تاریخ انتشار : ۰۲ دی ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۱۹۳۹۸۰

پرده یکم ـ نخست وزیری مهدی بازرگان
ماجرا از چه قرار است؟
روز یکشنبه 15 بهمن سال 1357امام خمینی طی حکمی مهندس مهدی بازرگان را به عنوان نخست وزیر دولت تعیین کرد. +
امام بعدها چه گفت؟
والله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما [آقای حسینعلی منتظری] مخالف بودم، ... والله قسم، من با نخست وزیرى بازرگان مخالف بودم ولى او را هم آدم خوبى مىدانستم. والله قسم، من رأى به ریاست جمهورى بنى صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم.
سخنى از سرِ درد و رنج و با دلى شکسته و پر از غم و اندوه با مردم عزیزمان دارم. من با خداى خود عهد کردم که از بدى افرادى که مکلف به اغماض آن نیستم هرگز چشم پوشى نکنم. من با خداى خود پیمان بستهام که رضاى او را بر رضاى مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان علیه من قیام کنند دست از حق و حقیقت برنمى دارم. (نامه امام به آقای منتظری ـ 6 فروردین 1368 ـ صحیفه امام، جلد 21، صفحه 331)
آقای هاشمی در این میان کجاست؟
به نظرم همه قبول کرده بودیم که ایشان [یعنی مهندس بازرگان] [نخست‌وزیر] باشند. ما [اشاره به شورای انقلاب] پیشنهاد دادیم. امام اول ملاحظاتی داشتند. از جمله گفتند اینها حزبی‌اند و چون ایشان نمی‌خواستند حزب را تایید، حکم را به فرد دادند... ما پیشنهاد دادیم، امام حکم دادند... پیش از اینکه دولت بختیار سقوط کند، ایشان [مهندس بازرگان] حکم را پذیرفت... فضا فضای فداکاری بود. (مسعود سفیری. حقیقت‌ها و مصلحت‌ها. گفتگو با هاشمی رفسنجانی. نشر نی. تهران. صفحه 39)          ادامه دارد...