه در این جلسه جمعى از مسؤولان استان هم حضور دارند که خواهش مىکنم روى این مسائل فکر کنند. امروز مهمترین مسألهى ما این است که بتوانیم شکاف طبقاتى بین فقیر و غنى را پر کنیم. بزرگترین خدمت به جوانان این است که بتوانیم استعدادهاى آنها را بارور کنیم؛ امکانات تحصیلى برایشان فراهم نماییم و بعد به فکر شغل و کار براى آنها باشیم. اینکه من گاهى نهیب مىزنم فلان مسألهى فرعى و جنجالى یا دعواى سیاسى را وارد میدان مناقشات عمومى نکنید، بهخاطر همین است، والا اینکه دو جناح و حزب در صد مسأله با هم اختلاف داشته باشند و به سر و کلهى هم بزنند، به هیچ جاى کشور صدمهاى نمىزند. انتظار بنده از مجلس، دولت و مسؤولان در همهى ردهها این است: به معناى واقعى کلمه، مسائل اساسى کشور را بشناسید.
بیانات در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاههاى استان زنجان 22/07/1382
من چند نمونه از پیامها را بعد عرض مىکنم. مسألهى عدالت یکى از این پیامهاست که باید در ذهن مردم جا بیفتد و نزد مردم طالب و عاشق عدالت - عدالت اجتماعى و عدالت اقتصادى، هر دو - به عنوان یک شعار اصلى شود. مثلا ما فیلمى یا طنزى یا بیانى را پخش کنیم که نتیجهاش القاى بىاعتنایى به عدالت به نفع یک شعار دیگر باشد. فرضا ما شعار عدالت را در جامعه به شعار توسعه تبدیل کنیم. البته توسعه هم از نظر مردم و از نظر گویندگان و شنوندگان، مفهوم چندان روشنى نیست. این پیام یا این شعار به آن شعار تبدیل شود، بدون اینکه در این توسعه، عدالت در نظر گرفته شده باشد. این طبعا همان حرکتى است که با آن نواخت عمومى که بایستى همهى دستگاه و اجزاى این مجموعه با آن تطبیق کنند و با آن هماهنگ باشند و آن را پیش ببرند، تطبیق نمىکند.
بیانات در دیدار مدیران صدا و سیما 15/11/1381
نصیحت دوم من، مسألهى عدالتپرورى است. ما براى اجراى عدالت آمدهایم. قشر محروم مردم، بلندگو و تریبون ندارند؛ اما قشر مرفه و زرمند و زورمند، هم از تریبونها بناحق استفاده مىکنند؛ هم هرجا بخواهند، در بدنهها اعمال نفوذ مىکنند و کارشان را پیش مىبرند؛ ولى آن قشر محروم زمین مىمانند. اهتمام اصلى دولت در همهى سیاستهاى اجرایى و بخشى، باید رفع محرومیت به نفع ایجاد عدالت باشد. این باید اولین چیزى باشد که مورد نظر قرار مىگیرد. با این کار، چقدر ما رفع محرومیت مىکنیم و چقدر کشور را به عدالت نزدیک مىکنیم. البته اینکه چه چیزهایى در رفع محرومیت بیشتر مؤثرند، شما آنها را خیلى خوب مىدانید. اشتغال، مسکن، درمان، بیمه و موارد گوناگون دیگر، در کاهش و رفع محرومیت مؤثرند. مثلا اگر مىخواهیم یک پروژهى صنعتى یا معدنى یا ارتباطاتى را اجرا کنیم، در درجهى اول باید ببینیم تأثیر آن در ایجاد عدالت اجتماعى چقدر است؛ بر این اساس کار کنیم.
بیانات در دیدار رئیس جمهور و اعضاى هیأت دولت 05/06/1380
سوال: چرا با توجه به فرمایشهاى شما در زمینهى عدالت اجتماعى و رفع تبعیض و فساد طبقاتى، مسؤولان کشورى این نکته را کمتر مد نظر قرار مىدهند و حتى در زندگى شخصى خود هم به آن جامهى عمل نمىپوشانند، چه برسد در سطح کشور؟
پاسخ رهبر انقلاب: برداشت من از مجموعهى مسؤولان عالىرتبهى کشور این نیست. برداشت من این است که آنها حقیقتا مایلند عدالت اجتماعى در جامعه اجرا شود. همچنان که بارها هم گفتهام - البته این نگاه عام و یک قاعده است؛ هر قاعدهاى ممکن است استثناهایى هم داشته باشد - آنها مىخواهند کار کنند؛ اما در تشخیص راههاى کار، ممکن است نظرات، مختلف باشد. ارزیابى کار مسؤولان هم چنان که باید براى همهى مردم تبیین شده نیست. در هر سه قوه و در همهى بخشها، کارهاى مثبت خوب، بسیار انجام گرفته است؛ کارهایى که حقیقتا به عدالت اجتماعى کمک مىکند. البته اگر از من بپرسند که به این حد راضى هستید، یقینا جوابم منفى است و اصرارم بر این است که همهى وقت و تلاش و همت و امکانات مسؤولان در راه اجراى عدالت اجتماعى باشد، که یکى از بزرگترین هدفهاى انقلاب و از آرزوهاى بزرگ ملت ماست. باید به این سمت برویم. انشاءالله در این جهت، حرکت، تندتر و سریعتر هم خواهد شد. در این راه نباید توقف کرد. ما به هر حدى هم پیشرفت کرده باشیم، تا رسیدن به آرزوهاى بزرگ انقلاب اسلامى و نظام جمهورى اسلامى فاصله وجود دارد؛ لذا باید تلاش ادامه پیدا کند.
این سؤال مهمى است. این انقلاب بیش از ادعا، آرمانهایى داشت. انقلاب نیامده بود که براى مردم ایران پاسخگویى کند. انقلاب، انقلاب خود مردم بود. مردم براى تحقق آرمانهایى انقلاب کردند. این آرمانها عبارت بود از ساختن یک ایران آباد و آزاد، داشتن مردم آگاه و برخوردار از عدالت اجتماعى، نجات از وابستگى و عقبماندگى علمى و استبداد و قهرى که آن روز بر این مملکت حکمفرما بود. مىپرسید ما چقدر به این اهداف رسیدهایم؛ من عرض مىکنم که تحقق این اهداف، تدریجى است؛ چیزهایى است که باید براى آن تلاش و مجاهدت کرد و قدم به قدم پیش رفت. نظام اسلامى، یک نظام پیشساخته - مثل خانههاى پیشساخته - نیست؛ نظامى است که باید آجر آجر و سنگ سنگ روى هم چید و آن را بالا برد. در اثناى این کار، طبیعى است که مشکلاتى پیش بیاید. این مفاهیمى هم که من گفتم - عدالت اجتماعى، آزادى، آگاهى، معنویت؛ که جزو مبانى این نظامند - مفاهیم ایستا و متحجرى نیستند. اینها چیزهایى هستند که بر حسب پیشرفت و اقتضائات زمان، ممکن است مصادیقشان تغییر پیدا کند. در اثناى این کار بسیار پرتلاش و پرزحمت، بسیار طبیعى است که مشکلاتى پیش آید؛ چون به طور پیوسته و دائم بایستى مهندسى و معمارى کرد و مراقب بود که هیچ نقطهاى از این بنا برخلاف جهت صحیح ساخته نشود. البته ممکن است گاهى اختلاف نظر و کمبود مصالح و کمبود نیروى کار پیش بیاید و دشمن این بنا را به منجنیق ببندد و گوشهاى از آن را ویران کند. گاهى ممکن است فلان بنا یا عمله، در گوشهى این بنا، کارى را نادرست انجام دهد، که باید رفت و آن را ترمیم کرد. گاهى ممکن است در کسانى که خودشان معمار و سازندهى بنا هستند، ضعفها و تنبلیهایى وجود داشته باشد. همهاش هم اینطور نیست که بگوییم ضعفها تحمیلى و از ناحیهى دیگران است. بنابراین در این راه، مشکلات فراوانى وجود دارد. کمبود مصالح، رفیق نیمهراه و آدمهاى طماع و قدرتطلب، بخشى از این مشکلات است. ما باید این نظام را بسازیم و ذره ذره و قدم به قدم پیش برویم.
بنابراین ما پیشرفت زیادى کردهایم؛ منتها اگر از من بپرسید که آیا به این حد قانعم، پاسخ من این است: ابدا. ما هنوز راه زیادى داریم؛ هم به عدالت اجتماعىیى که اسلام از ما خواسته است - و اسلام در این خصوص بسیار سختگیر است - هم به آن سطحى از آزادى که ملت ایران مستحق و شایسته آن است، هنوز نرسیدهایم. ما هنوز کار داریم؛ این راه، راهى طولانى است. اینکه من بارها به جوانها مىگویم خودتان را آماده کنید، براى همین است. شما باید این راه را طى کنید. این راه هم راهى است که در هر کیلومترش تابلوى «توقف ممنوع» نصب شده است؛ لذا در این راه نباید توقف کرد. سربازان عدالت اجتماعى باید خستگىناپذیر باشند. کسانى که در این راههاى طولانى و آرمانهاى بزرگ حرکت مىکنند، باید خستگى حس نکنند. یک ملت، اینگونه به سیادت و آقایى و آرمانهاى خودش مىرسد. هیچ ملتى با تنبلى به سیادت و سعادت نمىرسد. بزرگترین مصیبت براى یک ملت این است که بگوید چون ما نتوانستیم همهى هدفهاى خود را تأمین کنیم، پس ولش! نخیر؛ بایستى هدفها را دنبال کرد.
بیانات در جلسهى پرسش و پاسخ دانشجویان دانشگاه صنعتى امیرکبیر 22/12/1379
7- مردمسالاری دینی
این انتخابات، عزیزان من! براى دشمنان شما یک زلزلهى سیاسى بود؛ براى دوستان شما در اکناف عالم یک جشن واقعى بود؛ یک جشن تاریخى بود. در سى سالگى انقلاب این جور مردم بیایند نسبت به این نظام و این انقلاب و آن امام بزرگوار اظهار وفادارى کنند! این یک جنبش عمومى و مردمى بود براى تجدید پیمان با امام و با شهدا؛ و براى نظام جمهورى اسلامى یک نفس تازه کردن، یک حرکت از نو، یک فرصت بزرگ. این انتخابات، مردمسالارى دینى را به رخ همهى مردم عالم کشید. همهى کسانى که بدخواه نظام جمهورى اسلامى هستند، دیدند مردمسالارى دینى یعنى چه. این یک راه سوم است. در مقابل دیکتاتورىها و نظامهاى مستبد از یک طرف، و دموکراسىهاى دور از معنویت و دین از یک طرف دیگر، این مردمسالارى دینى است؛ این است که دلهاى مردم را مجذوب میکند و آنها را به وسط صحنه میکشاند. این، امتحان خودش را داد. این یک نکته دربارهى این انتخابات.
خطبههای نماز جمعهی تهران به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامی 29/03/1388
معتقدم همهى ما وظیفه داریم این را پاسدارى کنیم. یعنى این اتحاد ملى را در گفتن و اعلام صریح حمایت از نظام اسلامى را، دستکم نگیریم؛ این چیز بسیار مهمى است. امروز نظام اسلامى نشان دارد میدهد که مردمسالارى واقعى در او حکمفرماست. مردم مىآیند مىنشینند پاى صحبت نامزدهاى مختلف، گوش میکنند، بعد در حدود شاید ده روز، پانزده روز در خیابانها حضور فعال دارند. این به نظر من خیلى مسئلهى مهمى است. ما باید به این شبهاى گوناگون و متعددى که در خیابانهاى تهران و بعضى از شهرستانهاى دیگر مردم جمع میشدند و بعضى از این نامزد، بعضى از آن نامزد حمایت میکردند، شعار میدادند و هیچگونه درگیرى بین اینها وجود نداشت، افتخار بکنیم؛ این خیلى چیز مهمى است. مردم ما اینند؛ اختلاف سلیقه هم دارند، نظرات مختلفى هم نسبت به نامزدهاى مختلف دارند، اما با همدیگر هم کار میکنند. آقاى مهندس موسوى براى من نقل میکردند که توى یک خیابانى که ایشان میرفته، ماشینى با ماشین ایشان همراه میشوند. آنها شروع میکنند حرفى و شعارى را که علیه آقاى موسوى بوده، با خنده گفتن، آقاى موسوى گفت من هم خندیدم و به آنها دست تکان دادم اینجورى و عبور کردم. خوب، این فضا خیلى فضاى خوبى است. این فضا بعد از انتخابات نباید تبدیل بشود به فضاى خصومت و تقابل؛ عدهاى این را میخواهند در جامعه تحقق ببخشند. این خلاف واقع است. آن کسانى که اجتماع میکنند براى حمایت از یک نامزد، با آن کسانى که اجتماع میکنند براى حمایت از نامزد دیگر، هر دو ملت ایرانند، گروههائى از مردمند؛ ما باید با این دید نگاه کنیم. آرائى هم دارند؛ یک جمعى رأى به این دادند، یک جمعى رأى به آن دادند. البته قاعدهى مردمسالارى این است که اکثریت بر اقلیت در مقام عمل تقدم پیدا میکند؛ یعنى آن کسى که اکثریت به او رأى دادند، او مسئولیت را به عهده میگیرد؛ این قاعدهى مردمسالارى است. اما این به معناى ایجاد تزاحم و ایجاد تعارض و دشمنى نیست. با ایجاد دشمنى همهتان مقابله کنید.
بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار نمایندگان نامزدهای ادهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری 26/03/1388
انتخابات در کشور ما یک حرکت نمایشى نیست. پایهى نظام ما همین انتخابات است. یکى از پایهها، انتخابات است. مردمسالارى دینى با حرف نمیشود؛ مردمسالارى دینى با شرکت مردم، حضور مردم، ارادهى مردم، ارتباط فکرى و عقلانى و عاطفى مردم با تحولات کشور صورت میگیرد؛ این هم جز با یک انتخابات صحیح و همگانى و مشارکت وسیع مردم ممکن نیست. این مردمسالارى، عامل پایدارى ملت ایران است. اینکه شما توانستهاید در طول این سى سال از نهیب ابرقدرتها نترسید، اینکه ابرقدرتها هم غیر از نهیب نتوانستند ضربهى اساسى به شما بزنند، اینکه جوانان کشور در ورود به میدانهاى گوناگون این شجاعت و اخلاص را نشان میدهند، ناشى از مردمسالارى دینى است؛ این را باید خیلى قدر بدانیم. انتخابات سرمایهگذارى عظیم ملت ایران است؛ مثل اینکه شما سرمایهى سنگین و عظیمى را در بانک میگذارید، بانک با آن کار میکند و شما از سودش استفاده میکنید؛ انتخابات یک چنین چیزى است. ملت ایران سرمایهگذارى عظیمى را میکند، سپردهگذارى بزرگى را انجام میدهد و سود آن را میبرد. آراء یکایک شما مردم سهمى است از همان سرمایهگذارى و سپردهگذارى. هر رأیى که شما در صندوق مىاندازید، مثل این است که یک بخشى از پول آن سپرده را دارید تأمین میکنید. یک رأى هم اهمیت دارد. هرچه انتخابات پرشورتر باشد، عظمت ملت ایران بیشتر در چشم مخالفان و دشمنانش دیده خواهد شد؛ براى ملت ایران حرمت بیشترى خواهند گذاشت؛ دوستان شما هم در دنیا خوشحال میشوند. عظمت ملت ایران را حضور مردم در انتخابات نشان میدهد؛ انتخابات این است. بنده همواره در درجهى اول در انتخابات سعیم بر این است که به مردم عرض کنم حضور شما در این انتخابات مهم است. این، تصدیق و تأیید و مستحکم کردن نظام جمهورى اسلامى است. مسئله فقط یک مسئلهى سیاسى و فردى و اخلاقى محض نیست؛ یک مسئلهى همهجانبه است. انتخابات با سرنوشت مردم سر و کار دارد؛ بخصوص انتخابات ریاست جمهورى که سپردن قوهى اجرائیهى کشور به دست یک نفر و یک مجموعه است که کشور را براى مدت چند سال اداره کنند؛ اینقدر انتخابات اهمیت دارد.
بیانات دراجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت علی بن موسی الرضا(ع) 01/01/1388
امروز ملت فلسطین، وسط میدانِ یک جهاد دشوار و بلندمدت است و این نه تنها جهاد فلسطین که بخش برجستهاى است از جبههى گستردهى جهاد دنیاى اسلام با مستکبرین متجاوز و سفّاک و غارتگر. دنیاى اسلام بیدار شده، شعار حاکمیت اسلام در همهى کشورهاى اسلامى جایگاه نخست را در میان جوانان و دانشگاهیان و روشنفکران این کشورها باز یافته. ایران اسلامى که پروراننده و به عمل آورندهى اندیشهى مردمسالارى دینى است، روزبهروز قوىتر و پیشرفتهتر شده، اسلام ناب که امام خمینى آن را پیراسته از التقاط و انحراف و جمود و تحجّر معرفى کرد، در عرصهى سیاسى بسیارى از کشورها امتداد یافته و در شرق و غرب دنیاى اسلام ریشه دوانیده است. طعم تلخ و زهرآگین لیبرال دمکراسى غرب که تبلیغات امریکایى، مزوّرانه مىخواست آن را داروى شفابخش معرفى کند، جان و تن ملت اسلامى را آزرده و دل آنان را گداخته است.
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در سومین کنفرانس بینالمللى قدس و حمایت از حقوق مردم فلسطین 25/1/1385
نعمت بزرگ حضور مردم، هدیهى انقلاب به ماست. قرنهاى متمادى در کشور ما سپرى شد؛ حکومتهایى آمدند و رفتند، بدون اینکه مردم کوچکترین نقشى در تعیین این دولتها و گزینش آنها داشته باشند. انقلاب میدان را براى مردم ما باز کرد. مردمسالارى در کشور ما، یک مردمسالارى حقیقى متکى به ایمان است. مردم از روى احساس وظیفهى دینى است که در عرصهى انتخابات وارد مىشوند و طبق تشخیص خود گزینش مىکنند و رأى خود را به صندوق مىاندازند. انتخابات نهم هم مثل انتخاباتهاى قبل، بحمدالله پرشور و سالم و افتخارآمیز برگزار شد. البته دشمنان ملت ما - که باید گفت دشمنان اسلام - حاضر نیستند به وجود این مردمسالارى سالم اعتراف کنند. هرچه توانستند، تلاش کردند شاید انتخابات را بىرونق کنند. تبلیغاتچىهاى وابستهى به مراکز قدرت، از مدتها پیش از انتخابات، با لحنهاى گوناگون، فضا را از هیاهوى مخالفت با انتخابات پر کردند؛ سعى مىکردند مردم را ناامید کنند؛ مردم را از حضور در این میدان شرف و افتخار منصرف کنند. آخرین آنها حرکت گستاخانه و البته ابلهانهى رئیس جمهور امریکا بود که روز قبل از انتخابات به مردم ما صریحا توصیه کرد که در انتخابات شرکت نکنند! ملت ما استقلال خود، هوشمندى خود، شجاعت خود، دلسوزى و پایبندى خود به منافع ملى را در این نوبت هم مثل نوبتهاى دیگر نشان داد. حقا و انصافا در مقابل هوشیارى و وقتشناسى این ملت، انسان احساس تواضع و خضوع مىکند. این ملت، ملت شجاع و بیدار و با ایمان و پرانگیزهیى است؛ بگذارید دشمنان این ملت هر چه مىخواهند، بگویند. این ملت راه خود را پیدا کرده است و با همت والا در این راه به پیش مىرود. سردمداران استکبار جهانى بعد از انتخابات هم از تخریب وجههى انتخابات ایران دست برنداشتند. یک مسؤول امریکایى گفت ما دمکراسى ایران را قبول نداریم! اینگونه صدور تصمیم دربارهى ملتها، خوى استکبارى ناپسند و پلیدى است که متأسفانه امروز شیطان بزرگ به آن گرفتار است. ملت ایران هم دمکراسى آنها را قبول ندارد. دمکراسىیى که پول سرمایهداران صهیونیست حرف اول را در آن مىزند، چه افتخارى مىتواند داشته باشد و چه چیزى را مىتواند به مردم دنیا تعلیم دهد؟ دمکراسى حقیقى، مردمسالارى برخاستهى از دین و ایمان است. انگیزهى مردم، برخاستهى از دین، از احساس مسؤولیت و از احساس تکلیف ملى و دینى است؛ لذا وارد میدان مىشوند و در میان نامزدهاى مختلف، گزینهى خودشان را انتخاب مىکنند. رئیس جمهورى که با چنین آرائى سر کار مىآید، وامدار هیچ کس جز خدا و مردم نیست؛ این معناى مردمسالارى است. ملت عزیز ما این نعمت الهى را قدر بدانند؛ بر آن پاى بفشارند و تأثیر و حضور خودشان را در میدانهاى گوناگون تعیین سیاستهاى کشور و گزینش مدیران عالىرتبه همچنان حفظ کنند.
بیانات در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهورى دکتر محمود احمدىنژاد 12/05/1384
بستر مردمسالارى اسلامى و حضور مردم را انقلاب به ما داد. ما باید روى این زمینه تکیه کنیم. البته از طرف کسانى سعى شده که بین جمهوریت نظام و اسلامیت، رقابتى به وجود بیاورند. یکجا بعضىها بگویند روى اسلامیت تکیه شد، جمهوریت تضعیف شد؛ یک عده هم بگویند روى جمهوریت تکیه شد، اسلامیت تضعیف شد. اینطورى نیست. در کشور ما جمهوریت از اسلامیت جدا نیست. این مردم، مؤمن و عمیقا پایبند به مبانى دینى هستند. همیشه در انتخاباتهاى ما این نشان داده مىشود. در سال 76 هم همینطور بود؛ سال 80 هم همینطور بود؛ امسال هم که 1384 است، همینطور است. در انتخابات، مردم در حقیقت به پایههاى اعتقادى خودشان و به آنچه بر آن پایهها مبتنى است، رأى مىدهند. مردم عقاید خود را دوست مىدارند و به این عقاید و مبانى پایبند هستند؛ و همین مبانى هم ما را پیش مىبرد. لذا جمهوریت - یعنى مردمسالارى به معناى واقعى کلمه - در این کشور همواره با اعتقاد به اسلام و حرکت در جهت اسلام همراه است و انشاءالله بستر جریان مردمسالارى و پیشرفت و رشد این حالت و نهادینه شدن روحیات ناشى از مردمسالارى اسلامى روزبهروز در کشور گسترش پیدا خواهد کرد.
بیانات در دیدار اعضاى هیأت دولت 10/05/1384
مبناى مردمسالارى دینى با مبناى دمکراسى غربى متفاوت است. مردمسالارى دینى - که مبناى انتخابات ماست و برخاستهى از حق و تکلیف الهى انسان است - صرفا یک قرارداد نیست. همهى انسانها حق انتخاب و حق تعیین سرنوشت دارند؛ این است که انتخابات را در کشور و نظام جمهورى اسلامى معنا مىکند. این، بسیار پیشرفتهتر و معنادارتر و ریشهدارتر از چیزى است که امروز در لیبرال دمکراسى غربى وجود دارد؛ این از افتخارات ماست؛ این را باید حفظ کرد.
بیانات در مراسم شانزدهمین سالگرد ارتحال امام خمینى (ره) 14/03/1384
اینکه ما امروز مردمسالارى دینى را مطرح مىکنیم، چیزى غیر از ترجمهى جمهورى اسلامى نیست. امروز بعضىها به صورت مبالغهآمیز و گاهى بشدت غیرمنصفانه دم از مردمسالارى مىزنند. مردمسالارى چیزى نیست که در ایران سابقهى تاریخى داشته باشد - اصلا وجود نداشته - این حقیقت و این مفهوم با جمهورى اسلامى در کشور تعریف شد و تحقق پیدا کرد. البته دامنهى مردمسالارى را مىشود گسترش داد، مىشود کیفیت داد، مىشود هر چیزى را برتر کرد - در این شکى نیست - اما نباید نسبت به جمهورى اسلامى بىانصافى کرد. جمهورى اسلامى را انقلاب در مقابل ما گذاشت. ما فهمیدیم دو چیز معتبر است: یکى اینکه باید مردم تصمیم بگیرند و انتخاب کنند و حرکت کنند؛ این جمهورى است. یکى اینکه هدفها و آرمانهاى این انتخاب و این حرکت را اسلام باید براى ما ترسیم کند. مىتوانست به جاى اسلام چیز دیگرى باشد. مگر در دنیا چیست؟ شما خیال مىکنید اهداف و آرمانهاى جمهورىهاى لیبرال دمکراسى دنیا چیست؟ چه کسانى این اهداف را تعریف مىکنند؟ آیا متفکران و انساندوستان و دلسوختگان بشریتند که مىنشینند اینها را ترسیم مىکنند؟ یا نه، مسلطین بر حکومتها و قدرتهاى جهانىاند؛ کارتلها، تراستها، سرمایهدارها و امروز بیش از همه صهیونیستها؟ البته کاملا متصور و ممکن است و امروز جلوى چشممان داریم مىبینیم که اینها آرمانهاى واقعى را براى مردم تبیین نمىکنند.
بیانات در دیدار جوانان، اساتید، معلمان و دانشجویان دانشگاههاى استان همدان 17/04/1383
مهمترین چیزى که در باب مجلس شوراى اسلامى وجود دارد، این است که این مجلس مظهر مردمسالارى دینى است. الگویى که نظام اسلامى در خصوص مردمسالارى دینى به دنیا ارائه داد و در عرصهى سیاست جهانى مطرح کرد، بدون شک تجربهى موفقى از آب درآمد. آنچه در آن، هم رأى و اراده و شخصیت و خواست مردم در آیندهسازى جامعه تأثیر دارد، و هم چارچوب این حرکت، ارزشهاى معنوى و الهى است، همان چیزى است که امروز بشریت نیازمند آن است و از نبود آن دارد رنج مىبرد. ….. ما ملت ایران آمدهایم معنویت را به شکل جوهرى، اصولى و ریشهیى - نه به شکل سر بار و تعارفى - در الگوى جدید خود گنجاندهایم. مردمسالارى دینى، این است. مظهر این مردمسالارى، مجلس شوراى اسلامى است؛ هم «شورا» است، هم «اسلامى» است؛ هم انتخاب مردم است، هم جهتگیرى اسلامى است، که در اصول متعدد قانون اساسى و در سوگند نمایندگى آشکار است. این الگو، بىنظیر است. البته طبیعى است که علیه آن تبلیغات کنند - به تعبیر بازارىها - توى سر جنس بزنند و سعى کنند آن را از چشمها بیندازند و بىارزش وانمود کنند؛ این یک ترفند شناخته شده است. در دنیا عالىترین دستاوردها و میراثهاى فرهنگى یک ملت را گاهى کوچک مىکنند و آن ملت را از آن دستاوردها بیزار مىکنند؛ در دنیا این کار شناختهشدهیى است؛ اما حقیقت قضیه همین چیزى است که ما آن را حس مىکنیم. مجلس، مهمترین مظهر مردمسالارى دینى است؛ بنابراین از جایگاه خودتان غفلت نکنید. توجه داشته باشید اینجا کجاست و مجلس شوراى اسلامى یعنى چه. اهمیت تصمیم و موضعگیرى را در این مجلس مورد غفلت قرار ندهید. اینجا مرکز و قله و به تعبیرى ویترین مجموعهى نظام اسلامى است که جلوى چشم قرار دارد.
بیانات در دیدار نمایندگان هفتمین دورهى مجلس شوراى اسلامى 27/03/1383
یک مسأله، اصل مسألهى انتخابات و ربط آن با مردمسالارى از نظر اسلام است. دمکراسى غربى - یعنى دمکراسى متکى بر لیبرالیسم - منطقى براى خودش دارد. آن منطق پایهى مشروعیت حکومتها و نظامها را عبارت از رأى اکثریت مىداند. مبناى این فکر هم همان اندیشهى لیبرالى است؛ اندیشهى آزادى فردى، که هیچ قیدوبند اخلاقى ندارد، مگر حد و مرز ضرر رساندن به آزادى دیگران. تفکر لیبرالیسم غربى این است: آزادى شخصى و فردى مطلق انسان در همهى زمینهها و در همهى عرصهها که تجلیگاه آن در تشکیل نظام سیاسى کشور هم خواهد شد. چون در جامعه، اقلیت و اکثریتى هستند، چارهاى نیست جز اینکه اقلیت از اکثریت پیروى کند. این پایهى دمکراسى غربى است. اگر نظامى این را داشت، این نظام از نظر دمکراسى لیبرالى مشروع است؛ اگر نظامى این را نداشت، نامشروع است. این تئورى دمکراسى لیبرالیسمى است، در حالى که بهکلى عمل دمکراسیهاى غربى با این تئورى متفاوت است و آنچه امروز در عرصهى عمل در دمکراسیهاى غربى مشاهده مىشود، این نیست.
امیرالمؤمنین علیهالصلاةوالسلام امام دادگران عالم و مظهر تقوا و عدالت است. وقتى بعد از قتل عثمان در خانهاش ریختند تا ایشان را به صحنهى خلافت بیاورند، حضرت نمىآمد و قبول نمىکرد - البته دلیلهایى دارد که بحث بسیار مهم و پرمعنایى است - بعد از قبول هم فرمود: «لولا حضورالحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ الله على العلماء ان لا یقاروا على کظة ظالم و سغب مظلوم لالقیت حبلها على غاربها»؛ اگر وظیفهى من با توجه، قبول، بیعت و خواست مردم بر من مسجل و منجز نمىشد که در مقابل ظلم بایستم و با تبعیض مبارزه و از مظلوم دفاع کنم، باز هم قبول نمىکردم. یعنى امیرالمؤمنین مىگوید من قدرت را بهخاطر قدرت نمىخواهم. حالا بعضیها افتخار مىکنند: ما باید برویم، تا قدرت را به دست بگیریم! قدرت را براى چه مىخواهیم؟ اگر قدرت براى خود قدرت است، وزر و وبال است؛ اگر قدرت براى مبارزه با ظالم در همهى ابعاد ظلم و ستم - داخلى، اجتماعى و اقتصادى که حادترینش است - مىباشد، خوب است. بنابراین، پایهى مشروعیت حکومت فقط رأى مردم نیست؛ پایهى اصلى تقوا و عدالت است؛ منتها تقوا و عدالت هم بدون رأى و مقبولیت مردم کارایى ندارد. لذا رأى مردم هم لازم است. اسلام براى رأى مردم اهمیت قائل است. فرق بین دمکراسى غربى و مردمسالارى دینى که ما مطرح مىکنیم، همین جاست.
مردمسالارى غربى یک پایهى فکرى متقن که بشود به آن تکیه کرد، ندارد؛ اما مردمسالارى دینى اینطور نیست. چون پایهاش پایهى دینى است، لذا پاسخ روشنى دارد. در مردمسالارى دینى و در شریعت الهى این موضوع مطرح است که مردم باید حاکم را بخواهند، تا او مورد قبول باشد و حق داشته باشد که حکومت کند. اى کسى که مسلمانى، چرا رأى مردم معتبر است؟ مىگوید چون مسلمانم؛ چون به اسلام اعتقاد دارم و چون در منطق اسلام، رأى مردم بر اساس کرامت انسان پیش خداى متعال معتبر است. در اسلام هیچ ولایت و حاکمیتى بر انسانها مقبول نیست، مگر اینکه خداى متعال مشخص کند. ما هرجا که در مسائل فراوان فقهى که به ولایت حاکم، ولایت قاضى یا به ولایت مؤمن - که انواع و اقسام ولایات وجود دارد - ارتباط پیدا مىکند، شک کنیم که آیا دلیل شرعى بر تجویز این ولایت قائم هست یا نه، مىگوییم نه؛ چرا؟ چون اصل، عدم ولایت است. این منطق اسلام است. آن وقتى این ولایت مورد قبول است که شارع آن را تنفیذ کرده باشد و تنفیذ شارع به این است که آن کسى که ولایت را به او مىدهیم - در هر مرتبهاى از ولایت - باید اهلیت و صلاحیت یعنى عدالت و تقوا داشته باشد و مردم هم او را بخواهند. این منطق مردمسالارى دینى است که بسیار مستحکم و عمیق است. یک مؤمن مىتواند با اعتقاد کامل این منطق را بپذیرد و به آن عمل کند؛ جاى شبهه و وسوسه ندارد.
جمهورى اسلامى نظام پارلمانى را که یکى از اشکال مردمسالارى است و شکل خوبى هم هست، قبول کرده و پذیرفته است. این بخش از حاکمیت، یعنى قانونگذارى - غیر از قوهى مجریه و رهبرى که آنها هم بهنحوى با انتخاب مردم صورت مىگیرد - به انتخاب مستقیم مردم با همین قانونى که وجود دارد، که در قانون اساسى ما پیشبینى شده و قوانین عادى هم ترتیبات آن را مشخص کردهاند، صورت مىگیرد، تا کسانى بروند و قانون بگذارند. قانون یعنى چه؟ قانون یعنى سرنوشت یک کشور؛ قانون یعنى سرنوشت انسانها در یک جامعه. چون همه متبع هستند و مجبورند از قانون تبعیت کنند. دولت هم باید از قانون تبعیت کند؛ رهبر هم باید از قانون تبعیت کند. قانون آنقدر مهم است که قالب عملکرد من و شماست. آن کسى را که ما انتخاب مىکنیم و به مجلس مىفرستیم، کسى است که سرنوشت کشور را در چهارسال معین مىکند. ابتدا که ما این نظام پارلمانى را قبول کردیم، بعضى از سیستمهاى منطقهاى که اسلامى هم بودند، اعتراض کردند که این چه چیزى است شما قبول کردهاید؟! من حالا نمىخواهم اسم بیاورم. یکى از همین دولتهاى مدعى مىگفت چرا شما نظام پارلمانى را قبول کردید؟! ما با استدلال به ایشان ثابت کردیم که همین نظام پارلمانى درست است. بنابراین نکتهى اول این است که مردمسالارى دینى که یکى از مهمترین مظاهر آن همین انتخابات مجلس شوراى اسلامى است، به پایهى فکرى و اعتقادى اسلامى تکیه دارد.
بیانات در دیدار استادان و دانشجویان قزوین 26/09/1382
مردمسالارى دینى چون بر اساس یک اعتقاد دینى است، قابل نقض نیست؛ یعنى اگر کسى توانست در انتخابات تقلب کند یا به شیوهاى نظر مردم را جلب کند که بناحق نگاهشان به وى متوجه باشد - مثلا ارزشى که در او نیست، وانمود کند که در او هست؛ بعد مردم به او اقبال کنند و رأى بدهند - در منطق مردمسالارى دینى او حقى ندارد. این شیوه در منطق لیبرالیسم که پایهى لیبرالیسم غربى است، کاملا پذیرفته شده است؛ اما در منطق مردمسالارى دینى نه. سختگیرى در اینجا، بهخاطر اتکاء به مبانى دینى و ایمانى، بیشتر است. پس نفى ظلم، سلطه، استبداد، وابستگى و فساد، همه منبعث و برخاسته از اعتقاد دینى است. بدیهى است وقتى نظامى با این خصوصیات بهوجود آید، براى هر کس که در هر جاى دنیا معتقد به ظلم بینالمللى، استبداد بینالمللى، نفى حقوق ملتها و کشورها و معتقد به بىاعتنایى به مرزهاى کشورهاى مستقل است، دشمن و طرف مقابل و رقیب غیرقابل تحملى محسوب خواهد شد. بهطور طبیعى اینطور است. بنابراین وقتى یک سلطهى بینالمللى و یک ابرقدرت مثل امریکا، سیاست و راهبردش را بر این قرار مىدهد که منافع خودش را تأمین کند، اگر منابع کشورهاى دیگر بهخطر بیفتد، برایش مهم نیست. وقتى نظامى با آن خصوصیات مثبت در دنیا وجود داشته باشد - بخصوص در منطقهاى که کانون توجه امریکا از لحاظ منافع است - بدیهى است بین اینها تضاد و چالش، یک امر قهرى و حتمى و اجتنابناپذیر است.
بیانات در دیدار با دانشجویان دانشگاه شهید بهشتى 22/02/1382
در منطق اسلام، ادارهى امور مردم و جامعه، با هدایت انوار قرآنى و احکام الهى است. در قوانین آسمانى و الهى قرآن، براى مردم شأن و ارج معین شده است؛ مردم هستند که انتخاب مىکنند و سرنوشت ادارهى کشور را به دست مىگیرند. این مردمسالارى، راقىترین نوع مردمسالارىاى است که امروز دنیا شاهد آن است؛ زیرا مردمسالارى در چارچوب احکام و هدایت الهى است. انتخاب مردم است، اما انتخابى که با قوانین آسمانى و مبراى از هرگونه نقص و عیب، توانسته است جهت و راه صحیحى را دنبال کند. در همهى آنچه که در دنیا به نام دمکراسى و مردمسالارى شناخته مىشود، چارچوب وجود دارد. در دمکراسیهاى غربى، چارچوب عبارت است از منافع و خواست صاحبان ثروت و سرمایه داران حاکم بر سرنوشت جامعه. تنها در آن چارچوب است که رأى مردم اعتبار پیدا مىکند و نافذ مىشود. اگر مردم چیزى را که بر خلاف منافع سرمایهداران و صاحبان قدرت مالى و اقتصادى - و بر اثر آن، قدرت سیاسى - است بخواهند، هیچ تضمینى وجود ندارد که این نظامها و رژیمهاى دمکراتیک، تسلیم خواست مردم شوند. یک چارچوب محکم و ناشکننده بر همهى این خواستها و دمکراسیها حاکم است. در کشورهاى سوسیالیستى سابق - که آنها هم خودشان را کشورهاى دمکراتیک مىنامیدند - این چارچوب، حزب حاکم بود. در خارج از چارچوب تمایلات و سیاستها و انگیزههاى حزب حاکم، رأى مردم هیچ توانایى و کاربردى نداشت. بههرحال چارچوب وجود دارد.
امتیاز نظام اسلامى در این است که این چارچوب، احکام مقدس الهى و قوانین قرآنى و نور هدایت الهى است که بر دل و عمل و ذهن مردم پرتو افشانى و آنها را هدایت مىکند. مسألهى هدایت مردم یکى از مسائل بسیار مهمى است که در نظامهاى سیاسى رایج دنیا - بخصوص در نظامهاى غربى - نادیده گرفته شده است. معناى هدایت مردم این است که بر اثر تعلیم و تربیت درست و راهنمایى مردم به سرچشمههاى فضیلت، کارى بشود که خواست مردم در جهت فضایل اخلاقى باشد و هوسهاى فاسد کنندهاى که گاهى به نام آراء و خواست مردم مطرح مىگردد، از افق انتخاب مردم دور شود. امروز شما ملاحظه مىکنید در بسیارى از دمکراسیهاى غربى، زشتترین انحرافات - انحرافات جنسى و امثال آن - به عنوان اینکه خواست مردم است، صبغهى قانونى پیدا مىکند و رسمى مىشود و به اشاعهى آن کمک مىگردد. این، غیبت عنصر معنوى و هدایت ایمانى را نشان مىدهد. در نظام اسلامى - یعنى مردمسالارى دینى - مردم انتخاب مىکنند، تصمیم مىگیرند و سرنوشت ادارهى کشور را به وسیلهى منتخبان خودشان در اختیار دارند؛ اما این خواست و انتخاب و اراده در سایهى هدایت الهى، هرگز به بیرون جادهى صلاح و فلاح راه نمىبرد و از صراط مستقیم خارج نمىشود. نکتهى اصلى در مردمسالارى دینى این است. این هدیهى انقلاب اسلامى به ملت ایران است. این تجربهى جدید و جوانى است؛ اما تجربهى قابل تأمل و پیگیرى و قابل تقلیدى است براى همهى کسانى که دلشان براى فضیلتها و جامعهى پاک و پاکیزهى انسانى مىتپد و از جرائم و رذائل اخلاقى و رواج زشتیهاى خلقیات بشرى رنج مىبرند.
این مراسم، هشتمین مراسمى است که در آن رئیس جمهور منتخب مردم، به طور رسمى رئیس جمهور مىشود و اختیار ادارهى کشور و زمام امور قوهى مجریه را در دست مىگیرد. این را انقلاب به ما داد. البته دستگاههاى تبلیغاتى دنیا با تبلیغات بسیار رذیلانه سعى مىکنند اینگونه وانمود کنند که حضور مردم و مردمسالارى نظام اسلامى، از انتخابات سال هفتادوشش به این طرف است؛ یعنى مىخواهند گذشتهى انقلاب را نفى کنند! این هم ادامهى همان دشمنیهایى است که همیشه با این انقلاب داشتهاند. نه؛ ما ملت ایران در این بیستودو سال، هشت مرتبه پاى صندوق انتخاب رئیس جمهور رفتهایم و با رأى خود، او را انتخاب کردهایم و نشان دادهایم که در کشور ما به برکت نظام اسلامى، محور تصمیمگیرى، مردمند و چارچوب تصمیمگیرى - هم براى مردم و هم براى مسؤولان - احکام و شریعت اسلامى است. این، وظایف سنگینى را بر دوش همهى ما مىگذارد.
بیانات پس از مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهورى آقاى سید محمد خاتمى 11/05/1380
8- رانتخواری
منطق ما قوى است. ما از لحاظ منطق در مقابل هیچکس کم نمىآوریم؛ دیگران در مقابل ما کم مىآورند. واقعیتهاى جامعه هم صحت آن منطق را نشان داده است. با اینکه در طول سالهاى متمادى خرابکارى شده، جنگ و موانع بیرونى بوده، نفوذ آدمهاى ناباب در دستگاهها بوده، بىهمتى و بىحالى بعضىها بوده؛ درعینحال هرجا ما با همان اصول و تفکرات انقلابى اصیل جلو رفتهایم، واقعا پیش رفتهایم؛ نمونههایش همین پیشرفتهاى صنعتى و علمى و گشایشهاى گوناگونى است که در کارها بهوجود آمده. هرجا کار برجستهیى شد، انسان وقتى رفت، دید یک عنصر مؤمن در آنجا مسؤولیت تعیینکنندهیى دارد؛ این را بنده در جاهاى مختلف به تجربه مشاهده کردهام. هرجا کارها لنگ است، بهخاطر این است که در آن از این بىایمانىها و بىریشهیىها که منجر به نفعطلبى و فساد و تبعیض و رفیقبازى و امثال اینها مىشود، وجود دارد. بنابراین در میدان عمل هم ما این فکر را آزمودهایم.
بیانات در دیدار دانشجویان بسیجى 05/03/1384
آرمانگرایىِ جوان ایرانىِ ما عبارت است از ترسیم آیندهیى با این خصوصیات. ما نظام و کشورى مىخواهیم که پیشرفته باشد و مردم آن دانشمند و بیدار و زنده باشند؛ غفلتزده و خوابآلوده نباشند؛ کشور برخوردار از عدالت باشد؛ مبراى از فساد باشد؛ طبقهى اشراف بر آن حاکمیت نداشته باشد - چه اشراف سنتى، چه طبقهى جدیدى که ممکن است اسمشان اشراف نباشد، اما در واقع اشراف باشند و به قول آقایان از رانتهاى گوناگون اقتصادى استفاده کنند - برخوردار از قدرت و استحکام سیاسى باشد؛ و همهى اینها الهام گرفتهى از معارف دین و اسلام عزیز باشد. اسلام این ظرفیت را دارد که اینها را به ما تعلیم دهد
بیانات در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاههاى استان کرمان 19/02/1384
مناسبات اقتصادى و اجتماعى سلامت پیدا کند؛ این، هم بر عهدهى مسؤولان است - بر عهدهى دولت، قوهى قضاییه و مجلس شوراى اسلامى - و هم بر عهدهى آحاد مردم است. مناسبات اقتصادى و اجتماعى غلط یعنى چه؟ یعنى رواج قاچاق، رباخوارى، مصرفگرایىِ افراطى و گرایش به تفاخر در استفاده از مصنوعات خارجى در مقابل نمونههاى داخلى آن، که معنایش این است که کارگر ایرانى را به نفع کارگر خارجى بیکار مىکند. باید افتخار به استفادهى از مصنوعات داخلى در مردم و مسؤولان بیدار شود. در درجهى اول خود مسؤولان و دستگاههاى دولتى و قواى سهگانه، و در درجهى بعد آحاد مردم به این نکته توجه کنند و اهمیت دهند.
وقتى مناسبات غلط اقتصادى در جامعه حاکم باشد، وقتى رانتخوارى رواج داشته باشد، وقتى سوءاستفادهى از قدرت براى به دست آوردن ثروتهاى بادآورده رواج داشته باشد، کسى که تولید کننده و زحمتکش واقعى است، ناامید مىشود. کشاورزى که زحمت مىکشد، صنعتکارى که تولید مىکند، سرمایهدارى که سرمایهگذارى مىکند، معدنکارى که عرق مىریزد، معلمى که در مدرسه درس مىگوید، استادى که در دانشگاه تدریس مىکند، قاضىیى که وقت و اعصاب خود را به کارِ صحیح صرف مىکند، وقتى ببینند راه براى مناسبات غلط اقتصادى در جامعه باز است و با آن برخورد نمىشود، مأیوس مىشوند. این که ما گفتیم و تأکید کردیم که باید با مفاسد اقتصادى و قاچاق مبارزه شود، بهخاطر این است که این پدیدهها اساس پیشرفت کشور را دچار آسیبهاى جدى مىکنند. گردآورندگان ثروتهاى نامشروع، زیادهخواهان، زیادهخواران و مفسدان اقتصادى نباید عرصه را بر کسانى تنگ کنند که یا سرمایهگذارى مىکنند، یا کار مىکنند، یا زحمت مىکشند، یا درس مىخوانند، یا علم را گسترش مىدهند و درآمدى بسیار کمتر از آنها دارند. نظام باید با مفاسد اقتصادى و با جریان فساد اقتصادى مبارزه کند؛ این وظیفهى مجلس و دولت و قوهى قضاییه است.
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در اجتماع بزرگ مردم همدان 15/4/1383
نکتهى دوم از همین قبیل وظایف، مربوط به مردمسالارى دینى است: «انصف الله و انصف الناس من نفسک و من خاصة اهلک و من لک فیه هوى من رعیتک»؛ یعنى دربارهى خودت، دربارهى دوستان و خویشاوندان و رفقاى خودت، رعایت انصاف را در قبال مردم و خدا بکن؛ یعنى اختصاص و امتیاز به آنها نده؛ یعنى همین چیزى که دوستان عزیز فرنگىمآب ما به آن «رانتخوارى» مىگویند؛ یعنى امتیاز ویژه. امکانات استفاده از یک شرکت و یک منبع مالى را در اختیار جمع خاصى قرار دادن، به مناسبت اینکه اینها دوست یا خویشاوند یا رفیق ما هستند. این کار جزو کارهاى ضدمردمسالارى است. هر کس که این کارها را بکند، همان فسادى ایجاد خواهد شد که الان آقاى رئیس جمهور به آن اشاره کردند. بله، باید با این فسادها مبارزه شود. برادران و خواهران عزیز! تا این فسادها در مجموعهى کارگزاران کشور وجود داشته باشد، توانایى کار وجود نخواهد داشت و پیشرفت امکان ندارد؛ هر کار هم بکنید، امکان نخواهد داشت. اینها شکافها و درهها و حفرههایى است که وقتى به وجود آمد، هرچه شما دستاورد داشته باشید و در آن بریزید، آنها را پر نمىکند؛ دستاورد هم از بین مىرود. لذا اول باید اینها را علاج کرد. این فرمایش امیرالمؤمنین علیهالصلاةوالسلام است: «من لک فیه هوى من رعیتک»؛ به رفقا و نزدیکان و آدمهایى که دوستشان دارى، نباید امتیاز ویژه بدهى؛ همه باید یکسان امتیاز ببرند. امتیازى که هست، باید در اختیار همه قرار گیرد. اگر بناست قرعهکشى شود، اگر بناست سقف باشد، درعینحال نباید براى کسى امتیازى وجود داشته باشد.
بیانات در دیدار مسؤولان و کارگزاران نظام جمهورى اسلامى ایران 12/09/1379