تاریخ انتشار : ۰۹ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۱۹۴۴۰۶

همانگونه که اشاره شد، در بحران میکونوس، مقام معظم رهبری دقیقاً بر پایه همین اصول، مواضع قاطع و قدرتمندانه ای را اتخاذ کردند ومسئولین سیاست خارجی را نیز ملزم به پیروی از این سیاست نمودند.
«دولت هم البته آنچه را که لازمه ی حکمت و اعتزاز این ملت است، در این زمینه عمل می کند و باید عمل بکند. آنچه را که مصلحت است، همراه با عزتی که مناسب این ملت می باشد، باید با توجه و دقت دنبال کند و هیچ گونه عجله ای به خرج ندهد. هیچ احساس احتیاجی نکند، که بحمدالله نمی کند. ما به کسی احتیاج نداریم. این ملت، ملتی با شصت میلیون نیروی انسانی و ذخیره ی بسیار باارزشی از تجربه ها و سرمایه ها - سرمایه های مادی، سرمایه های انسانی، سرمایه های معنوی و دانش تجربه - است. این ملت، خیلی چیزها را در درون خود دارد. ما اگر همه ی دروازه هایمان را ببندیم، از پا نخواهیم افتاد. ما به خودکفایی نسبی کاملی در همه ی جوانب رسیده ایم. اگر این ملت، یک وقت مصلحتش ایجاب بکند که همه ی درها را هم ببندد، می تواند. بدانید که اگر آن چنان روزی برای ملت ایران پیش بیاید، روز فرج است. چرا؟ برای این که ما همیشه آن وقتی که احساس کرده ایم باید از خودمان استفاده بکنیم، درخشیده ایم. دیدید که در جنگ، به مجرد اینکه درهای سلاح و تجهیزات جنگی بر روی ما بسته شد، ما به درون خودمان برگشتیم که خودمان را تأمین بکنیم. این پیشرفت هایی که امروزه در صنایع نظامی داریم، به همین خاطر پیش آمد والا ایران نمی توانست سلاح سبک کوچک هم تولید بکند. امروز ایران، سلاح های پیچیده را هم تولید می کند و می تواند تولید کند. این به برکت همین بستن درها و قطع رابطه ها پیش آمد. به برکت این پیش آمد که ملت ایران و نیروهای سازنده و کارآمد، احساس کردند که باید به خودشان مراجعه کنند. اگر یک روز این احساس در جوانب دیگر پیش بیاید، روز عید ماست. ما از این هیچ نگرانی نداریم.
تلاش کردند تا شاید بتوانند کشورهای اروپایی و کشورهای دیگر وابسته به اروپا را وادار کنند که در این نمایش بی معنی شرکت کنند. البته کشورهای اروپایی حقاً یک طور رفتار نکردند. بعضی ها خیلی بد عمل کردند. من به وزارت خارجه دستور داده ام که رفتارهای این دولت ها را با دقت ثبت کنند. در حافظه ی تاریخی این ملت باید بماند که فلان دولت، چه طوری رفتار می کند. فلان حزب در فلان کشور که امروز دولت را اداره می کند با ملت ایران در روز به خیال خودشان آزمایش، چگونه رفتار خواهند کرد. این باید ثبت شود و البته با دقت ثبت خواهد شدو بعضی ها خوب و عاقلانه و طبق منافع خودشان عمل کردند. آن منافع را فهمیدند و عمل کردند، بعضی ها هم نه.
البته ما در زمینه ی مسایل اروپا، هیچ مشکلی نداریم. سیاست اروپایی را خود ما طراحی کرده ایم، کسی به ما دیکته نکرده است. ما خودمان تشخیص داده ایم که در زمینه ی رابطه با جهان، اروپا کجاست و چگونه باید با اروپا رفتار بکنیم. همان طور هم رفتار کرده ایم و تا امروز هم بوده است. امروز هم آنچه را که لازمه ی حکمت و عزت و مصلحت است، همان را طراحی می کنیم و پیش می بریم. در دنیا به کسی نیاز نداریم که بخواهد به ما کمک کند. ما خودمان به فضل پروردگار، از روز اول انقلاب تا حالا گذرگاه های بسیار دشوار را گذرانده ایم، این ها که چیزی نیست و اصلاً اهمیتی ندارد که با آنچه که ما از سر گذرانده ایم قابل مقایسه باشد. بنابراین، به نظر من ملت ایران در این آزمایش، بیشترین سود را برده است. »169
ب) واکنش قاطع به تصمیمات نشست لوکزامبورگ
واکنش مقام معظم رهبری به نشست وزرای خارجه اتحادیه اروپا در لوکزامبورگ در 29 آوریل 1997 (1376) که به محکومیت ایران انجامید، هشدارآمیز و بسیار تند و کوبنده بود. رهبر انقلاب با مواضع قاطع و انقلابی خود در این سخنرانی، تصمیمات شورای وزرای خارجه اتحادیه اروپا را بکلی تحت الشعاع بیانات خود قرار دادند و با بدست گرفتن ابتکار عمل، نه تنها تصمیم این شورا در خصوص فراخوانی سفرای خود و نیز بازگشتشان به ایران که در آن بیانیه بیست روز پس از فراخوانی تعیین شده بود را به بازی گرفتند، و با فرمان خود به وزارت امور خارجه، مبنی بر ممنوعیت بازگشت سفیر آلمان به ایران، آن ها را به التماس و دریوزه گی واداشتند.
مقام معظم رهبری با وقیحانه خواندن تصمیمات وزرای خارجه اتحادیه اروپا به نقض دست کم یکصد ساله حقوق بشر در اروپا و ایجاد جنایات هولناک بشری به دست همین کشورهای اروپایی، اشاره کرده و فرمودند:
«همین جلسه ای که دیروز این وزرای خارجه ی اروپا داشتند، ملاحظه کنید، حرف های بی خودی و بی ادبانه ای زدند، مواضع غیر صحیحی اتخاذ کردند. گفتند و برخاستند. هدف چه بود؟ هدف، فشار بر دولت و ملت ایران بود. ملت و دولت ایران باید نشان بدهند که در مقابل دولت های زورگو و مستکبر و بی ادب، برخوردشان شدید و قاطع خواهد بود.
یکی از حرف های بسیار غلط این بود که دور هم نشستند، عقل هایشان را یکی کردند و گفتند برویم از دولت ایران بخواهیم که به موازین حقوق بشر احترام بگذارد! من هر چه با خود فکر کردم که روی موضع گیری این ها چه اسمی می شود گذاشت و معنای کارشان چیست، دیدم غیر از کلمه «وقاحت» هیچ چیز دیگری نمی توانم نسبت به آن ها بگویم. در بیان این مطالب آقایان وقاحت بخرج دادند. حقوق بشر؟! دولت های اروپایی، بیشترین نقض حقوق بشر را در طول این یک قرن اخیر انجام داده اند. صد سال، و اگر کسی قبل از صد سال هم پیش برود، همین است.
من تاریخ اروپا را تا حدود زیادی ورق زدم و نگاه کردم. حداقل در این صد سال، همین آقایان اروپایی ها دو جنگ جهانی پر از مفسده بوجود آوردند. در کمتر از دو قرن، وقوع دو جنگ جهانی کار این ها بود. همین آقایان اروپایی، همین هایی که دیروز در لوکزامبورگ نشستند و ریش هایشان را هم قد کردند و با هم حرف زدند و حکمت (!) صادر نمودند، ده ها کشور دنیا را استعمار کرده اند. اگر استعمار و تضییع حقوق ملت ها گناه است، این گناه فقط بر دوش همین دولت هایی است که نمایندگانشان دیروز نشستند و راجع به ایران حرف زدند که حقوق بشر را رعایت کنند. . چطور رویشان می شود به ایران اسلامی، به یک نظام مردمی و به یک ملت رشید بگویند، ناقض حقوق بشر؟! این غیر از وقاحت چیز دیگری است؟ واقعاً این ها وقیحند!
به خیال خودشان دولت ایران را می ترسانند و می گویند ما گفت وگوهای انتقادی را قطع می کنیم. به درک که قطع می کنید! اگر انتقادی هست، ما از شما انتقاد داریم. اسم این گفتگوها از اول غلط بود. من از اول هم می گفتم که بگویید این گفتگوها انتقاد دو طرفه است. اگر انتقادات، انتقاد دو طرفه است، ما بیشتر از شما انتقاد داریم تا شما از ما. شما چه انتقادی دارید؟ انتقاد شما به این است که چرا ما به اصول اسلامی خود پای بندیم! این افتخار ماست. ببینید دشمنان ملت ایران چقدر وقیح، ظالم، غیر منصف، پررو و بددلند. دشمنان جمهوری اسلامی این گونه اند. البته ملت ایران که بزرگتر از این دشمنی ها را دیده است مثل کوه ایستاده است. مگر کسی اهمیت می دهد که این ها چه گفته اند؟»170
ج) دستور منع بازگشت سفیر آلمان به تهران
مقام معظم رهبری در واکنش مقتدرانه و عزتمندانه خود که دقیقاً منطبق با همان اصولی بود که از سوی ایشان ترسیم شده بود، خروج سفرای کشورهای اروپایی را بسیار بی اهمیت توصیف کرده و در خصوص سفیر آلمان هم به مسئولین سیاست خارجی، دستور اکید دادند که برای مدتی به هیچ وجه ایشان را حتی اگر به التماس هم بیفتند به کشور راه ندهند. این جملات که فقط در اوج عزت و اقتدار و آزادگی ممکن است از یک رهبری صادر شود، ورق را بر یکباره نفع ملت ایران برگرداند و اوضاع سیاسی را در جهت منافع جمهوری اسلامی تغییر داد. این جملات را در نهایت غرور و افتخار، مرور می کنیم:
«دستگاه دولتی ما بحمدالله مواضع بسیار خوبی در مقابل حرکت های زشت این ها داشته است، از حالا به بعد هم بایستی با کمال قدرت عمل کند و در مرحله اول، سفیر آلمان را فعلاً تا مدتی نباید راه بدهد که به ایران بیاید. بقیه هم که می خواهند به عنوان یک حرکت به اصطلاح آشتی جویانه برگردند، مانعی ندارد. خودشان رفته اند، خودشان هم برمی گردند. دیدند که رفتنشان هیچ اهمیتی ندارد. این ها اگر می خواهند برگردند، مانعی ندارد. اما در رفتن سفرای ایران به کشورهای آن ها هیچ عجله ای نباید بشود. باید سر صبر و فرصت، ببینند چه چیزی مصلحت است، هر چه که عزت اسلامی اقتضا می کند - همان طور که همیشه گفته ایم - همان گونه عمل بکنند.
این نکته را، هم اروپایی ها و هم دیگران بدانند. اروپا خیال نکند که ما به او احتیاجی داریم، ابداً. ما به او احتیاجی نداریم. ما کشور خودمان را می توانیم بدون اروپا هم اداره بکنیم.
حالا فرض کنید اگر چهار قلم کالای لوکس و تجملاتی از فلان جا می آید، نیاید، چه اهمیتی دارد؟ آنچه که مورد نیاز ملت ماست، در داخل تولید می شود و اگر هم چیزی باشد که ما لازم داشته باشیم، خیلی از کشورها هستند که صف کشیده اند تا به ما بفروشند. چه نیازی به این چند دولت کشور اروپایی است که خیال می کنند صاحب دنیا هستند. »171
مقام معظم رهبری پس از این پیروزی بزرگ و شکست مفتضحانه دیپلماسی غرب در برابر دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران، ضمن اشاره به تأثیر رویداد دوم خرداد در تغییر سیاست دشمنان انقلاب اسلامی، می فرمایند:
«. . . همه اروپا با هم، همدست شده بودند تا سر قضیه دادگاه میکونوس که بنده گفته بودم. . . اگر سفرای دیگر می خواهند بیایند، بیایند ولی سفیر آلمان باید بعداً بیاید، حق ندارد با آن ها برگردد، این حرف را از بین ببرند که سفیر آلمان اگر شده با یک نفر دیگر با هم بیایند! دولت و ملت ایران ایستاد! از راهی که می توانستند فشار بیاورند و اقدام کنند، اقدام کردند! هر کاری که می توانستند بکنند، کردند (تا سفیر آلمان را برگردانند) از اواسط سال 75 شروع شد تا سال 76 رسید و انتخابات انجام گرفت و اجتماع عظیم مردم - آرای 30 میلیونی و شرکت 30 میلیونی مردم در انتخابات که مایه افتخار دولت و ملت ایران و نظام مقدس جمهوری اسلامی بود، موجب شد که مرتب به آن ها فشار بیاید آن ها هم مرتب فشار می آوردند تا شاید بتوانند با دولت و مسئولین جدید ارتباط برقرار کنند! کسی به آن ها جواب نداد، بالاخره در نهایت کار، مجبور شدند همان را که ما گفته بودیم قبول کنند! درست همانگونه که گفته شده بود عمل کردند. »172
به این ترتیب این بحران نیز با پیروزی عزتمندانه انقلاب اسلامی سپری شد و فصل جدیدی از روابط ایران و اتحادیه اروپا که مبتنی بر اصول تعیین شده از سوی مقام معظم رهبری (حکمت، عزت و مصلحت) و درک واقعیت های ایران اسلامی از سوی طرف اروپایی بود، از سر گرفته شد.