تاریخ انتشار : ۰۹ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۱۹۴۴۱۴

 علیرضا رجالى تهرانى
پیشواى یازدهم شیعیان حضرت امام حسن عسگرى(ع) در روز جمعه هشتم ربیع الثانى سال ۲۳۲ هجرى قمرى در مدینه به دنیا آمد.شخصیت علمى و معنوى امام(ع) به قدرى بود که اندیشمندان، متفکران و عالمان بسیارى به وسعت دانش، پایمردى در اصول دین و تقواى بى مانند آن بزرگوار اعتراف کرده اند. از جمله آن دانشمندان، عالم بزرگ اهل سنت، على بن محمد مالکى مشهور به ابن صباغ است که با بیانى شیوا مى نویسد: «منقبت ها و صفات امام حسن عسگرى(ع) گویاى بزرگى و بزرگ زادگى اوست. هرگز کسى در امامت او شک و تردیدى ندارد. یکتا و یگانه عصر خود بود و کسى را یاراى برابرى با او نبود. آقاى اهل عصر و سرور دهر بود. اگر بزرگان زمان قصیده و شعرى بلند باشند، او بیت القصیده آن است؛ و اگر آنان چونان گوهرهاى گردنبندى باشند، او در و مروارید یکتاى میانه آن به شمار مى رود. او بر مرکب دانش نشسته و مشکلات آن را یکایک مى گشاید و در این کار رقیبى نمى شناسد و کسى را یاراى کشاکش با او نیست.با نظر صائب خود، حقایق را آشکار مى کند و با اندیشه نیرومند خویش دقایق فکر را عیان مى سازد.» (۱)
دوران امام عسگرى(ع) با وجود ویژگى هاى مشترکى که با عصر امامان شیعه داشت، از شرایط خاصى نیز برخوردار بود، که به اجمال عبارتند از:
۱- اختناق شدید: در آن دوران، به خاطر مسأله مهدى موعود، شرایط دشوار و گرفتارى هاى زیادى به وجود آمده بود و از طرفى قدرت عباسیان کاسته شده و موالى و ترکان برحکومت دست یافته بودند. شرایط به گونه اى بود که امام(ع) مجبور شد هر دوشنبه و پنجشنبه در دربار خلیفه حاضر شود؛ و در مدت حدود ۶ سال امامت خویش، تقریباً سه سال آن را در زندان به سر برد!
۲- وضعیت نابسامان اقتصادى: حکومت عباسى تلاشى براى بهبود اوضاع اقتصادى جامعه و شکوفایى آن نکرد. در آمدهاى باد آورده در اختیار خانواده عباسى، وزیران، دولتمردان و کاگزاران حکومت مى گشت! و ریخت و پاش بسیارى براى خوشگذرانى صورت مى گرفت؛ ولى در همان حال، اکثریت قاطع مردم از برآوردن نیازهاى اولیه زندگانى خود ناتوان بودند، چه برسد به امکانات رفاهى!
۳- بى بندو بارى درباریان: یکى دیگر از ویژگى ها و پدیده هاى آن دوران، حاکمیت لهو و لعب و عیش و نوش بود. بغداد و سامرا به مراکز اصلى عیاشى، بى شرمى و مسخرگى تبدیل شده بودند. خلفاى عباسى _ بویژه متوکل- که دلبسته و اسیر شهوترانى، لذت طلبى و کامرانى بودند، جامعه را به سوى یک زندگى پوچ و سرشار از فساد سوق مى دادند!
۴- جنبش ها: طبیعى بود که به خاطر رفتار خودکامه خلفاى عباسى وظلم و ستم و نیز به انگیزه رضایت آل محمد(ص) حرکت هاى پیکارگرایانه و جنبش هایى به وجود آید که معمولاً پیامد و نتیجه چشمگیرى نداشتند.
شیوه هاى مبارزاتى امام(ع)
به مقتضاى شرایط و اوضاع عصر، امام عسگرى(ع) شیوه هایى را براى انجام وظیفه و تکلیف دین خود و مبارزه با جریانات منحرف آن دوران اتخاذ کرد که برخى از آن ها عبارتند از: ۱- موضع گیرى در برابر گروهک ها: در عصر آن بزرگوار، گروهک ها و فرقه هاى منحرفى از قبیل: غُلات، بدعتگزاران، صوفیان و دوگانه پرستان وجود داشتند که آن حضرت قاطعانه در برابر آن ها ایستادگى مى کرد و بنابرشواهد تاریخى، چهره واقعى و پلید آنان را به مردم و مسلمین نشان مى داد.
۲- شیوه تقیه: تاریخ چنین گواهى مى دهد که شیعیان در عصر امام حسن عسگرى(ع) در سخت ترین شرایط و نظارت و فشارهاى طاغوتیان قرار داشتند و امام براى حفظ آن ها، ایشان را به راز پوشى وتقیه امر مى فرمود.
۳- بیان ویژگى هاى رهبرى: آن بزرگوار در زندگى خود مشغول پرداختن به بزرگ ترین مسؤولیتى بود که تمامى جهان اسلام راتحت تأثیر قرار مى داد و آن بیان ویژگى هاى رهبرى بود. چنان چه در جمله اى معروف فرمود: «پس هر کدام از فقها که نفس (روح) خود را از گناه بازدارد، نگهبان دین خود، مخالف هوس هاى نفسانى خود و مطیع مولاى خویش باشد، بر همه عوام لازم است که از او تقلید کنند؛ و چنین صفاتى را برخى از فقهاى شیعه دارند، نه همه آن ها.» (۲)
۴- زمینه سازى غیبت امام زمان(عج): امام (ع) مردم را براى قبول غیبت امام مهدى(ع) آماده کرد، و اطاعت از امامى را که نمى بینند و در جمع آنان نیست، به آنان تعلیم داد و در تحقق این هدف به سه کار مقدماتى دست زد: الف- مخفى کردن مهدى(ع) از چشم مردم و نشان دادن وى به برخى از یاران خاص. ب- ارتباط با خواص و در بسیارى موارد، حضور کم در میان مردم. ج- استفاده از روش و کالتى و وساطتى، براى ارتباط با پایگاه هاى مردمى. به غیر از این شیوه ها، امام(ع) موضع هایى در برابر حکمرانان، جنبش ها و مسائل علمى داشتند که دیگر مجال پرداختن به آن ها نیست.